شنبه 16 فروردين 1399 | Saturday, 04 April 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391     |     کد : 20559

طاغوت زدايى ، تنها راه رهايى 2

طاغوت زدايى ، تنها راه رهايى 2

طاغوت زدايى ، تنها راه رهايى 2
5عاشورا قیام جاودانه - كرامت انسانى
- يكى از موجبات عمده - بويژه از نظر روانى - كه باعث مى شود انقلابى پديد آمد، همان هتك كرامت انسانى و تحقير افراد و شخصيتهاست . هنگامى كه در نظامى كرامت انسانى هتك گشت ، و ارزشهاى اشخاص ناديده انگاشته شد، و كارگزاران يك نظام و مسئولان و قانونگذاران ، كرامت انسانها و احترام افراد را در نظر نياورند، و اشخاص به مناسبتها و در برخوردها و مراجعه ها تحقير شدند، و حكومت حكومتى بى ادب شناخته شد، و مسئولان و ماموران افرادى بى تربيت معرفى شدند، همواره اسباب رنجيدن و تحقير شدن مردم پديد مى آيد، و افراد حرمت از - دست داده و مورد توهين قرار گرفته پيوسته مى رنجند و متنفر مى شوند، و از نظام مى برند و خشمگين مى گردند و دشمنى در دل مى گيرند...
بنابراين نبايد و نمى شود پذرفت كه كرامت انسانى و حرمت افراد - در هر حال و براى هر منظور - ناديده گرفته شود. هنگامى كه مردم به نام اسلام قيام مى كنند، از جمله ، اين اميد را دارند كه بر حسب تعاليم اسلامى و در قلمرو حاكميت ارزشهاى دينى ، كرامت و حرمت انسان در همه مراحل محوفظ بماند، و برمحفوظ ماندن آن تاكيد شود.
من در اينجا براى حفظ دين خدا، و پاسدارى از اعتقادات مردم ، بويژه نسل جوان ، سه حديث نقل مى كنيم ، تا اصل دين و ارزشهاى دينى روشن گردد، و چگونگى نظر اولياى الهى دين اسلام به انسان و احترام انسان دانسته باشد؛ و مسئولان معتقد و متعهد به آنها عمل كنند:
حديث اول - امام على بن ابيطالب (ع ) :
و اجعل لذوى الحاجات منك قسما، تفرغ لهم فيه شخصك ، و تجلس لهم مجلسا عاما، فتتواضع فيه لله الذى خلقك ، و تقعد عنهم جندك و اعوانك من احراسك و شرطك ، حتى يكلمك متكلمهم غير متتعتع ، فانى سمعت رسول الله -(ص ) - يقول فى غير موطن : ((لن تقدس امه لايوخذ للضعيف فيها حقه غير متتعتع )).
ثم احتمل الخرق منهم والعى ، ونح عنهم الضيق والانف ، يبسط الله عليك بذلك اكناف رحمه ،و يوجب لك ثواب طاعته . واعط ما اعطيت هنيئا، وامنع فى اجمال واعذار(156)
- بخشى از وقت خويش را به اشخاص نيازمند و شاكى (و ستمديده ) اختصاص ده ، و دربست آماده رسيدگى به كار آنان شو، و در جايى عمومى (كه همه حتى ضعيفان و ناتوانان بتوانند مراجعه كنند) بنشين ، و در اين مجلس ، براى خشنودى خداى خود كه تو را آفريده است (و به اين مقام رسانده كه كار خلق به دست تو افتاده است )، در برابر مردم تواضع كن . و همه ماموران مسلح و كارمندان دولتى و پاسداران خود را از مردم دور ساز (بطورى كه مزاحم احدى نباشند)، تا هر كس بتواند - بى هيچ ترسى و پروايى - حرف دل خود را بزند؛ زيرا كه من بارها از پيامبر خدا(ص ) شنيدم كه مى فرمود: ((مردمى كه ضعيف درميان آنان نتواند بى ترس و لرز حق خود را از قوى بگيرد، هيچ ارزشى نمى توانند داشت )).
در ضمن ، اگر از برخى درشتى ديدى ، يا كسى (از آن شاكيان و ستمديدگان و گرفتاران ) بخوبى سخن گفتن نمى دانست (و الفاظ مناسب يا روشن به كار نمى برد) تحمل كن (و به روى خود مياور). و (به هنگام گره گشايى از كار مردم ) سرسوزنى بدخلقى و تكبر نكن ، تا خداوند درهاى رحمت خويش را به روى تو بگشايد، و پاداش طاعت تو را به تو ارزانى دارد. و (چون خواستى چيزى به كسى بدهى ) با خوشرويى و احترام ببخش و بده (تا براى او گوارا باشد)؛ و (اگر نشد يا مصلحت نبود كه خواسته كسى را برآورده سازى ) با مهربانى و عذرخواهى رد كن .
حدث دوم - امام على بن ابيطالب (عليه السلام ):
ولى ابا الاسود الدولى القضاء ثم عزله . فقال له : ((لم عزلتنى و ما خنت و لا جنيت ؟)). فقال : ((انى رايت كلامك يعلو كلام خصمك )).(157)
- على (ع ) ابوالاسود دئلى (158) را به قضاوت گماشت و سپس او را عزل كرد. ابوالاسود گفت : ((چرا مرا عزل كردى ، با اينكه نه خيانتى كردم نه جنايتى ؟)). امام فرمود: ((ديدم (به هنگام سخن گفتن در دادگاه ) صدايت را از صداى مراجعه كننده بلندتر مى كنى )).
شگفتا از اين احاديث و تعاليم !...و شگفترا از مسلمانانى كه ماييم با اينهمه ادعا و شعار و فرياد؟... كجا در دادگاهها چنين رفتارى انسانى مى شود؟ و كجا در بازجويى ها بويى از اين تعاليم به مشام مى رسد؟ عجبا از مظلوميت اين تعاليم ! و دريغا از نسيان اين احاديث !...
حديث سوم - امام جعفر صادق (عليه السلام ):
ان فقيرا الصادق (ع ) فقال لعبده : ((ما عندك ؟)) قال : ((اربع مئه درهم )). قال : ((اعطه اياها)) فاعطاه . فاخذ و ولى شاكرا. فقال لعبده : ((ارجعه )). فقال : ((ياسيدى ! سالت فاعطيت ، فماذا بعدالعطاء؟)) فقال له : ((قال رسول الله - ص -: "خير الصدقه ما ابقت غنى " و انا لم نغنك . فخذ هذا الخاتم ، فقد اعطيت فيه عشره الاف درهم ، فاذا احتجت فبعه بهذه القيمه .(159)
- مردى مستمند از امام صادق (ع ) درخواست چيزى كرد. امام به غلام خود گفت : ((چى داريم ؟)). گفت : ((چهارصد درهم )). فرمود: ((همه را به او بده )). مرد مستمند گرفت و تشكر كرد و روانه گشت . امام صادق به غلام گفت : ((او را باز گردان )). مرد گفت : ((آقاى من ! چيزى خواستم و لطف كرديد، ديگر چكار داريد؟)). امام گفت : ((پيامبر خدا - ص - گفته است : "بهترين بخشش آن است كه شخص را بى نياز سازد" و ما تو را (با آن مبلغ كه داديم ) بى نياز نساختيم . اكنون اين انگشترى را كه ده هزار درهم مى ارزد(160) بگير، و آن را به همين قيمت بفروش و نياز خود را برطرف كن )).
ملاحظه كنيد! اين است انسانيت دينى ، و دين انسانى . اين است ملاك برخورد با انسان و كرامت در اسلام . اگر انسانى نيازمند شد، فى المجلس او را بى نياز سازيد تا دوباره مجبور به سوال و درخواست نگردد، و بار ديگر شخصيت او خرد نشود، و در برابر كس ‍ ديگرى كوچكى نكند. شخصيت انسان خرد شده به چه كار مى آيد؟ پس نگذاريد انسانها - در هيچ شرايطى - خرد شوند. نگذاريد مستمند، مستمند بماند و از هر كس كمك بخواهد و در برابر هر كس خرد شود؛ اين است اسلام . حتى در تعاليم اسلامى رسيده است كه پيش از اينكه نيازمندان درخواست كنند نياز آنان را برآورده سازيد. و در احاديث زكات رسيده است كه آنقدر از زكات به مستمندان بدهيد تا بى نياز شود (اغنه ان قدرت ان تغنيه .(161) پس اسلام بى نيازى همگان را مى خواهد نه فقر را. و عدالت نفى فقر است - چنانكه خواهد آمد. و اينگونه است ارج و كرامت انسان در اسلام ، و در نزد اولياى اسلام .
احاديث اسلامى (از پيامبر اكرم (ص ) و ائمه طاهرين (ع ) دراين باره ها بسيار است (همچنين آيات و مضامين قرآنى - و احاديث خود نيز بيانگر معانى و مقاصد قرآن كريم است )، با لحنهايى بسيار تند، تا جايى كه اغنيا را - در روند اقتصادى- سارق و دزد زاد و توشه و امكانات معيشتى فقيران و تهيدستان و كمبود داران شمرده اند(162) و تا جايى كه حضرت حجت بن الحسن المهدى عج ، غرق شدن در مال و منال دنيوى و پايمال كردن ضعيفان و بينوايان را سبب دورى و مهجورى شيعه- حتى بزرگان شيعه - از ساحت قدس خوانده است ...(163)
پی نوشت
156- ((نهج البلاغه )) ص 1021؛ ((عبده )) ج 3، ص 113-112.
157- ((مستدرك الوسائل )) ج 3، ص 197( چاپ سنگى ).
158- از عالمان و شاعران و اديبان بزرگ شيعه بصره بود. و معروف است كه ((علن نحو)) را با راهنمايى امام على بن ابيطالب (ع ) و آموختن چند قاعده پايه ، او وضع كرد. مكتب نحو بصره به او منسوب است . وى در جنگ صفين نيز در ركاب اميرالمومنين (ع ) شركت داشت . به سال 69 هجرى قمرى در بصره گذشت .
159- ((بحار)) ج 47، ص 61.
160- رفت و آمد با امام صادق (ع ) در آن روزگار بسيار مشكل بوده است (چنانكه در تواريخ ثبت شده است ). مراجعه كنندگان- در مواردى و شايد اغلب - تحت نظر بوده اند، و حمل مال (مثلا ده هزار درهم كه در آن زمان بارى محسوس ‍ بوده است ) بويژه از نزد امام به بيرون خانه ايجاد مشكل مى كرده است ؛ از اينرو آن امامان مظلوم براى كمك به مستمندان و جلوگيرى از سقوط كمبودداران گاه از اشيايى بهادار و كم حجم استفاده مى كرده اند تا محذورى پيش نيايد؛ و گرنه بى نيازى آن بزرگوار از دنيا و زهد و بى توجهى آنان به متاع دنيا امرى بوده است عادى و مسلم .
161- ((وسائل الشيعه )) ج 6، ص 179.
162- ((مستدرك الوسائل )) ج 2، ص 322 (چاپ سنگى ).
163- ((غايه المرام )) ا ص 779.


نوشته شده در   پنجشنبه 2 آذر 1391    
PDF چاپ چاپ