دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 28 آبان 1391     |     کد : 20550

عاشورا و عدالت ؛ 6 - مسلمانان جهان و امام حسين (ع )

عاشورا و عدالت ؛ 6 - مسلمانان جهان و امام حسين (ع )

عاشورا و عدالت ؛ 6 - مسلمانان جهان و امام حسين (ع )
عاشورا قیام جاودانه- مسلمانان آگاه بايد - همواره - براى قطع نفوذ نفوذيان ، و بيدارى آن بخش عوام و بى اطلاع و اغفال گشته (در كشورهاى اسلامى )، و آگاه سازى ناآگاهان ديگر، با همه امكانات بكوشند، و با روش هاى معقول و موثر اين انحطاط را بزداييد، و فرهنگ عاشورا را بشناسانند، كه فرهنگ حركتهاى سازنده است نه ركوردها ويرانگر...
به گفته عالم و نويسنده شيعى پركار، مرحوم استاد شيخ محمد - جواد مغنيه لبنانى :
((حسين )) ، در نزد شيعيان و آگاهان از اهداف و آرمانهاى او، تنها اسمى براى يك شخص نيست ، بلكه اين نام (حسين )، نماد ژرف هدايت است ، و رمز قهرمانى و انسانيت و آرمان ؛ و سرلوحه دين و شريعت است ، و سرفصل فداكارى در راه حق و جانبازى در راه عدالت ؛ چنانكه نام ((يزيد)) نماد فساد و تباهى و استبداد است و هتك مقدسات و نشر فجور و رذالت ...
بنابراين ، زنده نگاه داشتن حماسه حسينى و جهاد او و آرمان او، به معناى زنده نگاه داشتن حق و نيكى و آزادى است ، و تجديد خاطره جانبازيهاى حسين (ع ) و خاندان و ياران او در راه اين اهداف مقدس ... و اين نام و اين حماسه ، همواره ، فريادى است پرطنين در برابر هر حاكمى ستمگر و همكاران او، و هر اسراف گرى كه با مصالح ملتى بازى مى كند... هدف زاده معاويه از خرد كردن اهل بيت پيامبر (عليه السلام )، اين بود كه نور خدا (شعاع هدايت الهى ) را خاموش كند، تا از نو حكومت بر انسانها از آن شر و ستم گردد... و با خود مى پنداشت كه در اين هدف پيروز گشته است ، و با كشتن امام حسين (ع ) به هدف خود دست يافته است ؛ ليكن اين خيالى بود واهى و زودگذر، زيرا بزودى سلطنت بنى اميه نابود گشت تو ياد خاطرات شورانگيز كربلا و آرمانهاى والاى حسينى زنده شد، و همچنان تا روز رستاخيز زنده خواهد ماند.
واين حقيقت را، بانوى قهرمان ، حضرت زينب كبرى (سلام الله عليها)، با صراحت و شهامت ، در سخنانى كه به يزيد گفت ، ابراز داشت :
اظننت يا يزيد! حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السماء، فاصبحنا نساق كما تساق الاسارى ، ان بنا على الله هونا و بك عليه كرامه ؟!...فمهلا، مهلا...فهوالله ما فريت الا جلدك ، و ما حززت الالحمك ... و لئن جرت على الدواهى مخاطبتك انى لاستغر قدرتك ، واسنعيظم تقريعك ، و استكثر توبيخك ؛ و لئن اتخذتنا مغنما، لتجدنا وشيكا مغرما، حين لاتجد الا ما قدمت يداك ... فكدكيدك ، واسع سعيك ، و ناصب جهدك ، فوالله لاتمحو ذكرنا، ولاتميت وحينا، و لا يرحض عنك عارها، و هل رايك الافند؟ و ايامك الا عدد، و جمعك الا بدد؟...
- اى يزيد! آيا خيال كرده اى ، اينكه روزگار را بر ما تنگ كردى و جهان را تيره ساختى ، و ما مانند اسيران در شهرها گرداندى ، به اين معنى است كه ما نزد خداوند منزلتى نداريم ، و تو نزد خدا مكرمى ؟!... سرجاى خود بنشين و باز هم بنشين كه هرگز چنين نيست ؛ به خدا سوگند تو فقط پوست خود را كندى ، و كالبد خويش را دريدى (خودت را خوار و خرد و رسوا كردى )... اگر اكنون اين حوادث تلخ مرا مجبور ساخته است كه با چون تويى هم سخن شوم ، اين را بدان كه من قدرت تو را بسيار ناچيز مى دانم ، و تو را از آن پست تر مى شمارم كه نكوهشت كنم ، و قابل آن نمى دانم كه زبان به سرزنشت گشايم .
اگر مى پندارى كه از شهادت و اسارت آل محمد سود برده اى ، بزودى خواهى ديد كه زيان كرده اى ، يعنى هنگامى كه نتيجه كارت را ببينى ... و اكنون را، هر ترفندى دارى بكار گير، و هر كوششى از تو ساخته است بكن ، و هر نيرويى مى توانى برانگيز... ليكن به خدا سوگند كه هرگز نخواهى توانست خاندان وحى را نابود سازى ، و قرآن را از صحنه روزگار براندازى ... و اين ننگ (كشتن فرزندان پيامبر (ص ) و اسير كردن خاندان او، و شكست اهداف ضد دينى و ضد قرآنى تو)، هيچگاه از تاريخ زندگى تو پاك نخواهد گشت ... و اينك بنگر كه آيا اين تصميم تو چيزى جز سفاهت بود؟ و روزگار قدرت تو جز همين چند روز است ؟ و نيروهاى تو جز رو به نابودى است ؟).
و پيشگوى بانوى بزرگوار درست بود، زيرا يزيد و جانشين او يكى پس از ديگرى از ميان رفتند، و سلطنت امويها نيم قرن پس از آن به بعد همواره يزيد را لعنت مى كنند، و ياد امام حسين (ع ) را در روز شهادتش و در روز ولادتش - در هر سال - گرامى مى دارند.
بنگريد كه به كشور مصر، كه در روز ميلاد امام حسين (ع )و روز ميلاد خواهرش حضرت زينب (سلام الله عليها)، بانوى قهرمان كربلا، در هر سال ، چه جشنهايى با شكوه مى گيرند، و با برپا كردن چادرها و طاق نصرتها، و دايره زدن و طبل نواختن و سرود خواند به سرور و شادمانى مى پردازد. پس اين تنها شيعيان نيستند كه ياد امام حسين (ع ) را زنده مى دارند، و اگر چه روشها فرق مى كند و مراسم هر كدام متفاوت است (يكى شادمانى است در روز ولادت ، و يكى سوگوارى در روز شهادت )، ليكن جوهر همه يكى است .
من در مجله ((الغد)) (فردا)، به شماره دوم ، فوريه 1959، مقاله اى ديدم ، درباره ميلاد حضرت زينب (سلام الله عليها)، كه از جمله در آن مقاله آمده بود (ترجمه با تلخيص ): ((شخصيت حضرت زينب ، در ضمن بزرگترين پيكار در راه عقيده ، به شكل بانويى قهرمان ، دلاور، مومن و شجاع جلوه گر شد، تا آنجا كه يزيد بن معاويه ... به هنگامى كه حضرت زينب را مانند اسيران نزد وى بردند، و آن بانو او را مانند همه خائنان و قاتلان پاكان لعنت كرد، جرئت نكرد سخنان بانوى بزرگ را رد كند. از اينجاست كه ما مصريان- بلكه همه عرب در هر جا - حضرت زينب را به عنوان بانويى قهرمان مى شناسيم ؛ همچنانكه به قهرمان جاويد، حسين بن على - پدر شهيدان - نيز ايمان داريم ... و روز ميلاد آنان را با شادمانى جشن مى گيريم . و هيچ كس ‍ قدرت ندارد اين محبت خالص و بيشائبه را كه به ساحت پيشواى حركت قهرمانى خارق العاده تاريخ ابراز مى داريم از دل ما بيرون كند. اين محبت ما را زنده مى دارد و اميد مى دهد تا بكوشيم و مبارزه كنيم ، زيرا اين نماد (سمبل )، راه را براى ما روشن مى كند، و وجود ما را از آرمانهاى پاك و پاى بندى به شرف و آزادگى سرشار مى سازد...)).
اين نويسنده واقع بينانه سخن گفته و سخن حق را ابراز داشته است ؛ زيرا شرايط گذشته و كنونى ما مسلمانان توجه به اين مراسم را بر ما لازم مى دارد چون همين مراسم است كه قهرمانى و دلالت و مبارزه در راه آزادى را كه آرمانى والا و همان است پيوسته به ياد ما مى آورد و ما مسلمانان را وامى دارد تا در جستجوى حكمرانان و مسئولانى نمونه باشيم كه براى وطن اسلامى امت مسلمان تلاش ‍ مى كنند و زير بار حكومتهايى داريم آنها را ساقط كنيم
اكنون 1318 سال از شهادت امام حسين (ع ) گذشته است و با وجود اين شيعيان همچنان ياد اين گذشته را زنده مى دارند و تجديد مى كنند و بزرگ مى دارند تا از اين مراسم درس انقلاب مبارزه با ظلم بياموزند. و ما شيعه به دليل همين اعتقادات و تعاليم خود مردمى انقلابى هستيم و همواره پيام آور انقلابهاى آزاد ببخشيم و از آنها استقبال مى كنيم و نسبت به شهداى راه آزادى هميشه احساس و احترامى عميق داريم و احترامى كه براى امام حسين (ع ) قائم به اين دليل است كه او بزرگترين پرچمدار انقلابهاى تاريخ است ، و نخستين معلم انقلابيونى است كه در راه ((حق و مساوات )) انقلاب كرده اند و انقلاب مى كنند ما شيعه فردپرست نيستيم آرمان پرستيم زيرا پيش از هر چيز مسلمانيم و امام حسين (ع ) مجسمه والاى همه تعاليم و ارزشها و آرمانهاى جدش رسول خداست و او خود در راه همين تعاليم و آرمانها (يعنى قرآن و اسلام ) شهيد شد و فرزندان و يارانش در همين راه فدا گشتند و زنان و كودكانش در راه اين اسير شدند. و براى همين امور است كه مسلمانان سنى نيز (چنانكه اشاره شد)، روز ميلاد امام حسين (ع ) را جشن ميگيرند و به پايكوبى و سرودخوانى مى پردازند، زيرا روز ولادت امام حسين (ع ) روزى است كه پيامبر رحمت و عدالت از آن شادمان گشت . و مسلمانان شيعه در روز شهادت امام حسين (ع ) (عاشورا) به عزادارى و سوگوارى مى پردازند، زيرا در آن روز، پيامبر اكرم داغدار و سوگوار شد (چون در آن روز حسينش را، و بسيارى از فرزندان و نور چشمانش را كشتند، و زنان و كودكان او را به اسارت گرفتند).
همچنين همه مسلمانان ، در آن روز، بتبع پيامبر اكرم (ص ) ، سوگوارند (در صورتى كه به پيامبر خود وفادار باشند، و خود را در غم بزرگ و اندوه بيكران او - در چنين مصيبت بزرگ ، كه مصيبت دين است - شريك بدانند)، پس اين اندوه و عزادارى ، اندوه وعزادارى همه مسلمانان است ، و شيعه در روز عاشورا، با سيد شريف رضى (عالم بزرگوار و شخصيت بسيار والا اسلامى ، و گردآورنده ((نهج البلاغه )) همآوازند كه مى گويد:
لو رسول الله يحيا بعده
قعد اليوم عليه للعزا
- اگر پيامبر خدا، پس از روز عاشورا زنده بود، همواره در اين روز بعنوان ((صاحب عزا)) مى نشست تا همه بيايند و به او تسليت گويند.
اين است كه اهل سنت روز ولادت حسين (ع ) را به شادى بزرگ مى دارند، و شيعه روز شهادت حسين (ع ) را با سوگوارى ؛ و هدف هر دو طايفه يكى است : اطاعت خدا و پذيرش ولايت ، و تقرب جويى به خداى متعال و پيامبر بزرگوار... و خداوند پاداش اين عمل را به همه خواهد داد.(97)
پی نوشت
97- اين بود بخشى از مقاله ((استاد شيخ محمد جواد مغنيه لبنانى )) - رحمة الله عليه - كه ترجمه آن را مناسب و سودمند دانستم و تقديم خوانندگان كردم . رجوع شود - براى اصل مقاله - به مجله ((رساله الاسلام ))، شماره يادداشت شده (در صفحه 45).


نوشته شده در   يکشنبه 28 آبان 1391    
PDF چاپ چاپ