دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 4 شهريور 1392     |     کد : 24210

4) ضرب المثلهای ایرانی با حرف ج و چ و خ

4) ضرب المثلهای ایرانی با حرف ج و چ و خ جا تره و بچه نيست جاده دزد زده تا چهل روز امنه جايي نميخوابه كه آب زيرش بره جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته جواب ابلهان خاموشيست جواب هاي، هويه جواني كجائي كه يادت بخير جوجه را آخر پائيز ميشمرند جوجه هميشه زير سبد نميمونه

4) ضرب المثلهای ایرانی با حرف ج و چ و خ
جا تره و بچه نيست
جاده دزد زده تا چهل روز امنه
جايي نميخوابه كه آب زيرش بره
جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته
جواب ابلهان خاموشيست
جواب هاي، هويه
جواني كجائي كه يادت بخير
جوجه را آخر پائيز ميشمرند
جوجه هميشه زير سبد نميمونه
جون بعزرائيل نميده
جهود، خون ديده
جهود، دعاش را آورده
جيبش تار عنكبوت بسته
جيگر جيگره ، ديگر ديگره!
چار ديواري اختياري
چاقو دسته خودشو نميبره
چاه كن هميشه ته چاهه
چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي
چاه نكنده منار دزديده
چرا توپچي نشدي
چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است
چشته خور بدتر از ميراث خوره
چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي
چشمش آلبالو گيلاس مي چينه
چشمش هزار كار ميكنه كه ابروش نميدونه
چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه
چنار در خونه شونو نمي بينه
چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره
چوب دو سر طلا ست
چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه
چوب معلم گله، هر كي نخوره خله
چو به گشتي، طبيب از خود ميازار ؛ چراغ از بهر تاريكي نگه دار
چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن ؛ كه گوهر فرو شست يا پيله ور
چه خوشست ميوه فروشي ؛ گر كس نخرد خودت بنوشي
چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه
چه علي خواجه، چه خواجه علي
چه مردي بود كز زني كم بود
چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره
چيزي كه عوض داره گله نداره!
خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه
خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود
خاك خور و نان بخيلان مخور ! " ... خار نه اي زخم ذليلان مخور"
خاك كوچه براي باد سودا خوبه
خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه ؛ هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن؟ كجا
خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده
خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز
خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت
خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست
خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه
خانه خرس و باديه مس ؟
خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست
خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب
خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره
خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم
خانه نشيني بي بي از بي چادريست
خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟
خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي
خدا برف را به اندازه بام ميده
خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟
خدا خر را شناخت، شاخش نداد
خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي
خدا دير گيره، اما سخت گيره
خدا را بنده نيست
خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد
خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده
خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه
خدا گر ببندد ز حكمت دري , ز رحمت گشايد در ديگري
خدا ميان دانه گندم خط گذاشته
خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه
خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه
خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟
خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده
خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده
خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره
خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي وآنكه را عقل ندادي چه دادي؟ "خواجه عبدالله انصاري"
خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن
خر، آخور خود را گم نميكنه
خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه
خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است
خر است و يك كيله جو
خر از لگد خر ناراحت نميشه
خر باربر، به كه شير مردم در
خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره
خربزه شيرين مال شغاله
خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني
خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه
خربيارو باقلا بار كن
خر، پايش يك بار به چاله ميره
خرج كه از كيسه مهمان بود ؛ حاتم طايي شدن آسان بود
خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟
خر خالي يرقه ميره
خر، خسته ، صاحب خر، ناراضي
خر خفته جو نمي خوره
خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه
خر را با آخورميخوره، مرده را با گور
خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه
خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است
خر را گم كرده پي نعلش ميگرده
خر، رو به طويله تند ميره
خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد
خرس در كوه، بو علي سيناست
خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش
خر سواري را حساب نميكنه
خر، سي شاهي ، پالون دو زار
خر كريم را نعل كردن
خر كه جو ديد، كاه نميخوره
خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه
خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره
خر لخت راپالانشو بر نميدارند
خر ما از كرگي دم نداشت
خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود
خروار نمكه، مثقال هم نمكه
خر وامانده معطل چشه
خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره
خر، همان خره پالانش عوض شده
خريت ارث نيست بهره خداداده س
خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد
خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت
خواب پاسبان، چراغ دزده
خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم
خواهر شوهر، عقرب زير فرشه
خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد
خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو
خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست
خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده
خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟
خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي
خودم كردم كه لعنت بر خودم باد
خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي
خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند
خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد
خوش بود گر محك تجربه آيد بميان ؛ تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد
خوش زبان باش در امان باش
خولي بكفم به كه كلنگي بهوا
يك ده آباد به از صد شهر خراب
خونسار است و يك خرس
خير در خانه صاحبش را ميشناسد
خيك بزرگ ، روغنش خوب نميشه!


نوشته شده در   دوشنبه 4 شهريور 1392    
PDF چاپ چاپ