چهارشنبه 20 فروردين 1399 | Wednesday, 08 April 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 24 دي 1392     |     کد : 22676

(184) منشأ اجتماع از منظر ابن رشد 18

منشأ اجتماع از منظر ابن رشد چيست؟ آيا در آثار و آراي وي مي توان به گونه شناسي از منشأ اجتماع دست پيدا كرد؟ پاسخ به اين پرسش ها در اين شماره از انديشه سياسي مسلمانان مي تواند به بحث رابطه فرد و اجتماع كمك كند. در طول تاريخ علم، به طور كلي در مورد منشأ اجتماع نظريه هايي از جمله؛ بقاي نوع، رفع نيازها و مهار منازعات، مدني الطبع بودن انسان يا تأمين نيازهاي روحي و عقلي ذكر شده است كه هر كدام از آنها در منظومه فكري ابن رشد مورد بررسي قرار مي گيرد. 1- بقاي نوع و مهار منازعات ؛ يكي از مهم ترين اهدافي كه افراد بشر را در كنار هم قرار مي دهد، ...

انديشه سياسى مسلمانان ١٨٤
انديشه سياسى مسلمانان- منشأ اجتماع از منظر ابن رشد 18
- منشأ اجتماع از منظر ابن رشد چيست؟ آيا در آثار و آراي وي مي توان به گونه شناسي از منشأ اجتماع دست پيدا كرد؟ پاسخ به اين پرسش ها در اين شماره از انديشه سياسي مسلمانان مي تواند به بحث رابطه فرد و اجتماع كمك كند. در طول تاريخ علم، به طور كلي در مورد منشأ اجتماع نظريه هايي از جمله؛ بقاي نوع، رفع نيازها و مهار منازعات، مدني الطبع بودن انسان يا تأمين نيازهاي روحي و عقلي ذكر شده است كه هر كدام از آنها در منظومه فكري ابن رشد مورد بررسي قرار مي گيرد.
1- بقاي نوع و مهار منازعات؛
يكي از مهم ترين اهدافي كه افراد بشر را در كنار هم قرار مي دهد، «بقاي نوع» (1) و رفع نيازها است. تنوع و گستردگي نيازها به گونه اي است كه فرد به تنهايي قادر به برآوردن آنها نيست. زيستن در جمع، اين فرصت را به وي مي دهد كه علاوه بر تأمين نيازهاي خود به نيازهاي ديگران نيز توجه كند.(2) در خلال اين ملاحظه است كه زيست جمعي شكل مي گيرد. چون افراد براي ادامه و بهبود وضعيت زندگي به بهره گيري از منابع طبيعي مي پردازند و منابع طبيعي محدوديت دارند و از طرف ديگر، سرشت زياده طلب آدمي مستعد توليد تعارض و نزاع است، هدف ديگر اجتماع تلاش براي مهار درگيري ها و كنترل ضررهاست كه مردم با تن دادن به قواعد و قانون عملاً به تنازعات پايان مي دهند و سلامتي، نشاط و ... را به زندگي برمي گردانند.(3)
2- مدني الطبع بودن؛
به نظر ابن رشد، زيست اجتماعي در سرشت افراد نهفته است. وي از ارسطو نقل مي كند كسي كه جدا از ديگران زندگي مي كند يا دد است يا خدا. ابن رشد، وجود فرد را به تنهايي وجودي بالقوه و ناقص مي داند كه براي تكميل شدن آن بايد در جمع زندگي كند و تا زماني كه در جمع نباشد، نمي تواند احساس آرامش و فعليت دهي به استعدادهاي بالقوه داشته باشد. بنابراين با خردورزي و كاوش در پنداشته هاي خويش و بهره گيري از تجارب ديگران به بودن خود معنا مي بخشد و موجب ارتقاي شخصيت و معرفت خويش -كه از نيازهاي برتر زندگي است- مي شود.(4)
3- نيازهاي روحي و عقلي؛
همان طور كه در بحث انسان شناسي آمد، ابن رشد براي انسان ساحت هاي مختلفي را قائل است؛ از آنجا كه او متفكري غايت گرا است، غايت فرد را در رسيدن به كمال حقيقي مي داند كه در ارضاي نيازهاي انساني انسان متبلور است. به نظر وي نيازهاي روحي و عقلي، محتاج تعامل با ديگران و تعاون با آنها در اجتماع است.(5) انسان با توجه به بعد انساني اش توانايي ادراك فضيلت، كمال و عدالت را دارد. برخي از اين نيازها در جمع برآورده مي شود؛ از ابتدا در وجود فرد به صورت بالقوه بوده و اين گونه نيست كه از خارج به وي فيضان شود. ثمره تعامل آگاهانه با ديگران در انجام دادن افعال عقلايي است كه معطوف به راهكارهاي وصول به غايت است تا در پناه آن، قدرت روحي انسان، آزادانه تحقق يابد(6) و فرصت افزون تري براي دستيابي به شناخت برتر از كمال و زايل كردن موانع آن به وجود آورد.
بهترين راه رسيدن به كمال از منظر ابن رشد، قرار گرفتن در جايگاه و موقعيتي است كه فرد صلاحيت آن را مي يابد و مي تواند به آن امور بپردازد. در هنگامي كه بايد كاري را انجام دهد، به اندازه اي كه بايد انجام شود، انجام گيرد. ابن رشد معتقد است كه اين عدالت مدني است.(7)
اين ويژگي عمومي، چنانچه به وجدان جمعي و هويت مبدل شود، سبب ماندگاري اجتماع مي شود. در اين حالت، ارتباط افراد، معطوف به تأمين رضايت از زندگي، برآوردن نيازهاي روحي، همانند تبادل علم و آگاهي، دروني كردن ارزش هاي مشترك (عفت وتقوا) و نيازهاي عقلي همانند رعايت اعتدال در كليه امور سبب جهت يابي گرايش عمومي به محاسبه گري، آينده نگري و تصميم گيري بهينه خواهد شد. در شماره آتي گونه شاسي انواع اجتماع از منظر اين انديشمند را بررسي خواهيم كرد.
¤ پي نوشت ها در دفتر نشريه موجود است.
فتح الله پريشان


نوشته شده در   سه شنبه 24 دي 1392    
PDF چاپ چاپ