يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 8 اسفند 1393     |     کد : 31044

13) رواق اندیشه : يهود از نگاه قرآن (قسمت پنجم)

يهود در دنياي قبل از اسلام خود را ملت برتر مي دانست و سيادت و تقدّم بر ساير اقوام را حق مسلّم خود مي پنداشت، خود را اهل كتاب و ساير اقوام آن روز را أمي، بي سواد و وحشي مي ناميد و به دنياي آن روز فخر مي فروخت. ربانيين و احبار خود را به رخ عالميان مي كشيد، به علم و حكمت خود مي باليد، ليكن دوران آن سيادت خيالي و تمدن تو خالي به سر آمد و پيغمبري از قريش؛ يعني منحط ترين اقوام كه همواره در برابر علم يهود و دانشمندانشان سر فرود مي آوردند مبعوث شد و آوازه كتابش يهود را ناخوش آمد.

13) رواق اندیشه : يهود از نگاه قرآن (قسمت پنجم)
يهود هنگام ظهور اسلام
يهود در دنياي قبل از اسلام خود را ملت برتر مي دانست و سيادت و تقدّم بر ساير اقوام را حق مسلّم خود مي پنداشت، خود را اهل كتاب و ساير اقوام آن روز را أمي، بي سواد و وحشي مي ناميد و به دنياي آن روز فخر مي فروخت. ربانيين و احبار خود را به رخ عالميان مي كشيد، به علم و حكمت خود مي باليد، ليكن دوران آن سيادت خيالي و تمدن تو خالي به سر آمد و پيغمبري از قريش؛ يعني منحط ترين اقوام كه همواره در برابر علم يهود و دانشمندانشان سر فرود مي آوردند مبعوث شد و آوازه كتابش يهود را ناخوش آمد. مخصوصا وقتي در آن كتاب نظر كرده و آن را كتابي آسماني و مهيمن يعني ناظر بر ساير كتب آسماني يافتند و ديدند كتابي سرشار از حق و حقيقت و مشتمل بر عالي ترين تعليمات روحي و كامل ترين طريق هدايت است، بيش از پيش به بي اعتباري كتاب تحريف شده خود كه سالها به رخ عالميان مي كشيدند پي بردند لاجرم از آن خواب و خيال بيدار شده و به خود آمدند در حالي كه هر لحظه به خشم دروني و كفر و طغيانشان افزوده مي شد.1
سنت الهي بر اين قرار گرفت كه حجتش را بر بندگانش از هر جهتي تمام كند.2 و پيامبري با ظهورش به ظهور پيامبران بعدي بشارت مي دهد و علايم و نشانه هاي پيامبران بعدي را براي مردم بيان مي كند، در منابع ديني آمده است دين يهود نيز به عنوان يك دين الهي به ظهور حضرت مسيح عليه السلامو پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله بشارت داده است.3هر وقت كه با قوم وجمعيتي به جنگ بر مي خاستند آنها را به ظهور و غلبه پيامبر آخرالزمان بعدي تهديد مي كردند.4 امابا ظهور اسلام به علل مختلفي (جز عده كمي) به اسلام روي نياوردند. عده اي به خاطر حسّ نژادپرستي كه خود را قوم برتر مي دانستند و خيال مي كردند اگر پيامبري ظهور كند بايد از قوم بني اسرائيل و يهود باشد و عده اي نيز به خاطر اين كه با پذيرفتن اسلام منافع نامشروع و مناصب كاذب دنيويشان را از دست مي دهند. و عده اي نيز به خاطر تعصّب جاهلي و...
«يهود در مدينه معروفترين جمعيت پيروان اهل كتاب بودند و قبل از ظهور پيامبر صلي الله عليه و آله طبق كتب مذهبي خود، انتظار چنين ظهوري را داشتند و ديگران را به آن بشارت مي دادند. از نظر اقتصادي نيز وضع آنها بسيار خوب بود و روي هم رفته نفوذ عميقي در مدينه داشتند اما با ظهور اسلام، از آن جهت كه اسلام راههاي منافع نامشروع آنها را مي بست و جلوي انحرافات و خود كامگي آنها را مي گرفت نه تنها غالبا دعوت اسلام را نپذيرفتند بلكه در آشكار و نهان بر ضد آن قيام كردند. (همان مبارزه اي كه هنوز هم بعد از چهارده قرن ادامه دارد). در نتيجه قرآن آنها را زير شديدترين سرزنشهاي خود گرفت».5
بسياري از اهل كتاب مخصوصاً يهود تنها به اين قناعت نمي كردند كه خود، آيين اسلام را نپذيرند بلكه اصرار داشتند مؤمنان نيز از ايمانشان باز گردند، و انگيزه آنان در اين امر، چيزي جز حسد نبود. قرآن در اين رابطه مي فرمايد: بسياري از اهل كتاب به خاطر حسد دوست داشتند شما را بعد از اسلام و ايمان، به كفر باز گردانند با اين كه حق براي آنها كاملاً آشكار شده است.6
از زماني كه اين قوم سركش اين صفات مذموم را با خود عجين كردند و جزء لاينفك وجودشان گشت و دين گريزي در آنها جلوه نمود، با پيامبران به منازعه برخاستند.نه تنها به دينشان ايمان نياوردند و به آيينشان نگرويدند بلكه انسانهاي آزاده را از ايمان باز داشته و موجبات آزار و اذيت پيامبران را فراهم نموده و بعضي را نيز به قتل رساندند. پيامبر آخرالزمان حضرت محمد صلي الله عليه و آله از اين قاعده مستثني نبوده است. آنها سعي و تلاش در دور نمودن مسلمانان از آيين اسلام را داشتند، حضرت را مورد آزار و اذيت قرار داده و مشركان را در جنگ با مسلمانان تحريك و حمايت مي نمودند و حتي نقشه قتل پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله را طراحي مي كردند و طبق سنّت سيّئه پيمان شكنيشان، نسبت به عهد و پيماني كه با مسلمانان داشتند ملتزم به هيچ يك از آنها نبودند.
خداوند مي فرمايد: و آيا چنين نيست كه هر بار آنها (يهود) پيماني بستند جمعي از ايشان آن را دور افكندند؟ آري بيشتر آنان ايمان نمي آورند و هنگامي كه فرستاده اي از سوي خدا به سراغشان آمد و با نشانه هايي كه نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعي از آنان كه به آنها كتاب (آسماني) داده شده بود كتاب خدا را پشت سر افكندند، گويي هيچ از آن خبر ندارند.7
(به ياد بياوريد) زماني را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر ومادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد و به مردم نيك بگوييد و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد؛ سپس (با اين كه پيمان بسته بوديد) همه شما ـ جز عده كمي ـ سرپيچي كرديد و (از وفاي به پيمان خود) رويگردان شديد.8
آيا مي خواهيد از پيامبر خود همان تقاضاهاي (نامعقول) بكنيد كه پيش از اين از موسي كردند؟ (و با اين بهانه جويي ها سر از ايمان باز زنيد؟!) كسي كه كفر را با ايمان مبادله كند از راه مستقيم گمراه شده است.9
چرا كه آنها نسبت به آيات الهي كفر مي ورزيدند و پيامبران (زكريا و يحيي و شعيا عليهم السلام و غير ايشان از انبيا) را به ناحق مي كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند.10
بديهي است كه همه يهود محكوم و مذموم نيستند؛ بلكه تنها كساني تحت اين حكم قرار مي گيرند كه با لجاجت و تعصّب نابجا نه تنها خودشان ايمان نمي آوردند بلكه سعي در انحراف ديگران نيز داشتند و احيانا در صورتي كه يكي از افراد و علمايشان اسلام را مي پذيرفت او را زير شديدترين تيرهاي تهمت و افترا قرار مي دادند و از او تبرّي مي جستند. اما آنهايي كه با شناخت حق،آن را مي پذيرفتند و مورد حمايت قرار مي دادند نه تنها محكوم نبودند بلكه مورد حمايت و تمجيد قرار مي گرفتند.
«قرآن از اين كه نژاد يهود را بكلّي محكوم كند و يا خون آنها را كثيف بشمرد خودداري كرده و تنها روي اعمال آنها انگشت مي گذارد و با تجليل و احترام از افرادي كه به اكثريت فاسد نپيوستند و در برابر ايمان و حق تسليم شدند به نيكي ياد مي كند.»11
قرآن كريم مي فرمايد: آنها همه يكسان نيستند. از اهل كتاب جمعيتي هستند كه (به حق و ايمان) قيام مي كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مي خوانند در حالي كه سجده مي نمايند، به خدا و روز ديگر ايمان مي آورند.12
و در جاي ديگر مي فرمايد: و از اهل كتاب كساني هستند كه به خدا و آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خودشان نازل گرديده ايمان دارند و در برابر (فرمان) خدا خاضعند و آيات خدا را به بهاي ناچيزي نمي فروشند. پاداش آنها نزد پروردگارشان است. خداوند سريع الحساب است.13
از جمله كساني كه از يهود به دين اسلام گرويده اند مخريق يهودي و ابن صوريا مي باشند. با توجه به اطلاعات و علايمي كه از كتب آسماني نسبت به پيامبر آخرالزمان داشتند و آن را منطبق بر شخص پيامبر حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله يافتند اسلام را پذيرفتند. اما عده اي ديگر كه با معصيت و گناه و غوطه ور شدن در دنيا، نور فطرت حق جويي در آنان خاموش شده بود، نه تنها به اسلام روي نياوردند بلكه براي حفظ منافع خويش و از دست ندادن هواداران نادان، دست به تحريف كتابهاي آسماني زدند همچنان كه پيشينيانشان در مورد تورات و انجيل چنين گناه بزرگي را مرتكب شدند و كتب آسماني را با انواع تحريفات مورد دستبرد قرار مي دادند.
در بعضي از موارد، متون كتب آسماني را تفسير به رأي و يا الفاظ را حذف مي كردند. و در موارد ديگر، الفاظ ديگري كه با مزاج و منافع آنها سازگار باشد جايگزين مي كردند و به خاطر همين رفتارهاي زشت و مذموم مورد لعن و غضب خدا و پيامبران عليهم السلام قرار گرفته و مهر ذلّت و خواري بر آنها نهاده شده است.14
1ـ علامه سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى، قم ،چاپ يازدهم، تابستان 1378، ج 6، ص 48.
2ـ اسراء / 15.
3-اعراف/157. ناصر مكارم شيرازى و ديگران ،پيشين، ج24، صص75ـ74. آنها كه از فرستاده خدا، پيامبر امّى پيروى مى كنند، همان كسى كه صفاتش در تورات و انجيلى كه نزدشان است مكتوب مى بينند و نيز در انجيل عربى چاپ لندن، چاپخانه ويليام وطس سال 1857 آمده است.
انجيل يوحنا باب 14 جمله 16 و باب 15 جمله 26 و باب 16 جمله 7، در سه مورد روى كلمه فارقليط تكيه كرده كه در ترجمه هاى فارسى تسلّى دهنده ترجمه شده است كه جز بر اسلام و آورنده آن تطبيق نمى كند. مهم اين كه در متن سريانى اناجيل كه از اصل يونانى گرفته شده به جاى تسلّى دهنده «پارقليطا» آمده و در متن يونانى «پير كلتوس» آمده كه از نظر فرهنگ يونانى به معنى «شخص مورد ستايش» است و معادل «محمّد، احمد» ميباشد.
4- عفيف عبد الفتاح طبّاره،پيشين،صص 33 و 34.
5ـ بقره/40 و ناصر مكارم شيرازى و ديگران ،پيشين، ج 1، صص 202 - 201.
6ـ بقره / 109.
7ـ بقره/ 101 - 100. در مورد پيمان شكنيهاى يهود فعلى ر.ك: اكرم زعيتر، سرگذشت فلسطين، ترجمه هاشمى رفسنجانى، انتشارات دفتر تبليغات ، قم، 1362، ص 391 به بعد.
8ـ بقره / 83.
9ـ بقره / 108.
10ـ بقره / 61 و ملا فتح الله كاشانى، پيشين، ج 1، ص 218.
11ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، چاپ بيست و دوم، 1373، ج3، ص 56؛ ذيل آيه 113 آل عمران.
12ـ آل عمران / 113. ر.ك :عبد على بن جمعه العروسى الحويزى ،پيشين،ج 1، ص 383 و ملا محسن فيض كاشانى، پيشين ، ج1، ص 343.
13ـ آل عمران / 199.
14ـر.ك :شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، صص 602 - 601.
عبدالرحيم رضاپور ـ مدرس حوزه و دانشگاه، محقق و نويسنده


نوشته شده در   جمعه 8 اسفند 1393    
PDF چاپ چاپ