چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 26 تير 1392     |     کد : 20997

62. سوره جمعة آيه 6-7

پيام ها 1- خداوند، شيوه بحث و استدلال با اديان ديگر و محاجّه با مخالفان را به پيامبر و امّت او آموزش مى‏ دهد. «قل يا ايّها الّذين هادوا» 2- با منطق وجدان، شبهات و برداشت‏هاى پوچ را پاسخ دهيد. «ان زعمتم انّكم اولياء للّه» 3- انحصارطلبى در امور معنوى و دينى، ممنوع است. «من دون الناس» 4- جلوى بلند پروازى‏ ها و تخيّلات نابه‏جا را بايد گرفت. «ان زعمتم... فتمنّوا الموت» 5 - معيار صداقت در ادّعاى ايمان، آمادگى براى مرگ است. «فتمنّوا الموت ان كنتم صادقين» هر دوستى، به ملاقات دوست خود علاقمند است، اگر شما دوست خدا هستيد، چرا به ملاقات خداوند علاقمند نيستند؟ «ان زعمتم انّكم اولياء للّه... فتمنّوا الموت»

آيه
قُلْ يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُواْ إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ‏
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ‏
ترجمه
بگو: اى يهوديان ! اگر گمان مى‏ كنيد كه تنها شما اولياى خدا هستيد نه ساير مردم، اگر (در اين پندار) راست مى ‏گوييد، آرزوى مرگ كنيد (تا  به پاداشهايى كه خداوند براى اولياى خود مقرّر كرده، برسيد!).
ولى آنان به خاطر آنچه پيش از اين انجام داده ‏اند، (تحريف كتاب و كتمان صفات پيامبر و...) هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد و خداوند به ستمگران به خوبى آگاه است.
نکته ها
در آياتى از قرآن آمده است كه يهود، خود را برتر از ديگران و حتى خود را فرزندان خدا مى ‏دانستند و شعار «نحن ابناء اللّه» (48) سر مى ‏دادند، با اين كه مردمى ثروت‏ اندوز و دنيادوست بودند، چنانكه قرآن مى ‏فرمايد: «احرص النّاس على حياة»(49) اين آيه گويا با آنان مباهله مى ‏كند كه اگر راست مى‏ گوييد كه از اولياى خدا هستيد، بايد به استقبال مرگ برويد. شما كه مى‏ گوييد: تنها اهل بهشت ما هستيم، «لن يدخل الجنّة الاّ من كان هوداً او نصارى»(50)، پس چرا حاضر نيستيد آرزوى مرگ كنيد. «قل ان كانت لكم الدار الآخرة عنداللّه خالصة من دون النّاس فتمنّوا الموت ان كنتم صادقين»(51)
چرا از مرگ مى ‏ترسيم؟
اگر سفر به سوى آخرت را به سفرهاى دنيوى تشبيه كنيم، مى ‏بينيم كه نگرانى‏ هاى يك راننده در مسافرت، مى‏ تواند دلايل مختلفى داشته باشد:
الف) گاهى نگرانى به خاطر كمبود بنزين است، امّا كسى كه براى آخرت خود توشه برداشته است، نگران نيست. «تزوّدوا فانّ خير الزّاد التقوى‏»(52)
ب) گاهى نگرانى به خاطر وسيله نقليه مى‏ باشد كه سرقتى است، امّا كسى‏كه درآمدش حلال است، نگران نيست.
ج) گاهى نگرانى براى جنس قاچاقى است كه به همراه دارد، اما كسى‏كه بار گناه به دوش ندارد، نگران نيست.
د) گاهى نگرانى براى سرعت غير مجاز است، امّا كسى ‏كه اهل افراط و تفريط نيست، «كان امره فرطا»(53) و زندگى‏ اش بر اساس اعتدال و ميانه‏ روى بوده است، «لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً» (54)، ترسى ندارد.
ه) گاهى نگرانى به خاطر همسفران ناشناس و نادرست است، ولى كسى‏كه در دنيا همراه و همنشين ابرار بوده است، نگران نيست.
و) گاهى از تنها بودن در جاده مى ‏ترسد، ولى كسى‏كه در كاروان ابرار قرار دارد و ارتباط او با مؤمنان است تنها نيست.
ز) گاهى از نرسيدن به مقصد ترس و دغدغه دارد، ولى كسى‏كه معتقد است ذرّه‏اى از عمل او هدر نمى ‏رود، نگران نيست. «فمن يعمل مثقال ذرّة...»(55)
از ابوذر پرسيدند : چرا از مرگ مى ‏ترسيم ؟ فرمود: «انّكم عمّرتم الدنيا و خرّبتم الاخرة فتكرهون ان تنتقلوا من عمران الى خراب»(56) شما دنيا را آباد و آخرت را خراب كرده‏ ايد، پس كراهت داريد كه از آبادى به سوى خرابى برويد.
حضرت على‏ عليه السلام مى ‏فرمود: «واللّه ابن ابيطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه»(57) به خدا سوگند اُنس من (على) به مرگ از اُنس طفل به سينه مادرش بيشتر است. و هنگام ضربت خوردن در محراب مسجد كوفه فرمود: «فزت و ربّ الكعبة» به پروردگار كعبه سوگند كه رستگار شدم.
امام حسين‏ عليه السلام ضمن خطبه مفصّلى مى ‏فرمايند: «خُطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة»(58) مرگ براى فرزندان آدم، مثل گردنبند بر گردن عروسان، زيباست.
گرچه خطاب اين آيه به يهوديان است، ولى آمادگى براى مرگ، وسيله ‏اى براى سنجش همه مدّعيان ايمان و ولايت الهى است. «فتمنّوا الموت»
48) مائده، 18.
49) بقره، 96.
50) بقره، 111.
51) بقره، 94.
52) بقره، 197.
53) كهف، 28.
54) فرقان، 67.
55) زلزال، 6 و 7.
56) محجة البيضاء، ج 8، ص 258.
57) نهج البلاغه، خطبه 5.
58) مقتل خوارزمى، ج‏2، ص‏241.
پيام ها
1- خداوند، شيوه بحث و استدلال با اديان ديگر و محاجّه با مخالفان را به پيامبر و امّت او آموزش مى‏ دهد. «قل يا ايّها الّذين هادوا»
2- با منطق وجدان، شبهات و برداشت‏هاى پوچ را پاسخ دهيد. «ان زعمتم انّكم اولياء للّه»
3- انحصارطلبى در امور معنوى و دينى، ممنوع است. «من دون الناس»
4- جلوى بلند پروازى‏ ها و تخيّلات نابه‏جا را بايد گرفت. «ان زعمتم... فتمنّوا الموت»
5 - معيار صداقت در ادّعاى ايمان، آمادگى براى مرگ است. «فتمنّوا الموت ان كنتم صادقين» هر دوستى، به ملاقات دوست خود علاقمند است، اگر شما دوست خدا هستيد، چرا به ملاقات خداوند علاقمند نيستند؟ «ان زعمتم انّكم اولياء للّه... فتمنّوا الموت»
6- آن گونه استدلال كنيد كه دشمن حرفى براى زدن نداشته باشد. «فتمنّوا الموت... و لا يتمنونه ابداً»
7- ريشه فرار از مرگ، اعمال خود انسان‏هاست. «و لايتمنّونه ابداً بما قدّمت ايديهم»
8 - چه بسا كسانى به دروغ ادّعاىِ اولياء اللّه بودن دارند، اما خداوند به باطن ناپاك آنان آگاه است. «و اللّه عليم بالظالمين»


نوشته شده در   چهارشنبه 26 تير 1392    
PDF چاپ چاپ