شنبه 16 فروردين 1399 | Saturday, 04 April 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391     |     کد : 21712

میراث فرهنگی امام باقر (ع)

میراث فرهنگی امام باقر (ع)

پرسش و پاسخ حلقه های شجره طیبه صالحین بسیج 8 / سیره و تاریخ امام باقر (ع)

سیره و تاریخ امام باقر (ع)- میراث فرهنگی امام باقر (ع)
- با نگاهی كوتاه به مسانید فقهی و تفسیری شیعه به خوبی می‌توان دریافت كه بخش زیادی از روایات فقهی، اخلاقی و تفسیری شیعه از امام باقر علیه السّلام نقل شده است. وسائل الشیعه و كتب تفسیری مانند البرهان از بحرانی صافی از فیض كاشانی، حاوی روایات زیادی در زمینه تبیین مسائل فقهی و توضیح آیات قرآن و شأن نزول آنهاست كه از آن حضرت روایت شده است. علاوه بر اینها مقدار زیادی اخبار تاریخی درباره امیر المؤمنین علیه السّلام و جنگ صفین نیز از آن حضرت نقل شده است.[1]
همچنین در زمینه اخلاقیات، جملات گهربار و پرمغزی از امام باقر علیه السّلام روایت گردیده است؛ جملات قصاری كه در نهایت زیبایی و برخاسته از روح عصمت و كمالات درونی امام است. اربلی نوشته است كه اخبار انبیا فراوان از امام باقر علیه السّلام نقل شده و مردم اخبار مغازی را از ایشان نقل كرده‌اند و در احكام و مناسك حج به آنچه ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل كرده استناد كرده‌اند. آنها همچنین اخباری در تفسیر قرآن از وی نوشته و خاصه و عامه از آن بزرگوار حدیث نقل كرده‌اند.[2]
در این مورد ابوزهره نیز می‌نویسد:
و كان رضی الله عنه مفسّراً للقرآن و مفسّراً للفقه الاسلامی مدركاً حكمه الاوامر و النواهی فاهماً كل الفهم لمرامیها.[3] آن حضرت مفسر قرآن و مبیّن فقه اسلامی بود و فلسفه اوامر و نواهی را درك می‌كرد و هدف آن را در حد نهایی آن می‌فهمید.
نیز در زمینه اندیشه‌ها و جملات اخلاقی اجتماعی امام می‌نویسد:
و لكمال نفسه و نور قلبه و قوه مداركه أنطقه الله تعالی بالحكم الرائعه و رویت عنه عبارات فی الاخلاق الشخصیه و الاجتماعیه ما لو نظم فی سلوك لتكون منه مذهب خُلْق سام.[4]
به خاطر كمال نفسانی و روشنی قلب و قدرت دركش، خداوند حكمتهای اعجاب‌انگیزی بر زبان او جاری ساخت و عباراتی درباره اخلاق شخصی و اجتماعی از آن حضرت روایت شده كه اگر مرتب شوند یك روش گرانبها و جامعی از آن در زمینه‌های اخلاقی به وجود می‌آید.
نمونه‌ای از درسهای اخلاق عملی امام، مخالفت آن حضرت با خشكِ مقدسی بود. آن حضرت در مقام عمل، با نظر آن دسته كه گمان می‌كردند ترك كامل نعمتهای دنیوی، ورع اسلامی و زهد است مقابله می‌كرد. حكم بن عُیَیْنه می‌گوید:
دخلت علی ابی جعفر و هو فی بیت منجَّد و علیه قیص رَطْبٌ و ملحفه مصبوغه قد أثَّر الصَّبْغ علی عاتقه، فجعلْتُ أنظر الی البیت و أنظُرُ فی هیئته، فقال لی: یا حَكَم و ما تقول فی هذا؟ فقلت: ما عسیت أ‌ن أقول و أنا أراه علیك، فأما عندنا فإنما یفعله الشباب المْرهِق، فقال لی: یا حكم! «من حرَّم زینه الله التی أخْرج لعباده و الطیبات من الرزق» و هذا ممّا أخرج الله لعباده، فأمّا هذا البیت الذی تری فهو بیت المرأه و أنا قریب العهد بالعرس و بیتی البیت الذی تعرف.[5]
روزی خدمت ابو جعفر علیه السّلام مشرف شدم و او را در خانه‌ای تزیین شده و آراسته یافتم، در حالی كه آن حضرت پیراهن مرطوبی بر تن داشت و روی آن، ملافه رنگارنگی بر دوش انداخته بودند و رنگ ملحفه در شانه‌شان اثر گذاشته بود. داشتم خانه و طرز تزیین آن را تماشا می‌كردم كه آن حضرت مرا مورد خطاب قرار داده و فرمودند: راجع به وضع اتاق چه فكر می‌كنی؟ گفتم: حالا كه شما در این وضعیت قرار گرفته‌اید، من چه می‌توانم بگویم، اما بین ما این كار نوجوانان است. فرمودند: ای حكم! «زینت‌هایی را كه خدا برای مردم اجازه داده و روزیهای حلال او را چه كسی حرام كرده»؟ این كه می‌بینی از همان قسمی است كه خدا برای مردم حلال فرموده است؛ و اما این اتاق را كه می‌بینی اتاق همسر جدیدم است كه تازه با او ازدواج كردم. اتاق من همان است كه می‌شناسی.
عده‌ای فكر می‌كردند تلاش برای معاش، كه نشانه‌ی فعالیت برای زندگی بهتر است، درست نیست. محمد بن منكدر یكی از حفاظ قرآن در عصر امام باقر علیه السّلام در ضمن تمجید از آن حضرت می‌گوید: می‌خواستم او را وعظ كنم كه او مرا موعظه فرمود. سؤال كردند چگونه؟ گفت: روزی از مدینه بیرون آمدم و در صحرا محمد بن علی بن الحسین علیه السّلام را دیدم. او در حالی كه بدن چاقی داشت در كنار دو غلام سیاه‌ كار می‌كرد، پیش خود گفتم: سبحان الله! پیرمردی از قریش، در چنین ساعتی با این وضعیت برای به دست آوردن دنیا در تلاش است. باید او را موعظه كنم! نزد او رفته و گفتم: خداوند تو را حفظ كند، اگر در این حالی كه هستی اجل تو برسد چه خواهی كرد؟! فرمود: اگر در این حالی كه هستم اجلم سر رسد، در حالی كه در اطاعت خدا بوده‌ام از دنیا رفته‌ام. من با كار كردنم، خودم و عیالم را از محتاج بودن به تو و به مردم حفظ می‌‌كنم. وقتی از سر رسیدن اجل هراسناك خواهم بود كه اجل مرا در حال نافرمانی خدا دریافته باشد. گفتم: ای فرزند رسول خدا! راست فرمودی، من می‌خواستم تو را موعظه كنم كه تو مرا موعظه فرمودی.[6]
امام باقر علیه السّلام به ویژه درباره تفسیر، شهرت بسزایی دارد به همین جهت درباره شخصیت علمی او گفته‌اند: لم یظهر عن احد من ولد الحسن و الحسین من العلوم ما ظهر منه من التفسیر و الكلام و الفتیا و الاحكام و الحلال و الحرام.[7]
مالك ابن اعین جهنی در شعری امام باقر علیه السّلام را چنین ستوده است:
اذا طلب الناس علم القرآن كانت قریش علیه عیالاً
و ان فاه فیه ابن بنت النبی تلقت یداه فروعاً طوالا[8]
اگر مردم در صدد جستجوی علم قرآن برآیند، باید بدانند كه قریش اهل و عائله‌ی ایشان هستند و اگر فرزند دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله (امام باقر علیه السّلام ) درباره‌ی علوم قرآن لب به سخن بگشاید، فروع زیادی برای آن ترسیم می‌كند.
درباره‌ی مسائل كلامی نیز امام باقر علیه السّلام بسیاری از خطبه‌های امیر مؤمنان علیه السّلام را در مسائل مربوط به توحید و صفات خدا[9] روایت كرده‌اند. همین طور آن حضرت بیانگر بسیاری از نكات دقیق مسائل كلامی مورد اختلاف بین شیعه و اهل سنت می‌باشند. این روایات در اصول كافی به وفور دیده می‌شوند.
ابن ندیم در الفهرست، كتاب تفسیری به امام باقر علیه السّلام نسبت داده و گفته است كه آن را ابو الجارود زیاد بن منذر از امام نقل كرده است.[10] بخش بزرگی از این روایات در تفسیر قمی و تفسیر پر ارج مجمع البیان آمده است.
تلاشهای خستگی‌ ناپذیر امام باقر علیه السّلام و پس از وی تلاشهای امام صادق علیه السّلام سبب شد تا فقه شیعه با اتكای به احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و اشراقات و الهامات غیبی بر قلوب ائمه‌ی اطهار علیهم السّلام ، زودتر از اهل سنت و ... به مرحله‌ی تدوین برسد تا جایی كه مصطفی عبد الرازق می‌نویسد:
و من المعقول ان یكون الشروع الی تدوین الفقه كان أسرع الی الشیعه لانَّ اعتقادهم العصمه فی أئمَّتهم أو ما یشبه العصمه كان حریّاً الی تدوین أقْضِیَتِهِمْ و فتاویهم؛[11]
پذیرفتن این‌كه تدوین فقه شیعه زودتر از فرق دیگر اسلامی شروع شده عاقلانه است؛ زیرا اعتقاد آنان به عصمت یا معانی شبیه آن در مورد ائمه‌ شان چنین اقتضا می‌كرده كه قضاوتها و فتاوای آنها به وسیله‌ی پیروانشان تدوین گردد.
این میراث فقهی پیامبر صلی الله علیه و آله بود كه از طریق اهل بیت عصمت علیهم السّلام به طور مستقل به ما رسیده است. اهل سنت احادیثی را كه از امام باقر ‌ علیه السّلام نقل می‌كنند، معمولاً با اتصال سند آن از پدرش از پدرانش به رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌رسانند، ولی شیعه به دلیل اعتقاد به امامت و عصمت آن حضرت و دیگر ائمه علیه السّلام ، نیازی به ذكر سند نمی‌بیند. از خود امام باقر علیه السّلام درباره‌ی احادیثی كه بدون ذكر سند از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل می‌كند، سؤال شد، فرمودند:
اذا حدَّثْتُ بالحدیث و لم اُسْنده، فَسَندی فیه الی زین العابدین، عن ابیه الحسین الشهید عن أبیه علی بن ابی‌ طالب علیه السّلام عن رسول الله عن جبرئیل عن الله تعالی.[12] وقتی حدیثی را روایت كرده و سند آن را ذكر نمی‌كنم سند من در چنین مواردی پدرم زین العابدین از پدرش حسین شهید از پدرش علی بن ابیطالب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله از جبرئیل و پس از آن از خداست.
امام باقر علیه السّلام مانند دیگر امامان شیعه برای بیان اهمیت موقعیت اهل بیت علیهم السّلام از لحاظ دین، كوشش بلیغی از خود نشان می‌داد و در روایتی كه در این زمینه از آن حضرت نقل شده، چنین آمده است: آل محمد أبواب الله و سبیله و الدُّعاه الی الجنَّه و القاده الیها[13] فرزندان رسول خدا، درهای علوم الهی و راه وصول به رضای او و دعوت‌كنندگان به بهشت و سوق‌دهندگان مردم بدان هستند.
و نیز از آن حضرت روایت شده: كلُّ شیء لم یخرج من هذا البیت فهو وبالٌ؛[14] هر آن چیزی كه از این خانه بیرون نیاید خالی از پیامد سوء نخواهد بود.
در حقیقت آن حضرت علوم پیامبر صلی الله علیه و آله را از طریق امام علی علیه السّلام برای مردم روایت می‌كردند و این در زمانی بود كه كسانی چون مكحول[15] وقتی حدیثی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت می‌كردند از شدت ترس، آن حضرت را با عنوان ابوزینب یاد می‌كردند. بنابراین می‌بینیم كه شیعه، تنها وارث احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌باشد و دلیل آن این است كه این میراث مورد به مورد به قرآن اتكا دارد، به طوری كه امام باقر علیه السّلام فرمود: اذا حدَّثْتُكم بشیء فسألونی عن كتاب الله؛[16] وقتی حدیثی برای شما نقل می‌كنم در موضوع مطابقت آن با كتاب خدا، از من سؤال كنید.
این میراث امام باقر علیه السّلام است كه سبب حفظ و سلامت شیعه از تحریفات حدیثی شده است كه به دلیل ننوشتن حدیث و انگیزه‌های دیگر زمینه‌های آن ایجاد شده بود. امام باقر علیه السّلام با استناد به حدیث: علیٌّ أقْضاكم علی قاضی‌ترین شماست كه از طرق متعددی از شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده، می‌كوشید یكی از علمای اهل سنت را به پذیرفتن احكام قضایی امیر مؤمنان علیه السّلام واداشته و عقیده‌ی آن عالم را دایر بر جواز عمل به احكام قضایی دیگران باطل سازد.[17] همچنین آن حضرت در پاره‌ای از موارد، علومی را كه از طریق برخی صحابه نقل شده بود، به صراحت باطل اعلام می‌كرد، به طوری كه یك بار پس از تقسیم احكام به «اسلامی» و «جاهلی» فرمود:
اُشْهِدكُم علی زید بن ثابت، لقد حَكَمَ فی الفرائض بأحكام الجاهلیه.[18] شما را گواه می‌گیریم بر زید بن ثابت كه در مسأله‌ی ارث مطابق احكام جاهلیت حكم كرده است.
[1] . نك: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، صص 212ـ 213، 229ـ 234ـ 286، و ج3، ص324 و ج4، صص106،108،109،110 و ج6، ص13؛ نك: تاریخ طبری، ج3، ص37، ج5، صص176ـ 197، ط عزالدین.
[2] . كشف الغمه، ج2، ص126.
[3] . الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ ، ص24.
[4] . الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ ، ص24.
[5] . الكافی، ج6، ص446؛ بحارالانوار، ج46، ص292.
[6] . الكافی، ج5،ص73 و ج6، ص446؛ التهذیب، ج6،ص325؛ الفصول المهمه، ص213؛ بحارالانوار، ج46، ص292؛ و نكـ : تهذیب التهذیب،ج9،ص352.
[7] . المناقب، ابن شهرآشوب، ج3،ص327؛ بحارالانوار، ج46،ص294.
[8] . الاتحاف بحب الاشراف، ص144؛ كشف الغمه، ج2،ص123؛ عمده الطالب، ص195؛ الفصول المهمه، ص210ـ211؛ سیر اعلام النبلاء، ج4،ص404؛ نور الابصار، ص143.
[9] . نكـ : حیاه الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ ، باقر شریف قرشی، ج1، ص190.
[10] . نكـ : تأسیس الشیعه العلوم الاسلام، ص327؛ تفسیر ابی الجارود در كتاب تفسیر قمی درج شده كه البته طرق تفسیر ابی الجارود مورد اشكال محققین واقع شده است. نكـ : الذریعه، ذیل اسم، «تفسیر ابی الجارود».
[11] . تمهید لتاریخ الفقه الاسلامی، ص203.
[12] . الامالی، ص42؛ اعلام الوری، ص246.
[13] . تفسیر العیاشی، ج1، ص86؛ وسائل الشیعه، ج18، ص9.
[14] . المیزان، ج3، ص176 از كافی.
[15] . ابن ابی الحدید او را به بغض امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نسبت داده است. نكـ : الاختصاص، ص128.
[16] . المیزان، ج3، ص176، به نقل از كافی.
[17] . التهذیب، ج6، صص221ـ220؛ الكافی، ج7، ص408؛ وسائل الشیعه، ج18، ص8 ـ9.
[18] . الكافی، ج7، ص407؛ التهذیب، ج6، ص217.
رسول جعفريان - حيات فكري و سياسي امامان شيعه (ع)، ص302 - 308

12


نوشته شده در   دوشنبه 2 بهمن 1391    
PDF چاپ چاپ