سه شنبه 29 بهمن 1398 | Tuesday, 18 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 4 آبان 1392     |     کد : 20352

تربت به رنگ خون می شود

- و من جمله از نشانه های تربت حضرت سیدالشهداء این است که شبیه خون می شود مرحوم آیت اللّه دستغیب نقل می کنند که ملا عبدالحسین خوانساری فرمود آقا سید مهدی پسر آقا سید علی صاحب شرح کبیر مریض شده بود و برای استشفاء آیت اللّه شیخ محمد حسین صاحب فصول و حاج ملا جعفر استرآبادی که هر دو از بزرگان شیعه بودند را امر فرمود که غسل کنند و با لباس احرام داخل سرداب قبر مطهر امام حسین علیه السلام شوند و از تربت قبر مطهر بردارند و برای ایشان بیاورند و هر دو شهادت دهند که آن تربت قبر مطهر است.

تربت به رنگ خون می شود
- و من جمله از نشانه های تربت حضرت سیدالشهداء این است که شبیه خون می شود مرحوم آیت اللّه دستغیب نقل می کنند که ملا عبدالحسین خوانساری فرمود آقا سید مهدی پسر آقا سید علی صاحب شرح کبیر مریض شده بود و برای استشفاء آیت اللّه شیخ محمد حسین صاحب فصول و حاج ملا جعفر استرآبادی که هر دو از بزرگان شیعه بودند را امر فرمود که غسل کنند و با لباس احرام داخل سرداب قبر مطهر امام حسین علیه السلام شوند و از تربت قبر مطهر بردارند و برای ایشان بیاورند و هر دو شهادت دهند که آن تربت قبر مطهر است.
آن دو بزرگوار رفتند و دستور را عمل کردند و مقداری از خاک را آوردند و مقداری را هم به بعضی از خیرین دادند یکی از آن افراد خیر عطاری از معتمدین بود من به عیادت او رفتم و ایشان از باقیمانده آن تربت را مقداری به من داد و من آن را در میان کفن مادرم گذاشتم.
روز عاشورا اتفاقی نظرم به ساروق آن کفن افتاد رطوبتی در آن احساس کردم آن را برداشتم و گشودم دیدم کیسه تربت که در لای کفن بود مانند شکری که مرطوب باشد حالت رطوبتی گرفته و رنگ آن مانند خون تیره گردیده است و به ساروق رطوبت رسیده است بی آنکه آبی آنجا باشد چون لب طاقچه بود آن را در محل خودش گذاشتم و در روز 11 محرم ساروق را آوردم دیدم رطوبت در آن نیست از این پس در ایام دیگر آن رطوبت را ندیدم فهمیدم که خاک قبر مطهر هر کجا که باشد در روز عاشورا شبیه خون می شود (111).
و باز مرحوم آیة اللّه دستغیب نقل می کنند از مرحوم حاج مؤمن که زنی بود نماز جمعه اش ترک نمی شود که نماز به امامت مرحوم آقا سید هاشم اقامه می شد به من خبر داد آن زن که مقدار نخودی تربت اصل حسینی علیه السلام به من رسیده و آن را داخل کفن خود گزارده ام و هر ساله روز عاشورا خونین می شود به طوری که رطوبت خون به کفن سرایت می کند و بعد از مدتی به تدریج خشک می شود.
مرحوم حاج مؤمن فرمود از آن خانم خواهش کردم که در روز عاشورا به منزلش بروم و آن را ببینم قبول کرد پس روز عاشورا رفتم بقچه کفنش را آورد و باز کرد خون در کفن مشاهده کردم و تربت مبارک را دیدم همانطوری که آن مخدره گفته بود تر و خونین و علاوه دیدم لرزان است از دیدن آن منظره و تصور بزرگی مصیبت آن حضرت سخت گریان و نالان و از خود بی خود شدم (112).
سوگند به رگهای گلوی تو حسین  سوگند به خاک مشک بوی تو حسین
در عالم و در برزخ و میزان و صراط  باشم به جستجوی تو حسین
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک
پایان
پی نوشت
(111) - داستان های شگفت، شماره، 66.
(112) - داستان های شگفت، شماره، 66.


نوشته شده در   شنبه 4 آبان 1392    
PDF چاپ چاپ