جمعه 4 بهمن 1398 | Friday, 24 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 13 خرداد 1394     |     کد : 22281

72. سوره جن آيه 26-28

نکته ها / در مدیریّت ، هم باید اطلاعات لازم را در اختیار مسئولان گذاشت . «عالم الغیب فلا یظهر على غیبه احدا الاّ من ارتضى من رسول» ، هم از او حفاظت كرد. «فانه یسلك من بین یدیه ...» و هم بر عملكرد او نظارت دقیق داشت. «لیعلم ان قد ابلغو رسالات ربّهم» علم غیب‏ / در این كه غیر از خدا كسى علم غیب مى‏ داند یا نه ؟ و اگر مى‏ داند مقدار آن چقدر و كیفیّت آن چگونه است ؟ چه افرادى مى ‏دانند ؟ و آیا این دانستن به اراده خودشان است یا نه ؟ دائمى است یا لحظه ‏اى ؟ جزیى است یا كلى ؟ ...

آيه
عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى‏ غَيْبِهِ أَحَداً
إِلَّا مَنِ ارْتَضَى‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً
لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُواْ رَسِالاَتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بَمَا لَدَيْهِمْ وَ أَحْصَى‏ كُلَّ شَىْ‏ءٍ عَدَدًا
ترجمه
او عالم به غیب است و هیچ كس را بر غیب خود آگاه نمى‏ كند.
مگر كسى همانند پیامبر كه از او راضى باشد، پس از پیش رو و از پشت سر نگهبانانى مى ‏فرستد
تا بداند (رسولان) پیام هاى پروردگارشان را رسانده ‏اند و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و هر چیزى را با عدد ، شماره كرده است.
نکته ها
در مدیریّت ، هم باید اطلاعات لازم را در اختیار مسئولان گذاشت . «عالم الغیب فلا یظهر على غیبه احدا الاّ من ارتضى من رسول» ، هم از او حفاظت كرد. «فانه یسلك من بین یدیه ...» و هم بر عملكرد او نظارت دقیق داشت. «لیعلم ان قد ابلغو رسالات ربّهم»
علم غیب‏
در این كه غیر از خدا كسى علم غیب مى‏ داند یا نه ؟ و اگر مى‏ داند مقدار آن چقدر و كیفیّت آن چگونه است ؟ چه افرادى مى ‏دانند ؟ و آیا این دانستن به اراده خودشان است یا نه ؟ دائمى است یا لحظه ‏اى ؟ جزیى است یا كلى ؟ موروثى است یا اهدایى ؟ سخن بسیار است، لذا به تحقیقى كه در سال‏هاى جوانى داشتم و به یادداشت‏هایى كه سال‏ها قبل جمع آورى كرده بودم ، مراجعه كردم و خلاصه آن را در این جا مى ‏آورم.
اصل اول . احدى جز خداوند ، به طور مستقل غیب را نمى‏ داند ، زیرا كلید و خزانه و سرچشمه علم غیب تنها نزد اوست : «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الاّ هو»(64) و اگر دیگران بهره ‏اى دارند از طرف خداوند است. بنابراین آیاتى كه مى‏ گویند : ما كسى را بر غیب آگاه كردیم، یعنى بخشى از غیب را به او هبه كردیم. «تلك من انباء الغیب نوحیها الیك»(65)
در قرآن مى‏ خوانیم كه حضرت عیسى به مردم فرمود : من شما را از آنچه در خانه‏ هاى خود ذخیره كرده‏ اید و آنچه خواهید خورد خبر مى‏ دهم. «و انبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بیوتكم» (66)
آرى آگاهى دیگران از غیب ، تنها با خواست و اراده الهى است . «و لایحیطون بشى‏ء من علمه الاّ بما شاء»(67)
اصل دوم . در آیه 26 سوره جن مى‏ فرماید : «فلا یظهر على غیبه احداً الاّ من ارتضى من رسول» یعنى خداوند جز افرادى نظیر پیامبر را كه از آنها راضى است، دیگرى را بر علم غیب خود آگاه نمى‏ سازد و در آیه 174 سوره آل عمران نیز مى‏ خوانیم : خداوند شما را بر غیب آگاه نمى‏ سازد ولى از پیامبرانش هر كه را بخواهد بر مى‏ گزیند (و علوم غیبى را به او مى ‏دهد.) «و ما كان اللّه لیطلعكم على الغیب و لكن یجتبى من رسله من یشاء»(68)
بنابراین حساب افراد كاهن، جادوگر و كف‏بین كه ارتباطى با معنویات ندارند و گاه و بیگاه از رندى خود و سادگى مردم سوء استفاده كرده و براساس تخمین‏ها و تحلیل‏ها، پیشگویى مى ‏كنند، از حساب اولیاى خدا جداست.
اصل سوم . بهره‏گیرى اولیاى خدا از علم غیب، تنها در موارد خاص آن هم به اذن خداست، نه آن كه براى رفع مشكلات شخصى از آن استفاده كنند. همانگونه كه پیامبراكرم ‏صلى الله علیه وآله در مرافعات، به سوگند و شاهد و ظواهر عمل مى‏ فرمود و از علم غیب استفاده نمى‏ كرد.
اصولا اگر اولیاى خدا براى زندگى شخصى خود از معجزه و علم غیب استفاده كنند و مشكلات خود را حل نمایند، نمى‏توانند براى مردم الگوى عملى باشند، اگر امام حسین‏ علیه السلام با معجزه و دعا، تشنگى صحراى كربلا را حل مى‏ كرد، چگونه مى‏توانست براى مردمى كه این امكانات را ندارند امام باشد؟
یكى از رموز موفقیّت پیشوایان دینى ، صبر آنان بر مشكلات شخصى ، جنگ ها ، فقرها ، بیمارى‏ ها، داغ دیدن‏ها و امثال آن بوده است. و صبر و پایدارى ، قناعت و بردبارى و زهد و تقواى آنان در این صحنه ‏ها جلوه مى‏ كرد.
اصل چهارم. غیب بر دو گونه است : نوعى كه مخصوص خداوند است و نوعى كه به انبیا و فرشتگان و امامان معصوم داده مى‏ شود. چنانكه امام صادق ‏علیه السلام فرمود : «ان للّه عزّ و جلّ علمین : علماً عنده لم یطّلع علیه احداً من خلقه و علماً نبذه الى ملائكته و رسله فما نبذه الى ملائكته و رسله فقد انتهى الینا»(69)
بنابراین مراد از آیاتى كه مى ‏گویند : علم غیب مخصوص خداست، نوع اول آن و آیاتى كه مى‏ گویند : علم غیب را دیگران مى ‏دانند، نوع دوم است. در دعا نیز مى خوانیم : خدایا به حق آن علمى كه مخصوص خودت است سوگند. «وبحقّ علمك الذى استأثرت به لنفسك»
اصل پنجم. دست خداوند در تغییر امور عالم و به تعبیر قرآن ، محو و اثبات امور باز است و لذا اولیاى خدا نمى ‏توانند نسبت به آینده ، علم قطعى داشته باشند . چنانكه امام سجّاد علیه السلام مى‏ فرماید: كه اگر یك آیه در قرآن نبود، تمام مسائل تا روز قیامت را به شما خبر مى ‏دادم، پرسیدند : كدام آیه ؟ حضرت فرمود : «یمحوا اللّه ما یشاء و یثبت و عنده امّ الكتاب» (70) خداوند هر چه را بخواهد محو مى‏ كند و هر چه را بخواهد ثابت نگه مى ‏دارد و ام الكتاب تنها نزد اوست. (71)
اصل ششم . گاهى كمال در دانستن غیب است و گاهى در ندانستن آن. مثلاً شبى كه حضرت على‏ علیه السلام به جاى پیامبر در بستر خوابید، كمال او در این بود كه نداند دشمنان او را خواهند كشت یا نه؟ زیرا اگر مى ‏دانست كه او را نمى‏ كشند و به جاى او مى‏ خوابید خیلى مهم نبود.
پیشوایان دینى خود فرموده ‏اند: گاهى پرده كنار مى‏ رود و امورى را مى‏ دانیم و گاهى بسته مى‏ شود و نمى‏ توانیم كه بدانیم. «یبسط لنا فنعلم و یُقبض عنّا فلا نعلم»(72) آرى قبض و بسط علم غیب به دست خداست. چنانكه در قرآن به پیامبرش خطاب مى ‏كند: «لا تعلمهم»(73) تو منافقان مدینه را نمى‏ شناسى و در پاسخ كسانى كه از زمان قیامت سؤال مى ‏كنند مى‏ فرماید : «قل ان أدرى»
(74) بگو: نمى ‏دانم.
64) انعام، 59.
65) هود، 49.
66) آل عمران، 49.
67) بقره، 255.
68) آل عمران، 179.
69) كافى، ج‏1، ص‏255.
70) رعد، 39.
71) تفسیر المیزان، ج 11، ص‏420.
72) كافى، ج‏1، ص 256.
73) توبه، 101.
74) جنّ، 25.
پيام ها
1- هستى ، فقط دیدنى‏ ها نیست ، امور بسیارى وجود دارد كه از چشم ما پنهان و قابل رؤیت نیست. «عالم الغیب»
2- كسانى مثل فالگیرها ، كف ‏بین‏ها و كاهنان كه ادعاى علم غیب مى ‏كنند دروغگو هستند ، زیرا خداوند فقط به امثال پیامبران علم غیب عطا مى ‏كند. «الّا من ارتضى من رسول»
3- هیچ كس، از ناظر و مراقب بى ‏نیاز نیست. «فانّه یسلك... رصداً»
4- وحى الهى از طریق فرشتگان ، حفاظت مى‏ شود. «فانّه یسلك من بین یدیه»
5 - پیامبر، در دریافت وحى و ابلاغ آن مصونیت دارد. «رصداً لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربّهم»
6- حفاظت الهى از طریق فرشتگان جامع است. «من بین یدیه و من خلفه رصدا»
7- علم خداوند، اجمالى نیست، بلكه داراى احاطه و احصاى كامل است. «لیعلم...احاط... احصى كلّ شى‏ء عدداً»


نوشته شده در   چهارشنبه 13 خرداد 1394    
PDF چاپ چاپ