جمعه 27 دي 1398 | Friday, 17 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 23 مرداد 1389     |     کد : 3189

جامعیّت قرآن از نگاه احادیث

جامعیّت قرآن از نگاه احادیث

جامعیّت قرآن از نگاه احادیث
جامعیّت قرآن از نگاه احادیث ››› قسمت 1
مقدمه

بحث در مورد جامعیّت قرآن، از دیرباز تاكنون مورد توجه مفسّران و قرآن پژوهان بوده است و با توجه به تصریح قرآن در خصوص اصل جامعیّت، همگان آن را پذیرفته اند؛ گرچه درباره محدوده آن اختلاف كرده اند. عدّه ای قائل به جامعیت مطلق قرآن شده اند و نتیجه گرفته اند كه در قرآن، تمام آنچه كه می توان نوعی ادراك و فهم به آن پیدا نمود، وجود دارد؛ هرچند عقل و درك ما از شناختن آن قاصر است.
سیوطی پس از برشمردن جمعی از علوم كه از قرآن استنباط می گردد، می نویسد:
... علوم دیگری را نیز در بر دارد، از جمله: طب، مناظره، هندسه، جبر و مقابله، نجوم و غیر اینها.[1]
غزالی در«احیاءالعلوم» و «جواهر القرآن»[2]، زركشی در«البرهان»[3] و شماری دیگر این نظریه را پذیرفته اند؛ البته زركشی، مراد از تمام علوم را اصول كلّی آنها می داند.
در مقابل دیدگاه اول، گروهی معتقدند اگر هم بحثی از علوم (غیر از علم دین) در قرآن آمده، فقط جنبه هدایتی و تربیتی آن مورد نظر بوده است. برای نمونه می توان از شاطبی و دكتر ذهبی[4] و علامه طباطبایی نام برد. علامه طباطبایی می فرماید:
چون قرآن كریم كتاب هدایت است و جز این، كاری ندارد، لذا ظاهرا مراد از«كلّ شیء» همه آن چیزهایی است كه برگشتش به هدایت است، از معارف حقیقیه مربوط به مبدأ و معاد و اخلاق فاضله و شرایع الهیه و قصص و مواعظی كه مردم در هدایت و راه یافتنشان به آن محتاجند؛ و قرآن، تبیان همه اینهاست.[5]
در بررسی دیدگاههای دو طرف، استناد به مجموعه روایات، كمتر به چشم می خورد و مهمترین دلیل آنها آیه معروف«تبیانا لكل شیء»[6] است كه هر كس در تفسیر آن، یار ظنّ خویش گردیده است. در این نوشتار، تا آنجا كه امكان داشته است، روایات مربوط به این بحث، جمع آوری و به پنج دسته تقسیم شده و معنای جامعیّت و شرط آن، روشن گردیده است و در نهایت، دسته ششم روایات آورده شده كه در سبك و سیاق پنج دسته اول نیست؛ بلكه نشان می دهد كه سنّت هم باید در كنار قرآن باشد، تا بیان كننده و روشنگر جامعیّت قرآن باشد؛ گرچه همان طور كه بعدا نشان خواهیم داد، از گروه پنجم روایات هم می توان این مطلب را فهمید؛ ولی در گروه ششم، به لزوم همراهی كتاب و سنّت برای انتقال مفاهیم، تصریح گردیده است.


قبل از ورود به بحث، تذكّر چند نكته ضروری است:
اولا، یكی از معدود ابواب حدیثی كه در بین روایات موجود در آنها تعارضی وجود ندارد، همین بحث جامعیت قرآن است و اگر در ظاهر هم اختلافی باشد، به راحتی جمع عرفی بین آنها صورت می گیرد.
ثانیا، از كنار هم قرار دادن روایات، به تدریج معنای«جامعیت» روشن خواهد شد.
ثالثا، همه روایات مرتبط با موضوع جامعیت قرآن، در این نوشتار نیامده اند؛ ولی سعی شده است كه سند روایات نیز ملاحظه شوند و روایات قوی تر مورد استشهاد قرار گیرند.
دسته اول:
در این دسته، روایاتی است كه دلالت دارند«تمام علوم و احتیاجات انسان، در قرآن وجود دارد»:
1ـ به عنوان نمونه، امام صادق (ع) قسم خوردند كه هیچ گاه انسان در حسرت نخواهد بود كه چرا فلان مطلب در قرآن وجود ندارد:
إنّ اللّه عزّوجلّ أنزل فی القرآن«تبیانا لكلّ شیء» حتی واللّه ما ترك شیئا یحتاج الیه العبد، حتی واللّه ما یستطیع عبد أن یقول«لوكان فی القرآن هذا» الاّ و قد أنزله الله فیه؛[7]
خداوند آیه«تبیانا لكل شیء» را نازل كرد و به خدا قسم از آنچه انسان به آن نیاز دارد فروگذار نكرد و به خدا قسم هیچ كس قادر نیست بگوید«ای كاش فلان مطلب در قرآن وجود داشت»؛ زیرا هر آنچه انسان نیاز داشته باشد، خداوند در مورد آن، آیه ای نازل كرده است.
2ـ امام باقر (ع) همین مضمون را با اندكی تفاوت بیان فرموده اند:
إن اللّه تبارك و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامّه الی یوم القیامه الاّ أنزله فی كتابه؛[8]
خداوند آنچه را كه امّت تا روز قیامت بدان احتیاج دارند، در قرآن آورده و برای رسولش بیان فرموده است.
3ـ سماعهبن مهران از امام كاظم (ع) سؤال می كند:«آیا پیامبر (ص) ، در زمان خود، آنچه را كه مردم احتیاج داشتند بیان فرمود؟» حضرت، علاوه بر آنكه جواب مثبت دادند، اضافه كردند:«بله؛ آنچه را تا روز قیامت، مردم نیاز دارند بیان كرده است»:
أصلحك اللّه، أتی رسول اللّه الناس بما یكتفون به فی عهده؟ قال: نعم و ما یحتاجون الیه الی یوم القیامه.[9]
4ـ امام علی (ع) در بیانی كه در مورد اختلاف علما در فتواست، فرمود:
...أم أنزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه، أم كانوا شركاء فلهم أن یقولوا و علیه أن یرضی، أم أنزل اللّه دینا تامّا فقصر الرسول (ص) علی تبلیغه و أدائه، واللّه سبحانه یقول«ما فرّطنا فی الكتاب من شیء» و «فیه تبیان كلّ شیء»؛[10]
...یا خداوند، دین ناقص فرستاده و از این عالمان در تكمیل آن یاری خواسته؟ یا اینان شركای اویند و حق دارند بگویند و باید خشنود باشد از راهی كه آنان می پویند؟ یا دینی كه خدا فرستاده، تمام بوده و پیامبر (ص) در رساندن آن كوتاهی نموده؟ در حالی كه خداوند سبحان گوید: «فرو نگذاشتیم در كتاب، چیزی را» و گوید كه «در آن، بیان هر چیزی هست».
اضافه بر این چهار مورد كه نقل شد، روایاتی دیگر نیز به همین مضمون وارد شده است.[11] نتیجه این دسته روایات كه ائمه به طور مطلق فرموده اند«همه چیز در قرآن وجود دارد»، اثبات جامعیت مطلق برای قرآن است؛ امّا چهار دسته روایت دیگر وجود دارد كه اطلاق فوق را محدود نموده، به تدریج روشن می كند كه مراد از این علوم چیست.
دسته دوم:
دسته دیگر، دو خبر است به این مضمون كه«علم اوّلین و آخرین در قرآن است و باید با تفكر در معانی قرآن، به آن علوم دست یافت». پیامبر (ص) فرمود:
من أراد العلم فلیثور القرآن فانّ فیه علم الأوّلین و الآخرین.[12]
در نقل دیگری از عبداللّه بن مسعود، صحابی معروف پیامبر (ص) ، به همین معنا اشاره شده است:
إذا أردتم العلم فأثیروا القرآن فإنّ فیه خبر الأوّلین و الآخرین؛ [13]
اگر به دنبال علم هستید، با تفكّر در معانی قرآن آن را بیابید؛ چون خبر اولین و آخرین در قرآن یافت می شود.
گرچه نقل دوم، در اصطلاح، روایت نیست و در اصطلاح علم«درایه الحدیث» به آن خبر می گویند، ولی در همان علم، گفته شده است كه بعضی خبرها به گونه ای است كه محتوای آن، گواه عدم صدور آن از اشخاص عادی و غیر معصوم است. لذا حداقل برای تأیید روایت اوّل، می توان از این خبر استفاده نمود.
دسته سوم:
دسته سوم، دو روایت است كه از مجموع آنها استفاده می شود كه«جمیع احكام مورد نیاز مردم، در قرآن آمده است». البته در دسته ششم روایات، بیان خواهیم كرد كه فهم این احكام و حدود آنها با توجه به سنّت است. فعلا این دو را نقل می كنیم تا با ضمیمه نمودن روایات دسته اول و دوم، این طور نتیجه شود كه اخبار ماكان و مایكون و ماهو كائن، در قرآن وجود دارد. ذكر این نكته هم لازم است كه اخبار ماكان، مربوط به گذشتگان و امّت های سابق است و اخبار مایكون در مورد معاد و بهشت و جهنم است؛ ولی ماهو كائن، تفسیرهای مختلف دارد كه در نتیجه گیری پایان مقاله به آن اشاره می شود. فعلا دو روایتی را كه وعده دادیم، نقل می كنیم:
1ـ روایت حضرت كاظم (ع) :
فیه تبیان حجج اللّه المنوّره و محارمه المحدوده و فضائله المندوبه و جمله الكافیه و رخصه الموهوبه و شرائعه المكتوبه؛[14]
در قرآن، حجت های نورانی خدا و محرّمات و مستحبّات و رخصتهایی كه به انسان بخشیده شده و واجبات، بیان گردیده است.
2ـ حدیث امام رضا (ع) كه فرمودند:
فیه ـ القرآن ـ تفصیل كل شیء بین الحلال والحرام و الحدود و الأحكام و جمیع ما یحتاج الیه كملا؛[15]
تفصیل حلال و حرام و حدود و احكام و به طور كلّی آنچه انسان به آن محتاج است، در قرآن وجود دارد.
دسته چهارم:
بعد از آنكه در سه دسته قبل روشن گردید كه منظور از«كلّ شیء» چیست و نتیجه شد كه اخبار گذشته و آینده و احكام مورد نیاز (كه به ترتیب از آنها تعبیر به ماكان و مایكون و ماهو كائن می شود) در قرآن وجود دارد، در دسته چهارم، این موارد یك جا در روایات بیان شده است. نكته مهم اینكه اگر كسی در سند روایات قبل هم شبهه داشته باشد، در اینجا روایات معتبری بر مطلب دلالت دارند كه بعضی از آنها را نقل می كنیم.
1ـ امام صادق (ع) :
إنّ اللّه ـ عزّ ذكره ـ ختم بنبیكم النبیین فلانبی بعده أبدا و ختم بكتابكم الكتب فلا كتاب بعده و أنزل فیه تبیان كل شیء و خلقكم و خلق السماوات و الأرض و نبأ ماقبلكم و فصل ما بینكم و خبر ما بعدكم و أمر الجنه و النّار؛[16]
خداوند با پیامبر شما نبوت را به پایان رساند و هیچ پیامبری بعد از او نخواهد آمد و با كتاب شما (قرآن) نزول كتب الهی خاتمه یافت و تا ابد كتابی نخواهد آمد. در این كتاب، همه چیز بیان شده است، از جمله ماجرای آفرینش انسان و آسمان و زمین و اخبار گذشته و آینده، و احكامی كه به آن نیاز دارید و همین طور اخبار بهشت و جهنّم.
2ـ امام صادق (ع) :
فیه ـ القرآن ـ شرعكم و خبرمن قبلكم و بعدكم؛[17]
در قرآن، احكامی كه به آن نیاز دارید و اخبار كسانی كه قبل از شما بوده اند و همچنین اخبار آینده (معاد) وجود دارد.[1] . الاتقان، سیوطی، بیروت، دارالكتب العلمیه، ج2، ص275
[2] . احیاءالعلوم، غزالی، بیروت، دارالمعرفه، ج1، ص298؛ جواهرالقرآن، فصل چهارم، ص18
[3] . البرهان، ج1، ص190
[4] . التفسیر والمفسرون، ج2، ص498
[5] . المیزان، ج12، ص325
[6] . نحل/ 89.
[7] . الكافی، ج1، ص59، ح1؛ المحاسن، برقی، ج1، ص416، ص956
[8] . همان، ح2؛ تفسیر عیاشی، ج1، ص6، ح13
[9] . الكافی، ج1، ص57، ح13؛ المحاسن، ج1، ص421، ح965
[10] . نهج البلاغه، خطبه18
[11] . نگاه كنید به: تفسیر عیاشی، ج1، ص6، ح12؛ دعائم الاسلام، ج1، ص348
[12] . كنزالعمال، ح2454
[13] . فضائل القرآن، ابوعبید، دمشق، دار ابن كثیر، ص96
[14] . من لایحضره الفقیه، ج3، ص567، ح494 برای توضیح بیشتر واژه های حدیث نگاه كنید به: روضه المتقین، مجلسی، ج9، ص279
[15] . الكافی، ج1، ص199، ح1؛ الأمالی، صدوق، ص773، ح1049
[16] . الكافی، ج1، ص269، ح3
[17] . كشف الغمه فی معرفه الأئمه، علی بن عیسی الإربلی، ج2، ص409
اصغر هادوي كاشاني - فصلنامه علوم حديث، ش 8


جامعیّت قرآن از نگاه احادیث  ››› قسمت 1
نكته قابل ملاحظه در این حدیث، كلمه«شرعكم» است كه منظور از«فصل بینكم» در روایت اول را بیان می كند. گرچه سند این روایت، به قوّت روایت قبلی نیست، امّا وقتی احادیث مجموعا با هم دیده شود، گاهی اوقات روایت ضعیف دلالت روایت قوی را روشن می كند. روایت بعدی نیز قرینه است كه مراد از«فصل بینكم» همان احكام و دستوراتی است كه مسلمین در زندگی به آنها نیاز دارند.
3ـ امام علی (ع) :
فی القرآن نبأ ماقبلكم و خبرما بعدكم و حكم مابینكم؛[1]
در قرآن، خبر امّت های گذشته و خبر معاد و احكامی كه لازم دارید، وجود دارد.
دسته پنجم:
پنجمین دسته، روایاتی است كه یك مطلب اضافی نسبت به دسته چهارم دارند. در این گروه، علاوه بر آنكه«تبیان كل شیء» معنا شده و بر علم ماكان و مایكون و ماهو كائن تطبیق گردیده است، این قید آمده است كه«استظهار این علوم از قرآن، احتیاج به افراد خاصی دارد». تعداد این روایات و تعدّد طرق آنها به اندازه ای است كه هرگونه شبهه در مورد سند را از بین می برد. لذا در این مرحله، با اطمینان می توان گفت كه اوّلا، منظور از جامعیت قرآن، جامعیت در مسیر هدایت انسانهاست كه قبلا معنا كردیم؛ ثانیا، كشف این علوم هم در قدرت همه كس نیست. تعدادی از این روایات را نقل می كنیم:
1ـ امام علی (ع) :
ذلك القرآن فاستنطقوه ولن ینطق لكم، أخبركم عنه، إنّ فیه علم ما مضی و علم ما یأتی إلی یوم القیامه و حكم ما بینكم و بیان ما أصبحتم فیه تختلفون، فلو سألتمونی عنه لعلّمتكم؛[2]
این قرآن را به حرف در آورید كه خودش برای شما هرگز سخن نخواهد گفت. به شما خبر دهم كه علم آنچه گذشته و آنچه تا قیامت خواهد آمد و احكامی كه به آن نیاز دارید و حكم آنچه در آن اختلاف دارید، در آن وجود دارد. اگر از من سوال كنید، به شما یاد خواهم داد.
2ـ امام علی (ع) :
والذی بعث محمدا بالحق و أكرم أهل بیته، ما من شیء یطلبونه إلاّ و هو فی القرآن، فمن أراد ذلك فلیسألنی عنه؛[3]
به خدایی كه محمد (ص) را به رسالت بر انگیخت و اهل بیت او را كرامت بخشید، هر چه مردم بخواهند، در قرآن یافت می شود. هركس در این مورد چیزی می خواهد، باید از من سؤال كند.
3ـ امام باقر (ع) :
إذا حدّثتكم بشیء فاسألونی عنه من كتاب اللّه،(ثم قال فی بعض حدیثه) إنّ رسول اللّه (ص) نهی عن القیل و القال و فساد المال و كثره السؤال. (فقیل له: یابن رسول اللّه، و أین هذا من كتاب اللّه؟ قال:) إن اللّه عزّوجلّ یقول:«لاخیر فی كثیر من نجواهم إلاّ من أمر بصدقه أو معروف أو إصلاح بین الناس» و قال:«لاتؤتوا السفهاء أموالكم التی جعل اللّه لكم قیاما» و قال:«لا تسئلوا عن أشیاء إن تبدلكم تسؤكم»؛[4]
هنگامی كه در مورد چیزی با شما صحبت كردم، سؤال كنید كه آیا در قرآن وجود دارد؟(سپس حضرت ادامه داد كه)پیامبر (ص) از قیل و قال و فساد مال و زیاد پرسش كردن، منع فرمودند. (حاضرین سؤال كردند كه: آنچه می گویید، در كجای قرآن آمده است؟ حضرت به این آیات استناد كردند كه:) خداوند می فرماید...
در مورد نهی از قیل و قال، به آیه«لاخیر فی كثیر من نجواهم إلاّ من أمر بصدقه أو معروف أو اصلاح بین الناس»[5] استناد كردند و در مورد نهی از فساد مال، آیه«لاتؤتو السفهاء أموالكم التی جعل اللّه لكم قیاما»[6] را متذكّر شدند و سرانجام در مورد نهی از كثرت سؤال، به آیه «لاتسئلوا عن أشیاء إن تبدلكم تسؤكم»[7] استشهاد فرمودند.
4ـ امام صادق (ع) :
إنّی لأعلم ما فی السماوات و ما فی الأرض و أعلم ما فی الجنه و أعلم ما فی النار و أعلم ما كان و مایكون.(قال: ثم مكث هنیهه فرأی أن ذلك كبر علی من سمعه منه، فقال:) علمت ذلك من كتاب اللّه ـ عزّوجلّ. انّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ یقول:«فیه تبیان كلّ شیء»؛[8]
من به آنچه در آسمان و زمین و بهشت و جهنم است، آگاهم و بر ماكان و مایكون، علم دارم.(سپس حضرت مكثی كردند و پس از آنكه متوجه شدند این مطلب بر شنونده سنگین است، فرمودند:) این مطلب را از قرآن دریافته ام؛ زیرا خداوند می فرماید: در قرآن، همه چیزها بیان شده است.
ملاحظه می شود كه حضرت«تبیان كل شیء» را بر آگاهی بر آنچه در آسمان و زمین است و اخبار گذشته و آینده، تطبیق نموده است و بحثی از علوم تجربی و دانشهایی از این قبیل، نیست.
در میان روایات ما، علاوه بر آنچه كه گذشت، موارد فراوانی وجود دارد كه ائمه (ع) با توجّه به فهم دقیقی كه از قرآن داشته اند، مطالبی را بیان می كرده اند كه دیگران عاجز از فهم آن بوده اند (كه باید به كتب روایی مراجعه نمود و موارد آن را دید) ؛ مثلا در مورد ارث شخص خنثی، از امام صادق (ع) سؤال كردند. ایشان با توجه به آیه«فساهم فكان من المدحضین»[9] فرمودند باید قرعه انداخت؛ اگر قرعه به ارث مرد اصابت كرد، باید آن اندازه ارث ببرد و اگر قرعه به ارث زن اصابت نمود، خنثی باید به اندازه ارث زن، ارث ببرد. همچنین، حضرت در ذیل روایت فرمودند:
و ما من أمر یختلف فیه إثنان إلاّ وله أصل فی كتاب اللّه و لكن لاتبلغه عقول الرجال.[10]
در هر مورد كه دو نفر با هم اختلاف كنند، برای حلّ این اختلاف، اصلی در قرآن وجود دارد ولكن عقول مردم از رسیدن به آن، عاجز است (یعنی افراد خاصّی می توانند به آن اصل دست یابند) .
دسته ششم:
ششمین دسته، روایاتی است كه دلالت دارند«همه چیز در كتاب وسنّت پیدا می شوند؛ نه آنكه فقط در كتاب باشد». امّا منظور این روایات، این نیست كه فرضا درصدی از علوم در قرآن و درصدی دیگر در سنّت است؛ چون همان طور كه گذشت،[11] هیچ علمی وجود ندارد، مگر آنكه اصل آن در قرآن یافت می شود. پس اصل علوم در قرآن هست و آنچه در روایات است، در واقع، توضیح و تبیین آن علوم است؛ ولی در عین حال، مقصود این است كه جامعیت قرآن، با روایات كامل می شود و الاّ بودن علم در جایی كه قابل دسترس و فهم نباشد، فایده ای ندارد و منظور ما هم بیش از این نیست. آیاتی از قرآن نیز دلالت بر این مطلب دارد كه وظیفه پیامبر (ص) فقط بیان و روشن نمودن آیات الهی بوده است. اگر تشریع هم توسط ایشان بوده، اصل آن در قرآن موجود بوده است. دو آیه (در این مورد) را مرور می كنیم:
1ـ أنزلنا إلیك الذكر لتبین للناس ما نزّل إلیهم ولعلّهم یتفكّرون.[12]
این قرآن را به سوی تو فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی؛ امید آنكه بیندیشند.
2ـ و ما أنزلنا إلیك الكتاب إلاّ لتبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمه لقوم یؤمنون؛[13]
این كتاب را بر تو نازل نكردیم، مگر اینكه آنچه در آن اختلاف كرده اند برای آنان توضیح دهی.
برای روشن شدن مطلب، تعدادی از روایات را كه مؤید همین ادّعاست، نقل می كنیم:
1ـ امام باقر (ع) :
إن اللّه ـ تبارك و تعالی ـ لم یدع شیئا یحتاج إلیه الأمّه إلی یوم القیامه إلاّ أنزله فی كتابه و بیّنه لرسوله؛[14]
خداوند تبارك و تعالی آنچه را كه مردم تا روز قیامت به آن محتاج باشند، در كتابش آورده و برای پیامبرش بیان كرده است.
2ـ روایتی وجود دارد كه دلالت روشنتری بر مطلب دارد و نشان می دهد آنچه در سنّت آمده، در واقع قبل از آن، در قرآن وجود داشته و سنّت فقط وظیفه روشنگری داشته است. سعید اعرج نقل می كند كه به امام صادق (ع) عرض كردم در بین ما كسانی هستند كه ادّعا می كنند حكم بعضی از مسائل مورد ابتلا، در كتاب و سنّت یافت نمی شود. حضرت فرمودند:
كذبوا؛ لیس شیء إلاّ جاء فی الكتاب و جاءت فیه السنّه؛[15]
دروغ می گویند؛ هیچ چیزی نیست مگر آنكه در قرآن آمده و در مورد آن، سنّت هم وارد شده است.
نكته قابل توجه در این روایت، جمله«جاء فی الكتاب و جاءت فیه السنّه» است؛ یعنی در همان موردی كه قرآن درباره آن آیه ای دارد، سنّت هم آمده است و سنّت، توضیح و تبیین آن آیه را به عهده دارد.
با توجه به آنچه گفته شد، معنای حدیث امام كاظم (ع) روشن می شود كه فرمودند:
كلّ شیء فی كتاب اللّه و سنه نبیّه.[16]
یعنی این قبیل روایات، لطمه به جامعیّت قرآن نمی زنند و قرآن در محدوده ای كه تعریف كردیم، جامعیّت دارد و سنّت، فقط روشنگری می كند.
نتایج این نوشتار، در چند جمله خلاصه می شود:
الف) جامعیّت قرآن، فقط در محدوده هدایت است و از روایات معصومان (ع) ، بیش از این استفاده نمی شود. مثالهایی هم كه در قرآن وجود دارد و در مورد سایر علوم است، در راستای همین هدایت است.
ب) در بین روایات، هیچ گونه تعارضی وجود ندارد و یكدیگر را تكمیل می كنند و در نهایت، این نتیجه را می دهند كه قرآن، در برگیرنده علم ماكان و مایكون و ماهو كائن است كه علم ماكان و مایكون روشن است، فقط در مورد ماهو كائن تفاسیر متعددی در روایات وجود دارد. در بعضی روایات، بر احكام منطبق شده است و در بعضی دیگر، با تعبیر«خبركم» آمده است كه می توان به احوالات و اتفاقات صدر اسلام منطبق نمود، از قبیل جنگ و اتّفاقات دیگر؛ و در عدّه ای از روایات، تعبیر به«حكم موارد اختلاف» شده است و سرانجام، در روایتی، بر «آنچه در آسمان و زمین است» تطبیق گردیده است.
ج) گرچه قرآن جامعیت به معنای بالا را دارد، ولی كشف و استظهار آن، با معصومان ـ علیهم السلام ـ است.
[1] . نهج البلاغه، حكمت 303
[2] . الكافی، ج1، ص61، ح7 و نیز نگاه كنید به: نهج البلاغه، خطبه125 و 158
[3] . الكافی، ج2، ص624، ح21
[4] . الكافی، ج1، ص60، ح5 و ج5، ص300، ح2؛ تهذیب الأحكام، ج7، ص231، ح1010؛ المحاسن، ج1، ص419، ح962
[5] . نساء /114.
[6] . همان /5.
[7] . مائده /101.
[8] . الكافی، ج1، ص261، ح2؛ بصائر الدرجات، ص128، ح2
[9] . صافات / 141.
[10] . الكافی، ج7، ص158، ح3؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص357، ح1275
[11] . روایات دسته پنجم.
[12] . نحل / 44.
[13] . نحل / 64.
[14] . الكافی، ج7، ص176، ح11 و ج1، ص59، ح2؛ تفسیر عیاشی، ج1، ص6، ح13
[15] . الاختصاص، ص281؛ بصائر الدرجات، ص301، ح2
[16] . الكافی، ج1، ص62، ح10.
اصغر هادوي كاشاني - فصلنامه علوم حديث، ش 8


نوشته شده در   شنبه 23 مرداد 1389    
PDF چاپ چاپ