يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 22 دي 1391     |     کد : 21667

سیره عملی امام حسن (ع)

سیره عملی امام حسن (ع)

پرسش و پاسخ حلقه های شجره طیبه صالحین بسیج 5/ سیره و تاریخ امام حسن مجتبي (ع)

سیره و تاریخ امام حسن مجتبي (ع)- سیره عملی امام حسن (ع)
- امام حسن ـ علیه السّلام ـ در نیمه ماه مبارك رمضان سال سوم هجری به دنیا آمد. آن حضرت شباهت زیادی به جدش رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ داشت.[1] پس از شهادت پدر بزرگوارش، ایشان رهبری شیعیان را عهددار شدند. از ابی رزین نقل شده است كه امام در حالی برای ما خطبه می‌خواند كه لباسی سیاه و نیز عمامه‌ای سیاه بر سر داشت.[2] امام حسن ـ علیه السّلام ـ از چهره‌های برجسته اخلاقی است كه رفتار و كردارش روشنگر راه هدایت است.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در سخنان زیادی علاقه خویش را را به فرزندشان امام حسن ـ علیه السّلام ـ بیان كرده و از دیگران نیز خواستند تا او را دوست بدارند.
تعبیرهایی نظیر:
«ألّلهم إنی قد أحببته فأحبَّه و أحبّ من یحبه»[3] «من أحبَّنی فلیحبه، و لیبلغ الشاهد منكم الغائب»[4] «من أحب الحسن و الحسین فقد أحبنی، و من أبغضهما فقد أبغضنی»[5] «من سرّه أن ینظر إلی سیّد الشباب اهل الجنّه فالینظر الی الحسن ابن علی»[6] نمونه‌هایی از كلماتی است كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره فرزندشان امام حسن ـ علیه السّلام ـ فرموده‌اند.
درباره ویژگی‌های عبادی امام مطالبی نقل شده است. از جمله درباره سفرهای حج آن حضرت كه پیاده انجام شده، آمده است كه: «إنی لاستحیی من ربّی أن القاه و لم امش الی بیته، فمشی عشرین مرّه من المدینه علی رجلیه»من شرم دارم كه خداوند را ملاقات كنم در حالی كه پیاده به خانه او نرفته باشم. پس بیست بار از مدینه با پای پیاده به زیارت خانه خدا رفت.[7] در نقل دیگری آمده است كه آن حضرت بیست و پنج بار با پای پیاده به سفر حج رفت.[8] ابن سعد در نقل خود پانزده بار ذكر كرده است.[9]
بذل و بخشش در راه خدا، یكی دیگر از ویژگی‌های اخلاقی آن امام بزرگوار است كه زبانزد خاص و عام بوده است. زمانی كه اسماعیل ابن یسار همراه عبدالله ابن انس برای گرفتن پول به شام، نزد معاویه رفته و چیزی بدست نمی‌آورند اسماعیل در شعری خطاب به دوستش ابن انس می‌گوید:
لعمرك ما الی حسن رحلنا و لا زرنا حسیناً یابن انس[10]
به جان تو سوگند ای فرزند انس كه ما به سوی حسن ـ علیه السّلام ـ نرفته و به زیارت حسین ـ علیه السّلام ـ نشتافته بودیم. مقصود او چنین بود كه در زیارت این دو برادر است كه زائر با دست پر بازمی‌گردد. در نقلی آمده است كه شخصی حضور امام حسن ـ علیه السّلام ـ رسید و اظهار نیاز كرد. امام به او فرمود: نیازهایت را بنویس و به من ده. زمانی كه او نوشت و آورد، امام دو برابر نیازش پرداخت.[11]و در روایت دیگری آمده است كه امام ـ علیه السّلام ـ، در طول زندگی خود، سه بار و هر بار نیمی از تمام مایملك خود را در راه خدا بخشید.[12] ابو هارون نامی گوید: در سفر حج به مدینه رفتیم، گفتیم: سری به فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بزنیم و سلامی بر او بكنیم. نزد آن بزرگوار رفتیم و از سفر خود گفتیم. وقتی بازگشتیم، برای هر كدام ما چهارصد فرستاد. نزد آن حضرت برگشته گفتیم كه وضعمان خوب است حضرت فرمود: «لا تردّوا علیّ معروفی.»[13]
به امام حسن ـ علیه السّلام ـ گفتند: فیك عظمه، شما عظمت خاصی دارید. امام فرمود: لا بل عزّهٌ، قال الله تعالی فللّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین، این عظمت نیست بلكه عزت است، خداوند فرموده است: عزت برای خدا، پیامبرش و مؤمنان است.[14]
امام در مدت هشت نه سالی كه پس از صلح در مدینه بودند، مرتب با شیعیان كوفه كه برای حج به حجاز می‌آمدند دیدار داشتند. طبیعی هست كه آنها حضرت را به عنوان امام خود پذیرفته و در كار دینداری خود از آن حضرت بهره می‌بردند.
مردی از شامیان گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره‌ای آرام و بسیار نیكو و لباسی در بركرده كه به طرز زیبایی آراسته و سوار بر اسب. درباره او پرسیدم. گفتند: حسن ابن علی ابن ابیطالب است. خشمی سوزان سرتاپای وجودم را فراگرفت و بر علی بن ابی‌طالب ـ علیه السّلام ـ حسد بردم كه چگونه او چنین پسری دارد. پیش او رفته و پرسیدم: آیا تو فرزند علی هستی؟ وقتی تأیید كرد. سیل دشنام و ناسزا بود كه از دهان من به سوی او سرازیر شد. پس از آنكه به ناسزاگویی پایان دادم از من پرسید: آیا غریب هستی؟ گفتم: آری. فرمود: با من بیا اگر مسكن نداری به تو مسكن می‌دهم و اگر پول نداری به تو كمك می‌كنم و اگر نیازمندی، بی‌نیازت سازم. من از او جدا شدم در حالی كه در روی زمین محبوب‌تر از او در نزد من كسی نبود.[15]
[1] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، صص131ـ130.
[2] . همان، ابن سعد، ص163.
[3] . همان، ابن سعد، ص139؛ سنن الترمذی، ج5، ص661.
[4] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، ص138؛ مسند احمد، ج5، ص366؛ مستدرك، ج3، ص173.
[5] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، ص143،138؛ مسند طیالسی، ش2502؛ مسند احمد، ج2، ص440؛ المستدرك، ج3، ص166.
[6] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ابن سعد، ص138؛ البدایه و النهایه، ج8، ص35.
[7] . اخبار اصبهان، ج1، ص44.
[8] . تاریخ الخلفاء، ص73.
[9] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، ص159.
[10] . الاغانی، ج4، ص419.
[11] . المحاسن و المساوی، ص55.
[12] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، ص159؛ تاریخ الخلفاء، ص73؛ تذكره الخواص، ص196.
[13] . ترجمه الامام الحسن ـ علیه السّلام ـ ، ابن سعد، ص155.
[14] . ربیع الابرار، ج3، ص177.
[15] . الكامل فی الادب، ج1،ص235.
رسول جعفريان - حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص165

12


نوشته شده در   جمعه 22 دي 1391    
PDF چاپ چاپ