يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 4 دي 1392     |     کد : 26270

ولايت فقيه در يك نگاه : فصل پنجم : ولایت فقیه تداوم بخش امامت

فقیه کسی است که قوه و نیروی فعلی برای استخراج همه یا بیشتر احکام شرعی و قوانین کلی اسلام از منابع اولیه آن ( کتاب - سنت - اجماع و عقل ) را داشته باشد . ولایت فقیه یعنی تصدی و اداره جامعه اسلامی به وسیله فقیهی مدیر- مدبر - سیاستمدار - هوشمند - امانتدار و عادل . فرق بین مرجع و رهبر ( ولی فقیه ) : (1)مرجع : مجتهد جامع الشرایطی است که احکام شرعی را از منابع اسلامی استنباط می کند و طبق آن فتوا می دهدو بر مردم لازم است از وی تقلید نمایند.

ولايت فقيه در يك نگاه : فصل پنجم : ولایت فقیه تداوم بخش امامت

فقیه کسی است که قوه و نیروی فعلی برای استخراج همه یا بیشتر احکام شرعی و قوانین کلی اسلام از منابع اولیه آن ( کتاب - سنت - اجماع و عقل ) را داشته باشد.
ولایت فقیه یعنی تصدی و اداره جامعه اسلامی به وسیله فقیهی مدیر- مدبر - سیاستمدار - هوشمند - امانتدار و عادل .

فرق بین مرجع و رهبر ( ولی فقیه ) :
(1)مرجع :

مجتهد جامع الشرایطی است که احکام شرعی را از منابع اسلامی استنباط می کند و طبق آن فتوا می دهدو بر مردم لازم است از وی تقلید نمایند.
اما فقیه : گذشته از علم به قوانین الهی و عدالت و اجتهاد باید دارای احاطه بر سیاست های دینی و شجاعت و مدیریت کافی برای رهبری جامعه اسلامی بوده و از مسائل اجتماعی و سیاسی روز آگاه باشد.
(2)مرجعیت فتوا :
می تواند در یک زمان متعدد باشد و هر کس هر مجتهدی را متقی و اعلم تشخیص داد از وی تقلید نماید. اما ولی فقیه نمی تواند متعدد باشد زیرا این مقام با ابعاد سیاسی - فرهنگی- اقتصادی-اجتماعی و دفاعی باید دارای قدرت متمرکز باشد. ( رساله نوین امام خمینی نگارش و ترجمه بی آزار شیرازی ج ۱ ص۶۴).
(۳) کار مرجعیت :
بیان فتوا و احکام شرعی است ولی کار ولایت فقیه علاوه بر بیان احکام شرعی - اجرا و پیاده کردن قوانین نجات بخش اسلام است و در موارد خاص حکم حکومتی صادر می کند که تبعیت آن بر همه لازم است. ( همان ) در صورتی که کسی شرایط و صلاحیتهای لازم را داشته باشد مرجعیت و رهبری می تواند در یک فرد جمع شود چنانکه حضرت امام خمینی ره هم مرجع بود و هم رهبر و در حال حاضر نیز این ویژگی در خلف صالح او مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای متجلی است.
در اینجا مناسب است به فرق حکم و فتوا نیز اشاره شود :
به بیان حکم شرعی توسط مجتهد جامع الشرایط فتوا می گویند.
دستور و فرمانی که در مسائل سیاسی - اجتماعی و حکومتی جامعه از طرف ولی فقیه صادر می گردد حکم نامیده می شود. اجرای این حکم بر همه حتی بر کسانکه از دیگری تقلید می کنند و بر مجتهدان و حتی خود ولی فقیه هم واجب است. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص۶۳).
« البته این مساله تنها در مورد حکم رهبر صدق می کند اما در مورد فتوای رهبر هر کس می تواند با فتوای مرجع خود عمل نماید. »

دلایل اثبات ولایت فقیه :
ولایت فقیه یکی از انواع ولایت تشریعی است. ولایت بر دو قسم است :
تکوینی و تشریعی
که ولایت تشریعی بر چهار نوع است :
(الف) : ولایت الله . ( ب ) : ولایت رسول الله . (ج) : ولایت معصوم ع. (د) : ولایت فقیه . ( ولایت فقیه سید حسن طاهری خرم آبادی ص۱۷ ) در عصر غیبت فقیه جامع الشرایط عهده دار ولایت و رهبری جامعه اسلامی می گردد. و این از بدیهیات و ضروریات عقلی است .
ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنا که هر کس عقاید و احکام اسلامی را حتی اجمالا در یافته باشد چون به ولایت فقیه برسدو آن را به تصور در آورد بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص۶) .
اما برای روشنتر شدن مساله به طرح دلایل عقلی و نقلی اثبات ولایت فقیه می پردازیم :
الف ) دلیل عقلی : اثبات عقلی ولایت فقیه مبتنی بر بیان چند مقدمه بدیهی و مورد قبول همه است که با کنار هم قرار دادن این مقدمات هر عقل سلیمی به ضرورت ولایت فقیه اذعان می کند:
(۱) تمامی احکام الهی ودستورات اسلامی اعم از عبادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... که بر پیامبر ص نازل شده و در زمان حضور ائمه ع باقی بوده در زمان غیبت نیز باقی و لازم الاجرا است زیرا پیامبر اسلام ص آخرین پیامبر و دین اسلام آخرین و کاملترین ادیان است.
(۲) حکومت جزء بافت اسلام بوده و عدم تشکیل آن مساوی با تعطیلی احکام الهی خواهد بود.
(۳) در بینش اسلامی مراجعه به حاکمان طاغوتی برای احقاق حق و رفع مخاصمه ممنوع و حرام است تا آنجا که گرفتن حق مسلم خود توسط حکم حاکم طاغوتی نا مشروع است.
(۴) برای حاکم در حکومت اسلامی شرایطی از جمله فقاهت و عدالت و مدیریت و ... معین شده و اگر کسی با نداشتن آن شرایط متصدی امور مسلمانان شود بعنوان حاکم طاغوتی محسوب می شود.
(۵) از حکمت خدای حکیم بدور است که بندگان را حیران و سرگردان باقی گذارد تا در هرج و مرج بسر برند و در نهایت طعمه دست گرگ صفتان فرعونی و طاغوتی شوند. ( تحقیقی پیرامون ولایت فقیه ص۱۹۷ تلخیص ).
با توجه به مقدمات پنجگانه فوق هر عقل سلیم و بدور از اغراض شخصی و تعصبات خام و جاهلانه حکم می کند که وجود ولی فقیه در راس جامعه بمنظور اجرای احکام و قوانین حیات بخش اسلام ضرورتی انکار نا پذیر دارد.
ب ) دلایل نقلی : در اثبات ولایت فقیه روایات و احادیث فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به بیان دو مورد اکتفا می شود:
امام زمان عج در جواب سوال یکی از شیعیان می فرماید: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم » ( وسائل الشیعه ج۱۸ص۱۰۱ بیروت ) در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنها هستم.
منظور از « حوادث واقعه » مسائل شرعی نیست چون لزوم مراجعه به فقها در احکام شرعی از مسلمات است و امر تازه ای نیست حتی در زمان حضور ائمه ع نیز مردم بدستور خود آنان به فقها رجوع می کردند . بلکه منظور از « حوادث واقعه » پیشامدهای اجتماعی و سیاسی و گرفتاری هایی است که در جامعه اسلامی رخ می نماید.
همینطور منظور از راویان حدیث تنها گویندگان آن نیستند بلکه فقهایی هستند که بتوانند از طریق اجتهاد راه حل مناسبی را با واسطه حجت خدا معرفی کند و حجت الله کسی است که خداوند او را برای انجام اموری قرار داده و تمام کارها و افعال و اقوال او حجت بر مسلمانان است. اگر امر به کاری کرد یا نهی از عملی نمود و دیگران تخلف کردند خداوند در روز قیامت با آنها احتجاج خواهد کرد که چرا با وجود حجت خدا در امور حکومت اسلامی به دستگاه ظلم و ستم طاغوت روی آوردید؟ ( کتاب البیع امام خمینی ره ج۲ص۴۷۴ ).
امام حسین ع در خطبه مشهور خود در « منا » علما را مورد خطاب و عتاب قرار داده و با سرزنش آنان به خاطر از دست دادن حکومت و واگذاری آن به ستمگران می فرماید: ... مجاری الامور و الا حکام علی ایدی العلما ء بالله الا مناء علی حلاله و حرامه ... ( تحف العقول ص۱۷۲ بیروت ) اداره جامعه و اجرای احکام به عهده دانشمندان الهی است که در حلال و حرام خدا امین هستند...
از این سخن و دیگر روایات استفاده می شود که در زمان غیبت امام زمان عج ولی فقیه عهده دار زعامت و ریاست جامعه اسلامی است. چنانکه در انقلاب شکوهمند اسلامی حضرت امام خمینی ره بعنوان فقیهی جامع الشرایط که حقیقتا مدیری مدبر و سیاستمداری هوشمند و جامعه شناسی دقیق و عالمی عادل و عامل و ... بود دست به تشکیل حکومت زد و با اعمال تمام اختیارات حکومتی رسول الله ص و ائمه ع برای نخستین بار حکومت اسلامی را در زمان غیبت پایه گذاری نمود و حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه راه آن امام بزرگوار علم ولایت امر مسلمین را با همان شکوه و عظمت به دوش گرفت و به جهانیان تفهیم نمودند که اسلام در همه زمانها برای اداره زندگی فردی و اجتماعی بشر برنامه و طرح دارد و قادر به اداره جامعه می باشد.

چگونگی تعیین ولی فقیه :
تعیین حاکم و رهبر در جامعه اسلامی به چه کیفیتی صورت می پذیرد؟ آیا همچون نبوت در اختیار خدا و به نصب اوست ؟ یا به اختیار و انتخاب مردم است.
در این بحث دو نظریه کلی : انتخابی و انتصابی مطرح است.
۱) نظریه انتخابی :
اهل تسنن معتقدند که تعیین رهبر و حاکم اسلامی در اختیار مردم است و برای تعیین و انتخاب حاکم اسلامی سه شیوه را بر گزیده اند :
الف ) تعیین حاکم اسلامی بوسیله بیعت اهل حل و عقد : بدین معنا که پس از رحلت پیامبر ص و یا خلیفه ای از خلفا عده ای از بزرگان و ریش سفیدان جامعه جمع می شوند و شخصی را بعنوان خلیفه بر می گزینند . پس از ارتحال رسول خدا ص خلیفه اول از این راه به خلافت رسید.
ب ) استخلاف : به این معنا که حاکم و خلیفه فعلی شخصی را بعنوان جانشین بعد از خود تعیین نموده و مردم را به بیعت با او وادار کند آن شخص بعنوان رهبر شناخته خواهد شد. خلیفه دوم نیز از این راه به خلافت رسید. ( احکام سلطانیه ما وردی ص۴).
ج ) استیلا یا قهر و غلبه : اگر کسی با زور و لشکر کشی و قتل و غارت و قلدری و سیاست بازی زمام مسلمانان را بدست گیرد بعنوان امام مسلمین شناخته شده و اطاعتش بر مردم واجب است. ( الفقه الاسلامی و ادله دکتر زهیلی ج۶ص۶۸۲) بنابراین اگر شخصی غیر واجد شرایط رهبری نیز که در میدان زور و ظلم و ستم گوی سبقت بر دیگران را ربوده است بر مردم مسلط شد مردم نباید علیه او قیام نمایند زیرا این کار گرفتاری و خونریزی بدنبال دارد ! ( منهاج السنه النبویه کتاب البغاه ص ۵۱۸) چنانکه خلفای بنی امیه و بنی عباس با این روش بر مسند خلافت و رهبری جامعه اسلامی نشستند.
دلایل طرفداران این نظریه ( انتخابی ) بیشتر رخدادهای تاریخی است تا دلایل عقلی و شرعی و همچنین بجای در نظر گرفتن معیارها و شرایط اسلامی برای انتخاب حاکم اسلامی بیشتر منافع شخصی و اغراض سیاسی مورد توجه بوده است.
۲) نظریه انتصابی :
از دیدگاه این نظریه حاکم و رهبر جامعه اسلامی باید از طرف خدا منصوب شود.
تعیین و نصب حاکم اسلامی از طرف خدا بدو صورت است : تعیین و نصب خاص و تعیین ونصب عام.
الف ) تعیین و نصب خاص : این انتخاب بدین صورت اس که شخص معینی برای حکومت و سرپرستی مشخص شود . نصب خاص در مورد پیامبران و ائمه معصومین است که از طرف خدا شخص نبی یا امام با اسم و مشخصات کامل به مردم معرفی شده است.
ب) تعیین و نصب عام : تعیین عام آن است که خداوند معیار و صفاتی را توسط پیامبر و ائمه ع بیان نموده است که هر کس واجد این صفات و معیار ها بود لیاقت و صلاحیت سرپرستی جامعه را دارد و اسم کسی بطور مشخص ذکر نشده است. این شیوه در زمان غیبت امام زمان عج کار برد دارد و فقیهی که واجد شرایط ولایت باشد می تواند رهبری جامعه اسلامی را عهده دار باشد. ( ولایت فقیه و حاکمیت ملت سید حسن طاهری خرم آبادی ص۸۷).

نقش مردم و آرا عمومی در تعیین ولی فقیه :
همانطور که ذکر شد ولی فقیه از طرف خدا با نصب عام به مقام ولایت و زعامت سیاسی و اجتماعی جامعه منصوب شده است و مردم نقشی در ثبوت ولایت برای فقیه ندارند. به تعبیر امام راحل قدس سره :
اگر احدی از مردم نیز به کمک فقیه نشتابد و او را در تشکیل حکومت یاری ندهد از منصب خود عزل نمی شود چرا که منصب آنان از ناحیه پروردگار است و اصل ثبوت و نصب زعامت ارتباطی با مردم ندارد گر چه وقتی مردم اعلام حمایت نکنند فقها در اصل تشکیل حکومت معذورند زیرا قدرت بر تشکیل آن ندارند. ( البیع امام خمینی ره ج۲ص۴۶۶).
در نصب و ثبوت امامت امامان معصوم ع نیز مردم دخالتی ندارندحضرت علی ع و دیگر ائمه از طرف خدا به امامت منصوب هستند. اگر چه مردم متاثر از جو سازیهای ستمگران بولایت ائمه تن ندهند و حق حکومت آنها غصب شود یا زمینه حکومت و ولایت آنان فراهم نگردد.
مردم و آرا عمومی در پذیرش : تحقق و عملی شدن ولایت معصومین ع و ولایت فقیه نقش بسزایی دارند. نقش سازنده مردم در حکومتهای الهی بلکه در هر حکومت بر خاسته از مردم حقیقتی تردید نا پذیر است. تاریخ بیانگر این واقعیت است که هر زمان مردم دعوت پیامبران الهی را نپذیرفته و در قبال دین خدا به وظیفه الهی خود عمل نکرده اند پیامبران در اجرای فرامین الهی موفق نبوده اند. همانطور که حضرت نوح و لوط ع نتوانستند یک جامعه الهی تشکیل دهند. و هر زمان که مردم با پیامبران همگام می شدند و دعوت آنان را پاسخ مثبت می دادند تشکیل حکومت و جامعه الهی میسر بوده است. همانگونه که پیامبر اسلام ص پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به مدینه توانست با کمک انصار و مهاجرین پایه های حکومت اسلامی را در مدینه بنا نماید. امام علی ع نیز پس از آنکه مردم بسوی آن حضرت روی آوردند و با او بیعت کردند سرپرستی جامعه اسلامی را عهده دار شد و توانست حکومت عدل الهی را تشکیل دهد. ( حکومت اسلامی و ولایت فقیه آموزش و پرورش ْمن خدمت ص۶۴) .
تجربه انقلاب اسلامی ایران نیز این حقیقت را روشن ساخت که اگر مردم به فرمان رهبری الهی گردن نهند طاغوتها نابود می شوند. و حکومت اسلامی شکل می گیرد و احکام اجرا می گردد.

خبرگان و تعیین رهبر:
همانگونه که ذکر شد ولایت فقیه منصوب عام از طرف خداوند است ولی برای تحقق و به فعلیت رسیدن آن آرا عمومی مردم نقش بسزایی دارد. آرا عمومی گاهی بطور طبیعی در مورد فردی مشخص می شود یعنی اکثریت مردم فردی را واجد اوصاف لازم رهبری تشخیص می دهند و او را به رهبری و امامت می پذیرند. چنانکه در مورد حضرت امام خمینی ره چنین بود . اما اگر چنین اکثریتی برای پذیرش یک فقیه محقق نشد یعنی چند نفر از فقها واجد شرایط رهبری و زعامت بودند و اکثریت قاطع وجود پیدا نکرد یا مردم در تشخیص اصلح دچار مشکل شدند در چنین شرایطی نمی توان درنگ و توقف نمود تا به تدریج اصلح مشخص شود زیرا جامعه اسلامی حتی یک روز هم نباید بدون رهبر و زعیم باقی بماند. براین اساس در قانون اساسی پیش بینی شده است که مردم در انتخابات عمومی شرکت کنند و افرادی به نام خبرگان ( کارشناسان و آگاهان به مسائل دینی و سیاسی و اجتماعی ) را انتخاب کنند و به آنان نمایندگی بدهند تا از میان فقها اصلح را که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را دارد به مردم معرفی کنند.
باید یاد آور شد که خبرگان در نصب و ثبوت ولایت برای ولی فقیه یا عزل وی از مسوولیت اداره جامعه نقشی ندارند زیرا فقها منصوب از طرف خدا هستند بلکه خبرگان از میان فقها شخصی را که واجد همه شرایط رهبری است تشخیص و به مردم معرفی می نمایند و به نمایندگی از طرف مردم ولایت او را می پذیرند . در مورد عزل وی نیز چنین است یعنی هر زمان ولی فقیه یکی از شرایط رهبری را از دست بدهد خود بخود از مقام رهبری معزول می شود و خبرگان مسوول تشخیص این امر است. ( ولایت فقیه و رهبری در اسلام جوادی آملی ص۱۸۹ ).

شرایط و ویژگیهای ولی فقیه
۱) علم ( فقاهت در دین ) :

یکی از شرایط ولی فقیه این است که بتواند مسائل و احکام اسلامی را از منابع آن ( کتاب - سنت-عقل و اجماع ) با بکار بردن معیارها و روشهای تخصصی - استنباط نماید و در شناخت اسلام پیرو و مقلد دیگران نباشد به تعبیر دیگر مجتهد فقیه و صاحب نظر در مسائل اسلامی باشد.
هر عقل سلیمی حکم می کند که عالم بر جاهل مقدم است به خصوص در نظامی که بر مبنای ارزشها و اصول مکتبی و اسلامی بنا شده باشد و ملتی اراده کرده است حکومتی با عقیده و مکتب خود داشته باشد شخصی که می خواهد اداره امور این جامعه مکتبی را عهده دار باشد باید از بینش وسیع و عام کافی نسبت به احکام قوانین مقرارات و اصول آن مکتب بر خوردار باشد و این موضوع از بدیهیات عقلی است.
حضرت علی ع می فرماید: « ایهاالناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم با مر الله فیه » ( نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ۱۷۲ص۵۵۸ ) ای مردم ! سزاوارترین مردم به امر خلافت توانا ترین آنان به آن و دانا ترین آنها نسبت به دستورات خداوند در امور مربوط به حکومت است.
امام صادق ع نیز به مردم دستور می دهدکه کسی را حاکم و متصدی امور جامعه قرار دهند که دارای این ویژگی ها باشد :...
الف ) احادیث ما را روایت کند : یعنی به منابع فقه اسلامی که از مهم ترین آنها آیات قران کریم و احادیث ائمه است آگاه باشد.
ب ) اهل نظر و رای در حلال و حرام باشد : یعنی قوه استنباط احکام شرعی را داشته باشد.
ج ) عارف به احکام باشد: یعنی آگاهی ( و احاطه ) کامل به احکام اسلامی از دید اهل بیت داشته باشد. ( اصول کافی ج۱ص۵۴).
ویژگیهایی که در سخن آنحضرت ذکر شد همان فقاهت در دین است و کسی که واجد این ویژگیهاست از او به مجتهد و فقیه تعبیر می شود.
۲) عدالت و تقوا :
عدالت ملکه ای نفسانی است که شخص عادل را از ارتکاب گناهان کبیره و اصرار بر گناهان صغیره باز می دارد و نیز مانع ارتکاب اعمالی می شود که از نظر عرف بر بی تفاوتی و بی مبالاتی ( خلاف مروت ) دلالت می کند.
از نظر عقل سلیم سپردن امور مسلمانان بدست شخصی که توانایی پرهیز از گناه و ستم را ندارد و ممکن است به کار های زشت و ناپسنددست بزند محکوم و مردود است. از طرف دیگر یکی از وظایف مهم حاکم اسلامی گسترش عدالت در جامعه است و اگر خود او فاقد عدالت باشد از نظر عقلی محال است بتواند این وظیفه خطیر را انجام دهد زیرا فاقد کمال نمی تواند کمال آفرین باشد. قران کریم می فرماید: « و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین » ( بقره : ۱۲۴) هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایشات بر آمد . خداوند به او فرمود : من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم . ابراهیم عرض کرد : از دودمان من ( نیز امامانی قرار بده ! ) خداوند فرمود : پیمان من به ستمکاران نمی رسد( و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته مقام امامت و رهبری هستند).
کمترین استفاده ای که از این آیه می شود این است که امامت و رهبری به فرد ظالم نمی رسد و فقط افراد عادل - وارسته و با تقوا می توانند عهده دار آن باشند.
از دیگر شرایط ولی فقیه داشتن تقوا است. حاکمی که در راس این جامعه قرار می گیرد باید آراسته به اخلاق اسلامی و متقی باشد چرا که در این جامعه قرار می گیرد باید آراسته به اخلاق اسلامی و متقی باشد چرا که در این صورت اشخاص با اخلاص و مدیران متقی را در راس امور و ارگانها قرار داده جامعه را بسوی اخلاق و معنویت سوق می دهد. تاثیری که دولتمردان بویژه شخص رهبر و حاکم اسلامی بر روی اخلاق مردم دارد بیش از هر کس دیگری است تا آنجا که رسول گرامی اسلام ص می فرماید : « الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم » ( مردم به رهبرانشان شبیه ترند تا به پدرانشان ) .
۳ ) حسن تدبیر و مدیریت :
از دیگر شرایط و صفات ولی فقیه بر خورداری از تدبیر - عاقبت اندیشی و آینده نگری است. اگر فقیهی که حاکم جامعه اسلامی است از تدبیر بر خوردار نباشد و نتواند در زمینه های مختلف برنامه ریزی کند - طرح بدهد و عاقبت اندیشی و آینده نگری نماید از عهده رهبری بر نخواهد آمد و کشتی جامعه را در گرداب حوادث و طوفانها غرق خواهد نمود.
بدیهی است که لازمه تدبیر و دور اندیشی داشتن بینش صحیح سیاسی و اجتماعی است تا حوادث و رویدادهای داخل امت اسلام و نیز جهانی را به خوبی تحلیل نمایدو با ترفند های مختلف دشمنان اسلام و سیاستها و اصول حاکم بر روابط پیچیده بین المللی بر خوردی مناسب داشته باشد. امام جعفر صادق ع می فرماید : ( اصول کافی ج ۷۸ ص ۴۶ تهران )کسی که به زمانه خویش آگاهی دارد اشتباهات بر او هجوم نمی آورد.
از جمله شرایط ولایت فقیه اینست که مدیری توانا و مقتدر باشد و توانیی و قدرت کافی اعم از توانایی های جسمی - روحی- قوت و اراده و قاطعیت در تصمیم گیری و ... را جهت اداره امور جامعه داشته باشد.
۴) شجاعت و قاطعیت :
ولی فقیه باید شخصی شجاع و نترس باشد و جز خداوند از هیچ قدرت دیگری هراسی بدل راه ندهد و مرعوب قدرتهای پوشالی استکبار نگردد تا بتواند با هر دولتی که به صلاح امت اسلامی است رابطه بر قرار نماید و یا قطع رابطه کند و در صورت حمله به کشور اسلامی شجاعانه در مقابل مهاجم بایستد و از اسلام و سرزمین اسلامی دفاع کند. حاکم شجاع و نترس می تواند استعدادهای درونی جامعه را شکوفا نماید و کشور و جامعه ای مقتدر و مستقل از سیاستهای بیگانگان بسازد.
از دیگر ویژگیهای ولی فقیه قاطعیت در اجرای احکام و فرامین الهی است . ولی فقیه هر گاه تکلیف را تشخیص داد و امری را به مصلحت نظام اسلامی دانست باید برای انجام آن تصمیم جدی بگیرد و بر اجرای آن پافشاری نماید و هیاهوی دوستان بز دل و تهدید و تطمیع دشمنان مغرض در تصمیم او خللی ایجاد ننماید. اگر رهبر جامعه اسلامی دارای قاطعیت و ثبات نظر نباشد بی توجهی و لا قیدی ها در جامعه رسوخ می کند و اجرای احکام اسلامی به تعطیلی کشانده خواهد شد. فساد های آشکار و پنهان جامعه اسلامی را استحاله و اطاعت پذیری مردم از رهبری را دچار شک و تردید خواهد نمود.
۵ ) پاک و منزه بودن از صفات نا پسند :
ولی فقیه باید از صفات رذیله ای همچون بخل- حسد- خشونت - طمع و سازشکاری پاک و منزه باشد زیرا این صفات پیامدهای منفی و سوئی در پی دارد که در کلام گهر بار علی ع به آنها اشاره شده است :
... جایز نیست برای کسی که حاکم بر ناموس و جان و مال مردم است و اموال عمومی و پیشوایی - ولایت و حکومت بر مردم را در دست دارد « بخیل » باشد که در آن صورت به اموال آنان چشم طمع می دوزد و نه « نا آگاه و جاهل » که با نادانی خود آنها را به گمراهی سوق دهد و نه « جفا کار و ستمگر » که با ستم خود با آنان قطع رابطه نماید و نه « ترسنده از تغییر ایام » که در آن صورت عده ای را بخود نزدیک و عده ای دیگر را طرد نماید. و نه « رشوه خواردر قضاوت » که حقوق را پایمال و حکم شرع را بیان ننماید و نه « تعطیل کننده سنت » باشد که امت را بسوی هلاکت بکشاند. (نهج البلاغه فیض الاسلام خطبع ۱۳۱ص۴۰۷)

حدود و اختیارات ولی فقیه
آیا تمام وظایف حکومتی که بر عهده امام معصوم بوده بر عهده ولی فقیه نیز میباشد. و بر این اساس ولایتی را که برای پیغمبر ص و ائمه ع می باشد برای ولی فقیه نیز ثابت است. آیا فقیه ، ولایت مطلقه دارد؟
پیش از پاسخ به پرسش فوق باید مناصب و اختیارات امام معصوم ع را بیان کنیم سپس مناصب و اختیارات ولی فقیه را مورد بر رسی قرار دهیم.
بر اساس روایات ائمه معصومین ع دارای سه منصب بوده اند :
۱) بیان احکام و مرجعیت دینی.
۲) مرجعیت در قضا .
۳) زعامت و رهبری یا تشکیل و اداره حکومت.
دیدگاهها :....
علما منصب فتوا و قضا را برای ولی فقیه ثابت می دانند و اختلافی در آن ندارند . تنها در منصب زعامت سیاسی - اجتماعی یا رهبری جامعه اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.
برخی قائل به محدودیت هستند و ولایت فقیه را منحصر در امور حسبیه ( امور حسبیه به اموری اطلاق می شود که باید انجام گیرد و شارع مقدس راضی به ترک آنها نیست. از قبیل ولایت بر غائبین - قاصرین - تصرف در اموالبی صاحب و ...) ( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ ) می دانند.
برخی هم معتقدند که اختیارات ولی فقیه در حد اختیارات پیامبر ص و ائمه معصومین ع و همه جانبه و گسترده است. توضیح این دو دید گاه در زیر می آید:
الف ) ولایت محدود :
 قائلین به محدودیت معتقدند که ولایت فقیه مانند ولایت معصوم ع عام و همه جانبه نیست بلکه فقیه فقط در انجام آن دسته از کار های اجتماعی که مومنان عادل قادر به انجام آن هستند دارای ولایت بوده و انجام این امور در مرحله اول وظیفه فقیه است. این امور همان امور حسبیه است که در صورت نبود مومن عادل مسلمان فاسق نیز می تواند به انجام آن مبادرت ورزد. ( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ )
این نظریه از چند جهت دارای اشکال است :
۱) این نظریه بوسیله بعضی از علما در شرایطی مطرح شده است که حکومت در دست طاغوتها بوده و علما در حوزه های علمیه به بحثهای علمی و فقهی مشغول بوده اند و یا به جرم ترویج نظریات تشیع در کنج زندانها یا در حال تقیه بسر می برده اند و هیچ یک از کارهای حکومتی را عهده دار نبوده اندو طبیعی است در محیطی که اداره جامعه و حکومت در دست حاکمان ستمگر بوده و قدرت اجرایی در دست فقها نبوده طرح ولایت مطلق دور از انتظار باشد . قطعا همان علما و بزرگان در وجوب طرد نا اهلان تردیدی نداشتند و آرزو می کردند که فقیه واجدالشرایط را بولایت و زمامداری بر گزینند. و به این وسیله ولایت و امامت ائمه معصومین ع استمرار یابد.
۲) نظریه فوق در صدد بیان اندیشه ها و نظرات سیاسی اجتماعی اسلام در باب حکومت نبوده و منظور امور حسبیه بوده است. زیرا در جهان بینی اسلام به مساله رهبری اهمیت خاصی داده شده و حتی از نماز و روزه و جهاد و زکات و دیگر احکام اسلام مهم تر است.
۳) این نظریه ، که فقهی است : توسط دیگر فقها و مجتهدین مورد نقض و انتقاد قرار گرفته است از جمله صاحب جواهر این نظریه را مردود شمرده و آن را موجب تعطیلی احکام و حدود اسلام دانسته و آن را به کسانی نسبت می دهد که نه طعم فقه را چشیده و نه لحن امام معصوم ع را فهمیده اند ! ( جواهر الکلام ج۲۱ص۳۹۷ )
۴) از نظر خردمندان نیز نظریه ولایت محدود مردود و مطرود است . زیرا بقول بو علی سینا چگونه باور کنیم خدای حکیم که از مژه چشم و گودی کف پا غفلت نکرده از رهبری مردم غافل شده ( شفا -- الهیات -- ابن سینا مقاله دهم فصل دوم ص ۴۴۱) و یا دست حاکم اسلامی را بسته باشد؟!
ب) ولایت مطلقه فقیه :
عده زیادی از علمای مشهور از جمله : صاحب جواهر ، ملا احمد نراقی ، میر زای نائینی ، کاشف الغطاء ، آیت الله بروجردی ، حضرت امام خمینی ره و ... معتقدند که ولی فقیه در زمان غیبت همانگونه که حق فتوا و قضاوت دارد حق زعامت و رهبری و تشکیل حکومت و نظارت بر جریانات و حوادث واقعه در مملکت اسلامی را نیز دارا می باشد و می تواند فرمان جنگ یا صلح بدهد - مالیات بگیرد - حدود اسلام را اجرا نماید و با دولتهای دیگر پیمان نظامی - سیاسی - اقتصادی و ... منعقد نماید و هر کار مشروعی که برای اداره جامعه لازم باشد طبق موازین اسلام انجام دهد.
بنابراین ولایت مطلقه فقیه یعنی تمام شوون و اختیارات حکومتی ای که پیامبر و ائمه معصومین ع ر عهده داشتند ولی فقیه نیز آن اختیارات را دارد و می تواند همانند ائمه اطهار تشکیل حکومت داده و تمام کارهای حکومتی را عهده دار شود. حضرت امام خمینی ره می نویسد : ولایتی که برای پیغمبر ص و ائمه می باشد برای فقیه هم ثابت است و در این مطلب هیچ شکی نیست. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص ۱۷۲ )
و نیز می فرماید : این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم ص بیش از حضرت امیر ع بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است باطل و غلط است . ( همان ص ۵۵ )
برای اثبات ولایت مطلقه فقیه دلایل فراوانی اقامه شده که در زیربدو دلیل اشاره می کنیم:
۱) عموم نیابت : فقها در زمان غیبت با تعبیرات مختلف بعنوان نمایندگان و جانشینان پیامبر ص و ائمه طاهرین معرفی شده اند که هر یک از آن تعبیرات از قبیل « العلماء ورثه الانبیا ء ، الفقها ء امناء الرسل ، اللهم ارحم خلفائی ، علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل » و امثال این تعبیرات ( تحقیقی پیرامون ولایت فقیه حبیب الله طاهری ص ۲۰۰و ۲۳۷ ) نشانه نیابت فقها از ائمه طاهرین در زمان غیبت است و لازمه نیابت آن است که نائب ( جانشین)بتواند در تمام شوونی که منوب عنه حق دخالت داشته دخالت کند.
۲) ولایت علما و فقها در زمان حضور ائمه ع : این نمایندگی و جانشینی در زمان حضور امام معصوم ع هم محقق شده است و شاهد بر این مدعا عهد نامه مالک اشتر است. در این عهد نامه حضرت علی ع مالک اشتر را ( که از علما و فقهای عصر خویش بود) مامور تشکیل حکومت مصر با تمامی اختیارات حکومتی از قبیل تنظیم قوای مسلح - گرفتن مالیات - سازندگی و آبادانی - نصب کار گزاران و مدیران مجرب و ... نمود .
در عصر غیبت نیز امام زمان عج مردم را جهت حل مشکلات و معضلات جامعه اسلامی به فقها ارجاع داده است و لازمه این امر و تحقق عملی آن تشکیل حکومت اسلامی است.
الف ) وظایف فرهنگی :
(۱) نشر فرهنگ و معارف اسلامی : از جمله وظایف ولی فقیه تبلیغ و تبیین احکام و معارف دینی است. او باید زمینها و امکانات گسترش معارف قرانی و آشنایی با قوانین و مقررات اسلامی را فراهم نماید و با استفاده از همه ابزار و امکانات و نیرو های فرهنگی - جامعه اسلامی را از جهل و نادانی رهایی و با معارف حیات بخش اسلام آشنا نماید. قران کریم می فرماید: « الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلواه و اتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور » ( حج : ۴۱) ( مومنان ) کسانی هستند که اگر در زمین به آنها قدرت ببخشیم نماز را به پای دارند و زکات بپردازند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و پایان همه کارها از آن خداست. بدیهی است که تحقق این امور با وجود حکومت اسلامی امکان پذیر است و مسوولیت آن نیز در درجه اول بر عهده حاکم اسلامی است...
(۲) تربیت و تهذیب جامعه : از دیگر وظایف فرهنگی ولی فقیه آشنا ساختن امت اسلامی با آداب الهی و اخلاق صالح و بر حذر داشتن آنها از اخلاق زشت و صفات رذیله است. امام علی ع در جایگاه رهبری اسلامی می فرماید: « ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و تو فیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا » ( نهج البلاغه فیض الاسلام ص۱۱۴) ای مردم من بر شما حقی دارم و شما بر من حقی دارید حق شما بر من ( چنین است: ) خیر خواهی برای شما و پرداخت حقوقتان بطور کامل و تعلیم شما تا نادان نمانید و تربیت کردن شما تا بیاموزید.
(۳) پاسداری از ارزشهای دینی : از جمله وظایف ولی فقیه حفظ احکام و ارزشهای الهی و سنت نبوی از تغییر - تحریف و بدعت و نیز مقابله با افکار انحرافی و شبیخون فرهنگی از یکسو و امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود الهی و مبارزه با مفاسد اجتماعی از سوی دیگر است.
امام رضا ع یکی از دلایل وجود رهبری الهی را حفظ ارزشهای دینی از خطر بدعت و تحریف دانسته و می فرماید: « ومنها لو لم یجعل لهم اماما قیما امینا حافظا مستودعا لدرست المله و ذهب الدین و غیرت السنه و الاحکام و لزادفیه المبتدعون و نقص منه الملحدون ... » ( بحار الانوار ج۶ص۶) اگر برای ملت و رهبری امین و پاسداری نگهدارنده و امانتدار منصوب نشود دین فرسوده می شود و از میان می رود و سنن و احکام الهی تغییر می یابد و بدعتگذاران بر دین می افزایند و ملحدان از آن می کاهند.
ب) وظایف سیاسی :
(۱) تعیین خط مشی سیاسی جامعه اسلامی : از جمله وظایف ولی فقیه تعیین سیاستهای کلان جامعه در زمینه های داخلی و خارجی و نیز نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام اسلامی است.
(۲) بر قراری ارتباط با ملتها و کشورهای جهان : از دیگر وظایف ولی فقیه ایجاد زمینه های مناسب جهت بر قراری ارتباط با کشورهای جهان و نهضتهای آزادیبخش اسلامی و سازمانهای بین المللی است.
در مورد روابط با کشورهای جهان ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
نخست آنکه حاکم و ولی امر مسلمین بعنوان رئیس یک ملت و مملکت در روابط بین الملل و سیاست خارجی خود می تواند با همه ملل و مذاهب رابطه حسنه بر قرار کرده و از باب روابط متقابل حقوق آنان را محترم بشمارد مگر زمانی که آنان علیه اسلام و مسلمین اعلان جنگ کنند که در آن صورت نه تنها دوستی و رابطه با آنان روا نیست بلکه مبارزه و جهاد با آنان نیز لازم و ضروری است.
دوم آنکه : ولی فقیه در روابط با جهان خارج هوشمندانه بر خورد می نماید تا باعث هیچ نوع سلطه ای بر مسلمانان نشود و دست اجانب را نسبت به جان و مال و عرض مسلمین دراز نکند.
سوم: در هنگام بر خورد و ملاقات با سران کفر و الحاد طوری بر خورد کند که باعث ذلت و خواری مسلمانان نشود زیرا حاکم اسلامی در حقیقت تبلوری از همه امت اسلامی است و بر خورد نا مناسب او باعث خفت و خواری امت اسلامی خواهد شد.
(۳) نصب والیان متخصص و متدین : از جمله وظایف سیاسی ولی فقیه نصب مدیران مجرب - متدین و متعهد است تا جامعه رابسوی کمال مطلوب سوق دهند. زیرا اگر حاکم نسبت به مدیران و زیر دستان شناخت نداشته باشد چه بسا نا دانان و اشرار خود را بجای دانایان و صالحان جا زده حتی بکارهای مهم و کلیدی گمارده شوند و موجبات شکست جامعه اسلامی و مخدوش شدن حیثیت امت اسلامی را فراهم آورند و در مقابل افراد دلسوز لایق و متعهد نا شناخته باقی بمانند.
ج) وظایف نظامی :
(۱) تشکیل و تقویت نیرو های مسلح : امروزه کلیه امور نظامی بوسیله دستگاه حکومتی که در راس آن ولی امر مسلمین باشد قابل تحقق است اوست که می تواند کشور را به همه نوع سلاحهای جنگی اعم از زمینی - دریایی و هوایی مجهز نماید زیرا فرد فرد جامعه نمی توانند این مهم را به انجام رسانند.
(۲) حفاظت از مرزها و دفاع از مال - جان و ناموس مسلمانان : از دیگر وظایف ولی فقیه در بعد نظامی دفاع از مال و جان و ناموس امت اسلامی درمقابل تهاجمات احتمالی دشمنان و منافقان کور دل است.
(۳) ایجاد امنیت و آسایش در جامعه : امنیت در جامعه از بزرگترین نعمتهای الهی است و هر فعالیت عبادی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و ... در سایه آسایش و امنیت امکان پذیر است. بنابراین از مهم ترین وظایف ولی فقیه ایجاد امنیت در جامعه و حفظ جان و مال مردم در شهرها و روستاها و راهها و اقصی نقاط مملکت اسلامی بوسیله فرماندهی نیروی انتظامی قوی و متعهد و متدین است.
د ) وظایف اقتصادی :
(۱) تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی : بر قراری عدالت و رسیدگی به حق محرومان و دفاع از مظلومان در برابر زور گویان و غارتگران از اهداف اساسی حکومت اسلامی و یکی از مهمترین وظایف ولی فقیه است. امیر مومنان علی ع در آغاز حکومت خود دلیل پذیرفتن آن مسوولیت خطیر را گرفتن حق ستمدیدگان از ستمگران شمرده و می فرماید: « اما والذی فلق الحبه و برء النسمه - لولا حصورالحاضر و قیام الحجه بوجودالناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم ولا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها » ( نهج البلاغه فیض الاسلام ص۵۲) سوگند به آن خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر این افراد حاضر نمی شدند و به سبب وجود یاران حجت تمام نمی شد و خدا از دانشمندان ( در زمان غیبت ولی فقیه مصداق این کلمه است) پیمان نگرفته بود که به سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند افسار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم و رهایش می کردم.
(۲) گسترش عمران و آبادی جامعه اسلامی : از جمله وظایف اقتصادی ولی فقیه تلاش برای عمران- آبادانی - استقلال اقتصادی و فقر زدایی از جامعه اسلامی است. از شرایط اولیه یک اجتماع سالم اقتصاد سالم است یعنی اقتصاد خود کفا - بی عیب و مستقل . جامعه باید بنیه اقتصادی سالمی داشته باشد مبتلا به کم خونی اقتصادی نباشد و گرنه بیمار خواهد بود. از نظر اسلام هدفهای اسلامی بدون اقتصاد سالم غیر قابل تامین است.
محتاج هر که شوی اسیر اویی
از هر که بی نیاز شوی همتای اویی
به هر که نیکی کنی فرمانروای اویی
( غررالحکم ج۲ص۵۸۴ چاپ دانشگاه تهران )
(۳) جلوگیری از اخلال اقتصادی : در هر جامعه افرادی سود جو و فرصت طلب یافت می شوند که با اخلال در نظام اقتصادی در پی زراندوزی بیشتر هستند که اگر مهار نشوند نظم اقتصادی را بر هم می زنندو کل نظام را دچار مشکل جدی می کنند. از این رو رهبری با جدیت تمام به کنترل مسائل اقتصادی می پردازد و آن را در بستر صحیح خویش قرار می دهد.
از دیگر وظایف ولی فقیه با فساد مالی و اختلاسهای کسانی است که بیت المال مسلمانان را در اختیار دارند. برای رسیدن به این هدف باید از ناظرین امین برای نظارت بر صرف هزینه های ادارات و نهادها و ... استفاده نمود.
گفتنی است که در ایران وظایف یاد شده طی قانون اساسی از طرف ولی فقیه به ارکان جمهوری اسلامی واگذار و وظایف هر یک در قانون اساسی مشخص شده است .
تحقيق و نويسنده : حسين شاهد خطيبي مدیر سایت لیلة القدر
التماس دعا
12


نوشته شده در   چهارشنبه 4 دي 1392    
PDF چاپ چاپ