سه شنبه 19 فروردين 1399 | Tuesday, 07 April 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 28 آبان 1391     |     کد : 20549

عاشورا و عدالت ؛ 5 - نجوا با عاشورا و سخنى در ابعاد ...

عاشورا و عدالت ؛ 5 - نجوا با عاشورا و سخنى در ابعاد ...

عاشورا و عدالت ؛ 5 - نجوا با عاشورا و سخنى در ابعاد ...
عاشورا قیام جاودانه- و اكنون را - با بارى بس گران و طاقت سوز، از اندوهان و تجربه ها و چگونگى رويدادها...- دوست دارم با ((عاشورا)) نجوا كنم ، و در معبر جليل اين حضور عظيم ، سر بر آستان لحظه هاى صيرورتهاى متعالى نه ، و فيضان آيات عدل را در اين منشور خونين لمس كنم ، و دردهاى تراكم يافته در استخوان محروم و مظلوم را، و مظلوميت تعاليم مغفول و مكتوم را، با فرياد باز گويم ، و همه بيدادهايى را كه بر ستمديدگان رفته است و مى رود - دوباره - در گوش ((عاشورا)) زمزمه كنم ، و خون دلى را كه بر گونه هاى انسان بى پناه روانست بر ((لوح عاشورا)) بنگارم ... و لحظه هايى در جاذبه اين حضور شگرف انسانيت محو گردم :
عاشورا حضور شگرف انسانيت است ، در هر جا و هر روز...
عاشورا مائده بزرگ روح انسان است ، در تداوم اعصار...
عاشورا ضربان قلب خورشيد است ، در سينه خاك ...
عاشورا صيرورت روح كلى است ، در تكاپوى پرشكوه تكليف ...
عاشورا تجسم اعلاى وجدان بزرگ است ، در دادگاه روزگار...
عاشورا ذات متعالى ارزش است ، در مقياسها، هر مقياس ...
عاشورا عظمت سرشارى لحظه هاست ، در فوران بزرگ سپيده ...
عاشورا حضور نور است ، در سيطره بى امان ظلمت ...
عاشورا صلابت شجاعت انسان است ، در تجليگاه ايمان ...
عاشورا جارى سيال مناجات است ، در محراب حماسه ...
عاشورا طوفان خون است ، در احرام فرياد...
عاشورا تجلى كعبه است ، در ميقات خون ...
عاشورا بلوغ روز است ، در استلام آفتاب ...
عاشورا شفق خونبار است ، در فجر آگاهى ...
عاشورا روح توفانگر عدالت است ، در مالبد آفاق ...
عاشورا بارش خونين لحظه هاست ، بر ارواح خروشان ...
عاشورا نقش بيدار گذرها و رهگذرهاست ، در كاروان دراز آهنگ زنگيها و عبورها...
عاشورا نجواى بزرگ صخره هاست ، در دشتها و هامونها...
عاشورا بازخوان تورات و انجيل و زبور است ، در معبد اقدام ...
عاشورا ترتيل آيات است ، در الواح ابديت ...
عاشورا دژنگهبانى تعاليم وحى است ، در آفاق زمانها...
عاشورا خون خداست ، جارى در رگهاى تنزيل ...
عاشورا اعلان ((ان الله يامر بالعدل )) است ، و پشتوانه ((ليقوم الناس بالقسط))...
عاشورا حنجره خونين كوه ((حرا)) ست ، در ستيغ ابلاغ ...
عاشورا درگيرى دوباره محمد(ص ) است ، با جاهليت بنى اميه و شرك قريش (96)
عاشورا تجديد مطلع رجزهاى ((بدر)) است و ((حنين ))...
عاشورا خط بطلان است بر موجوديت دوبار ((احزاب )) و ((خيبر))... عاشورا انفجار نماز است در شهادت ، و انفجار شهادت است در نماز...
عاشورا راز حب ازلى است ، در افشايى شكوهمند...
عاشورا قتلگاه اشباح توحيد است ، در مصاف تجسم شرك ...
عاشورا تبلور شكوهزاد جاودانگى حق است ، در تباهستان نابود باطل ...
عاشورا نماز شب يازدهم است ، در سكوت خروشان خيمه هاى سوزان ...
عاشورا هشدار خونين حسينيه هاست ، در معبر اقوام ...
عاشورا رمز بقاى دين اسلام است و برقرارى آيين حق (حسين منى و انا من حسين ).
عاشورا خروش تندر آساى ((عدل )) است ، در كليت ناچيز كاخ دمشق ، و سپس كليت ناچيز همه كاخها و قدرتها...
عاشورا نفى همه ستمها و پليديها و پستيها و فجورها و ظلمها و حقكشى هاست ، به هر نام و در هر عملكرد...
عاشورا فرياد گستر انسانهاى مظلوم است ، در همه تاريخ ...
عاشورا غمگسار سترگ يتيمان و كاخ نشينان است در هر جاى زمين .
عاشورا دست نوازش انسانيت است ، بر سر بى پناهان ...
عاشورا رواق سرخ حماسه است ، در تاريكستان سياهى و بيداد...
عاشورا قلب تپنده دادخواهان است ، در محكمه بشريت ...
عاشورا طنين بلند پيروزى است ، در گوش آباديها...
عاشورا عطشى است دريا آفرين ، در اقيانوس حيات ...
عاشورا شهادتى است تابيده ، بر چكادهاى افراشته پيروزى ...
عاشورا ((رسالتى )) است بزرگ ، بر دوش ((اسارتى )) رهايى بخش ...
عاشورا خروش طنين افكن آزادگى است ، در زندگى ...
عاشورا زنده كننده اسلام است ، و اسلام زنده شده عاشورا...
عاشورا بانگ رساى همه انسانهاست ، در همه تاريخ ، از همه حنجره هاى پاك و خدايى ...
عاشورا آبروى نمازگزاران است و عزت مسلمانان ...
سرانجام ، عاشورا، ركن كعبه است ، و پايه قبله ، و عماد امت ، و حيات قرآن ، و روح نماز، و بقاى حج ، و صفاى صفا و مروه ، و جان مشعر و منى ...
و عاشورا، هديه اسلام است به بشريت و تاريخ ...
آرى ، عاشورا، از لحظه آغازين خويش ، يعنى ترك ((مكه )) در روز ((ترويه )) (روز هشتم ماه ذيحجه كه مسلمانان متوجه مكه مكرمه اند، و هركس امكانى دارد مى كوشد تا در حج شركت جويد، بويژه مجاوران )، زلزله اى خروشناك و گسترنده بود، كه معيارها را دگرگون كرد، و پرچم رسالتى بزرگ را بر افراشت ، و مرزهاى صيانت قرآن را استوار گردانيد، و بنياد جامعه منحرف اسلامى آن روز را (كه از سياست قرآنى و اقتصاد قرآنى و قضاوت قرآنى و عدالت قرآنى و تربيت و اخلاق قرآنى دور افتاده بود، و خصلتهاى جاهليت از نو در آن زنده شده بود، و تبعيض و تفاوت در آن حضور داشت ، و سستى و مردگى بر آن حكومت مى كرد)، به لرزه در آورد... عاشورا حاكميت ضد قرآنى دربار دمشق را مطرود اعلام نمود. افكار تخدير شده را به خود آورد. آن دسته از اصحاب پيامبر(ص ) و عالمان و محدثان و بزرگان مسلمين را كه مى پنداشتند در برابر اوضاع انحرافى جامعه اسلامى هيچ تكليفى ندارند محكوم كرد. زهدپيشگان صوفى مشرب را (كه محصول نفوذ فرهنگهاى بيگانه در اسلام و - اغلب - مويد ستمگران و موجب تخدير اذهان و سستى در حركتهاى اجتماعى و انقلابى بودند) رسوا ساخت . اعتبار و اعظان و عالمانى را كه در جو اختناق زندگى مى كردند و پذيراى ذلت بودند كاست . ماهيت اسلام را حاكميت حق و عدل است از نو مطرح كرد. حكومت تحميلى و صددرصد غير مشروع يزيد را باطل خواند. نظام انبيايى فراموش شده را كه شالوده آن بر اجراى عدالت - در همه جا و براى همه كس - است به ياد آورد. خصلتهاى جاهليت را كه زنده شده بود به سوى نابودى راند. به نسلهاى پر شور جوان تفسير زندگى آموخت . بى ثمرى كار عالمان و فقيهانى را كه در مسجدها و مدرسه هاى تابع حكومت ظالم به كار علم و درس ‍ مشغول بودند نشان داد. پوچى عمر عابدان و زاهدانى را كه به زهدى گسسته از تعهدهاى اجتماعى و تحركهاى اقدامى دل خوش ‍ كرده بودند بر ملا ساخت . نشان داد كه دين خدا امانت الهى است كه هر گاه زمامداران در نگاهدارى آن خيانت كنند، هيچ چيز مهمتر از مبارزه با آن نيست . يادآور شد كه انسان وديعه خدايى است كه هرگاه حاكميتها مسير او منحرف سازند، مهمترين تكليف ايستادن در برابر آنهاست . اذانهاى بى محتواى آن روز را محتوا بخشيد. نمازهاى بى خروش آن روزگار تغذيه كرد. زندگى با ظالمان را كه بجز غرق شدن در منجلاب تسليم و انحراف و ذلت پذيرى چيزى نيست از مرگ بدتر خواند. مرگ در راه آزادى و عدالت را سعادت كامل دانست . رسالت انسان را يادآورى كرد. حماسه قرآنى را تحقق بخشيد. جوهر ازكيه و تعليم را كه ركن رسالت الهى است به تبلور آورد. روزهاى يكسان گذر بى خورشيد از افسردگى رهانيد. همتهاى سست آسايش طلب را نفور ساخت . مردانگيها و دلاورى ها را رواج داد. آيات جهاد را بر در و ديوار آباديها نقش كرد. طنين فرياد عدالت را در گوش لحظه ها در انداخت . به سپيده دمان مضمون داد. شامگاهان را از پوچى تهى كرد. حماسه نمازگزاران را، در آفاق موجوديت انسان و تاريخ ، جلالتى آسمانى ، بر فراز قله عظمتهاى راستين برنشانيد.
عاشورا، فريادهاى شورگستر پيامبران را - دوباره -؛ گوشهاى سنگين فرود آورد؛ و خون قرآن را در قلبهاى مرده جارى ساخت . اذانها و نمازها را از زير غبار تحميلى سياستهاى تخديرآموز در آورد و جلا داد، و جانها و روانها را از حضور بى حاصل در عرصه زندگيهاى مذلت بار بيرون كشيد.
... هر جا و هر كس با خود مى گفت : عاشورا! شهادت پسر پيامبر! اسارت دختران پيامبر! و براى چه ! و اين خروش صخره هاى ساحل فرات بود كه دلها را مى لرزاند و از جا مى كند. و اين انفجار بيدادگر خونى بود كه در زمزمه مناجات سحرگاهان راه يافت ، و سپيده دمان را طلايه دار اعلام حضور خويش ساخت ، و روزها را از تلالو شكوهمند تعهد و رسالت بياكند، و در واژه هاى زندگى سارى گشت ...
عاشورا، شهادت پسر پيامبر، اسارت دختران پيامبر، و آواره - گرداندن آنان در شهرها و بيابانها، و حاضر نمودن آنان- با غل و زنجير - در دربار دمشق ، در حضور حاضران مجلس يزيد، به همراه اظهار شادمانى از فتح و پيروزى و غلبه بر فرزندان پيامبر، چرا؟ و براى چه ؟ اين سوالى بود كه افكار را به خود مشغول مى داشت ، و سينه ها را مى جوشاند... تا خطبه هاى على وار بانوى قهرمان كربلا، و سخنرانى ولى خدا (در اجماع شام ، در مركز حاكميت حزب اموى و پهنه نفوذ فرهنگ جاهليت سفيانى )، كه ناييم فرزندان مكه و منى ، و زمزم و صفا... و ماييم فريادگران راستين اذان ، و حاملان راستين قرآن ...
و بدينگونه عاشورا از مرز شهادت و اسارت گذشت ، و بر فراز قله جاودان رسالت جاى گرفت ، رسالت احياى قرآن و نجات انسان . و بدينگونه عاشورا دوباره جو نزول قرآن را بازسازى كرد، و سياهيهاى متراكم جاهليت را زدود. و نجات اين كتاب آسمانى را از همه تمهيدهاى الحادى و حذفهاى تعبيه شده اموى نمود. قرآن يكبار ديگر با حنجره عاشورا تلاوت شد، تا هيچگاه - آرى ، هيچگاه - فراموش نگردد. و فراموش نمى گردد، تا وارث كبير عاشورا بار ديگر آن را تلاوت كند، و احكام فراموش شده را نمودار سازد، و معناى حكومت اسلام را نشان دهد...
و اكنون ما مسلمانانيم و دو تجديدنظر ضرورى ، يعنى دو تكليف بزرگ ، در برابر عاشورا:
الف - تجديد نظر در شناخت عاشورا، شناختى ژرف و گسترده ، و رابطه آن با اهداف پيامبران و آرمانهاى قرآن ؛ و سپس ‍ شناساندن آن ، به همه ابعاد، و رساندن پيام آن ، به همه انسانها، به نام يك وظيفه بزرگ انسانى ، و يك اقدام سترگ اسلامى .
ب - تجديد نظر در چگونگى بهره ورى از عاشورا، و بهره رسانى به انسانها بوسيله آن ، و برگزارى مراسم آن ، و مناسبات متصديان ، و شرايط ضرورى و بسيار مهم و لازم الرعايه وعاظ حسينى و ذاكران و مداحان و هيئتهاى عزادارى ، و چگونگى اشعار و ادبيات عاشورا، و خلاصه بازسازى ((فرهنگ عاشورا))، در جهت هر چه بيشتر عمق بخشيدن به آن ، و بهره رسانى و ساخته شدن و سازندگى به وسيله آن ، و گسترش دادن نفوذ آن ، در نسلها و عصرها... به منظور رهايى خلقها از باطل و ستم و رسيدن به حق و عدالت ...
پی نوشت
96- كلمه ((توحيد)) و شهادت دادن به اسلام يعنى : ((لا اله الا الله )) نيز همينگونه است : نفى است و اثبات ؛ و سعادت انسان و نجات بشريت در گرو همين نفى و اثبات است ، نفى شرك و ظلم ، و اثبات توحيد و عدل .
- ((لعبت هاشم با الملك و لا...))، ((ليت اشياخى ببدر شهدوا...))، از اشعار و سخنان يزيد - كتاب ((تتمه المنتهى )) ملاحظه شود، همچنين مدارك تاريخى قديم .
- نيز احوال كسانى چون وليد بن يزيد بن عبدالملك و رفتارش با ((قرآن كريم )) كه در تاريخ ‌ها و كتاب هاى معتبر آمده است ، از جمله ((تتمه المنتهى )).


نوشته شده در   يکشنبه 28 آبان 1391    
PDF چاپ چاپ