يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393     |     کد : 31086

13) رواق اندیشه : يهود از نگاه قرآن (قسمت ششم)

تحريف كتب آسماني توسط يهود / از مجموع آياتي كه در قرآن درباره تحريف يهود آمده استفاده مي شود آنها به انواعي از تحريف در كتاب آسماني خود دست مي زدند. گاهي تحريف آنها تحريف معنوي بود؛ يعني عبارتي كه در كتاب آسماني آنها نازل شده بود را بر خلاف معني واقعي آن تفسير مي كردند؛ الفاظ را به صورت اصلي حفظ مي نمودند و معاني آن را دگرگون مي ساختند. و گاهي دست به تحريف لفظي مي زدند و از روي استهزا به جاي اين كه بگويند سمعنا و اطعنا (شنيديم و اطاعت كرديم) مي گفتند سمعنا و عصينا (شنيديم و مخالفت كرديم).

13) رواق اندیشه : يهود از نگاه قرآن (قسمت ششم)
تحريف كتب آسماني توسط يهود
از مجموع آياتي كه در قرآن درباره تحريف يهود آمده استفاده مي شود آنها به انواعي از تحريف در كتاب آسماني خود دست مي زدند. گاهي تحريف آنها تحريف معنوي بود؛ يعني عبارتي كه در كتاب آسماني آنها نازل شده بود را بر خلاف معني واقعي آن تفسير مي كردند؛ الفاظ را به صورت اصلي حفظ مي نمودند و معاني آن را دگرگون مي ساختند. و گاهي دست به تحريف لفظي مي زدند و از روي استهزا به جاي اين كه بگويند سمعنا و اطعنا (شنيديم و اطاعت كرديم) مي گفتند سمعنا و عصينا (شنيديم و مخالفت كرديم). گاهي دست به مخفي ساختن قسمتي از آيات الهي مي زدند. آنچه را موافق ميلشان بود آشكار و آنچه بر خلاف ميلشان بود كتمان مي كردند. حتي گاهي با وجود حاضر بودن كتاب آسماني براي اغفال مردم، دست روي قسمتي از آن مي گذاشتند كه طرف نتواند آن را بخواند.1
خداوند در قرآن مي فرمايد: اي فرستاده خدا... گروهي از يهوديان خوب به سخنان تو گوش مي دهند تا دستاويزي براي تكذيب تو بيابند، آنها جاسوسان گروه ديگري هستند كه خودشان نزد تو نيامده اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلي اش تحريف مي كنند، و (به يكديگر) مي گويند: اگر اين (كه ما مي خواهيم) به شما داده شد (و محمّد بر طبق خواسته شما داوري كرد) بپذيرد و گر نه (از او) دوري كنيد (ولي) كسي را كه خدا (بر اثر گناهان پي در پي او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نيستي، آنها كساني هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند؛ در دنيا رسوايي، و در آخرت مجازات بزرگي نصيبشان خواهد شد.2
براي روشن شدن موضوع شأن نزولي را كه علامه طباطبايي در تفسيرشان نقل كرده اند ذكر مي كنيم:
دو نفر از اشراف يهود با اين كه داراي همسر بودند مرتكب زنا شدند و خاخامهاي يهود مي خواستند به خاطر دل آنان حكم خدا در تورات كه در مورد زناي محصنه سنگسار بود را مبدّل به شلاّق كنند، كساني (از يهوديان مدينه از قبيل كعب ابن اشرف، كعب بن اسعد، شعبة بن عمرو، مالك بن صيف، كنانة بن أبي الحقيق و جمعي ديگر) را به نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله فرستادند تا از آن جناب حكم زناي محصن را بپرسند، و به آنها سفارش كردند كه اگر آن جناب حكم كرد به شلاق زدن (حكم تحريفي) قبول كنيد و اگر حكم كرد به سنگسار (حكمي كه علماي يهود از تورات دزديدند) حكم او را ردّ كنيد و رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود پس بفرستيد ابن صوريا (كه به اعتقاد خودتان از هر كس ديگري نسبت به تورات داناتر است) بيايد. يهوديان پيكي روانه فدك كردند و عبدالله بن صوريا را آوردند، رسول خدا صلي الله عليه و آله از ابن صوريا از حكم تورات درباره زناي محصنه پرسيد و او را به خداي تعالي و آيات او سوگند داد كه راست بگويد و حكم تورات را و آن چه را كه در اين مسأله حق مي داند كتمان نكند، ابن صوريا گفت: به همان خدايي كه مشخّصاتش را برايم شمردي سوگند مي خورم كه آري چنين حكمي در تورات هست و حكم رجم هم اكنون در تورات موجود است.3
1ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران ، پيشين، ج 4، صص 314 - 313.
2ـ مائده/ 41.
3ـ علامه سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 5، ص 554.اين شان نزول در تفسيرمجمع البيان در ذيل آيه: «ياايها الرسول لا يحزنك الذين...» به تفصيل ذكر شده است. در تفسير الصافى شأن نزول ديگرى نقل شده كه آن نيز به تحريف قوم يهود مربوط است، ملّا محسن فيض كاشانى، پيشين، ج 2، ص 35.

جايگاه عوام يهود
در اين گناه، عوام يهود نيز با علمايشان شريك هستند؛ زيرا آنها به حكم فطرت خود دريافته بودند علمايي كه حرام مي خورند و رشوه مي گيرند نمي توانند در گفتارشان امين و صادق باشند. پس بايد از آنها دوري مي كردند، ولي آنها نيز به اين سخنان بيهوده دامن مي زدند بلكه آنها را در كارشان تحريك، تشويق و تقويت مي كردند.
مردي از امام صادق عليه السلام در مورد عوام يهود سؤال مي كند كه آن حضرت عليه السلام مي فرمايد: عوام يهود از وضع علماي خود آگاه بودند و مي دانستند آنها صريحا دروغ مي گويند، حرام و رشوه مي خورند، احكام خدا را تغيير مي دهند. آنها با فطرت خود اين حقيقت را دريافته بودند كه چنين اشخاصي فاسدند و جايز نيست سخنان آنها را درباره خدا و احكام او بپذيرند و سزاوار نيست شهادت آنها را درباره پيامبران قبول كنند.1
همانطور كه سابقا نيز گفتيم اين هنر تحريف را يهود تازه به دست نياوردند بلكه از سنّت ديرينه آنها بود و نسبت به ساحت پيامبران جسارت مي كردند. حضرت سليمانِ پيامبر را ساحر مي خواندند و هارون برادر حضرت موسي عليه السلام را مسبب گوساله پرستي بني اسرائيل مي پنداشتند و...2
آنها براي منفعت كوچك (مهماني پر زرق و برق) و دلايل ديگر، آيات تورات را كه در زمينه اوصاف پيامبر صلي الله عليه و آله بود تحريف كردند و اين همان ثمن قليل و كم است.
كساني كه پيمان الهي و سوگندهاي خود (به نام مقدس او) را به بهاي ناچيزي مي فروشند آنها بهره اي در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمي گويد و به آنان در قيامت نمي نگرد و آنها را (از گناه) پاك نمي سازد و عذاب دردناكي براي آنهاست.3
و در آيه اي ديگر مي فرمايد: و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خدا، از كساني كه كتاب (آسماني) به آنها داده شده پيمان گرفت حتما آن را براي مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد؛ ولي آنها آن را پشت سر افكندند و به بهاي كمي فروختند و چه بد متاعي مي خرند!4 و در مقابل اينها نيز كساني پيدا مي شوند كه هرگز حاضر نيستند دين خود را در مقابل متاع دنيا معامله كنند و با ارزش ترين چيز پيش آنها، دين خدا و عهدي است كه با خدا بسته اند.
البته اين كه گفتيم يهود براي رسيدن به منافع دنيوي و يا به جهت از دست ندادن آن كتب آسماني خصوصا تورات را(جهت اغفال يهوديان عوام) تحريف نمودند، اين بدين معنا نيست كه همه تورات را تحريف كرده باشند و تمام الفاظ و مفاهيم آن را تغيير دادند و اين كتاب آسماني متضمن هيچ وحي الهي نباشد، بلكه حساسيت يهود بيشتر نسبت به آن قسم از كلام الهي در تورات بود كه متضمن اوصاف پيامبر آخرالزمان يا به جهتي مربوط به اين قضيه بود و يا احيانا به گونه اي آن كلام را منافي با منافع خود مي ديدند، همچنان كه همين نكته از آيات الهي به دست مي آيد.
1ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 1، ص 319؛ سلطان محمد جنابذى، تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بيروت، ج 1، ص 106.
2ـ تورات، سفر خروج به نقل از: جان ناس، پيشين، ص 498.
3ـ آل عمران/ 77.
4ـ آل عمران / 187.
عبدالرحيم رضاپور ـ مدرس حوزه و دانشگاه، محقق و نويسنده


نوشته شده در   جمعه 15 اسفند 1393    
PDF چاپ چاپ