يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391     |     کد : 21672

شهادت امام حسن (ع)

شهادت امام حسن (ع)

پرسش و پاسخ حلقه های شجره طیبه صالحین بسیج 5/ سیره و تاریخ امام حسن مجتبي (ع)

سیره و تاریخ امام حسن مجتبي (ع)- شهادت امام حسن (ع)
- از جنایات غیر قابل بخشش معاویه، به شهادت رساندن امام حسن ـ علیه السلام ـ ریحانه رسول خدا - صلّی الله علیه و آله وسلّم - است كه از نظر تاریخی كوچكترین تردیدی در آن وجود ندارد. معاویه با ترتیب دادن توطئه ای كه اساس كارش بر همان پایه بود، امام ـ علیه السلام ـ را به دست همسرش «جعده» دختر «اشعث بن قیس» لعنت شده، به شهادت رساند. زمانی كه در سال 63 در واقعه «حَرّه» مدینه غارت شد، خانه این زن ملعونه نیز به تاراج رفت. اما به پاس خوش خدمتی او در به شهادت رساندن شوهرش، اموالش را به او بازگرداندند. منابع بی شماری خبر به شهادت رساندن امام ـ علیه السلام ـ را توسط جَعْده و با توطئه معاویه گزارش كرده اند.[1] به گزارش ابن حمدون، قرار بود جعده در برابر مسموم كردن امام ـ علیه السلام ـ ، یكصد هزار درهم دریافت كند. بعدها نیز با یك قریشی ازدواج كرد و از او بچه دار شد. كودكان با دیدن این بچه به او گفتند: «یابن مَسَمِّمَهِ الاَزواج؛ ای فرزند كسی كه شوهرش را مسموم كرد[2]». «هیْثم بن عَدی»گفته است كه مسمومیت حسن - علیهاالسلام - به تحریك معاویه و توسط دختر «سهَیل بن عمرو» صورت گرفت.[3] آن حضرت چهل روز پس از مسمومیت بیمار بود تا روز به شهادت رسید.[4] «ام بكر» دختر«مِسوَر» گوید: بارها به امام ـ علیه السلام ـ سم خوراندند، ولی هر بار از آن رهایی می یافت تا آنكه مرحله آخر سم به قدری شدید بود كه پاره های جگر امام حسن - علیهاالسلام - از گلویشان خارج شد.[5]
پس از شهادت امام ـ علیه السلام ـ، طبق وصیت آن حضرت خواستند او را كنار قبر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلّم - دفن كنند، اما عایشه با استناد به اینكه «بیتی لا آذن فیه»[6] مانع این كار شد. مروان هم كه آن زمان حكومت مدینه را داشت، اعلام كرد كه اجازه چنین كاری را نخواهد داد. امام حسن - علیه السلام - سفارش كرده بود كه اگر مشكلی پیش آمد آن حضرت را در كنار مادرشان در بقیع دفن كنند.[7] عایشه، برای یك بار دیگر كنیه خود را نسبت به حضرت زهرا - علیها السلام - و فرزند آن حضرت نشان داد. زمانی كه امام را برای دفن نزدیك قبر پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلّم - آوردند، عایشه گفت:هذا الأمر لا یكون أبدا؛ چنین چیزی هرگز انجام نخواهد شد.[8] ابوسعید خدری و ابوهریره به مروان گفتند: آیا از دفن حسن بن علی در كنار جدش ممانعت می كنی در حالی كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ او را سید جوانان اهل بهشت نامید. مروان به تمسخر به آنها گفت: اگر امثال شما حدیث پیامبر - صلی الله علیه و آله وسلّم - را روایت نمی كردند، ضایع شده بود.[9]
محمدبن حنفیه می گوید: زمانی كه امام حسن - علیه السلام - وفات كرد، مدینه یكپارچه عزادار شده بود و همه گریه می كردند. مروان خبر وفات حضرت را به معاویه داد و گفت: آنان می خواهند حسن بن علی را در كنار پیامبر - صلی الله علیه و اله و سلّم - دفن كنند، اما تا من زنده هستم به این مقصود خود نخواهند رسید،. امام حسین - علیه السلام - به كنار قبر پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلّم - رسید و فرمود: اینجا را حفر كنید، سعید بن عاص كه حاكم مدینه بود، خود را كنار كشید، اما مروان بنی امیه را آماده كرده مسلح شدند. مروان گفت:چنین چیزی هرگز نخواهد شد. امام حسین - علیها السلام - فرمود: به تو چه ارتباطی دارد، مگر تو والی شهر هستی؟ مروان گفت: نه، امّا تا من زنده هستم اجازه این كار را نخواهم داد. امام حسین - علیها السلام - از كسانی كه در حلف الفضول همراه بنی هاشم بودند، كمك خواست.
اینجا بود كه كسانی از بنی تیم، بنی زهره، بنی اسد و بنی جعوبه مسلح شدند. امام حسین - علیها السلام - و پیروان هر یك پرچمی داشت و مروان نیز، و میان آنان تیراندازی نیز شد. به هر حال شماری از مردم، امام حسین ـ علیه السلام ـ را راضی كردند تا به موجب وصیت خود امام حسن - علیها السلام - كه فرموده بود اگر قرار است خونی ریخته شود، در همان بقیع كنار مادرش دفن شود، از اصرار خود دست بردارد.[10] در نقلی آمده است: مروان كه این زمان معزول شده بود، با این اقدام خود قصد داشت تا معاویه را از خود راضی كند. [11] مروان پس از آن كه از دفن امام در بقیع جلوگیری كرد، این خبر را با آب و تاب برای معاویه نوشت. [12] او می گفت: چگونه فرزند قاتل عثمان، دركنار پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلّم - دفن شود، اما عثمان در بقیع؟[13] بی شبهه مروان از كثیف ترین چهره های بنی امیه است كه در تمام مدتی كه حاكم مدینه بود، با زبان تند خود، امام علی - علیها السلام - و بنی هاشم را دشنام می داد.
شهادت امام در یك روایت، در ربیع الاول سال 49، و در نقلی دیگر، ربیع الاول سال 50 هجری دانسته شده است. [14] آنچه به نظر درست می آید، همان سال 49 هجری است. زمانی كه امام به شهادت رسید، بنی هاشم كسانی را به نقاط مختلف مدینه و اطراف فرستادند تا این خبر را به گوش انصار برسانند. گفته شده است كه هیچ كس در خانه خود نماند. [15] زنان بنی هاشم تا یك ماه، هر روز برای وی مجلس عزا داشتند. [16] طبری به نقل از امام باقر ـ علیه السلام ـ آورده است كه مردم مدینه هفت روز به مناسبت درگذشت فرزند پیامبر - صلی الله علیه وآله و سلّم - در ماتم نشسته و بازار را بستند.[17] او می گوید: در مراسم دفن امام ـ علیه السلام ـ در بقیع، به قدری جمعیت بود كه جای انداختن سوزن نبود.[18] خبر شهادت امام ـ علیه السلام ـ در بصره نیز شیعیان آن شهر را به عزا نشاند.[19] پس از وفات امام مجتبی ـ علیه السلام ـ شیعیان كوفه، نامه تسلیتی به امام حسین - علیها السلام - نوشتند. در آن نامه آمده بود كه درگذشت امام از یك سو برای «تمامی امت » و از سوی دیگر برای تو «و هذه الشیعه خاصه» مصیبت است. این تعبیر نشان شكل گیری «شیعه» و حتی كاربرد كلمه شیعه به عنوان یك اصطلاح در حوالی پنجاه هجری است. آنان در این نامه با این القاب از امام مجتبی ـ علیه السلام ـ یاد كردند «عَلَمُ الهُدی و نُورُ البِلاد» كسی كه به او امید اقامه دین و اعاده سیره صالحان بود. آنان اظهار امیدواری كردند كه خداوند حق امام حسین - علیها السلام - را به او بازگرداند.[20]
این نامه باید یكی از اسناد اعتقادی و امامتی شیعه در كوفه تلقی شود. «عمر بن بعجه»می گوید: نخستین ذلتی كه بر عرب وارد شد، وفات امام مجتبی - علیها السلام - بود.[21]
[1] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص175ـ176، انساب الاشراف ج3 ص55ـ88 استاد محمودی در پاورقی صفحات مزبور خبر را از منابع متعددی نقل كرده است. در این میان ابن خلدون با اعمال تعصب مذهبی، بر خلاف این همه شواهد تاریخی می گوید: و حاشا لمعاویه ذلك. تاریخ ابن خلدون ج 2 ق2 ص18.
[2] . التذكره الحمدونیه ج،9 ص293ـ294.
[3] . انساب الاشراف ج 3 ص 59.
[4] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام-،ابن سعد، ص 176.
[5] . المنتخب من ذیل المذیل، ص 514.
[6] . تاریخ الیعقوبی ج2 ص225،عایشه در حالی كه سوار بر قاطر بود،جلو آمد و این سخن را گفت. بنا به نقل یعقوبی (همانجا) قاسم بن محمد بن ابی بكر نزد وی آمد و گفت:« یاعمّه! ما غسلنا رؤوسنا من یوم الجمل الاحمر،أتریدین أن یقال یوم البغله الشهباء.» ما هنوز سرهای خود را از (سرافكندگی) روز جمل سرخ نشسته ایم. آیا برآنی تا روزی هم به نام یوم البغله مشهور شود. در این وقت عایشه برگشت.
[7] . انساب الاشراف ج3 ص61،64 نیز نكـ: پاورقی صص62-61.
[8] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص184.
[9] . انساب الاشراف ج3 ص65؛ و مشابه آن در: ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص 184ـ185.
[10] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص177ـ179.
[11] . همان ص180 و نكـ: ص187.
[12] . همان ص 188.
[13] . همان ص183 عثمان حتى در بقیع نیز دفن نشد چون مردم اجازه ندادند.
[14] . انساب الاشراف ج3 ص66؛ ترجمه الامام الحسن - علیه السلام- ابن سعد ص 183، 189، 190.
[15] . ترجمه الامام الحسن- علیهالسلام- ابن سعد ص 181 ؛ ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن عساكر ش371.
[16] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص 182؛ ترجمه الامام الحسن- علیهالسلام- ابن عساكر ش338.
[17] . ترجمه الامام الحسن- علیعالسلام- ابن سعد ص182.
[18] . المنتخب من ذیل المذیل ص514؛ المستدرك علی الصحیحین ج3 ص173 ؛ ترجمهالامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص182؛ ترجمه الامام الاحسن- علیه السلام- ابن عساكر ش372.
[19] . مختصر تاریخ دمشق ج5 ص224.
[20] . تاریخ الیعقوبی ج 2 ص 228.
[21] . ترجمه الامام الحسن- علیه السلام- ابن سعد ص 183 .
رسول جعفريان ـ تاريخ سياسي اسلام (تاريخ خلفا)، ج 2، ص399

12


نوشته شده در   سه شنبه 10 بهمن 1391    
PDF چاپ چاپ