يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 10 فروردين 1394     |     کد : 31267

13) رواق اندیشه : فداييان اسلام ؛ مبحث دوم : انديشه هاي سياسي فداييان اسلام

حجه الاسلام نواب صفوي در ادامه مبارزات پي گير خود عليه دشمنان اسلام و ايران كه كسروي نيز آلت دست آنها قرار گرفته بود، در سال 1324 دست به سازماندهي نيروها زد و تشكيلاتي منسجم به وجود آورد. و نام هسته اين سازمان را «جمعيت فداييان اسلام» معرفي نموده و طي اعلاميه اي موجوديت آن را اعلام كرد و شهادت، انتقام و قصاص را راه نهضت، و برادري، استقامت و اتحاد را به عنوان خطوط كلي، و هدف را رسيدن به حاكميت اسلام و قرآن معرفي نمود.

13) رواق اندیشه : فداييان اسلام ؛ مبحث دوم : انديشه هاي سياسي فداييان اسلام
حجه الاسلام نواب صفوي در ادامه مبارزات پي گير خود عليه دشمنان اسلام و ايران كه كسروي نيز آلت دست آنها قرار گرفته بود، در سال 1324 دست به سازماندهي نيروها زد و تشكيلاتي منسجم به وجود آورد. و نام هسته اين سازمان را «جمعيت فداييان اسلام» معرفي نموده و طي اعلاميه اي موجوديت آن را اعلام كرد و شهادت، انتقام و قصاص را راه نهضت، و برادري، استقامت و اتحاد را به عنوان خطوط كلي، و هدف را رسيدن به حاكميت اسلام و قرآن معرفي نمود.1
در كتاب «فداييان اسلام، تاريخ، عملكرد، انديشه» درباره علت نام گذاري «فداييان اسلام» آمده است:
«نواب صفوي پس از پيش آمد واقعه كسروي موقعيت را براي پي ريزي بنياد مقصود خويش مناسب ديد و جلساتي را كه قبلاً از افراد متدين و پرشور تشكيل داده بود، توسعه داد و پايه يك جمعيت ديني فداكار را نهاد و چون يقين داشت كه در راه مقصود بزرگي كه در پيش دارد، همه گونه فداكاري لازم است و ممكن است كه به فدا شدن عده اي از افراد منجر شود، لذا جمعيت را به نام «فداييان اسلام» ناميد.»2
بخشهايي از اولين اعلاميه فداييان اسلام كه توسط آن موجوديت خود را اعلام نمودند چنين بود:
هو العزيز
دين و انتقام
ما زنده ايم و خداي منتقم، بيدار. خونهاي بيچارگان از سر انگشت خودخواهان شهوت ران كه هر يك به نام و رنگي پشت پرده هاي سياه و سنگرهاي ظلم و خيانت و دزدي و جنايت خزيده اند، ساليان درازي است فرو مي ريزد و گاه دست انتقام الهي هر يك از اينان را به جاي خويش مي سپارد و دگر يارانش عبرت نمي گيرند. «و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون الا انّهم هم المفسدون» ـ و اگر گفته شود برايشان دست از فساد و جنايت برداريد، مي گويند ما مصلحيم، آگاه باشيد كه هم ايشان مفسدين هستند. ـ ... تيشه ها بر پيكر دين و معارف قرآن به نام دين زدند، دزديها، پاك و حرامها، حلال گرديد، به حال پريشان فقرا رحم نگرديد، بر خون مقدس حسين عليه السلامخاكها پاشيديد و هدف عالي و مقدسش را پوشيديد كه خاك عالم سر و رويتان بپوشاند.... فساد اخلاقي جوانان امروزه و تنفرشان از دين را هنگام كاشتن از اين تخم مي دانستيد... (فتربصوا حتي يأتي الله بامره) ـ منتظر باشيد تا امر الهي فرا رسد.
در انديشه هاي فداييان اسلام حكومتهاي پادشاهي و سلطنتي غاصبان حكومت محسوب مي شدند و منشأ حكومت را خداوند مي دانستند و از آن جايي كه خداوند صلاح و فساد بشر را به طور كامل توجه دارد، بهترين قانونگذار در جهت مصالحِ بشريّت نيز اوست. رهبر فداييان اسلام در اين باره مي گويد:
«اين حكومتها همگي غاصب هستند و هيچ پادشاهي حق سلطنت بر مردم مسلمان را ندارد و يا اين كه بايد حقيقتا مطيع و فرمانبردار قوانين اسلام و بزرگان اسلامي گردد و چون پادشاهان حاضر به اطاعت از بزرگان دين و حتي حاضر به اطاعت از خدا هم نيستند پس بايد آنها را كنار زد و حكومت را به دست خود مسلمين سپرد تا آنها نيز از طريق فقها و بزرگان و انديشمندان غيرتمند و آگاه دين، خود مسير اصلي سعادت خود را يافته و در راه عزّت و شرافت اسلامي خود قدم بردارند.»3
1ـ عباسعلى عميد زنجانى، پيشين، ص 417.
2ـ سيد مجتبى نواب صفوى، به كوشش سيدهادى خسروشاهى، پيشين، ص 46.
3ـ سيدحسين خوش نيّت، پيشين، ص 207.
مصاحبه يك خبرنگار پاكستاني با نوّاب صفوي
در سال 1333 يك خبرنگار پاكستاني با نواب صفوي مصاحبه اي نمود و پس از آن چنين نوشت:
نوّاب صفوي مخالف سرسخت هيأت حاكمه در ايران بود و آن را بازيچه اي در دست استعمارگران مي دانست. او به من گفت: نهضت اسلامي امروز احتياج مبرمي به قطرات خون و اجساد اين فداييان دارد و بدون آن نهضتي بر پا نخواهد گشت.
نوّاب صفوي برايم مبادي و زيربناي تفكر جنبش فداييان را در چهار اصل زير خلاصه كرد:
1ـ اسلام، نظامي كامل براي زندگي است.
2ـ قوميّت گرايي در ميان مسلمانان نبايد وجود داشته باشد و بايست همبستگي و اتحاد بين شيعه و سني حفظ شود.
3ـ تضاد بين اسلام و وطن خواهي نيست.
4ـ يگانگي جهان اسلام فقط در سايه پيروي از اسلام مي تواند تحقق يافته و مشكلات مسلمانان حل شود.
انديشه هاي نوّاب صفوي
آقاي سيد حسين خوش نيت تحت عنوان «انديشه هاي نوّاب صفوي» مي گويد:
«انديشه او اين بود كه حقيقت حق به قدري روشن و آشكار است و پيروي از دستورات خدا و دين به اندازه اي منطقي و مستدل مي باشد كه اگر چنانچه تمام خلق روي زمين هم در طرف مقابل قرار گرفته و به طور علني مخالفت ورزند باز هم بايستي يك تنه ايستادگي كرد و از ملامت هيچ ملامت كننده اي هم بيمي نداشت.»1
فداييان اسلام و نوّاب صفوي از نظريات و راهنماييهاي علما و مراجع وقت، سود مي بردند. پس از قتل كسروي توسط فداييان اسلام، نوّاب صفوي به طور مخفيانه به مشهد عزيمت نمود و جهت مذاكرات سياسي - اجتماعي به ملاقات آيت ا.. شيخ غلامحسين مجتهد تبريزي (پدر محمدمهدي عبدخدايي)، كه از مبارزين زمان رضاشاه بود و مورد خشم رضاخان قرار گرفت و از تبريز به مشهد تبعيد شد، شتافت.
نوّاب صفوي پس از ايراد چند سخنراني در باره مفاسد سياسي و اجتماعي در ساري ـ مركز استان مازندران ـ كه با دستگيري و 11 روز زندان خاتمه يافت؛ به ديدار آيت ا.. كوهستاني، كه از علماي بزرگ ايران بود و در كوهستانِ شهرستان بهشهر حوزه علميه تأسيس نمود، نايل شد.
«نوّاب صفوي نسبت به آيات عظامي چون آيت ا.. سيد صدرالدين صدر [پدر امام موسي صدر]، آيت ا.. سيدمحمدتقي خوانساري، آيت ا.. فيض، آيت ا.. سيدهادي ميلاني، آيت ا.. سيدمحمد حجت و آيت ا.. شيخ عبدالحسين اميني كه به او سخت اظهار علاقه نموده و انديشه و عمل او را در قبال دشمنان اسلام و ملّت مسلمان مورد تأييد قرار مي دادند بي نهايت اخلاص مي ورزيد و در هر فرصتي كه دست مي داد به محضرشان شتافته، كسب فيض مي نمود و با روحي سرشارتر و عزمي راسخ تر راهِ خود را در مبارزه با كفر و نفاق و الحاد ادامه مي داد و براي برخي اقدامات نيز از آن مراجع بزرگوار فتوا مي گرفت.»2
1- همان، صص 211-210.
2ـ همان، صص 218 - 35.


نوشته شده در   دوشنبه 10 فروردين 1394    
PDF چاپ چاپ