چهارشنبه 7 اسفند 1398 | Wednesday, 26 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 8 بهمن 1391     |     کد : 21615

اسراء و معراج

اسراء و معراج

پرسش و پاسخ حلقه های شجره طیبه صالحین بسیج 2/ سیره و تاریخ پيامبر اسلام (ص)

- اسراء و معراج

سیره و تاریخ پيامبر اسلام (ص)- مقدمه:
1 - هر پیامبری به طور طبیعی و حتمی دارای معجزه است.
2 - فلسفه و هدف نهائی معجزه، اثبات حقانیت ادعای پیامبر درباره نبوت اوست. لذا پیامبر اسلام - ‏صلی الله علیه و آله - مثل سایر پیامبران دارای معجزه است، یكی از معجزات آن حضرت، معراج است كه هم نص صریح قرآنی و هم اتفاق مسلمانان وجود دارد، این‏كه معراج چگونه بود، توضیحاتی را ذكر می‏كنیم:
الف) معراج در لغت و اصطلاح:
معراج در لغت به معنای نردبان، آلت عروج، جای بالا رفتن و بلند گردیدن است[1] و در اصطلاح، عروج و صعود بر آسمان‏هاست كه ویژه حضرت رسول اكرم - ‏صلی الله علیه و آله و سلم - بود[2].
ب) چگونگی معراج:
در اصل مسأله معراج سخنی نیست، زیرا هم آیات قرآن و هم روایات فراوان بر آن گواهی می‏دهد،اما این‏كه معراج جسمانی بوده یا روحانی؟ اكثریت قاطعی از دانشمندان شیعه و سنی، با استفاده از آیات و روایات، قائل به معراج جسمانی حضرت پیامبر - ‏صلی الله علیه و آله و سلم - می‏باشند.
ج) دلایل جسمانی بودن معراج:
1) سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی باركنا حوله لنریه من آیاتنا انّه هو السمیع البصیر[3] پاك و منزه است خدائی كه بنده ‏اش را در یك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی - كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ ایم - برد تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم، چرا كه او شنوا و بینا است.
مفسران در استدلال از آیه فوق برای جسمانی بودن معراج، گفته‏اند: اولاً: خداوند وقتی این واقعه را در كتاب مقدسش بیان می‏كند از خود به تسبیح و تنزیه یاد می‏كند سبحان الذی اسری بعبده و این نشان‏دهنده یك امر فوق‏العاده خطیر و بزرگی می‏باشد، و اگر معراج روحانی بود، امر خطیر و بزرگی شمرده نمی‏شد تا از آن به تسبیح و تنزیه یاد شود.
ثانیاً: اگر معراج حضرت روحانی می‏بود، می‏فرمود: بروح عبده یعنی روح او را سیر دادم[4]. اما این‏كه در آیه تعبیر به عبده آمده زیرا متبادر از لفظ عبد همان شخصیت خارجی است كه از تن و روان تركیب یافته است، و در قرآن مجید این لفظ در هویت خارجی به كار رفته است، مانند:
« أرایت الذی ینهی عبداً اذا حلّی»[5] آیا دیدی كسی را كه نهی می‏كرد بنده‏ای را وقتی نماز گذارد «و انه لاقام عبداللَّه یدعوه»[6] وقتی بنده خدا برمی‏خاست تا او را بخواند و همچنین است در آیات دیگر... و در سوره نجم از شهود دل، و رؤیت دیده سخن می‏گوید و می‏فرماید: «ما كذب الفؤاد ما رأی»[7]؛ دل آنچه را كه دیده دید، تكذیب نكرد
و اگر معراج روحانی بود، بحث از تكذیب دل، توسط دیده بی‏معنی بود.
و نیز می‏فرماید:
«ما زاغ البحر و ما طغی»[8] چشم نلغزید و طغیان نكرد.
این قرائن سه گانه به ضمیمه اتفاق علماء اسلام جز عده‏ای انگشت‏شماری از آنان - گواه بر این است كه این سیر ملكوتی با همین بدن عنصری انجام گرفت و تفاوتی در آغاز و پایان نبوده است، بنابراین آن چه از بعضی‏ها نقل شده كه معراج پیامبر - ‏صلی الله علیه و آله و سلم - روحانی بوده و یا در عالم رؤیا صورت گرفته، با ظاهر آیات ناسازگار است[9].
2 - دلیل دیگر بر جسمانی بودن معراج این است كه اگر معراج جسمانی نبود، با خبر دادن حضرت از این واقعه، قریش در پی تكذیب او بر نمی‏آمدند، و نیز عده‏ای كه اسلام آورده بودند با شنیدن این واقعه از دین بر نمی‏گشتند، و نیز همسر پیامبر، ام معانی نمی‏گفت این واقعه را برای مردم بازگو مكن، زیرا تكذیب می‏كنند و نیز ابوبكر كه او را در این واقعه تصدیق نمود فضیلت برای او به حساب نمی‏آمد[10].
3 - دلیل دیگر بر جسمانی بودن معراج این است كه حضرت، مسیر مكه تا بیت‏المقدس و از آن جا تا عرش را با براق (براق مركبی است سریع و دارای بال) سیر نمود و براق حامل جسم است نه روح.
د) ارزیابی معراج از دیدگاه علم:
یكی از آرزوهای بسیار دیرینه بشر، مسافرت به فضا و مسخر كردن كرات دیگر بوده است، كه این آرزوی دیرینه امروزه در قرن بیستم توسط دانشمندان تحقق پیدا كرده و دانشمندان با ساختن فضاپیماها و آپلوها توانسته‏اند بشر را به كرّات دیگر برسانند و امروز، وسائلی وجود دارد كه انسان می‏تواند به فضا سفر كند و كرّات دیگر را تسخیر كند، و مسأله سرعت زیادی كه با آن بتواند از جاذبه زمین جدا شده و به فضا برسد، نیز حل شده است.
با توجه به مطالب یاد شده مشكلاتی كه در سفر معراج تصور می‏شود از قبیل نبودن وسایل نقلیه سریع امروزی، نبودن هوا، بی‏وزنی، گرمای سوزان، اشعه‏های خطرناك، و مسأله سرعت كه باید سرعتی بیش از سرعت نور وجود داشته باشد تا بتواند به آسمان‏ها سیر كند، قابل حل است و استبعادی كه در گذشته می‏شد، امروز به وقوع پیوست. تمام موانع و مشكلاتی كه در سفر فضائی به ذهن می‏رسد، می‏بینیم امروزه حل شده است و بشر با نیروی علم بر آن فائق آمده و امروزه به آسانی می‏تواند به كرّات دیگر سفر كرده و مدت‏های زیادی آن‏جا بماند.
علاوه بر آن، بدون شك معراج جنبه‏های عادی نداشته، بلكه با استفاده از نیرو و قدرت بی‏پایان خداوند صورت گرفته است و همه معجزات انبیاء همین گونه است، خلاصه این‏كه معجزه باید عقلاً محال نباشد، همین اندازه كه عقلاً امكان‏پذیر شد، بقیه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنی است، وقتی انسان بتواند با نیروی محدودش بر تمام مشكلات فائق آید، آیا با نیروی نامحدود الهی، مسأله حل شدنی نیست؟
نكته دیگر این‏كه: ما یقین داریم كه خدا مركب سریع‏السیری كه متناسب این سفر بوده باشد در اختیار پیامبرش گذارده است و او را از نظر خطراتی كه در این سفر وجود داشته، زیر پوشش حمایت خود گرفته، این مركب چگونه بوده است و چه نام داشته براق یا مركب دیگر؟ در هر حال از نظر ما مركب مرموز و ناشناخته‏ای است[11].
البته بعضی دیگر، مشكلات مسأله معراج را این‏گونه حل نموده‏اند كه مسأله معراج بعد از پذیرفتن نبوت و رسالت اوست، وقتی ما رسالت او را پذیرفتیم و اذعان كردیم كه جبرئیل امین وحی در لحظه كوتاهی فاصله آسمانها تا زمین را طی كرده و پیام وحی را به حضرت می‏رساند، بنابراین پیمودن این فاصله یك امر ممكن است، وقتی امر ممكن شد، برای حضرت یك امر ممكن تحقق پیدا كرده است و نیز داستان آصف بن برخیا كه از علم كتاب بهره‏مند بود و توانست با یك چشم برهم زدن تخت بلقیس را از یمن به شام بیاورد، این خود دلیل است كه سرعت خود امر ممكنی است، و برای پیامبر اكرم یك امر ممكن تحقق یافته است[12].
خلاصه:
بنابراین مسأله معراج نه از نظر عقل غیرممكن است و نه با علوم روز مخالف است و وقتی با دلیل قاطع نقلی از آیات و روایات ثابت شد، جای انكار باقی نمی‏ماند و باید آن را پذیرفت.
[1] . لغت نامه دهخدا، واژه معراج، ج 44، ص 711
[2] . همان
[3] . اسراء / 1.
[4] . قرطبی، ابی عبداللَّه محمد بن احمد الانصاری، جامع احكام القرآن، ج 10، ص 208-209، طبع مؤسسه تاریخ عربی
[5] . علق / 6
[6] . جن / 19
[7] . نجم / 8
[8] . نجم / 17
[9] . سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج 6، ص 99-100، انتشارات جامعه مدرسین
[10] . مراغی، احمد مصطفی، تفسیر مراغی، ج 15، ص 6، طبع دار احیاء التراث العربی، بیروت
[11] . مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص 18-20، طبع دارالكتب الاسلامیه، تهران
[12] . فخر رازی، ابوعبداللَّه محمد بن عمر بن حسین، مفاتیح الغیب )تفسیر كبیر(، ج 20، ص 147-148، طبع دار احیاء التراث.
مهدي پيشوايي - تاريخ اسلام، ص163

12


نوشته شده در   يکشنبه 8 بهمن 1391    
PDF چاپ چاپ