يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 29 آبان 1394     |     کد : 33294

14) رواق اندیشه : فطرت و شخصيت – 1. وراثت و محیط

چكيده / شخصيت يكي از مسائل برخي از رشته هاي علوم انساني مانند روان شناسي و جامعه شناسي است. مهم ترين سؤال در اين زمينه آن است كه عوامل مؤثر بر شخصيت كدام است و سهم هر يك از آنها به چه ميزان است. برخي از انديشمندان مسلمان فطرت را عاملي تأثيرگذار بر شخصيت مي دانند. اين مقاله در پي اثبات اين نكته است كه همه انسانها از فطرت بهره مندند، هرچند سهم هر يك از آن متفاوت است . همه ما با واژه "شخصيت" برخورد داشته و آن را به كار برده ايم : ...

14) رواق اندیشه : فطرت و شخصيت – 1. وراثت و محیط
چكيده
شخصيت يكي از مسائل برخي از رشته هاي علوم انساني مانند روان شناسي و جامعه شناسي است. مهم ترين سؤال در اين زمينه آن است كه عوامل مؤثر بر شخصيت كدام است و سهم هر يك از آنها به چه ميزان است. برخي از انديشمندان مسلمان فطرت را عاملي تأثيرگذار بر شخصيت مي دانند. اين مقاله در پي اثبات اين نكته است كه همه انسانها از فطرت بهره مندند، هرچند سهم هر يك از آن متفاوت است.
همه ما با واژه "شخصيت" برخورد داشته و آن را به كار برده ايم: "فلاني، انسان با شخصيتي است"، "رفتار شما نشانه شخصيت شماست" و ده ها عبارت ديگر. برخي از رشته هاي علوم انساني مانند، روان شناسي، روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي از رشته هايي است كه به اين مسئله مي پردازد. در علوم تربيتي و اخلاق نيز به آن اشاره شده است. تعريف دقيقي از شخصيت كه مورد اتفاق همه باشد وجود ندارد. برخي از روان شناسان شخصيت را الگوهاي معيني از رفتار و شيوه هاي تفكر دانسته اند كه نحوه سازگاري شخص با محيط را تبيين مي كند.1 در جامعه شناسي، شخصيت سازمان پويايي از عوامل مؤثر در يك فرد است كه موجبات سازگاري منحصر به فرد او را با محيط پيرامون فراهم مي سازد.2 مشابه اين تعريف در روان شناسي اجتماعي نيز آمده است: «شخصيت سازمانپويايي (ديناميكي) از منظومه هاي رواني است كه سازگاري بي همتاي فرد با محيطش را موجب مي شود.»3 تعريف جامع و دقيقي كه به همه ويژگي هاي شخصيت اشاره كند و در همه رشته هايمذكور كه از منظر متفاوت به شخصيت نگاه مي كنند مفيد باشد، دشوار است؛ اما همانگونه كه از تعريف هاي مذكور فهميده مي شود شخصيت اشاره به يك واقعيت دارد و آن ساختار فعليت يافته آدمي است كه رفتار او را شكل مي دهد. شايد آيه شريفه «قُل كُل يَعمَلُ عَلي شاكِلَتِه»4 كه بيانگر عملكرد هركس بر اساس ساختار شخصيتي اوست به همين نكته اشاره داشته باشد.
مهمترين محور بحث درباره شخصيت، مؤلفه هاي سازنده شخصيت و سهم هر يك در آن است. دانشمندان علوم انساني در رشته هاي مختلف با نگرش خاصي به شخصيت نگريسته، به عناصر گوناگوني كه در شخصيت فرد مؤثّر است اشاره كرده اند. در ميان عناصر سازنده شخصيت عناصري چون وراثت و محيط كم و بيش مورد قبول بيشتر انديشمندان واقع شده است.
أ) وراثت :
صفات و ويژگي هاي روحي و رواني كه از والدين به فرزند منتقل مي شود در ساخت شخصيت مؤثّر است. امروزه با پيشرفت علم ژنتيك، نقش اين عامل در شخصيت بهتر نشان داده مي شود. از رواياتي كه بر دقت انتخاب همسر تأكيد كرده نشانه هايي از تأثير اين عامل در شخصيت مي توان يافت.
ب) محيط :
اين عامل به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم شده است. مقصود از محيط داخلي، دوران قبل از تولد يا همان دوران بارداري است. تغذيه مادر در اين دوران تسريع در فعليت برخي از صفات بالقوه را موجب مي شود. محيط خارجي كه از بدو تولد آغاز مي شود به محيط طبيعي (جغرافيايي) و اجتماعي تقسيم مي شود. در محيط طبيعي شرايط اقليمي، دما، خشكي يا مرطوب بودن هوا، سر سبزي يا كويري بودن منطقه باعث ايجاد خلق و خوي هاي متفاوت در افراد مي شود. در محيط اجتماعي، اموري مانند خانواده، مدرسه، دوستان و خويشاوندان در شخصيت انسان مؤثرند.5
فطرت از ديگر عوامل مؤثر در شخصيت دانسته شده است كه اين نوشتار به آن مي پردازد. آيت الله مصباح فطرت را يكي از عوامل مؤثّر در شخصيت مي داند و مي گويد:
يكي از عواملي كه عموميت دارد، فطريات است كه در همه انسان ها وجود دارد، هر چند شدّت و ضعف مي پذيرد. مراد از فطريات يك سلسه امور رواني خدادادي است كه در ميان همه آدميان مشترك است و هر يك از آن ها اقتضائاتي خاص دارد.6
برخي در برابر اين نظر، پرسشي اين چنين مطرح كرده اند:
اگر فطرت را به عنوان يك «صفت نوعي» كه تمام آحاد انساني بهره و نصيب مساوي و مشابهي از آن برده باشند، فرض شود (حداقل آنكه بهره بالقوه آنان مشابه باشد) به زبان رياضي، در معادله شخصيت عدد ثابتي را وارد نموده ايم كه با وجود تغيير در جواب معادله، نقشي در ميزان تفاوت جواب ها نخواهد داشت. به عبارت ديگر اگر فطرت انسان ها خصائص واحد با ميزان و شدت يكساني باشد، عوامل مؤثّر در تمايزات آن ها چيزهاي ديگري است لذا در مبحث شخصيت ـ تا آنجا كه دنبال وجوه تمايز افراد است ـ عنصر فطرت مداخله اي نخواهد داشت.
اما اگر تمايلات فطري انسان را «صفات نوعي» بدانيم و در عين حال قائل به اين باشيم كه سهم افراد از اين صفت، بنا به دلايل مختلف از جمله تفاوت عملكرد «اصلاب و ارحام» متفاوت است، در اين صورت، مبحث شخصيت به مسأله شناسايي عوامل مؤثّر در ميزان دريافت سهم يا نصيب افراد از فطرت تحويل خواهد شد كه از اين حيث تقريبا مشابه مسأله اي است كه در علوم انساني رايج در جست و جوي عوامل مؤثّر در شخصيت مطرح مي شود. بديهي است بحث در مورد شناسايي نوع عوامل و تفاوتهاي احتمالي آن، همچنان گشوده خواهد بود. همين طور اگر مقدار نصيب فطري افراد را بالقوه مساوي بدانيم، اما قائل به تفاوت ظهور و فعليت يافتن آن بر اساس عوامل مختلف باشيم، باز بحث شخصيت، شناسايي زمينه هاي مساعد يا موانع فعليت يافتن فطرت خواهد شد كه تقريبا مشابه فرض قبلي است.7
در اين كلام به چهار پرسش مترتب بر هم اشاره شده كه پاسخ به آن ها محور اين نوشته است.
أ) آيا فطرت در همه انسان ها وجود دارد؟
ب) اگر فطرت در همه انسان ها وجود دارد آيا سهم هريك با ديگري متفاوت است؟
ج) در صورت تفاوت، چه عاملي اين تفاوت را موجب شده است.
د) آيا فطرت مي تواند مستقلاً در شخصيت مؤثر باشد؟
از طريق بررسي معنا، ادلّه و فايده فطرت و همچنين فطريات به بررسي و پاسخ پرسش هاي فوق مي پردازيم. لازم به ذكر است كه ما در اين بحث از منظر روان شناسي يا جامعه شناسي به مسأله ارتباط فطرت و شخصيت نپرداخته ايم. چه بسا ممكن است با استفاده از روش تجربي كه در اين رشته ها معهود است نتوان فطرت را اثبات نمود. هدف ما بررسي اثرگذاري فطرت به معنايي كه در قرآن و روايات آمده و انديشمندان مسلمان آنرا پذيرفته و تبيين كرده اند در شخصيت است.
1. ريتال اتيكسون و ديگران، زمينه روان شناسى، ترجمه براهنى و ديگران، انتشارات رشد، تهران، 1371، ص 73.
2. على محمد حاضرى، مقاله فطرت و شخصيت، ارائه شده در نهمين كنفراس وحدت حوزه و دانشگاه، آذر ماه 1375، ص2.
3. ژان استوتزل، روان شناسى اجتماعى، ترجمه على محمد كاردان، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران، 1369، ص 197.
4. اسراء/ 84.
5. ر.ك: حمزه گنجى، روان شناسى عمومى، نشر دانا، تهران، 1376، ص315.
6. محمد تقى مصباح يزدى، جامعه و تاريخ، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، تهران، 1372، ص 185.
7. على محمد حاضرى، پيشين.
محمد كريمي


نوشته شده در   جمعه 29 آبان 1394    
PDF چاپ چاپ