يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391     |     کد : 21679

حركت امام حسین (ع) به کوفه

حركت امام حسین (ع) به کوفه

پرسش و پاسخ حلقه های شجره طیبه صالحین بسیج 6 / سیره و تاریخ امام حسين (ع)

 سیره و تاریخ امام حسين (ع)- حركت امام حسین (ع) به کوفه
- نماینده رسمی امام، آمادگی مردم كوفه را تأیید كرده بود، و دیگر جای تأمل نبود. چرا كه به طور مطمئن با توجه به نامه‌ها و نامه مسلم، شرایط برای قیام علیه بنی امیّه آماده شده بود. امام در رفتن تسریع كرد، به طوری كه در هشتم ذیحجه، یعنی در بحبوهه مراسم حج، با تبدیل عمره تمتع به عمره مفرده عازم عراق گردید. لحظه‌ای تأخیر می‌توانست وضع عراق را دگرگون كند.
اضافه بر این احتمال ترور امام در مكه وجود داشته و ماندن حضرت در مكه به هیچ صورتی مصلحت نبود. گفته‌اند همراهان امام هشتاد نفر بودند؛ اما از پاره‌ای اخبار دیگر چنین برمی‌آید كه تعداد بیش از این بوده است. به احتمال رقم مزبور مربوط به كسانی است كه تا كربلا همراه امام ماندند.
اولین برخورد امام در طول راه برخورد با كاروانی بود كه از یمن به سمت شام حركت می‌كرد. این كاروان هدایایی را برای دربار یزید به شام می‌برد. امام از افراد آن دعوت كرد تا در صورت تمایل همراه او به عراق بیایند، در غیر این صورت بازگردند.[1]امام از منطقه نعیم، كه در آن با كاروان برخورد كرده بود، به سمت الصفاح حركت كرد. در آنجا بود كه با فرزدق ـ كه آن زمان شاعر جوان بود ـ برخورد كرد. او در پاسخ سؤال امام از وضع كوفه گفت: «قلوب الناس معك و سیوفهم علیك».
منطقه بعدی، بطن الرّمه بود. در آنجا ضمن نوشتن نامه‌ای به مردم كوفه، با اشاره به نامه مسلم، از آنها خواست آماده ورود او باشند.[2] این نامه به دست قیس بن مسهر سپرده شد تا آن را به مردم كوفه برساند. او در راه با سپاه حصین بن نمیر مواجه شده و توسط آنها دستگیر گردید. قیس در همان دم نامه را خورد و پس از آن در كوفه به دست ابن زیاد به شهادت رسید.
امام حسین ـ علیه السّلام ـ در منطقه بعدی كه زدود نامیده می‌شد، با زهیر بن قَیْن برخورد كرد. زهیر با این كه عثمانی بود، با توجه به دعوت امام و نیز تحریك همسرش، به صورت یكی از یاران صمیمی امام درآمد. او همچنین از دوستانش خواست تا هر كدام دوستدار شهادت هستند با او بیایند، در غیر این صورت به راه خویش به طرف مكه ادامه دهند. [3]
در منطقه ذات عرق بود كه شخصی از بنی اسد پیام شهادت هانی و مسلم را به امام حسین ـ علیه السّلام ـ رساند.[4] گفته‌اند كه امام قصد بازگشت داشت، اما برادران مسلم مانع شده و امام نیز به راه خود ادامه داد. به نظر نمی‌رسد برادران مسلم خواسته و یا توانسته باشند در صورت مخالفت امام، او را وادار به رفتن به كوفه كنند؛ به ویژه كه دیگران در تحریك امام بر رفتن گفتند:«والله ما أنت مثل مسلم بن عقیل و لو قدمت الكوفه و لكان الناس الیك أسرع»[5] شما مسلم نیستید، اگر به كوفه بروید، مردم به سرعت به شما خواهند پیوست.
امام حسین ـ علیه السّلام ـ خود برای رفتن قاطع بود. در منطقه زباله، پیام مسلم كه در حین شهادت به عمر بن سعد گفته و از او خواسته بود كه به امام حسین ـ علیه السّلام ـ برساند، به دست امام رسید. [6] هنوز چندی نرفته بودند كه خبر شهادت قیس بن مسهر[7] و عبدالله بن یقطر، برادر رضاعی امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز به دست امام رسید.
این اخبار نشان می‌داد كه اوضاع كوفه دگرگون گشته و شرایط، با زمانی كه از زبان مسلم گزارش شده، كاملاً فرق كرده است.
در این هنگام، امام، افرادی را كه همراه او بودند گرد آورد و به آنها فرمود:«أیها الناس قد خذلتنا شیعتنا فمن أراد منكم الإنصراف فلینصرف»[8] ای مردم! شیعیان ما، ما را تنها گذاشتند. هر كدام از شما می‌خواهد برگردد، از همین جا بازگردد. در این جا بود كه شماری از كسانی كه در نیمه راه به امام پیوسته بودند بازگشته و یاران خاص امام باقی ماندند.[9] اینها كسانی بودند كه از مكه امام را همراهی كرده بودند. [10]و یا حتی قبل از آن، از مدینه همراهیش كرده بودند.[11] كسانی كه از او جدا شدند، اعرابی بودند كه فكر كرده بودند همراه حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ به شهری درمی‌آیند كه همه آنها تابیعت او را گردن نهاده‌اند. [12] حال كه معلوم شده بود تصورشان نادرست بوده، از همان جا بازگشتند.
پس از این مرحله نیز امام به حركت خود ادامه داد. در اینجا كاملاً برای امام روشن شده بود كه دیگر رفتن به كوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست و طبعاً ورای سیاست و مسائل سیاسی مطلب دیگری نیز بوده كه می‌بایست حسابش را از ارزیابی‌های سیاسی جدا كنیم. امام به سوی منطقه شراه حركت كرده و شب را در آنجا ماند. فردای آن روز باز حركت كرد. نیمه‌های روز بود كه از دور سپاه ابن زیاد به طلایه داری حر بن یزید ریاحی پدیدار شده و راه را بر امام سد كرد.
[1] . انساب الاشراف، ج3، ص164؛ اخبار الطول، ص245، تاریخ الطبری، ج4، صص 290 ـ 289.
[2] . اخبار الطول، ص245،
[3] . همان، ص247.
[4] . الفتوح، ج5، ص120.
[5] . تاریخ الطبری، ج4، ص300.
[6] . این پیام این بود كه هر چه زودتر امام حسین ـ علیه السّلام ـ به حجاز بازگردد و به كوفه نیاید.
[7] . اخبار الطول، صص 247 ـ 248.
[8] . انساب الاشراف، ج3، ص169.
[9] . اخبار الطول، ص248.
[10] . انساب الاشراف، ج3، ص169.
[11] . تاریخ الطبری، ج4، صص 300 ـ 301.
[12] . تاریخ الطبری، ج4، ص300.
رسول جعفريان- حيات فکري و سياسي امامان شيعه (ع)، ص188

12


نوشته شده در   چهارشنبه 11 بهمن 1391    
PDF چاپ چاپ