سه شنبه 29 بهمن 1398 | Tuesday, 18 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 26 تير 1394     |     کد : 32248

جلسه بيست و سوم : رهيافتى به حقايق و معارف سوره توحيد (2) ؛ نفى زادن از خداوند

در سوره توحيد پنج صفت براى خداوند ذكر شده است . تاكنون درباره دو صفت ايجابى و ثبوتى ((احد)) و ((صمد)) بحث كرديم . از اين پس سه صفت سلبى را كه در دو آيه پايانى آمده بررسى مى كنيم . اولين آنها نفى زايش از خداوند است . در اين سوره با فعل منفى لم يلد توليد مثل از خداوند نفى شده است . بايد افزود كه در فرآيند توليد مثل پس از آنكه ((اسپرم )) از غده جنسى نر وارد تخمدان جفت ماده شد و آن را بارور ساخت ، جنين به مرور در رحم ماده شكل مى گيرد و پس از آن كه در رحم تكامل يافت متولد مى شود. ...

نام كتاب : به سوى تو (منك و بك و لك و اليك )
نام نويسنده : آيت الله محمد تقى مصباح يزدى
جلسه بيست و سوم : رهيافتى به حقايق و معارف سوره توحيد (2) ؛ نفى زادن از خداوند

در سوره توحيد پنج صفت براى خداوند ذكر شده است . تاكنون درباره دو صفت ايجابى و ثبوتى ((احد)) و ((صمد)) بحث كرديم . از اين پس سه صفت سلبى را كه در دو آيه پايانى آمده بررسى مى كنيم .
اولين آنها نفى زايش از خداوند است .
در اين سوره با فعل منفى لم يلد توليد مثل از خداوند نفى شده است . بايد افزود كه در فرآيند توليد مثل پس از آنكه ((اسپرم )) از غده جنسى نر وارد تخمدان جفت ماده شد و آن را بارور ساخت ، جنين به مرور در رحم ماده شكل مى گيرد و پس از آن كه در رحم تكامل يافت متولد مى شود. در اين فرآيند، نوزاد از بخشى از وجود نر و ماده به وجود مى آيد. همچنين در توليد مثل گياهان نيز، بخش هايى از گياهان بالغ جدا شده و گياه جديدى را شكل مى دهند.
عموما زايش را به جفت ماده نسبت مى دهند؛ اما چون نوزاد بر اثر لقاح و برخورد جزئى از جفت نر با جزئى از جفت ماده به وجود آمده ، اين توليد و ولادت را مى توان به جفت نر نيز نسبت داد. به هر حال در توليد مثل وقتى اجزايى از جفت نر و ماده جدا شد تا نوزاد جديدى شكل گيرد، آنان اجزايى را كه قبلا بخشى از وجود مركب آنها را تشكيل داد، از دست مى دهند. اين اتفاق تنها در موجودات مادى رخ مى دهد؛ اما وجود خداوند بسيط است و از اجزاى متعدد تركيب نيافته تا با جدا شدن بخشى از آنها مفهوم توليد مصداق پيدا كند. فرض تراوش يافتن و توليد در خداوند، مستلزم نفى بساطت و اثبات تركيب خداوند از اجزاست . شكى نيست كه وجود مركب ، به اجزاى خود نياز دارد؛ در اين صورت وجوب ذاتى خداوند و غناى مطلق او منتفى مى شود. پس به هيچ وجه نمى توان زايش و توليد مثل را به خداوند متعال نسبت داد.
شايان ذكر است كه چه در علوم عقلى و چه در علوم شرعى عناوين و مفاهيمى بر خداوند اطلاق مى گردد كه چون از عالم امكانى اخذ شده اند، همراه با خصوصيات و قيود مادى تداعى مى شوند؛ از اين رو وقتى بخواهيم آنها را به خداوند نسبت دهيم ، بايد در ذهن خود آنها را از حيث امكانى و جهات نقص تجريد كنيم تا اطلاق آنها بر خداوند با اطلاقشان بر وجودهاى امكانى فرق كند.
يكى از عنوان هايى كه بر خداوند اطلاق مى شود ((فياض )) است . همچنين ((افاضه )) را به وى نسبت مى دهيم . فياض و افاضه از ((فيض )) گرفته شده اند كه به معناى سرازير شدن و سيلان است . وقتى ظفى پر مى شود و آب از درون آن بيرون مى ريزد گفته مى شود ((آب از درون ظرف فيضان كرد)). يا وقتى از چشم كسى اشك جريان مى يابد، گفته مى شود: فافضت عينه ؛ يعنى از چشمش ‍ اشك سرازير شد.
بر اين اساس نسبت فيض و افاضه عالم به خداوند، اين معنا را به ذهن مى آورد كه عالم از درون وجود خداوند تراوش مى كند. اين معنا مستلزم نقص و تركيب در خداوند است . مسلما نبايد از نسبت فيض و افاضه به خداوند چنين معنايى را برداشت كرد. افاضه عالم از سوى خداوند، به معناى تحقق عالم با اراده الهى است .
با توجه به ايهامى كه در واژه ((فياض )) وجود دارد كه مستلزم نقص ‍ وجود الهى است . برخى از افراد سطحى نگر بر اهل معقول خرده مى گيرند كه چرا واژه ((فيض )) را درباره خداوند به كار مى برند؟
پاسخ اين است كه ظاهر واژگانى نظير ((افاضه ))، ((خلق ))، ((صدور)) و ((صنع )) را كه درباره خداوند به كار مى بريم . - همچنين تعابير فراوانى كه در قرآن و روايات در مورد خداوند استعمال شده ؛ نظير الرحمن على العرش استوى (266) - معانى مادى و جسمانى را به ذهن مى آورند؛ اما بايد آنها را از نقص و حيثيت هاى عدمى كه زاييده اطلاق آنها بر موجودات امكانى و مادى است ، تجريد كنيم و صرفا جنبه كمال و جنبه وجودى شان را كه متناسب با مقام الوهيت است ، در نظر بگيريم ؛ ولى هر قدر درباره واژه ((ولادت )) تجريد و تنزيه صورت پذيرد، در نهايت نمى توان معناى ((جدا شدن )) را از آن كلمه گرفت ؛ از اين رو - با توجه به اين كه جدا شدن از غير در حاق معناى ولادت نهفته - نمى توان آن را به خداوند نسبت داد و با هيچ توجيهى نمى توان زايش و توليد را به خداوند نسبت داد. عالم با امر و اراده خدا تحقق مى يابد، و از ذات خداوند و وجود او جدا نمى شود.
266- طه (20)، 5.


نوشته شده در   جمعه 26 تير 1394    
PDF چاپ چاپ