شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 24 تير 1392     |     کد : 20957

56. سوره واقعه آيه 41-48

پيام ها 4- خوشگذرانان سرمست بدانند كه كاميابى‏ هاى غافلانه، آنان را به چه ذلّت و نكبت و زجرى خواهد كشيد. «مترفين - فى سموم و حميم و ظل من يحموم» 7- رفاه و عيّاشى، بستر ارتكاب گناه و ترديد در معاد است. «مترفين... يصرّون... ءاذا متنا...» 9- خطر آنجاست كه انسان، ترديد نابجاى خود را در جامعه گسترش دهد و عامل انحراف ديگران شود. «كانوا يقولون ءاذا متنا و كنّا ترابا» 10- افراد شبهه افكن، دامنه ترديد را توسعه مى‏ دهند. «أوَ آباؤنا الاولون»

آيه
وَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ مَآ أَصْحَابُ الشِّمَالِ
فِى سَمُومٍ وَحَمِيمٍ‏
وَ ظِلٍ‏ّ مِّن يَحْمُومٍ
لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ‏
إِنَّهُمْ كَانُواْ قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ
وَكَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ‏
وَكَانُواْ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ‏
أَوَ آبَآؤُنَا الْأَوَّلُونَ‏
ترجمه
و (اما) ياران دست چپ، چه هستند ياران دست چپ (شقاوتمندان و نامه به دست چپ داده شدگان).
در ميان باد سوزان و آب داغ.
و سايه ‏اى از دود غليظ و سياهند.
كه نه خنك است و نه سودبخش.
البتّه آنان پيش از اين (در دنيا) نازپرورده و خوشگذران بودند.
و همواره بر گناه بزرگ پافشارى مى‏ كردند.
و پيوسته مى ‏گفتند: آيا هنگامى كه ما مرديم و به صورت خاك و استخوان شديم. آيا حتماً ما برانگيخته مى‏ شويم؟
و آيا نياكان ما (نيز برانگيخته مى ‏شوند)؟
نکته ها
«سَموم» باد سوزانى است كه مثل سم در بدن نفوذ كند و «مسام» به سوراخ‏هاى ريز بدن گفته مى‏ شود. «حَميم» به معناى آب‏جوشان و بسيار داغ و «يَحموم» دود غليظ سياه است. «مُترف» به معناى فرد برخوردار از نعمت‏هاى زياد كه گرفتار غفلت و طغيان شود.
«حِنث» به معناى گناه بزرگ است و بيشتر در مورد پيمان شكنى و تخلّف از سوگند بكار مى‏ رود. «يُصرّون» از «اصرار» است. اين لغت چهار مرتبه در قرآن آمده و در مورد اصرار بر انجام گناه است.
در قيامت، «اصحاب شمال» در عذاب و شكنجه بسيار قرار دارند: باد سوزان، آب جوشان و دود سياه، غليظ و سوزان.(38) «سموم و حميم و ظل من يحموم»
هنر قرآن به گونه‏ اى است كه آينده و حوادث قطعى آن را همچون گذشته ترسيم مى‏ كند. آن گونه قيامت را مطرح مى ‏كند كه گويى مجرمان حاضر و در دادگاه محاكمه و پرونده آنان بسته و فرمان صادر شده است.
مقايسه بهشتيان و دوزخيان‏
در اينجا با توجّه به آيات متعدّد، ميان جايگاه اصحاب يمين در بهشت و اصحاب شمال در جهنّم مقايسه‏ اى مى ‏كنيم:
براى اصحاب يمين: 
براى اصحاب شمال:
سايه ‏اى ممتد و دائم. «فى ظلّ ممدود» سايه‏اى از دود سياه. «ظلّ من يحموم»
ميوه‏هايى مجاز و مدام. «لامقطوعة  نه خنك و نه سودمند. «لابارد و لاممنوعة»
نوشيدنى‏ هايى پاكيزه. «شراباً طهورا»(39)
آبى همچون فلز گداخته. «بماء كالمهل»(40)
رودهايى از آب. «أنهار من ماء»(41)            
در آرزوى آب. «افيضوا علينا من الماء...»(42)
رودهايى از شير. «أنهار من لبن»(43)
آبى سوزان و زهرآلود. «حميم و غساق»(44)
رودهايى از شراب. «أنهار من خمر»(45)
آبى چرك و خون ‏آلود. «من غِسلين»(46)
رودهايى از عسل. «أنهار من عسل مصفّى»(47)
آبى پست. «ماء صديد»(48)
دو بهشت و باغ بزرگ. «جنّتان»(49)
مكانى تنگ. «مكاناً ضيّقا»(50)
برخوردهايى با سلام و سلامتى. «الا قيلاً  لعنت و نفرين به يكديگر. «كلّما دخلت سلاماً سلاما»(51)
امةّ لعنت اختها»(52)
ورودى با احترام. «طبتم فادخلوها»(53)
ورودى با قهر و نفرت. «خذوه فغلّوه»(54)
برخوردارى از رحمت و درود الهى. «سلام توهين و بايكوت.
«قال اخسئوا فيها قولاً من ربّ رحيم»(55)
و لاتكلّمون»(56)
پذيرايى كنندگانى بى ‏نظير. «يطوف عليهم، گردش در ميان آتش و آب‏ سوزان.
«يطوفون‏ ولدان مخلّدون»(57)
بينها و بين حميم آن»(58)
38) تفسير مراغى.
39) انسان، 21.
40) كهف، 29.
41) محمّد، 15.
42) اعراف، 50.
43) محمّد، 15.
44) ص، 57.
45) محمّد، 15.
46) حاقّه، 36.
47) محمّد، 15.
48) ابراهيم، 16.
49) الرّحمن، 46.
50) فرقان، 13.
51) واقعه، 26.
52) اعراف، 38.
53) زمر، 73.
54) حاقّه، 30.
55) يس، 58.
56) مؤمنون، 108.
57) واقعه، 17.
58) الرّحمن، 44.
پيام ها
1- در قيامت دسته‏اى از مردم اهل شقاوتند و نامه عملشان را در دست چپ دارند. «و أصحاب الشّمال»
2- وضع دوزخيان به قدرى هولناك است كه مايه‏ى  شگفتى و تعجب مى‏ شوند. «ما أصحاب الشّمال»
3- عذاب‏هاى قيامت، بسيار سخت است. («سموم» و «حميم» نكره آمده كه نشانه سختى و عظمت است.)
4- خوشگذرانان سرمست بدانند كه كاميابى‏ هاى غافلانه، آنان را به چه ذلّت و نكبت و زجرى خواهد كشيد. «مترفين - فى سموم و حميم و ظل من يحموم»
5 - آنچه گناه را سنگين و خطرناك‏تر مى‏ كند، اصرار بر آن است. «يصرّون على الحنث العظيم»
6- خداوند عادل است و عذاب بر پايه عملكرد خود انسان است. اگر خلافكاران سه نوع شكنجه دارند: بادى سوزان، آب داغ وسايه داغ، به خاطر آن است كه سه خلاف پيوسته دارند. «كانوا... مترفين... كانوا يصرّون على الحنث... كانوا يقولون»
7- رفاه و عيّاشى، بستر ارتكاب گناه و ترديد در معاد است. «مترفين... يصرّون... ءاذا متنا...»
8 - منكران معاد، دليل بر انكار ندارند و تنها بعيد مى‏ شمردند. «ءاذا متنا...»
9- خطر آنجاست كه انسان، ترديد نابجاى خود را در جامعه گسترش دهد و عامل انحراف ديگران شود. «كانوا يقولون ءاذا متنا و كنّا ترابا»
10- افراد شبهه افكن، دامنه ترديد را توسعه مى‏ دهند. «أوَ آباؤنا الاولون»


نوشته شده در   دوشنبه 24 تير 1392    
PDF چاپ چاپ