چهارشنبه 2 مرداد 1398 | Wednesday, 24 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392     |     کد : 23950

سیاحت غرب 6 اجتماعى : ایالات متحده، بیمار زندان هایش ؛ لوموند دیپلماتیک

سیاحت غرب 6 اجتماعى : ایالات متحده، بیمار زندان هایش ؛ لوموند دیپلماتیک چکیده زندان هاى مملوّ از جمعیت ایالات متحده آمریکا، به دلیل فقدان مراقبت هاى بهداشتى کافى، به یکى از کانون هاى انتشار بیمارى هاى واگیردار مثل هپاتیت، ایدز و سل تبدیل شده اند. بسیارى از کسانى که به عنوان مجرم روانه زندان مى شوند، به دلیل بى اطلاعى، زندان ها را نسبتا محیط هاى سالمى مى دانند و همین امر موجب مى شود احتیاط هاى لازم را در قبال سرایت بیمارى ها به خود، انجام ندهند.

سیاحت غرب 6 اجتماعى : ایالات متحده، بیمار زندان هایش ؛ لوموند دیپلماتیک
چکیده
زندان هاى مملوّ از جمعیت ایالات متحده آمریکا، به دلیل فقدان مراقبت هاى بهداشتى کافى، به یکى از کانون هاى انتشار بیمارى هاى واگیردار مثل هپاتیت، ایدز و سل تبدیل شده اند. بسیارى از کسانى که به عنوان مجرم روانه زندان مى شوند، به دلیل بى اطلاعى، زندان ها را نسبتا محیط هاى سالمى مى دانند و همین امر موجب مى شود احتیاط هاى لازم را در قبال سرایت بیمارى ها به خود، انجام ندهند.
افرادى که از دروازه هاى زندان ها یا بازداشتگاه هاى آمریکا بیرون مى آیند، عموما با خود 2 تا 200 دلار «پول خروجى» براى کمک به شروع یک زندگى جدید، بقچه اى لباس بر دوش و یک بلیط اتوبوس همراه دارند تا آنها را به مقصد شهرى برساند که بنا بر حکم باید در آن اقامت کنند، اما بسیارى از آنها با کوله بار کاملاً متفاوتى از زندان خارج مى شوند: بنا به گزارش سال 2002 کمیسیون ملى درباره مراقبت هاى بهداشتىِ تأدیبگاه ها با عنوان وضعیت بهداشتى زندانیان در حال آزادى، تخمین زده مى شود که از 9 میلیون نفر از آزادشدگان زندان ها و بازداشتگاه هاى آن سال، یک میلیون و سیصد هزار نفر به ویروس هپاتیت سى، 137000 نفر مبتلا به ویروس اچ آى وى (ایدز)، و 12000 نفر به سل مبتلا بوده اند.
پس از سال ها فریاد هشدارباش محققان بهداشت عمومى، اکنون دیگر مدارک موثق در دسترس است که اپیدمى «حبس توده اى» که از اوایل دهه 1980 سراسر کشور را درنوردیده بود، با «رشد توده اى» بیمارى هاى واگیردار در زندان هاى تأدیبى آمریکا همراه شده است.
با این که گزارش فوق درباره میزان ابتلا به ایدز و هپاتیت سى چشمگیر است، اما زیاد تعجب آور نیست. بسیارى از کردارهایى که به خاطر آن ها افراد در این کشور به زندان یا بازداشتگاه فرستاده مى شوند ـ تزریق مواد مخدر، فحشا، خشونت ـ عامل ابتلا به بیمارى هاى ناشى از انتقال خونى یا جنسى است. بنابراین، دستگیرى قانون شکنان توسط پلیس، محتملاً همزمان موجب گردآورى بیماران موجود یا آتى خواهد بود. خطر تداوم این رفتارها پشت میله هاى زندان همچنان وجود دارد، با این تفاوت که این بار همان اندک مراقبتى که فرد ممکن بود در خیابان ها به آن عمل کند نیز در کارنیست. از آنجا که رابطه همجنس بازى، مواد مخدر و خشونت در زندان هاى تأدیبى آمریکا غیرقانونى است، هر نوع اسباب و لوازم مرتبط با آن ها مانند سرنگ، سوزن، آب ژاول، کاندوم و لاتکس، غیرمجاز تلقى مى شود. نتیجه امر، یادگیرى فوت و فن کارها توسط خود زندانیان است که مى آموزند به دلیل کمبود سوزن هاى تزریقى، از «سرنگ هاى» دست ساز (شاید سوزن هاى واقعى هم در کار باشد اما به احتمال زیاد آن ها را از کارتریج هاى جوهر، نى و سیم هاى گیتار که استادانه تغییر شکل داده مى شوند، مى سازند) مشترکا استفاده کنند. همچنین در نبودِ دسترسى به کاندوم، رابطه جنسى بدون کاندوم، چه اجبارى چه توافقى، امرى مرسوم است. با این همه، حتى فعالیت هایى چون تاتو یا خالکوبى که در مقابل ابتلا به ایدز یا هپاتیت در بیرون از زندان و در سالن هاى زیبایى تجارى نسبتا ایمن است، در بازداشتگاه ها و زندان ها به عملى خطرناک تبدیل مى شود؛ چرا که خالکوبى، قانونا در زندان ممنوع است و در نتیجه، لوازم و اسباب آن نیز ممنوع و مخفى بوده و مشترکا استفاده مى شود.
در زندانیان جوان، تصویرنگارى روى بدن از فعالیت هاى به ویژه مهم و بسیار تشریفاتى است، چرا که براى آن ها «خالکوبى نمودهاى دائمى هویتى را ایجاد مى کند که مقامات نمى توانند از ایشان بگیرند؛ خالکوبى، تصدیق مثبت خود در محیطى سرشار از نفى است» و نیز ابزارهاى بصرى تشخیص وابستگى به یک باند یا یک گروه در دریایى از غریبه هاست؛ در حالى که هر نوع فعالیتى که با سوزن سر و کار داشته باشد در زندان غیرقانونى است و بنابراین یا گزارش نمى شود و یا واقعى نیست. پژوهشگران حدس مى زنند که خالکوبى مورد استفاده شمار زیادترى است تا تزریق مواد مخدر و در نتیجه، مى تواند عامل اصلى انتقال ویروس ایدز و هپاتیت سى در زندان هاى آمریکا باشد. به این ترتیب، گزارش کمیسیون ملى، هر چند تکان دهنده است، اما براى کسانى که ابتدایى ترین چیزها را درباره محیط هاى بسته و بیمارى هاى واگیردار مى دانند، زیاد عجیب نیست.
مسأله این است که اکثر اوقات، زندانیان از ساز و کارهاى اولیه انتقال، جلوگیرى و یا معالجه بیمارى هاى واگیردار اطلاعى ندارند و قبل از دستگیرى به مراقبت هاى پزشکى دسترسى نداشته اند. مراقبت هاى پزشکى در آمریکا مشروط به این است که کارفرما، «مزایایى» (بیمه خدمات درمانى) را با حق بیمه اى قابل پرداخت در اختیار کارمندان خود گذارد یا صندوق هاى شخصى، بیمه هاى خصوصى را بخرند و یا حق برخوردارى از خدمات عمومى را داشته باشند، خدماتى که «از کسانى که کاملاً فقیر نیستند» دریغ مى شود و ممکن است به طور مشخص از معالجه معتادان به مواد مخدر، بیماران روانى و سایر بیمارى هاى وخیم خوددارى کنند.
برخورد غیرتخصصى یا تقلب؟
به گفته پل فارمر و باربارا ریلکو باوئر، «سیستم بهداشتى آمریکا به ترتیب با صفات زیر توضیح داده شده است: فاقد سیستم، کاملاً تصادفى، ارائه برخى خدمات به صورت پراکنده. در حقیقت این نظام غیرسیستماتیک، تکه تکه و ناکارآمد است.» بنابراین اشخاصى که وارد زندان ها مى شوند، در صورتى که به نشانه هاى بیماریشان توجه نشود، ممکن است ندانند که حامل بیمارى هاى واگیردار هستند و یا اگر آموزشى درباره انتقال و جلوگیرى از بیمارى ها ندیده باشند، ممکن است درک نکنند که به ویژه در معرض خطر ابتلا به آن ها هستند.
سیاست هاى نامنسجم و آشفته بهداشتى در زندان ها مى تواند موجب تشدید این ناآگاهى شود. زندانیان به محض ورود به زندان و پس از آن به دفعات در ارتباط با بیمارى هاى معینى مانند سل و سفلیس مورد آزمایش قرار مى گیرند، اما در ارتباط با ایدز یا هپاتیت به طور منظم آزمایش نمى شوند. علاوه بر این، هنگامى که روش هاى پزشکى توضیح داده نمى شود (یا زندانى نمى تواند انگلیسى صحبت کند همانند شمار انبوهى از اسپانیایى زبان ها) و یا گرفتن خون به شیوه خط تولید کارخانه ها باشد (مناسب ترین شیوه آزمایش صدها نفر)، برخى از زندانیان فکر مى کنند آن ها را براى این ویروس ها مورد آزمایش قرار مى دهند. محدودیت بودجه ضرورتا اغلب موجب پیگیرى سیاست «بى خبرى همانا خوش خبرى است» مى شود، به این معنا که تنها کسانى که نتایج آزمایشات آن ها نشان دهد که مبتلا شده اند، تحت مراقبت هاى بعدى قرار مى گیرند و به این ترتیب کسانى که از خبر مثبت بودن آزمایش خونشان مطلع نمى شوند، گمان مى کنند همه چیز روبراه است؛ حال آن که در حقیقت، خونشان ممکن است هرگز مورد آزمایش قرار نگرفته باشد.
تجهیزات نامناسب یا غیرقانونى، بى نظمى را تشدید مى کند. یک آزمایشگاه خصوصى در کالیفرنیا در نتایج آزمایش ده ها هزار زندانى ایالتى در سال هاى دهه 1990 دست به تقلب زده بود؛ مقامات رسمى وزارت بهداشت ایالت کالیفرنیا با مشاهده اشتباهات املائى و غلط هاى فاحش در گزارش هاى دریافت شده از این آزمایشگاه، به نتایج، شک کرده و درسال 1996 به ساختمان آزمایشگاه یورش بردند و با «انبوه وسایل مستعمل، آزمایشگاهى آشفته با دستگاه هایى که کار نمى کردند و یا تنظیم نبودند و یا فاقد معرف هاى خاص براى انجام آزمایش هاى مربوط به خون و ادرار بودند»، روبرو شدند.
چهار سال بعد هنگامى که نشریه سان فرانسیسکو کرونیکل این موضوع را افشا کرد، مسؤولین زندان هاى کالیفرنیا هنوز دغدغه آزمایش مجدد زندانیان را نداشتند، زندانیانى که به آن ها اطلاعات نادرستى درباره وضعیتشان از نظر ابتلا به ویروس ایدز، هپاتیت سى و یا سرطان رحم داده شده بود، و بسیارى از آن ها از ابتلاءشان به درصد قابل توجهى از تقریبا نه میلیون نفر که از زندان و بازداشتگاه هاى آمریکا سالانه آزاد مى شوند، حامل بیمارى هاى واگیردار بوده و در این شرایط وارد اجتماع شده و خطر انتقال آن را به شریک جنسى خود یا کسانى که مشترکا با او از یک سوزن استفاده مى کنند، به اضافه کسانى که با مواد ترشحى بدن او تماس مى یابند، دارند.
این بیمارى ها بى خبر ماندند، اما در این میان، مدیر آزمایشگاه دروغین جواز جدیدى را در 1991 دریافت کرد تا آزمایشگاه بالینى دیگرى را راه اندازى کند. در موردى دیگر، به یک زندانى در میشیگان به طور تصادفى سوابق پزشکیش نشان داده مى شود که شامل اطلاعاتى از زندان سابقش بوده است. وى با فهمیدن این که دو سال قبل تشخیص داده شده بود که وى مبتلا به هپاتیت سى است، اما هیچ گاه از آن با خبر نشده بود، حیرت زده گردید. دوست دختر او، که در خلال دستگیرى هایش با او زندگى مى کرد، پى برد که خود او هم دچار این بیمارى شده است (به احتمال زیاد بیمارى را در فاصله میان حبس هاى زندانى از او گرفته بود). در حال حاضر، این زوج پرونده شکایتى را علیه بخش زندان میشیگان مطرح کرده اند که معلق مانده است.
این پرونده، موضوعى نه چندان آشکار اما عمومى را مطرح مى کند:
 درصد قابل توجهى از تقریبا نه میلیون نفر که از زندان و بازداشتگاه هاى آمریکا سالانه آزاد مى شوند، حامل بیمارى هاى واگیردار بوده و در این شرایط وارد اجتماع شده و خطر انتقال آن را به شریک جنسى خود یا کسانى که مشترکا با او از یک سوزن استفاده مى کنند، به اضافه کسانى که با مواد ترشحى بدن او تماس مى یابند، دارند. بسیارى از این افراد ممکن است قبل از دستگیرى یا زندانى شدن مبتلا شده باشند، اما فرستادن آن ها به خانه، بدون تشخیص و معالجه بیمارى، موجب عدم پیشگیرى و پیشرفت بهداشت عمومى مى شود. تحقیق درباره انتقال بیمارى هاى واگیردار از طریق زندانیان سابق به شرکاى جنسى شان نادر است، اما در یک مطالعه پى برده شد که مردم، شرایط زندان را از لحاظ ابتلا به بیمارى خیلى خطرناک نمى دانند و در نتیجه، از مقاربت بدون کاندوم یا استفاده مشترک از سوزن با کسى که اخیرا به جامعه برگشته است، پرهیز نمى کنند. در حقیقت، از آنجا که زندان هاى تأدیبى، عموما غذا، مکانى سرپوشیده و مراقبت هاى بهداشتى (هر قدر هم که ناکافى باشد) در اختیار مى گذارند، آنهایى که فقیر، خانه به دوش و دچار انواع مشتقت ها در «جهان دیگر» هستند، ممکن است زندان و آسایشگاه را نسبتا محیط هاى سالمى بدانند؛ به ویژه وقتى مشاهده کنند که زندانیانى که دوباره به خیابان ها بازگشته اند، خوب استراحت کرده اند، خوب خورده اند و به خاطر ساعت هاى طولانى ورزش، ورزیده شده اند. زوال دولت رفاه آمریکا به سطحى رسیده است که نهاد کیفرى [زندان] «بیش از پیش به کارگزار اجتماعى آمریکا در خدمات اولیه» تبدیل شده است. این امر به معناى آن است که براى حاشیه اى ترین افراد، سلطه بى رحمانه دولتِ تنبیه گر دست تعادل بخشى است که سر آن ها را بالاى آب نگاه مى دارد.
این تناقض، بیش از همه، براى زندانیانى آشکار است که دچار بیمارى واگیردار مى شوند. اشتباهات فاحش، غفلت ها و بى کفایتى ها مى تواند مانع مراقبت هاى پزشکى کافى از زندانیان و محبوسان شود؛ چنان که «پولاک» و دیگران خاطرنشان کردند، برخى از پزشکان و سایر پرسنل بهداشتى که به دلیل اشتباه و یا خلاف حرفه اى مجازات شده اند و پروانه پزشکى آن ها بى اعتبار است، ممکن است اجازه یابند که در نهادهاى تأدیبى، دوباره شروع به کار کنند. زندانى هایى که نیاز به مداواى ایدز یا هپاتیت سى خود دارند، ممکن است با روش هاى منسوخ درمان روبرو شوند که بنا به سیاست زندان ها تغییر مى کند و یا به نحو درستى این معالجات انجام نشوند؛ همانند مورد یک زندانى در فلوریدا که هر روز داروهاى ضد ایدز را همراه با غذا به او مى دادند، هر چند خوردن غذا دو ساعت قبل و یک ساعت بعد از خوردن داروى ایدز اکیدا ممنوع است. چنین اشتباهات بزرگى نه تنها زندگى و سلامتى بیماران محبوس را به خطر مى اندازد، بلکه منجر به مقاومت ویروس ها در مقابل دارو مى شود و هر کسى را که در مسیرشان قرار مى گیرد، در معرض خطر قرار مى دهد.
با این همه، از نظر اجتماعى ـ رفاهى، هر نوع مراقبت بهداشتى که فرد به آن ها در زندان هاى تأدیبى دسترسى مى یابد، بهتر از مراقبتى است که با گدایى کردن مى تواند در خارج از میله هاى زندان به آن دست یابد. اداره سرشمارى آمریکا گزارش مى دهد که در کشورى که هنوز از اجراى پوشش همگانى خدمات درمانى براى شهروندان خود سرباز مى زند، 14 میلیون نفر در سال 2001 بیمه نشده بودند؛ یعنى خود آن ها باید تمام هزینه هاى درمانى خویش را به طور کامل در صورت بیمارى بپردازند. در میان آنان، اکثریت آمریکایى هایى قرار دارند که کار مى کنند، و به آن ها باید خانواده هایشان را نیز افزود. علاوه بر این، اداره سرشمارى برآورد مى کند که انبوهى از شهروندان ـ تقریبا 5/17 میلیون نفر ـ در بخشى از سال از پوشش درمانى بیمارى ها محروم هستند. عدم توانایى براى پرداخت این هزینه ها معمولاً به معناى تکیه اجبارى به کمک هاى دولتىِ پیش بینى نشده یا بوروکراتیک است که به شدت دچار کمبود بودجه هستند و در سطح کشورهاى جهان سوم قرار دارند؛ مانند خدمات عمومى (مجانى یا کم هزینه) و یا بخش اورژانس بیمارستان هاى دولتى که از لحاظ قانونى مجبور به درمان بیماران بد حال هستند.
مسخره تر از همه آن است که زندانیان تا زمانى که تحت نظارت دولت هستند، تنها گروه اجتماعى در آمریکا مى باشند که قانونا از حق پوشش پزشکى برخوردارند. «حقیقت غم انگیز این است که برخى افراد داوطلبانه به زندان برمى گردند چون احساس مى کنند در آنجا از مراقبت هاى بهترى برخوردارند تا در جامعه».
میزان سرسام آور بیمارى و انتقال آن، خود را در هزینه هاى پزشکى سرسام آور زندان ها به نمایش مى گذارد؛ موضوعى دشوار براى اعلام کردن به مالیات دهندگان که پیش از این شاهد بودجه هاى چشمگیر اختصاص یافته به زندان هاى تأدیبى بودند که در مقایسه با آن، سهم بودجه تخصیصى به آموزش و هزینه هاى رفاه اجتماعى در دهه گذشته تحت الشعاع قرار مى گیرد. ترکیب سیاست حبس هاى مفرط تهیدستان و پوشش بازار آزاد خدمات بهداشتى براى شهروندان نسخه اى است براى کابوس بهداشت عمومى.
منبع: لوموند دیپلماتیک، ژوئن 2003


نوشته شده در   جمعه 25 مرداد 1392    
PDF چاپ چاپ