چهارشنبه 2 مرداد 1398 | Wednesday, 24 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 2 آذر 1393     |     کد : 21881

31. سوره لقمان آيه 18

پيام ها / 1- با مردم ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان ، با خوشرویى رفتار كنیم . «لاتصعّر خدّك للنّاس» 2- تكبّر ممنوع است ، حتّى در راه رفتن . «لاتمش فى الارض مرحا» 3- از عامل خشنودى خداوند براى تشویق و از ناخشنودى او براى ترك زشتى‏ ها و گناهان استفاده كنیم . «انّ اللّه لایحبّ» 4- به موهومات ، خیالات و بلند پروازى‏ ها خود را گرفتار نسازیم . «مُختال» 5 - بر مردم فخر فروشى نكنیم . «انّ اللّه لایحبّ كلّ مُختال فَخور» . تواضع‏ / در این آیه لقمان به فرزندش مى ‏گوید :

آيه
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ
ترجمه 
و روى خود را از  مردم (به تكبّر) بر مگردان ، و در زمین مغرورانه راه مرو، زیرا خداوند هیچ متكبّر فخر فروشى را دوست ندارد.
نکته ها
«تَصعیر» ، نوعى بیمارى است كه شتر به آن گرفتار مى‏ شود و گردنش كج مى‏ شود . لقمان به فرزندش مى‏ گوید : تو بر اساس تكبّر مثل شترِ بیمار ، گردنت را با مردم كج نكن.
«مَرَح» ، به معناى شادى زیاد است كه در اثر مال و مقام به دست مى ‏آید.
«مُختال» به كسى گویند كه بر اساس خیال و توهّم خود را برتر مى‏ داند، و «فَخور» به معناى فخرفروش است.
تكبّر ، هم توهین به مردم است ، هم زمینه ساز رشد كدورت‏هاى جدید و هم تحریك كننده‏ ى كینه ‏هاى درونى قدیم.
در حدیث مى‏ خوانیم : هر كس با تكبّر در زمین راه رود، زمین و هر موجودى كه زیر و روى آن است، او را لعنت مى ‏كنند.(299)
299) تفسیر نورالثقلین.
پيام ها
1- با مردم ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان ، با خوشرویى رفتار كنیم . «لاتصعّر خدّك للنّاس»
2- تكبّر ممنوع است ، حتّى در راه رفتن . «لاتمش فى الارض مرحا»
3- از عامل خشنودى خداوند براى تشویق و از ناخشنودى او براى ترك زشتى‏ ها و گناهان استفاده كنیم . «انّ اللّه لایحبّ»
4- به موهومات ، خیالات و بلند پروازى‏ ها خود را گرفتار نسازیم. «مُختال»
5 - بر مردم فخر فروشى نكنیم . «انّ اللّه لایحبّ كلّ مُختال فَخور»
تواضع‏
در این آیه لقمان به فرزندش مى ‏گوید : در زمین متكبرانه راه نرو «لاتمش فى الارض مرحاً» و در سوره‏ ى فرقان ، اوّلین نشانه ‏ى بندگان خوب خدا ، حركت متواضعانه‏ ى آنهاست .«و عباد الرّحمن الّذین یمشون على الارض هَونا»(300)
یكى از اسرار نماز كه در سجده‏ ى آن بلندترین نقطه بدن را (حداقل در هر شبانه روز 34 مرتبه در هفده ركعت نماز واجب) روى خاك مى‏ گزاریم ، دورى از تكبّر ، غرور و تواضع در برابر خداوند است.
گرچه تواضع در برابر تمام انسان‏ها لازم است ؛ امّا در برابر والدین ، استاد و مؤمنان لازم‏تر است . تواضع در برابر مؤمنان ، از نشانه ‏هاى برجسته‏ ى اهل ایمان است . «اذّلة على المؤمنین» (301)
بر خلاف تقاضاى متكبّران كه پیشنهاد دور كردن فقرا را از انبیا داشتند ، آن بزرگواران مى‏ فرمودند : ما هرگز آنان را طرد نمى‏ كنیم. «و ما انا بطارد الّذین آمنوا» (302)
انسانِ ضعیف و ناتوانى كه از خاك و نطفه آفریده شده، و در آینده نیز مردارى بیش نخواهد بود، چرا تكبّر مى‏ كند؟!
مگر علم محدود او با فراموشى آسیب‏ پذیر نیست؟!
مگر زیبایى ، قدرت ، شهرت و ثروت او، زوال‏ پذیر نیست؟!
مگر بیمارى ، فقر و مرگ را در جامعه ندیده است؟!
مگر توانایى‏ هاى او نابود شدنى نیست؟!
پس براى چه تكبّر مى‏ كند ؟! قرآن مى ‏فرماید : متكبّرانه راه نروید كه زمین سوارخ نمى‏ شود ، گردن‏كشى نكنید كه از كوه‏ها بلندتر نمى‏ شوید . «ولاتَمشِ‏فى الارض مَرحاً اِنّك لن تَخرق الارض و لن تَبلغ الجبال طولا» (303)
نمونه‏ هایى از تواضع اولیاى الهى‏
1. شخص اوّل آفرینش كه پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله است ، آنگونه مى ‏نشست كه هیچ امتیازى بر دیگران نداشت و افرادى كه وارد مجلس مى‏ شدند و حضرت را نمى‏ شناختند ، مى‏ پرسیدند : كدام یك از شما پیامبر است ؟ «ایّكم رسول اللّه»(304)
2. در سفرى كه براى تهیه غذا هر كس كارى را به عهده گرفت ، پیامبر نیز كارى را به عهده گرفت و فرمود : «جمع كردن هیزم با من».(305)
3. همین كه پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله دیدند براى نشستنِ بعضى فرش نیست ، عباى خود را دادند تا چند نفرى روى عباى حضرت بنشینند. (306)
پوشیدن لباس ساده، سوار شدن بر الاغ برهنه ، شیر دوشیدن ، هم‏نشینى با بردگان ، سلام كردن به اطفال ، وصله كردن كفش و لباس ، پذیرفتن دعوت مردم ، جارو كردن منزل ، دست دادن به تمام افراد و سبك نشمردن غذا از سیره‏هاى حضرت بود. (307)
4. برخى شیعیان خواستند به احترام امام صادق‏ علیه السلام حمّام را خلوت و به اصطلاح قُرق كنند ، حضرت اجازه نداد و فرمود : «لا حاجة لى فى ذلك المؤمن اَخفّ من ذلك» نیازى به این كار نیست ، زندگى مؤمن ساده‏تر از این تشریفات است. (308)
5. هر چه اصرار كردند كه سفره ‏ى امام رضا علیه السلام از سفره غلامان جدا باشد ، آن حضرت نپذیرفت. (309)
6. شخصى در حمّام ، امام رضا علیه السلام را نشناخت و از او خواست تا او را كیسه بكشد ، حضرت بدون معرّفى خود و با كمال وقار تقاضاى او را قبول كرد . همین كه آن شخص حضرت را شناخت ، شروع به عذرخواهى كرد ، حضرت او را دلدارى دادند. (310)
از نشانه‏ هاى تواضع ، پذیرفتن پیشنهاد و انتقاد دیگران و نشستن در پایین‏تر از جایى است كه در شأن اوست.
300) فرقان، 63.
301) مائده، 54.
302) هود، 29.
303) اسراء، 37.
304) بحار، ج‏47، ص 47.
305) بحار، ج‏47، سیره پیامبر.
306) بحار، ج 16، ص 235.
307) بحار، ج 16، ص 155 و بحار، ج 73، ص 208.
308) بحار، ج 47، ص 47.
309) كودك، فلسفى، ج 2، ص 457.
310) بحار، ج 49، ص 99.


نوشته شده در   يکشنبه 2 آذر 1393    
PDF چاپ چاپ