چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1391     |     کد : 20081

بخش پنجم : سخنان و نامه هاى امام جواد ع ؛ فصل پنجم : پندها، موعظه ها، كلمات قصار و مسايل اجتماعى

بخش پنجم : سخنان و نامه هاى امام جواد ع ؛ فصل پنجم : پندها، موعظه ها، كلمات قصار و مسايل اجتماعى

بخش پنجم : سخنان و نامه هاى امام جواد ع ؛ فصل پنجم : پندها، موعظه ها، كلمات قصار و مسايل اجتماعى

بخش پنجم : سخنان و نامه هاى امام جواد ع ؛ فصل پنجم : پندها، موعظه ها، كلمات قصار و مسايل اجتماعى- نقش نصيحت و موعظه در زندگى و اثر پذيرى روح و جان انسان ها در برابر سخنان و پيام هاى بر آمده از جان مربيان دلسوز امرى است غير قابل انكار، زيرا مطابق با فطرت و هم آهنگ با سرشت آدمى است ، و به همين جهت است كه خداوند متعال مسئوليت و كار اصلى پيامبرش را پند و اندرز دادن به بندگانش دانسته و فرمان مى دهد: ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنةٍٍّّ(441) ((با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به روشى كه نيكوتر است ، استدلال و مناظره كن ))

در اين آيه ى قرآن خداوند متعال موعظه را قوى ترين ابزار موفقيت و كارسازترين روش در جذب و هدايت مردم در هر عصر و زمان معرفى فرموده ، و استفاده ى از آن را لازم و واجب دانسته است .

پس از كلام دلنواز وحى ، سخنان و كلمات عدل قرآن بعنى پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام مؤ ثرترين سخنانى هستند كه در تربيت و تعالى روحى انسانها نقشى بى مانند را ايفا كرده ، و مشتاقان تشنه را از چشمه سار زلال معرفت خويش سيراب كرده اند.

در اين قسمت از زندگى امام جواد عليه السلام ، از كلاس درس اخلاق و پيام هاى زندگى بخش آن حضرت بهره مى بريم ، و سعى مى كنيم تا از لذتهاى معنوى كلام حضرتش غبارهاى نشسته بر قلب و روح خويش را پاك و ناخالصى ها را از رفتار و كردارمان بزداييم ، إ ن شإ الله .

تقوا و پرهيزگارى

1- قال عليه السلام : ((من استغنى بالله افتقر الناس اليه ، و من اتقى الله اءحبه الناس و ان كرهوا.

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس خود را در كنار خدا بى نياز بداند، مردم محتاج و نيازمند او شوند. و هر كس با تقوا باشد، مردم او را دوست خواهند داشت ، اگر چه خودشان اهلش نباشند(442).

2- امام جواد عليه السلام در پاسخ كسى كه تقاضا نمود تا پند و موعظه اى جامع و كوتاه به وى بياموزد، فرمود: ((صن نفسك عن عار العاجلة و نار الاجلة )). جان خويش را از ننگ و عار دنيا، و آتش آخرت حفظ كن (443).

3- قال عليه السلام : لو كانت السموات و الارض رتقا على عبد، ثم اتقى اللّه تعالى لجعل منها مخرجاً.

امام جواد عليه السلام فرمود: اگر درهاى آسمانها و زمين بر كسى بسته شود، با پرهيزكارى و خوف از خدا راهى براى نجاتش گشوده مى شود(444).

آثار و نتايج دانش طلبى

1 - قال عليه السلام : عليكم بطلب العلم ! فإ ن طلبه فريضة ، و البحث عنه نافلة ، و هو صلة بين الا خوان ، و دليل على المروة ، و تحفة فى المجالس ، و صاحب فى السفر، و اءنس فى الغربة .

امام جواد عليه السلام فرمود: علم و دانش بياموزيد، زيرا دانش پژوهى واجب ، و گفتگوى آن مستحب ، و عامل ارتباط و پيوند برادرى ، راهنماى جوانمردى ، نقل محافل و مجالس ، رفيق سفر، و مونس غريبى و تنهايى انسان است (445).

2 - قال عليه السلام : العلمإ غربإ لكثره الجهال بينهم .

امام جواد عليه السلام فرمود: عالمان و دانشمندان به سبب زيادى افراد جاهل و نادان در ميان آنان ، هميشه غريب و تنهايند(446).

3 - قال عليه السلام : اءقصد العلمإ للمحجة الممسك عند الشبهة ، و الجدل يورث الريإ ، و من اءخطا وجوه المطالب خذلته الحيل ، و الطامع فى و ثاق الذل ، و من اءحب البقإ فليعبد للبلا قلباً صبوراً.

امام جواد عليه السلام فرمود: براى نجات از شبهه ها به دانشمندان روى آوريد، مجادله سبب ريا مى شود، كسى كه از دليل و برهان روشن سرپيچى كند نيرنگ ها او را بيچاره كند، طمع كار در پناه ذلت و بيچارگى قرار مى گيرد، كسى كه ماندن و بقاى خويش را مى خواهد بايد براى مصيبتها و فتنه ها دلى صبور داشته باشد(447).

4 - قال عليه السلام : الشريف كل الشريف من شرفه علمه ، و السؤ دد حق السؤ دد لمن اتقى الله ربه ، و الكريم كل الكريم من اءكرم عن ذل النار وجهه .

امام جواد عليه السلام فرمود: همه ى شرافت و بزرگى از آن كسى است كه از راه علم و دانش به دست آورده است ، و حقيقت سيادت و سرورى نصيب پرهيزگاران مى شود، و برترين درجه كرامت و بزرگوارى از آن است كه بتواند، چهره خويش را از خوارى و ذلت گرفتارى از آتش عذاب خدا نجات دهد(448).

5 - قال عليه السلام : العلم علمان : مطبوع و مسموع ، و لا ينفع مسموع إ ذا لم يكن مطبوع ، و من عرف الحكمة لم يصبر على الازدياد منها، الجمال فى اللسان و الكمال فى العقل .

امام جواد عليه السلام فرمود: علم و دانش دو علم است يكى علم شنيده شده كه از خارج گرفته مى شود، و يكى علم مطبوع كه از طبيعت و سرشت انسان سر چشمه مى گيرد، و شنيده ها بدون ذخيره هاى سرشت انسان ، مفيد نخواهد بود، و هر كس حكمت را بشناسد، براى مطالبه ى بيشتر آن ، درنگ نمى كند، آرى زيبايى در زبان ، و كمال در عقل و انديشه است (449).

اخلاص در عمل

1 - قال عليهماالسلام اءفضل العبادة الاخلاص .

امام جواد عليهما السلام فرمود: اخلاص برترين عبادت هااست (450).

2 - عن اءبى جعفر عليه السلام اءنه قال : الابقإ على العمل ، اءشد من العمل .

قال : و ما الايقإ على العمل ؟

قال : يصل الرجل بصلة و ينفق نفقة لله وحده لاشريك له ، فكتب له سراً، ثم يذكرها فتمحى ، فتكتب له علانية ، ثم يذكرها فتمحى ، و تكتب له ريإ .

امام جواد عليه السلام فرمود: حفظ و نگهدارى نتيجه اعمال انسان سخت تر از انجام دادن خود اعمال است ، پرسشگر توضيح بيشترى در خواست كرد، فرمود: شخصى كار نيكى در حق ديگران انجام مى دهد، و يا براى خوشنودى خدا بخشى از اموالش را صدقه مى دهد، خداوند پاداش ‍ وى را مى نويسد، سپس به زبان مى آورد و ديگران را از كارش با خبر مى كند، به عنوان عملى رياكارانه ثبت مى شود(451).

ياد خدا پس از طلوع فجر

عن اءبى جعفر عليه السلام قال : ذكر الله بعد طلوع الفجر، اءبلغ فى طلب الرزق من الضرب فى الاءرض .

امام جواد عليه السلام فرمود: ياد خدا بعد از طلوع فجر روزى را زودتر از تلاش و فعاليت به انسان مى رساند(452).

توكل بر خدا

1 - قال عليه السلام : الثقة بالله تعالى ثمن لكل عال ، و سلم الى كل عال

امام جواد عليه السلام فرمود: اعتماد به خدا بهاى هر چيز گرانبها و نردبانى به سوى هر بلندايى است (453).

2 - قال عليه السلام : القصد الى الله تعالى بالقلوب اءبلغ من اتعاب الجوارح بالاءعمال .

امام جواد عليه السلام فرمود: آهنگ و توجه نمودن به وسيله دلها به سوى خدا رساننده تر از به رنج و زحمت انداختن اعضا و جوارح بدن به وسيله اعمال است (454).

3 - قال عليه السلام : كيف يضيغ من الله كافله ؟! و كيف ينجو من الله طالبه ؟! و من انقطع الى غير الله و كله الله اليه ، و من على غير علم . افسد اءكثر مما يصلح

امام جواد عليه السلام فرمود: چگونه تلف و ضايع مى شود، كسى كه خدا متعهد او است ، و كسى كه خداوند در تعقيب او است ، چگونه نجات مى يابد، و كسى كه از خدا جدا شد و به ديگرى توكل كرد، خداوند او را به همان شخص واگذارش مى نمايد، و كسى كه بدون علم و دانش كارى را انجام دهد، فسادش بيشتر از صلاح آن خواهد بود(455).

قضا و قدر الهى

1- قال عليه السلام : الاءيام تهتك لك الاءمر عن الاءسرار الكامنة .

امام جواد عليه السلام فرمود: گذران روزگار، اسرار و رموز پنهان را آشكار و نمايان مى سازد(456).

2 - قال عليه السلام : الخوائج بالرجإ و هى تنزل بالقضإ ، و العافية اءحسن عطإ .

امام جواد عليه السلام فرمود: مردم : حاجت هايشان را با اميد و آرزو مى خواهند، در حالى كه با قضا و قدر فرستاده مى شود، و بهترين بخششها عافيت و تندرستى است (457).

3 - قال عليه السلام : اذا نزل القضإ ضاق الفضإ .

امام جواد عليه السلام مى فرمايد: وقتى كه قضا و حكم الهى نازل شد فضا و جو دنيا تنگ شود(458).

4 - شخصى براى امام جواد عليه السلام نامه اى نوشت و را آن از شك و وسوسه كه نزديك به حالت جنون و ديوانگى بود شكايت كرد، امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت : ان الله عزوجل ان شإ ثبتك ، فلايجعل لابليس عليك طريقاً. خداوند متعال اگر خواسته باشد تو را حفظ خواهد نمود، پس راهى براى شيطان به ضرر تو قرار نخواهد داد(459).

شكر نعمت

1 - دعبل خزاعى شاعرى زبردست و استاد در سرودن شعر بود، در ستايش اهل بيت اشعارى زيبا گفته ، و در زمان امام رضا عليه السلام زندگى مى كرد، روزى به منزل آن حضرت رفت ، امام عليه السلام دستور دادند تا هديه ى به او بدهند، هديه را گرفت ولى تشكر نكرد، حضرت رضا فرمود: لم لم تحمد الله ؟! چرا حمد و سپاس الهى را به جاى نياورى ؟

او مى گويد: در عهد و زمان فرزندش امام جواد عليه السلام به ديدار آن حضرت رفتم ، دستور داد تا هديه اى به من داده شود، پس از گرفتن هديه شكر خدا را به جاى آورده و گفتم : الحمدالله .

امام فرمود: ((تاءدبت )) ادب را ياد گرفتى (460).

2 - قال عليه السلام : كفر النعمة داعية المقت ، و من جازاك بالشكر فقد اءعطاك اءكثر مما اءخذ منك .

امام جواد عليه السلام فرمود: كفران نعمت خشم صاحب نعمت را بر مى انگيزد، و كسى كه شكر نعمت را بجاى آورد، بيش از آنچه نعمتش ‍ بخشيده اى ، جزايت داده است (461).

3 - شتربان كه شترانش را كرايه مى داد، امام جواد عليه السلام را از شهر مدينه به كوفه مى برد، و مقرر شد كه مزد كرايه شترها چهار صد دينار باشد، شايد در بين راه مبلغ بيشترى در خواست كرده بود، امام عليه السلام فرمود: سبحان الله اءما علمت اءنه لا ينقطع المزيد من الله حتى ينقطع الشكر من العباد، پاك و منزه است خداوند! مگر نمى دانى بركات الهى قطع نمى شود مگر وقتى كه تشكر و سپاس از بندگانش قطع شود، كنايه از اينكه بنده خدا طلب زيادى مكن ، زبان شكر داشته باش تا خداوند نعمتهايش را بر تو افزون كند(462).

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس شكر نعمت الهى را بجاى آورد، و بيش از آن كه به زبان آورد، مستوجب نعمت بيشترى خواهد شد(463).

5 - قال عليه السلام : نعمة لا تشكر، كسيئة لا تغفر.

امام جواد عليه السلام فرمود: نعمتى كه شكر در پى آن نباشد، مانند گناهى است ، كه مغفرت در پى آن نيايد(464).

6 - قال عليه السلام : ما عظمت نعمة اللّه على عبد الا عظمت عليه مؤ ونة الناس فمن لم يحتمل تلك المؤ ونة فقد عرض النعمة للزوال .

امام جواد عليه السلام فرمود: چنان چه خداوند نعمت كسى را فزونى بخشد، حاجات مردم را نيز نسبت به او بيشتر مى كند، پس هر كس حاجات مردم بر نياورد، همانا نعمت خداوندى را در معرض زوال و نابودى قرار داده است (465).

7 - قال : ان للّه عبادا يخصهم بالنعم ، و يقرها فيهم ما بذلوها فاذا منعوها نزعها عنهم ، و حولها الى غيرهم .

امام جواد عليه السلام فرمود: خداوند برخى از بندگانش را مادامى كه خوى بذل و بخشش در آنها باشد، از نعمت هاى ويژه اى بهره مند مى سازد، و چنان چه اين خوى پسنديده را از دست بدهند، خدا نعمت را از آنان مى گيرد، و به ديگران كه لايق باشند عطا مى كند(466)

8 - قال عليه السلام : استصلاح الاخيار باكرامهم ، والاشرار بتاءديبهم ، والمودة قرابة ، مستفادة ، و كفى بالاءجل حرزاً

و لا يزال العقل والحمق يتغالبان على الرجل الى ثمانية عشر سنة ، فاذا بلغها غلب عليه اءكثرهما فيه .

وما اءنّهم اللّه عزوجل على عبد نعمة فعلم اءنّها من اللّه إ لاّ كتب اللّه جلّ اسمه - له شكرها قبل اءن يحمده عليها، ولا اءذنب ذنباً فعلم اءنّ اللّه مطلع عليه ، إ ن شاء عذّبه ، وإ ن شاء غفر له ، إ لاّ غفر اللّه له قبل اءن يستغفره .

امام جواد عليه السلام فرمود: خير خواهى بيشتر براى نيكان در احترام نمودن به آنان ، و براى بدان به تربيت آنان است ، و دوست داشتن سبب نزديكى بيشتر، و محافظت از مرگ زودرس مى شود.

عقل و نادانى هميشه در وجود انسان در حال ستيز هستند تا وقتى كه به سن هيجده سال به رسد، پس از آن هر كدام در او بيشتر بود غالب و پيروز مى شود.

خداوند هر نعمتى كه به بنده اش مى دهد اگر بداند كه اين نعمت از طرف خدا است ، پيش از آنكه او شكر نعمت را به جاى آورد، خداوند از كارهاى زشت او با خبر است ، او را مى آمرزد پيش از آنكه او طلب آمرزش و توبه كند(467).

 


توبه

قال عليه السلام : تاخير التوبة اغترار، و طول التسويف حيرة ، و الاعتلال على الله هلكة ، والاصرار على الذنب امن لمكر الله ، ((و لا يامن مكر الله الا القوم الخاسرون (468).

امام جواد عليه السلام فرمود: به تاءخير انداختن توبه ضرر است ، و امروز و فردا كردن موجب سرگردانى ، و گناه را به گردن خدا انداختن هلاكت و نابودى است ، و پافشارى بر گناه ايمن بودن از حيله ى خداوند مى شود، خداوند فرموده است : جز زيانكاران خود را از مكر و (مجازات ) خدا ايمن نمى دانند(469).

سؤ ال در قيامت

قال اءبو جعفر عليه السلام لعمه عبد الله بن موسى :

امام جواد عليه السلام به عمويش عبد الله بن موسى فرمود: يا عم ! انه عظيم عند الله ان تقف غدا بين يديه ، فيقول لك : لم تفتى عبادى بما لم تعلم ، و فى الاءمة من هو اءعلم منك ، اى عمو! چه قدر سخت است روز قيامت ، آن هنگامى كه در برابر خدا قرار مى گيرى و به تو گفته مى شود: چرا بدون دانش و آگاهى از مسائل دين براى بندگانم فتوا صادر مى كردى در حالى كه در بين مردم با سوادتر از تو افرادى بودند(470).

فكر و انديشه در كارها

1- قال عليه السلام : اظهار الشى قبل اءن يستحكم ، مفسدة له .

امام جواد عليه السلام فرمود: آشكار ساختن هر كارى پيش از انجام كامل آن ، سبب فساد و نابودى آن مى شود(471).

2- قال عليه السلام : مقتل الرجل بين لحييه ، و الراءى مع الاءناة ، و بئس ‍ الظهير الراى الفطير.

امام جواد عليه السلام فرمود: محل قتل انسان بين دو فكّ او است (كنايه از حفظ زيان )، اظهار عقيده و نظر بايستى با تاءمل و انديشه همراه باشد، زيرا بدترين پشتوانه آرإ و نظريات سست و بى پايه خواهد بود(472).

3- از امام جواد عليه السلام پرسيده شد: حزم چيست ؟ فرمود: هو اءن تنتظر فرصتك و تعاجل ما اءمكنك ، فرصت را غنيمت شمردن و كار را به تاءخير نينداختن (473).

مذمت پيروى از هواى نفس

1- قال عليه السلام : لن يستكمل العبد حقيقة الايمان حتى يؤ ثر دينه على شهوته ، و لن يهلك حتى يؤ ثر شهوة على دينه .

امام جواد عليه السلام فرمود: هيچ بنده ى به حقيقت و كمال ايمان نمى رسد مگر وقتى كه شهوتهاى نفسانيش را فداى خواسته هاى دينش ‍ كند، و هيچ بنده نابود نمى شود مگر زمانى كه شهوتش را بر دينش مقّدم به دارد(474).

2- شخصى به امام جواد عليه السلام عرض كرد: مرا وصيتى فرما، امام فرمود: ((وتقبل )) آيا مى پذيرى ؟ عرض كرد: آرى ، فرمود:

تَوَسَّدْ اَلْصَبْرَ، وَاعْتَنِقْ اَلْفَقْرَ، وَارْفَضْ اَلْشَهَواتِ، وَ خالِفْ اَلْهَوى ، وَاعْلَمْ اءَنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ الْلّهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.؛ صبر و بردبارى را بالين خويش ‍ قرار ده ، و دست به گردن فقر در آويز شهوتها را ترك ، و با خواهشها و هواهاى نفس مخالفت كن ، و بدانكه هميشه در منظر خداى سبحان هستى ، پس ببين چگونه بايد باشى (475).

3- قالَ عليه السلام : راكِبُ الْشَهَواتِ لاتُقالُ عَثْرَتَهُ.

امام جواد عليه السلام فرمود: كسى كه بر مركب شهوتها سوار مى شود ايمن از سقوط و بيچارگى نيست (476).

4- قال عليه السلام : من اءطاع هواه . اءعطى عدوه مناه .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس مطيع هواى نفس خويش باشد، آرزوهاى دشمنش را بر آورده است (477).

رضايت به رفتار ناپسند

قال عليه السلام : من شهد اءمراء فكرهه كان كمن غاب عنه ، و من غاب عن اءمر فرضيه كان كمن شهده .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس شاهد كار ناپسندى باشد و از انجام آن ناراحت نشود، مانند كسى است كه غائب بوده و آن را نديده است . و آن كس كه غايب بوده ولى راضى به انجام آن باشد مانند كسى است كه حضور داشته است (478).

نيكو شمردن رفتار زشت

قال عليه السلام : من استحسن قبيحا كان شريكا فيه .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس عمل زشتى را نيكو شمارد، شريك در انجام آن خواهد بود(479).

سزاى تشويق كردن آدم فاسد

قال عليه السلام : من اءمل فاجرا كان اءدنى عقوبته الحرمان .

امام جواد عليه السلام فرمود، كسى كه انسان زشت كار را در اعمال زشتش ‍ تاءييد و اميدوار كند، كمترين سزاى او محروم شدن از نعمتهاى الهى است (480).

سه نفر در ظلم به ديگران شريكند

قال عليه السلام : العامل بالظلم ، والمعين له ، والراضى به شركإ .

امام جواد عليه السلام فرمود: سه گروه در ظلم و ستم شريكند: 1- كسى كه ظلم مى كند. 2- كسى كه به ظالم كمك مى كند. 3- كس كه راضى به ظلم او باشد(481).

روزى كه در انتظار ستمگر است

قال عليه السلام : يوم العدل على الظالم اءشد من يوم الجور على المظلوم .

امام جواد عليه السلام فرمود: روز اجراى عدالت (قيامت ) براى ظالم ، سخت تر از روزى است كه مظلوم ظلم كرده است (482).

عاقبت گناه

قال عليه السلام : اثنان عليلان اءبدا: صحيح محتم و عليل مخلط.

موت الانسان بالذنوب اءكثر من موته بالاجل ، و حياته بالبر اءكثر من حياته بالعمر.

امام جواد عليه السلام فرمود: دو گروه هميشه بيمارند: انسان سالمى كه فكر مى كند هيج وقت بيمار نمى شود، و مريضى كه از خوردن آنچه مضر است پرهيز نمى كند(483).


چگونه دوست خدا باشيم

قال عليه السلام : لاتكن وليا لله تعالى فى العلانية و عدواله فى السر.

امام جواد عليه السلام فرمود: به ظاهر دوست خدا، و در پنهان دشمن او مباش (484).

سكوت

قال عليه السلام : اءحسن من العجب بالقول : اءن لايقول .

امام جواد عليه السلام فرمود: سخن نگفتن ، زيباتر از سخن آميخته با عُجب و خودبينى است (485).

عادت هاى زشت

قال عليه السلام : سؤ العادة كمين لايومن .

امام جواد عليه السلام فرمود: عادت زشت و ناپسند كمين گاهى است كه انسان هيچ گاه از خطر وقوع در آن احساس امنيت نمى كند(486).

همنشين خوب و بد

1- قال عليه السلام : فساد الاخلاق بمعاشرة السفهإ ، و صلاح الاخلاق بمنافسة العقلا .

امام جواد عليه السلام فرمود: معاشرت و دوستى باانسان هاى سفيه و نادان اخلاق را فاسد، و همنشينى با انسانهاى فهميده و عاقل اخلاق را شايسته و نيك مى سازد(487).

2- قال عليه السلام : من اءصغى الى ناطق فقد عبده فان كان الناطق يودى عن الله عزوجل فقد عبدالله ، و ان كان الناطق يودى عن الشيطان فقد عبد الشيطان .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس به سخن گوينده اى گوش فرا دهد بندگى او را پذيرفته است ، پس اگر گوينده از خدا سخن به گويد خدا را عبادت كرده است ، و اگر از شيطان سخن به گويد پرستش شيطان را پذيرفته است (488).

3- قال عليه السلام : قد عاداك من ستر عنك الرشد؛ اتباعا لما تهواه .

امام جواد عليه السلام فرمود: كسى كه مانع پيشرفت و ترقى تو شود از هواهاى نفسانى خويش پيروى نموده و دشمن تو است (489).

دوست خوب

قال عليه السلام : من استفاد اخا فى الله فقد استفاد بيتا فى الجنة .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس براى كسب رضاى خدا، با دوستانش ‍ پيوند برادرى بر قرار كند، خانه اى در بهشت به دست آودده است (490 ).

حقوق دوستى

1- قال عليه السلام : لايفسدك الظن على صديق وقد اءصلحك اليقين له . و من وعظ اخاه سرا فقد زانه ، و من وعظ علانية فقدشانه .

امام جواد عليه السلام فرمود: بد گمانى تو را از دوستت جدا نكند، هر كس ‍ برادرش را مخفيانه نصيحت كند او را زينت بخشيده است ، و اگر اشكار پندش دهد آبرويش را مى برد(491)

2- قال : من لم يرض من اخيه بحسن النية لم يرض منه بالعطية .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس به حسن نيت برادرش قانع نباشد، بخششها او را راضى نخواهد كرد(492).

بركات ديدار با دوستان

قال عليه السلام : ملاقاة الاخوان نشرة و تلقيح للعقل ، و ان كان نزرا قليلا.

امام جواد عليه السلام فرمود: ديدار و ملاقات با دوستان ، هر چند كوتاه باشد، بيمارى روحى انسان را بر طرف ، و نيروى عقل و انديشه را بارور مى سازد(493).

با چه كسى هم نشين شويم

1- قال عليه السلام : اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف ، يحسن منظره ، و يقبح اثره

امام جواد عليه السلام فرمود: از رفاقت و دوستى با آدم بد پرهيز كن ، زيرا او همانند شمشير برهنه است ، ظاهرش زيبا و آثارش زشت است (494 ).

2- امام جواد عليه السلام در گفتگوى خود با متوكل به او فرمود: لا تطلب الصفا ممن كدرت عليه ، ولاالنصح ممن صرفت بسؤ ظنك اليه . و انما قلب غيرك لك كقلبك له .

از كسى كه نسبت به او خشم ورزيده اى صفاى دل مخواه ، و از كسى كه به او بد گمان هستى ، پذيرفتن نصيحت را انتظار نداشته باش ، زيرا قلب ديگران نسبت به تو همانند قلب تو نسبت به آنان است (495).

3- قال عليه السلام : كفى بالمر خيانة اءن يكون اءمينا للخونة .

امام جواد عليه السلام فرمود: در خيانت كار بودن انسان ، همين قدر بس ، كه امين خيانتكاران باشد(496).

4- قال عليه السلام : لا تعاد احدا حتى تعرف الذى بينه و بين الله تعالى ، فان كان محسنا لا يسلمه اليك ، و ان كان مسيئا فان علمك به يكفيكه ، فلاتعاده .

امام جواد عليه السلام فرمود: با هيچ كس دشمنى مكن تا آن كه به آنچه بين او و خداى تعالى است آگاه شوى ، پس اگر نيكو كار باشد او را به تو واگذار نخواهد كرد، يعنى از او به تو بدى نخواهد رسيد، و اگر بدكار باشد همين اندازه كه او را شناخته اى بس است ، و پاداش و عوضى كه خدا به او مى رساند كافى است (497).

 


ملاك هاى برترى

قال عليه السلام : الفضائل اءربعة اجناس : احدها الحكمة و قوامها فى الفكرة ، و الثانى العفة و قوامها فى الشهوة ، و الثالث القوة و قوامها فى الغضب ، و الرابع العدل و قوامه فى اعتدال قوى النفس .

امام جواد عليه السلام فرمود: امتياز و برترى انسان ها در چهار چيز است :

1- حكمت و دانش كه اساس و پايه ى آن در تفكر و انديشه ى او است .

2- پاكدامنى و عفت كه بر اساس آن در كنترل شهوت است .

3- قدرت و نيرومندى كه اساس آن در كنترل كردن غضب و خشم است .

4- عدالت و انصاف كه ريشه ى آن ، معتدل كردن قواى نفسانى انسان است (498).

خصلت هاى نيكو

قال عليه السلام : اربع خصال تعين المر على العمل : الصحة ، و الغنى ، و العلم ، و التوفيق .

امام جواد عليه السلام فرمود: چهار خصلت و ويژگى انسان را در كارهايش ‍ كمك مى كند: 1- سلامتى جسم و جان 2- ثروت و دارايى . 3- دانش و آگاهى . 4- عنايت و توفيق خداوند(499).

برترين خصلت ها

1- قال عليه السلام : حسب المر من كمال المروة ، و تركه ما لايحمل به .

ومن حيائه ، ان لايلقى احدا بما يكره ، و من عقله حسن رفقه .

ومن ادبه ، ان لايترك ما لابد له منه ، و من عرفانه علمه بزمانه .

ومن ورعه ، غض بصره و عفه بطنه ، و من حسن خلقه كفه اءذاه .

ومن سخائه ، بره بمن يجب حقه عليه ، و اخراجه حق الله من ماله .

ومن اسلامه ، تركه ما لايعنيه ، و تجنبه الجدال ، و المرإ فى دينه .

ومن كرمه ، ايثاره على نفسه ، و من صبره قلة شكواه .

ومن عقله ، انصافه من نفسه ، و من حلمه تركه الغضب عند مخالفته .

ومن انصافه ، قبوله الحق اذا بان له .

ومن نصحه نهيه عنا لايرضاه لنفسه .

ومن حفظه جوارك ، تركه توبيخك عند اسإ تك مع علمه بعيوبك .

ومن رفقه ، تركه عذلك عند غضبك بحضرة من تكره .

ومن حسن صحبته لك ، اسقاطه عنك موونة اذاك .

ومن صداقته ، كثرة موافقته و قلة مخالفته ، و من صلاحه شدة خوفه من ذنوبه .

ومن شكره ، معرفة احسان من احسن اليه ، و من تواضعه معرفته بقدره .

ومن حكمتة ، علمه بنفسه .

ومن سلامته ، قلة حفظه لعيوب غيره ، و عنايته باصلاح عيوبه .

امام جواد عليه السلام فرمود: شرافت انسان به جوانمردى او و كنار گذاشتن چيزهايى كه توان انجامش را ندارد، وابسته است .

و حيإ او در ملاقات نيكو، و عقل او در مدارا كردن با مردم ، و ادب او در انجام وظايف ، و معرفت او در آگاهى به زمان ، و ورع او در پوشاندن چشم از گناه و جلوگيرى از ورود لقمه هاى حرام به شكم است .

و اخلاق نيكوى او در اذيت نكردن ديگران ، و جود و بخشش او در كمك كردن به كسانى است كه حقوق واجب به گردن او دارند، و بيرون كردن حقوق الهى از ثروتى كه دارد.

و تسليم او در برابر خدا ترك كردن كارهايى است كه به نفع او نيست .

و جود و كرم او در ايثار به ديگران ، و صبر او در كم شكايت كردن ، و عقل او در انصاف و مروت : و بردبارى او در ترك غضب و خشم ، و مروت و انصاف او در قبول سخن حق ، و نصيحت او در نهى كردن از چيزى است كه براى خودش نمى پسندد.

و در حفظ و حقوق همسايگى سرزنش نكردن با اينكه عيبها را مى داند، و مداراى او با تو سكوت او است پيش كسانى كه هنگام خشم و غضبت دوست ندارى سخن مى گويد.

و هم نشينى و رفاقت او كم كردن ناراحتى تو، و صداقت او در موافقت نمودن و كمتر مخالفت كردن است ، و خوب بودن او در ترس زياد از گناهانش مى باشد.

و سپاسگذارى او در شناختن نيكى ديگران به خودش ، و تواضع او در شناختن ارزش خويشتن ، و حكمت او در آگاهى به شخصيتش مى باشد.

و سلامت نفس او در از ياد بردن عيبهاى ديگران ، و توجه بيشتر به بر طرف نمودن عيبها و نقصهاى خودش مى باشد(500).

2- قال عليه السلام : العفاف زينة الفقر، و الشكر زينة الغنى ، و الصبر زينة البلا و التواضع زينة الحسب ، و الفصاحة زينة الكلام والعدل زينه الايمان و السكينة زينة العبادة ، و الحفظ زينة الرواية .

و خفض الجناح زينة العلم ، و حسن الاءدب زينة العقل ، و بسط الوجه زينة الحلم .

و الايثار زينة الزهد، و بذل المجهود زينة النفس ، و كثرة البكإ زينة الخوف . و التقلل زينة القناعة ، و ترك المن زينة المعروف .

و الخشوع زينة الصلاة ، و ترك ما لا يعنى زينة الورع .

امام جواد عليه السلام فرمود: عفت و پاك دامنى زينت فقر، شكر نعمت زينت ثروت ، وبردبارى زينت گرفتارى ها است .

فروتنى زينت شرف ، واضح و روشن سخن گفتن زينت كلام ، عدالت زينت ايمان ، و وقار زينت عبادت ، نگاهدارى و خوب به ذهن سپردن مسائل زينت نقل بازگوئى ، تواضع زينت دانش ، تربيت صحيح زينت عقل ، گشاده روئى زينت بردبارى ، گذشت كردن از مال و ثروت زينت زهد، بخشيدن آنچه در توان است زينت جان و روان گريه ى زياد زينت ترس ، كم خواهى زينت قناعت ، ترك منت زينت و كارهاى خوب ، خشوع زينت نماز و پرهيز از كارهاى بى ارزش زينت ورع و پرهيزگارى است (501).

3- قال عليه السلام : من وثق بالله ، و توكل على الله نجاه الله من كل سؤ وحرز من كل عدو.

والدين عز، والعلم كنز، و الصمت نور.

و غاية الزهد الورع .

و لاهدم للدين مثل البدع ، و لا اءفسد للرجل من الطمع .

وبالراعى تصلح الرعية ، و بالدعإ تصرف البليه .

و من ركب مركب الصبر اهتدى الى مضمار النصر.

و من غرس اءشجار التقى اجتنى ثمار المنى .

امام عليه السلام فرمود: هر كس به خدا اعتماد و بر او توكل كند او را از هر بدى نجات مى دهد، و از هر خطرى حفظ مى كند.

ديندارى سبب عزت ، و دانش گنج ، و سكوت نور، و نهايت زهد پرهيزگارى از گناه است .

و هيچ چيزى مانند بدعت دين را خراب نمى كند، مانند طمع انسان را فساد نمى كشاند.

جامعه ى صالح در پرتو پيشواى صالح است ، و دعا رنج ها و كدورت ها را دور مى كند، و كسى كه بر مركب صبر سوار شود به ميدان هاى پيروزى و فتح هدايت مى شود، و كسى كه درخت تقوا و پرهيزگارى را در دل بهنشاند، ميوه هاى آرزو مى چيند(502).

4- قال التوبة على اربع دعائم : ندم بالقلب ، و استغفار باللسان ، و عمل بالجوارح ، و عزم ان لايعود.

و ثلاث من عمل الابرار: اقامة الفرائض ، و اجتناب المحارم ، و احتراس من الغفلة فى الدين .

و ثلاث يبلغن بالعبد رضوان الله : كثرة الستغفار، و خفض الجانب ، و كثرة الصدقة .

و اءربع من كن فيه استكمل ايمانه : من اعطى لله ، و منع فى الله ، واحب لله ، و اءبغض فيه .

و ثلاث من كن فيه لم يندم ، ترك العجلة ، و المشورة ، و التوكل عند العزم على الله عز و جل .

امام جواد عليه السلام فرمود: توبه چهار ستون و پايه دارد: پشيمانى قلبى ، درخواست آمرزش با زبان ، جبران گذشته با عبادت ها و كارهاى نيك ، و تصميم جدى بر ترك گناه .

سه خصلت از ويژگى هاى ابرار و نيكان است : به پاداشتن واجبات ، پرهيز از حرام هاى الهى ، و دورى از غفلت زدگى در مسائل دينى .

سه چيز سبب خوشنودى خدا مى شود: استغفار و درخواست آمرزش ، عبادت هاى شبانه ، و زياد صدقه دادن .

هر كس چهار خصلت در او باشد ايمانش كامل است : 1- بذل و بخشش ‍ براى رضاى خدا باشد، 2- كمك نكردنش براى خوشنودى خدا باشد، 3- دوست داشتنش براى خدا باشد، 4- و دشمنيش نيز براى خدا باشد.

هر كس سه خصلت در او باشد هيچ وقت پشيمان نمى شود: 1- عجله نكردن در كارها، 2- مشورت با ديگران ، 3- و توكل بر خدا هنگام انجام دادن كارها(503).

5- قال عليه السلام : خير من الخير فاعله ، و اءجعل من الجميل قائله ، و ارجح من العلم حامله .

و شر من الشر جالبه ، و اءهول من الهول راكبه .

امام جواد عليه السلام فرمود: بهتر از كار نيك ، انجام دهنده ى آن است ، و زيباتر از سخن زيبا، گوينده ى آن است ، و برتر از دانش ، دانشمند، و بدتر از بدى ، افروزنده ى بدى ، و ترسناك تر از ترس ، سوار شدن بر مركب ترس ‍ است (504).

منشاء اختلاف ها

قال عليه السلام : لو سكت الجاهل ، ما اختلف الناس .

امام جواد عليه السلام فرمود: اگر نادان سكوت كند مردم مخالفتى با هم نخواهند داشت (505).

پاداش صبر بر مصيبتها

1- قال عليه السلام : الصبر على المصيبة ، مصيبة على الشامت بها.

امام جواد عليه السلام فرمود: بردبارى در برابر مصيبتها، مصيت است براى كسى كه سرزنش مى كند(506).

2- امام جواد عليه السلام در پاسخ نامه ى شخصى كه براى غم از دست دادن فرزندش و سختى فراق ، شكايت كرده بود، نوشت :

اءما علمت اءن الله عزوجل يختار من المؤ من و من ولده اءنفسه لياءجره على ذلك .

آيا نمى دانى خداوند از مال مؤ من و فرزندش بهترين آن را انتخاب كرده و مى گيرد، تا بدان وسيله به او پاداش دهد(507).

ادب و تربيت حقيقى

قال عليه السلام : ما اجتمع رجلان الا كان اءفضلهما عند الله آدبهما.

فقيل : يا ابن رسول الله ! قد عرفنا فضله عند الناس ، فما فضله عند الله ؟

فقال : بقرائة القرآن كما اءنزل ، ويروى حديثنا كما قلنا، و يدعو الله مغرما بدعائه .

و حقيقة الادب : اجتمال خصال الخير، و تجافى خصال الشر، و بالادب يبلغ الرجل مكارم الاخلاق فى الدنيا و الاخرة ، و يصل به الى الجنة .

و الادب عند الناس النطق بالمستحسنات لا غير، و هذا لا يعتد به مالم يوصل بها الى رضإ الله سبحانة والجنة .

و الادب هو اءدب الشريعة ، فتاءدبوابها، تكونوا اءدبإ حقا.

و من صاحب الملوك بغير اءدب ، اءسلمه ذلك الى الهلكة ، فكيف بمن يصاحب ملك الملوك و سيد السادات .

امام جواد عليه السلام فرمود: هنگام ملاقات دو نفر برترين آنان پيش ‍ خداوند با ادب ترين آنها است ، سؤ ال شد: اى پسر رسول خدا برترى يكى از آن دو نفر را پيش مردم شناختيم ، پس نزد خدا برترى به چيست ؟

فرمود: به خواندن قرآن همانگونه كه نازل شده است ، و نقل سخنان ما همانگونه كه گفته ايم .

ادب حقيقى به زيبايى او در صفات نيكو، و دور كردن صفات زشت است .

به وسيله ى ادب انسان در دنيا و آخرت به مكارم اخلاق رسيده و وارد بهشت مى شود.

ادب نزد مردم زيبا سخن گفتن است ، ولى تا وقتى كه رضايت خداوند و ورود به بهشت از آن حاصل نشود بى ارزش است .

ادب حقيقى ادب شريعت و دين است ، پس به آن مؤ دب شويد تا صاحب ادب واقعى باشيد.

و كسى كه با پادشاهان بدون رعايت كردن ادب همنشين شود هلاك گردد، پس چگونه است حال كسى كه با پادشاه پادشاهان و سرور همه ى سروران عالم هم نشين شود(508).

روش جلب محبت ديگران

قال عليه السلام : ثلاث خصال تجتلب بهن المحبة ، الانصاف فى المعاشرة ، و المواساة فى الشدة ، والانطواع و الرجوع الى قلب سليم .

امام جواد عليه السلام فرمود: سه خصلت سبب جلب محبت مى شود: انصاف در معاشرت ها و برخوردها، ايثار و از خود گذشتگى در سختى ها، پذيرش انتقاد و سخن ديگران با قلبى پاك و مهربان (509).

امر به معروف و نهى از منكر

قال عليه السلام : الاءمر بالمعروف ، والنهى عن المنكر خلقان من خلق الله عزوجل فمن نصرهما اءعزه الله ، و من خذلهما خذله الله عزوجل .

امام جواد عليه السلام فرمود: امر به معروف و نهى از منكر دو پديده و مخلوق خدا هستند، هر كس يار آن دو باشد، خدا او را عزيز و سربلند مى كند، و هر كس آن دو را سبك شمارد، خداوند او را ذليل و خوار مى كند(510).

عامل زدايش فقر

قال عليه السلام : كنس البيت ينفى الفقر.

امام جواد عليه السلام فرمود: نظافت و جارو كردن خانه ، فقر را از زندگى مى زدايد(511).

شرايط پذيرش خواستگارى

# شخصى دختر جوانش در آستانه ى ازدواج و انتخاب همسر آينده اش ‍ است ، و جوانى به وى و خانواده ى وى علاقمند شده و رسما از وى خواستگارى نموده است ، او متحير است كه چه كند، آيا با ازدواج آن جوان خواستگار رضايت دهد و يا مخالفت كند؟ نامه اى براى امام جواد عليه السلام نوشته و داستان زندگى خويش را شرح مى دهد، و از او راهنمايى و ارشاد مى طلبد.

امام جواد عليه السلام در پاسخ نامه ى وى حديثى از جد بزرگوارشان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اشاره مى كند و معيارها و ملاك هاى لازم در انتخاب همسر را بيان مى فرمايد و مى نويسد:

قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : اذا جإ كم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه ، الا تفعلوه تكن فتنة فى الارض و فساد كبير(512 ).

((چنان چه جوانى دين دار و خوش اخلاق به خواستگارى دختر شما آمد، او را بپذيريد، چرا اگر سرپيچى كرديد سبب گناهانى بزرگ و فسادهايى بزرگ تر مى شويد))؛ معيار انتخاب همسر را دو چيز مى داند: يكى دين ، و ديگرى ادب انسانى .

توجه داشته باشيم ، اكنون قرن ها با آن عصر و زمان فاصله داشته ، و وارث تفاوت هاى فراوانى نيز در جهت هاى گوناگونى هستيم ؛ ولى گويا امام عليه السلام همين امروز براى آن شخص نامه مى نويسد؛ پاسخ وى كوتاه و مختصر است ، ولى به بلنداى زمان ، داراى هدايت و راهنمايى است . مرد دين دار زمينه هاى فساد اخلاق و انحراف هاى اعتقادى و كردارى را در محيط زندگى اش از بين مى برد، و ادب انسانى او نيز زمينه هاى بى حرمتى ها و اختلاف هاى زناشويى را نابود مى كند(513).

# و در پاسخ نامه اى ديگر از على بن اسباط كه در ازدواج دختران اش بسيار سختگيرى مى كرد و همه ى خواستگاران را به بهانه ى هم شان نبودن رد كرده بود، مى فرمايد تو هر چه سختگيرى كنى مانند دختران خود نمى توانى بيابى ! پس سختگيرى نكن ، و هر گاه كسى به خواستگارى آمد و اين صفات را دارا بود، به ازدواج دخترت با او رضايت ده ، من خطب اليكم فرضيتم دينه و اءمانته فزوّجوه ، دين دارى و امانت دارى دو صفت مهم و لازم در انتخاب همسر مى باشد(514).

چرا كه داماد آينده اگر از اعتقادات دينى بى بهره باشد و تعبدى نسبت به وظايف دينى نداشته باشد، آينده ى دختر جوان در كنار او مبهم و تاريك خواهد بود. و اگر امانت دار خوبى نباشد، زمينه ساز مشكلات و خيانت به دخترى بى گناه خواهد شد.

شهر اهواز و زمين لرزه هاى دنباله دار

انسان ها در گذشته و حال تاريخ ، در برابر حوادث طبيعى راهى جز تسلم و پذيرش پى آمدهاى آن را نداشته اند، ويرانى ، كشتار، و درماندگى از نتايج و آثار حوادثى هم چون سيل ، زلزله و طوفان هاى سهمگين است ، و صفحات تاريخ حوادث مرگ بار و نابود كننده اى از آن را در خود ثبت نموده است .

اما آنچه مهم به نظر مى رسد، پيدا كردن راهكارى است كه بتواند آثار و تبعات روحى و روانى آن را نابود و يا به حداقل برساند؛ و اسلام به عنوان دينى كامل ، پيروان خويش را تنها و سردرگم رها نكرده و بهترين و مؤ ثرترين عامل را در راز و نياز و نيايش با پروردگار مى داند، ذكر و ياد خدا، عامل درمان اضطراب و وحشت است ، آرامش روانى و روحى در رابطه ى عارفانه ، عاشقانه و خاضعانه با معبود است و بس .

در زمان امام جواد عليه السلام شهر اهواز هر روز شاهد زمين لرزه هايى بود كه امنيت و آسايش را از مردم سلب كرده بود ؛ على بن مهزيار - كه از چهره هاى سرشناس و از دوستاران و پيروان اهل بيت رسول الله عليهم السلام به شمار مى آيد - در نامه اى كه به امام جواد عليه السلام مى نويسد، از آن حضرت خواهان تعيين وظيفه ى مردم در مقابل آن حوادث مى شود، آيا در شهر بمانند و منتظر حوادث احتمالى باشند، يا به مكانى ديگر نقل مكان كرده و آوارگى را پذيرا شوند؟

امام جواد عليه السلام در پاسخ نوشت : مردم در شهر باقى بماند و در روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه روزه گرفته ، و در آخرين روز با بدن و لباس ‍ پاكيزه به خارج شهر و بيابان ها بروند و در آن جا دست ها را به طرف آسمان بلند كرده و از لطف و رحمت خداوند كمك بگيرند.

على بن مهزيار مى گويد فرمان حضرت را به مردم اعلام كردم ، مطابق دستور، سه روز آخر هفته را روزه گرفتند، و در روز جمعه بيابان هاى اطراف شهر شاهد اجتماع مردمى بود كه از حصارهاى تنگ خودپرستى و منجلاب گناه هجرت كرده و در انتظار نزول رحمت حق و نگاه پر از مهر مسندنشينان عرض الهى بودند.

فريادها و ناله هايى كه از جان آدميان بر مى آمد، فضا را پر كرده بود، هنوز قطرات اشك هاى مردم گرم بر گونه ها جارى بود، كه آرامش و سكون ، شهر را فرا گرفت و لرزش هاى زمين پايان يافت (515).

زمان تقسيم روزى

حسين بن مسلم مى گويد: به امام جواد عليه السلام عرض كردم ، قربانت شوم ! برخى مى گويند: خوابيدن پس از طلوع فجر مكروه است ، زيرا رزق و روزى در همين ساعت بين بندگان خدا تقسيم مى شود، و كسى كه در اين فاصله خوابيده باشد از سهم كمترى برخوردار خواهد شد.

امام عليه السلام فرمود: همه ى موجودات از جمله انسان ها هر كدام رزق و روزى معينى دارند، ولى خداوند متعال هنگام طلوع فجر به كسانى كه چشم از خواب برگيرند، سهم بيشترى عنايت مى فرمايد، چرا كه در قرآن فرموده است : ((وسئوا الله فضله ))(516) ((و از فضل خدا درخواست كنيد)).

سپس فرمود: آدمى به سبب بيدارى و ذكر و ياد خدا هنگام طلوع فجر، سريعتر از تلاش و كوشش روزانه در زمين ، به رزق و روزى خويش دست مى يابد(517).

پاسدارى از حريم حرمت والدين

بكربن صالح مى گويد: شوهر خواهر من ، به امام جواد عليه السلام نامه اى مى نويسد و از دست پدر ناصبى و مخالف مرام وعقيده ى خود، كه بغض و كينه ى خاندان رسالت را در دل داشت ، شكايت كرده ، تقاضاى دعا مى كند و براى ادامه ى معاشرت خويش با وى كسب تكليف مى نمايد، كه چه كند؟ زيرا زندگى با او سبب مشكلات و سختى هايى براى وى شده است ، آيا همچنان با او مدارا و سازش كند؟ و يا به مبارزه برخيزد؟

امام عليه السلام در پاسخ نوشت : نامه را خواندم و بر مشكل رفتارى تو با پدرت واقف گشتم ، ان شاءاللّه تو را از دعا فراموش نمى كنم ، سعى كن با پدرت خوش رفتار باشى ، و آزار و اذيت وى را تحمّل نمائى ، زيرا مدارا و سازش با پدر براى تو سودمندتر خواهد بود، و پيامد هر سختى ، آسايش ‍ است ؛ بدان كه پرهيزكاران هميشه عاقبت به خير خواهند بود، خداوند تو را بر ولايتى كه پذيرفته اى ثابت قدم بدارد؛ چرا كه ما و شما در پناه لطف الهى قرار داريم .

بكر مى گويد: چيزى نگذشت كه دعا و توصيه امام عليه السلام ، ثمره ى شيرينى براى وى به ارمغان آورد و رفتار خوب و مؤ دّبانه ى پسر، قلب سنگ و سخت پدر را نرم نموده و مايه ى سازش و آرامش آنان شد(518).

تشريع عزادارى

ابوطالب قمى به امام ابو جعفر جواد عليه السلام نامه اى مى نويسد و از وى اجازه مى خواهد تا براى پدر بزرگوارش امام على بن موسى الرضا عليه السلام مرثيه سرائى كنم .

امام عليه السلام در پاسخ مرقوم فرمود: براى من و پدرم عزادارى كن ! اين جمله نابه هنگام امام جواد عليه السلام ناظر به شهادت وى مى باشد، يعنى من نيز مانند پدرم به شهادت مى رسم براى من نيز مرثيه سراى كنى (519).

توريه

امام عسكرى عليه السلام مى فرمايد: شخصى به جدم حضرت جواد عليه السلام گفت : امروز از فلان محل عبور مى كردم ، عده اى راه را بر من بسته و گفتند: او از پيروان محمد بن على عليهما السلام امام شيعه است ، بيائيد او را امتحان كرده و پرسش هايى را از او بپرسيم ، به ناچار مذهب و كيش خود را، در پاسخ پرسش ها را فاش خواهد نمود، قرار گذاشتند از بهترين و برترين انسان پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بپرسند، و با خود مى گفتند: چنان چه بگويد بهترين انسان پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم على عليه السلام است ، او را مى كشيم .

اطراف مرا گرفتند و همان پرسش را مطرح كردند، من در پاسخ گفتم : بهترين مردم پس از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر، عمر و عثمان است و نام على را نبردم .

برخى از آنان گفتند: ولى ما در كنار نام اين سه نفر، على بن ابى طالب را نيز به عنوان بهترين ذكر مى كنيم .

در پاسخ گفتم : در ذكر نام او اختلاف است ، و من اين عقيده را قبول ندارم ، آنان از اين پاسخ به تعجب آمدند و گفتند: گرايش اين شخص به مذهب اهل تسنن بيشتر از ما است ، و اينكه او را شيعه پنداشتيم ، اشتباه كرديم ؛ در نتيجه مرا آزاد كردند و از دستشان رها شدم ، و اكنون سخت پشيمانم و مى ترسيدم نزد خدا و رسول و مولايم على عليه السلام خطا كار باشم ! اگر چه تقيه كردم و مقصود من از اين بهترين مردم و ذكر نام آن سه نفر، حالت استفهام و سؤ ال و تعجب بود نه اخبار، يعنى مقصود من از برترى آن سه نفر: پرسش از برترين آنان بود، كه آيا آن سه نفر برترند؟

امام جواد عليه السلام فرمود: ناراحت مباش ! خداى متعال از پاسخ تو راضى است و پاداش تو نيز به تو خواهد داد، و در نامه ى عمل تو خواهد نوشت ، و براى هر حرف از كلمات پاسخ تو به آنان ، پاداشى فراتر از آنچه در خيال و آرزو كسى ، قابل تصور باشد عطا مى كند(520).

 


گروه هاى منحرف شيعه از ديدگاه امام جواد عليه السلام

تاريخ تشيع همانند مذاهب ديگر اسلامى با كمال تاسف ، در فراز و نشيب روزگار، شاهد انحراف گروه هاى مختلفى از مجموعه ى فكرى خود بوده است ؛ انحراف اين گروه ها، و تشكيل فرقه هاى متعدد شيعى ، پى آمد انگيزه هاى گوناگون فكرى ، سياسى ، اقتصادى و... مى باشد، يكى از آن فرقه ها و گروه هاى منحرف شيعى ، واقفيه هستند، كه بر امامت امام كاظم عليه السلام توقف نموده و از پذيرفتن امامت امام رضا و جانشينان وى عليهم السلام سرباز زدند.

سيره و تاريخ زندگى امامان عليهم السلام حاوى مبارزات مثبت و منفى با اين گروه منحرف مى باشد؛ امام جواد عليه السلام درباره ى آن ها فرمود: گروه واقفيه در ميان شيعيان همانند دراز گوش در ميان ساير حيوانات هستند، و سپس آيه ى 44 سوره فرقان را تلاوت كرد ان هم الا كالانعم بل هم اءصل سبيلا(521) ((آنان جز مانند ستوران نيستند، بلكه گمراه ترند)).

و در روايتى ديگر از امام جواد عليه السلام نيز آمده است كه فرمود: زيديه ، واقفيه و ناصبى ها از جهت انحراف عقيده ، مانند يك ديگر هستند، يعنى همه از مسير امامت و ولايت اهل بيت عليهم السلام منحرف شده اند(522).

عزت مؤ من

قال عليه السلام : عز المؤ من فى غناه عن الناس .

امام جواد عليه السلام : عزت مؤ من در بى نيازى او از مردم است (523).

نيازمندى هاى مؤ من

قال عليه السلام : المؤ منين يحتاج الى توفيق من الله وواعظ من نفسه ، وقبول ممن ينصحه .

امام جواد عليه السلام فرمود: مؤ من به سه خصلت نيازمند است : توفيق و عنايت حضرت حق ، نصيحت كننده و واعضى درونى ، و پذيرفتن نصيحت كسانى كه او را اندرز مى دهند(524).

فلسفه ى ترس از مرگ

امام هادى مى فرمايد: از امام جواد عليه السلام پرسيده شد: ما بال هولا المسلمين يكرهون الموت ؟

چرا مسلمانها از مرگ بدشان مى آيد؟ فرمود: لانهم جهلؤ ه فكرهوه ، و لو عرفوه و كانوا من اءوليإ الله عزوجل لاحبوه ، ولعلموا اءن الآخرة خير لهم من الدنيا.

زيرا از مردن چيزى نمى دانند و اگر حقيقت مرگ را مى شناختند و از دوستان خدا بودند دوستش داشتند، و مى فهميدند كه آخرت براى آنان بهتر از دنيا است .

پس فرمود: ما بال الصبى والمجنون يمتنع من الدوإ المنقى لبدنه و النافى للاءلم عنه .

آيا مى دانى چرا كودك و ديوانه از خوردن دارو كه براى دردها و بدنش مفيد است امتناع مى كند؟ فرمود: لجهلهم بنفع الدوإ زيرا از منافع دارو بى خبر هستند.

و فرمود: والذى بعث محمدا بالحق نبياً! ان من استعد للموت حق الاستعداد فهو اءنفع له من هذا الدوإ لهذا المتعالج اءما انهم لو عرفوا ما يودى اليه المؤ ت من النعيم لاستدعوه و اءحبوه اءشد ما يستدعى العاقل الحازم الدوإ لدفع الافات واجتلاب السلامات .

سوگند به آن كسى كه محمد را به پيامبرى بر گزيد، هر كس براى مردن آنگونه كه سزاوار است آماده باشد، مرگ براى او مفيدتر است از دارو براى مريض ، و اگر مى دانستند كه پس از مرگ به بهشت بر نعمت منتقل مى شوند او را دوست مى داشتند، و سخت تر از عاقل دارو شناس كه براى برطرف كردن رنجها و به دست آوردن سلامتى دارو را مصرف مى كند، تقاضاى مرگ مى كردند(525).

موجبات رفع وحشت قير

سعيد بن جناح مى گويد: در شهر مدينة در منزل حضرت جواد عليه السلام بودم ، پيش از آن كه پرسشى مطرح شود، سخن آغاز نموده و فرمود: من اءتم ركوعه لم تدخله وحشة فى القبر، هر كس ركوع نماز را كامل به جاى آورد، از وحشت قبر در امان خواهد بود(526).

پندها و موعظه هاى دل نشين

1 - قال عليه السلام : لاتعالجوا الاءمر قبل بلوغه فتندموا، و لا يطولن عليكم الاءمد فتقسوا قلوبكم ، و ارحمو ضعفإ كم ، واطلبوا الرحمة من اللّه بالرحمة لهم .

امام جواد عليه السلام فرموده : كارها و امور زندگى را پيش از پايان يافتن بازگو نكنيد كه پشيمان خواهيد شد آرزوهاى طولانى نداشته باشيد زيرا دل هاى شما را قساوت فرا مى گيرد، به انسان هاى ضعيف كمك كنيد، و با مهربانى به افراد ضعيف مهربانى را از خداوند بخواهيد(527).

2- قال له رجل : اءوصنى ؟ قال عليه السلام : و تقبل ؟ قال : نعم !

قال : توسد الصبر، واعتنق الفقر، وارفض الشهوات ، و خالف الهوى ، واعلم اءنك لن تخلو من عين الله ، فانظر كيف تكون .

شخصى به امام جواد عليه السلام عرض كرد: مرا وصيتى فرما، فرمود: مى پذيرى ؟ عرض كرد: آرى ، فرمود: صبر و بردبارى را بالين خويش قرار ده ، و دست به گردن فقر در آويز، شهوتها را ترك ، و با خواهشها و هواهاى نفس ‍ مخالفت كن ، و بدان كه هميشه در مرآ و منظر خداى سبحان هستى ، پس ‍ ببين چگونه بايد باشى (528).

واكنش سرزنش هاى بى مورد

قال عليه السلام : من عتب من غير ارتياب ، اعتب من غير استعتاب .

امام جواد عليه السلام فرمود: كسى كه ديگران را بدون هيچ اتهامى سرزنش ‍ كند، خودش نيز مانند او، مورد نكوهش و سرزنش قرار مى گيرد(529 ).

پاداش سرپرستى يتيمان آل محمد عليهم السلام

قال عليه السلام : ان من تكفل باءيتام آل محمد المنقطعين عن إ مامهم ، المتحيرين فى جهلهم ، الاسرإ فى اءيدى شياطينهم ، و فى اءيدى النواصب من اءعدائنا.

فاستنقذهم منهم ، و اءخرجهم من حيرتهم ، و قهر الشياطين برد وساوسهم ، و قهر الناصبين بحجج ربهم ، و دليل اءئمتهم .

ليفضلون عندالله تعالى على العابد باءفضل المواقع باءكثر من فضل السمإ على الارض ، و العرش ، والكرسى ، و الحجب على السمإ .

و فضلهم على هذا العابد كفضل القمر ليلة القمر ليلة البدر على اءخفى كوكب فى السمإ .

امام جواد عليه السلام فرمود: كسى كه سرپرستى كند كسانى را از ايتام آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم كه از امام و رهبرشان جدا شده ، و سرگردان در نادانى ، و گرفتار در دستهاى شياطين و بدگويان از دشمنان ما مى باشند، پس آنان را از سرگردانى و چنگال وسوسه ها و سلطه ى شياطين با حجت هاى الهى و راهنمايى هاى پيشوايان دين نجات دهد، برترى او در پيشگاه خداوند از برترى آسمانها بر زمين و عرش و حجاب ها بركرسى بيشتر است ، و برترى او بر كسى كه عبادت مى كند مانند برترى ماه است بر پنهان ترين ستاره در آسمان (530).

شكايت از ظلم و ستم عباسيان

ابراهيم بن محمد همدانى نامه اى براى امام جواد عليه السلام نوشت و از ظلم و ستم حاكمان عباسى شكايت كرد، امام عليه السلام در پاسخ نامه ى وى با خط مبارك خود نوشت : خداوند به زودى انتقام تو را از دست ظالمان بگيرد، و زندگى تو را كفايت كند، و بر تو بشارت باد كه پاداش صبر و تحمل آن را خواهى برد، پس بسيار خداى را ستايش كن (531).

دنيا و آخرت

ابو على محمودى مى گويد: امام جواد عليه السلام در بخشى از نامه خود به پدرم اين چنين مى نويسد: همانا امروز و يا فردا، ((وفيت كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون ))(532)، ((به هر كس پاداش دستاوردش به تمام و كمال داده شود و به آنان ستم نرسد؟

در دوران زندگى دنيايى مان در شهرها و مناطق مختلف به صورت متفرق زندگى مى كنيم ، و هر كس با دوست و رفيقش هم راه و هم دل باشد، به دين او گرايش و ميل پيدا مى كند، اگر چه از او دور باشد، ولى هميشه با او خواهد بود. اما آخرت خانه ى ماندگار و جاودانى است (533).

پذيرش هديه

خيران خادم نامه اى براى امام جواد عليه السلام نوشت و درباره ى موضوعى كسب تكليف نمود؛ متن نامه به اين قرار است : براى من از شهر طرسوس - واقع در منطقه ى شام ، حد فاصل ميان انطاكيه ، حلب و شهرهاى روم - هشت درهم هديه آورده اند، و از جهت اخلاقى نمى خواستم آنها را به صاحبش برگردانم ، و دوست نداشتم بى اجازه ى شما نيز در آن تصرف كنم ، حالا همه ى آنها را محضر شما مى فرستم ، و مى خواهم تكليف مرا در چنين مواردى مشخص فرماييد، كه آيا بايد هديه را به پذيرم ، و يا به صاحبش برگردانم ؟

امام در پاسخ نامه را به صورت ذيل نوشت : هر چه برايت هديه آوردند به پذير، زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هيچ گاه هديه ى افراد را، اگر چه يهودى و يا نصرانى بودند، بر نمى گرداند(534).

دعا براى برطرف شدن مشكلات

1- عن على بن مهريار، قال : كتب محمد بن حمزة الغنوى الى يسالنى اءن اءكتب الى ابى جعفر عليه السلام فى دعا فكتب عليه السلام الى : اما ما ساءل محمد بن حمزه من تعليمه دعا يرجو به الفرج ، فقل له يلزم : ((يا من كل شى ، ولايكفى منه شئ ، اكفنى ما اءهمنى مما اءنا فيه .

محمد بن حمزة از امام جواد عليه السلام درخواست نمود تا دعايى را براى بر طرف شدن مشكلاتش به وى بياموزد.

امام در جواب فرمود: سعى كن تا هميشه اين دعا ورد زبانت باشد: يامن يكفى من كل شى و لا يكفى منه شى ء، اكفنى ما اهمنى مما اما فيه ، اى كسى كه مرا از هر چيز ديگر بى نياز مى كنى ! و هيچ چيز از تو بى نياز نيست ، كفايت كن مرا آنچه در آن گرفتارم (535).

2- محمد بن الفضيل ، قال : كتبت الى ابى جعفر الثانى عليه السلام ، اساله ان يعلمنى دعاء؟

فكتب عليه السلام الى : تقول اذا اصبحت و امسيت الله ، الله ، الله ، ربى الرحمن الرحيم ، لا اشرف به شيئا)) و ان زدت على ذلك فهو خير. ثم تدعو بما بذالك فى حاجتك ، فهو لكل شى باذن الله تعالى ، بفعل الله ما يشإ .

محمد بن فضيل مى گويد: به امام جواد نامه نوشتم و تقاضا كردم تا دعائى به من بياموزد، آن حضرت در جواب نوشت : هر صبح و شام بگو:

الله ، الله ، الله ، ربى الرحمن الرحيم ، لا اشرك به شيئا.

خدا، خدا، پروردگار من ، چيزى را شريك او قرار نمى دهم . و اگر زيادتر هم گفتى خوب است . سپس هر حاجتى داشتى با خدا در ميان بگذار، اين دعا براى هر مشكلى راه گشا است ، و خداوند هر چه اراده كند انجام مى شود(536).

دعاى شب اول ماه رجب

1- عن ابى جعفر الثانى عليه السلام انه قال : يستحب ان يدعو الانسان بهذا الدعإ اول ليلة من رجب :

((اللهم انى اسالك باءنك مليك ، وانك على كل شئ مقتدر، وانك ما تشإ من امر يكن .

اللهم انى اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمة صلى الله عليه و آله و سلم ، يا محمد، يا رسول الله ، انى اءتوجه بك الى الله ربك وربى لينجح لى بك طلبتى .

اللهم ! بنبيك محمد، و بالائمة من اهل بيته صلى الله عليه و عليهم انجح طلبتى )) ثم سل حاجتك ).

امام جواد عليه السلام فرمود: مستحب است انسان در شب اول ماه رجب اين را به خواند:

خداوندا از تو تقاضا مى كنم كه پادشاه و صاحب ملك و ملكوتى ، و بر هر چيز مقتدرى ، و هر آن چه اراده كنى انجام مى شود.

خداوندا رو به سوى تو آورده ام ، و پيامبر رحمتت را كه درود تو بر او و آل او باد وسيله ى تقرب به درگاه تو قرار داده ام ، اى محمد اى رسول خدا من ترا وسيله درگاه خدا كه پروردگار من و تو است قرار مى دهم تا حاجتهايم بر آورده شود.

خدايا به حق پيامبرت محمد و امامان از اهل بيتش كه درود خدا بر او و آنها باد، حاجتهايم را بر آور.

سپس آنچه حاجت دارى در خواست كن (537).

فضيلت شب بيست و هفتم رجب و ثواب روزه ى آن

عن ابى جعفر الثانى قال عليه السلام : ان فى رجب ليله هى خير للناس مما طلعت عليه الشمس ، و هى ليله سبع و عشرين منه ، و ان للعامل فيها - اصلحك الله - من شيعتنا مثل اءجر عمل ستين سنة ، و انه يستحب لك صومه ، فانه يعادل صوم سنة .

امام جواد عليه السلام فرمود: در ماه رجب شبى است كه براى مردم از تمام آنچه خورشيد بر آن طلوع مى كند بهتر است ، و آن شب بيست و هفتم است ، و همانا اعمال شيعيان ما در اين شب برابر با ثواب اعمال شصت سال است ، و مستحب است روزه در اين روز، زيرا معادل روزه ى يك سال است (538).

پشيمانى ربا خوار

ان رجلا اءربى دهرا من الدهر، فخرج قاصدا اءبا جعفر الجواد عليه السلام .

فقال عليه السلام له : مخرجك من كتاب الله ، يقول الله : ((فمن جإ ه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف ))(539).

و الموعظة هى التوبة ، فجهله بتحريمه ، ثم معرفته به ، فما مضى فحلال ، و ما بقى فليتحفظ.

شخصى مدتى طولانى از عمرش را به ربا خوارى گذرانده بود، قصد ديدار و زيارت امام جواد عليه السلام را داشت ، وقتى كه امام او را ديد فرمود: نجات تو در اين آيه از كتاب خداست كه مى فرمايد: اگر كسى موعظه و پند الهى به او رسيد و از (ربا خوارى ) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق (پيش از نزول حكم تحريم ربا) به دست آورده مال او است .

اندرز در اين آيه توبه است ، كه پيش از جهل به حرام بودن ربا، و پس از آگاهى به حرام بودن آن است ، پس آنچه كه پيش از آگاهى به حرام بودن ربا به دست آورده است حلال ، و پس از آن بايد رعايت كند(540).

پاداش و فضيلت خواندن سوره ى قدر

1- اسماعيل بن سهل ، قال : كتبت الى ابى جعفر الثانى عليه السلام : علمنى شيئا اذا انا قلته كنت معكم فى الدنيا و الاخرة ؟

قال : فكتب بخطه اءعرفه : (اكثر من تلاوة ((انا انزلنه )) و رطب شفتيك بالاستغفار).

اسماعيل سهل مى گويد: به حضرت جواد عليه السلام نامه نوشتم و تقاضا كردم چيزى را به من بياموزد كه با خواندن آن در دنيا و آخرت با اهل بيت پيامبر باشم ، امام عليه السلام در جواب نوشت : سوره ى قدر را زياد به خوان ، و هميشه لب هايت را به ذكر خدا و استغفار مترنم نما(541 ).

2- اءبو عمرو الحذإ قال : سإ ت حالى فكتبت الى ابى جعفر، عليه السلام فكتب الى : اءدم قرإ ة ((انا ارسلنا نوحا الى قومه )).

قال : قراتها حولا فلم اءر شيئا، فكتبت اليه ، فكتب الى : قد وفى لك الحول ، فانتقل منها الى قرائة ((انا انزلناه )).

ابو عمر حذإ مى گويد: اوضاع و احوالم بد شده بود، به حضرت جواد عليه السلام نامه نوشته و عرض حال كردم ، امام عليه السلام در جواب من نوشت : سوره ى نوح را زياد به خوان .

يك سال به خواندن اين سوره ادامه دادم ولى نتيجه اى نديدم ، دوباره به امام نامه نوشتم در جواب فرمود: از اين پس سوره ى قدر را بخوان (542 ).

3- عن ابى جعفر محمد بن على بن موسى بن جعفر عليهم السلام قال : من قرإ ((انا انزلناه فى ليلة القدر)) بعد صلاة العصر، عشر مرات ، له على مثل اعمال الخلائق ).

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس بعد از نماز عصر ده مرتبه سوره ى قدر را به خواند خداوند ثواب اعمال همه ى بندگانش را به او مى دهد(543).

2- عن الجواد: انه من قرا (سوره ى القدر) فى كل يوم و ليلة ستا وسبعين مرة ، خلق الله له الف ملك يكتبون ثوابها ستة و ثلاثين الف عام و يضاعف الله تعالى استغفار هم له الفى سنة ، الف مرة .

امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس سوره ى قدر را در هر شبانه روز هفتاد و شش مرتبه به خواند، خداوند هزار فرشته براى او خلق مى كند، و ثوابش ‍ را سى و شش هزار سال براى وى مى نويسند، و خداوند استغفارشان را براى او دو هزار سال ، و هزار مرتبه محاسبه مى كند(544).

جبران پيمان شكنى با خدا

قال ابو جعفر الثانى عليه السلام فى رجل عاهد الله عند الحجر اءن لايقرب محرما ابدا، فلما رجع عاد الى المحرم ؟

فقال ابو جعفر عليه السلام : ((يستغفر الله و يتوب اليه )).

شخصى كنار حجرالاسود با خدا عهد مى كند كه هيچ وقت حرامى را مرتكب نشود، پس از باز گشت از خانه ى خدا پيمانش را مى شكند، و كارهاى خلاف انجام مى دهد.

امام جواد عليه السلام فرمود: با استغفار و توبه به درگاه خداوند جبران كند(545).

شرايط خواستگار

حسين بن بشار الواسطى قال : كتبت الى اءبى جعفر عليه السلام اءساله عن النكاح فكتب الى : من خطب اليكم فرضيتم دينه و اءمانته ، فزوجوه .

امام جواد عليه السلام در جواب نامه ى حسين بن بشار واسطى فرمود: هر كس به خواستگارى دخترتان آمد و از ديندارى و امانتدارى او راضى بوديد، او را بپذيريد(546)

 


 

پی نوشت

441- نحل : 16/125.

442- كشف الغمه : 2/347. بحارالانوار: 75/79 ح 62. حلية الابرار: 4/597. احقاق الحق : 12/429. و 19/603. نورالابصار: 331.

443- احقاق الحق : 12/439.

444- فصول المهمة : 273. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/435، و 19/605.

445- كشف الغمة : 2/347 س 12، بحارالانوار: 75/80 ح . 63. حلية الابرار: 4/598.

446- كشف الغمة : 2/349. بحارالانوار: 75/81 ح . حلية الابرار: 6/600. فصول المهمة ابن صباغ : 274. نور الابصار: 331. اخلاق الحق : 19/604.

447- كشف الغمة : 2/348 س 20، بحارالانوار: 75/81 ح 71. حلية الابرار: 4/600. فصول المهه ابن صباغ : 274. نور الابصار: 331. احقاق الحق : 12/433، و 19/604.

448- كشف الغمة : 2/350 ص 8، بحارالانوار: 75/82 ح 82. فصول المهمه ابن صباغ : 275.

449- كشف الغمة : 2/347. بحارالانوار: 75/80 ح 64. حليه الابرار: 4/598. فصول المهمة (ابن صباغ ): 273. نور الابصار: 331. احقاق الحق : 12/430.

450- تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام : 329 ح 186، بحارالانوار: 67/245 ح 19. عدة الداعى : 233. مجموعه ورام : 2/428.

451- كافى : 2/296، ح 16. بحارالانوار: 67/233، و 69/292 ح 16. تفسير برهان : 4/254 ح 12. وسايل الشيعة : 1/75 ح 167.

452- تفسير عياشى : 1/240 ح 119. نور الثقلين : 1/475 ح 221. بحارالانوار: 5/147 ح 7.

453- اعلام الدين : 309. بحارالانوار: 75/364 ح 5. انوار البهية : 264. نزهة الناظر: 136 ح 9. اعيان الشية : 2/36.

454- نزهة الناظر: 134 ح 2، بحارالانوار: 75/364 ح 4. انوار البهية : 264. احقاق الحق : 19/600، فصول المهمة ابن صباغ : 272. كشف الغمة : 2/368.

455- اعلان الدين : 309، بحارالانوار: 1/208، و 75/364 ح 5. انوار البهية : ص 265. نزهه الناظر: 134 ح 1، فصول المهمة ابن صباغ : 275. احقاق الحق : 12/436، و 19/600. اعيان الشيعة : 2/36.

456- اعلام الدين : 310. بحارالانوار: 75/365 ح 5. اعيان الشيعة : 2/36. نزهة الناظر: 137 ح 21.

457- اعلان الدين : 309. بحارالانوار 75/365 ح . 5. اعيان الشيعة : 2/36. نزهة الناظر: 136 ح 11.

458- اعلام الدين : 309. بحارالانوار: 75/365 ضمن ح 5. نزهة الناظر: 136 ح 12، احقاق الحق : 19/601. اعيان الشيعة : 2/36.

459- كافى : 2/425 ح 4، وافى : 4/254 ح 1902، وسايل الشيعه : 7/168 ح 9027.

460- كافى : 1/496 ح 8. اثبات الهداة : 3/33 ح 14. مدينة المعاجز: 7/308 ح 2343.

461- كشف الغمة ح 2/349، بحارالانوار: 75/82 ح 80. حلية الابرار: 4/601، فصول المهمة ابن صباغ 275. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/437 و 19/604.

462- تحف العقول : 457. بحارالانوار: 68/51 ح 76.

463- نزهة الناظر: 137 ح 22.

464- اعلام الدين : 309. بحارالانوار: 68/53 ح 84، و 75/364 ح 4، 365 ح 5، نزهة الناظر: 137 ح 18. اعيان الشيعة : 2/36.

465- كشف الغمة : 2/347. بحارالانوار: 75/79 ح 59 حلية الابرار: 4/597.

فصول المهمة ابن صباغ : 273. نور االابصار: 331. احقاق الحق : 12/428، وج 19 ص 602 س 18.

466- كشف الغمة : 2/346. بحارالانوار: 75/79 ح 57. فصول المهمة ابن صباغ : 273. نور الابصار: 330 احقاق الحق : 12/436، و 19/602.

467- كشف الغمه : 2/350. بحار الانوار: 75/82 ح 81. فصول المهمّه ابن صباغ : 275. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/432. و 19/640.

468- الاعراف : 7/99.

469- تحف العقول : 456. بحار الانوار: 6/30 ح 36. اعيان الشيعة : 2/35.

470- عيون المعجزات : 122. بحار الانوار: 50/99 ح 12. انوار البهية : 260.

471- تحف العقول : 457. بحارالانوار: 72/71 ح 13. اعيان الشيعة : 2/35.

472- كشف الغمه : 2/349. بحار الانوار: 75/81 ح 76. فصول المهمه ابن صباغ : 274. نورالابصار: 332. احقاق الحق : 12/434. و 19/604.

473- احقاق الحق : 19/602.

474- كشف الغمه 2/348. بحارانوار: 75/81. ح 67. حلية ابرار: 4/599.

475- تحف العقول : 455. بحار الانوار: 75/358 ح 1. اعيان الشيعة : 2/35.

476- اعلام الدين : 309.انوار البهية : 264. بحارالانوار 67/78 ح 11، و 75/364 ح 4. اعيان الشيعه : 2/36. نزهة الناظر: 135 ح 7. كشف الغمة : 2/349. حلية الابرار: 4/600.

477- اعلام الدين : 309 و بحارالانوار: 75/364 ح 5. انوار البهية : 264. نزهة الناظر: 134، ح 3.اعيان الشيعه : 2/36.

478- تحف العقول : 456. بحار الانوار: 97/81 ح 38. اعيان الشيعة : 2/35.

479- كشف الغمة : 2/349. بحارالانوار: 81/97 ح 79. حلية الابرار: 4/601. فصول المهمه (ابن صباغ ) 275 و نور الابصار: 332.احقاق الحق : 12/431، و 19/604.

480- كشف الغمة : 2/350. بحار الانوار: 75/83 ح 83. فصول المهمة ابن صباغ : 275. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/436 و 19/605.

481- كشف الغمة : 2/348. بحار الانوار: 75/81 ح 69. حلية الابرار: 4/599. فصول المهمه ابن صباغ : 274. نور الابصار: 331.احقاق الحق ، 12/432، و 19/603.

482- كشف الغمة : 2/348. بحار الانوار: 75/81 ح 70. حلية الابرار: 4/599. فصول المهمه ابن صباغ : 274. احقاق الحق : 12/435.

483- كشف الغمة : 2/350 و بحارالانوار: 75/83 ح 84. حلية الابرار: 4/602. فصول المهمه ابن صباغ : 275 و نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/432، و 19/605.

484- اعلام الدين : 309. بحار الانوار: 75/365 ح 5.، اعيان الشيعة : 2/36. انوار البهية : 365. نزهة الناظر: 136 ح 14.

485- نزهة الناظر: 136 ح 16، احقاق الحق : 19/601.

486- نزهة الناظر: 136 ضمن ح 16، احقاق الحق : 19/601.

487- كشف الغمة : 2/349. بحار الانوار: 75/82 ح 78. 4/601.

فصول المهمه ابن صباغ : 274. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/430. و 19/604.

488- كافى : 6/434 ح 24. تحف العقول : 456. بحار الانوار: 2/94 ح 30. مستدرك الوسايل : 17/308 ح 21428. اعيان الشيهة : 2/35.اعتقادات شيخ مفيد: 109.

489- اعلام الدين : 309. بحار الانوار: 75/364 ح 5. اعيان الشيهة : 2/36. انوار البهية : 265. نزهة الناظر: 135 ح 6. احقاق الحق : 19/601.

490- تاريخ بغداد: 3/54. اعيان الشيعة : 2/35. كشف الغمة : 2/346. بحار الانوار: 75/78 ح 51. حلية الابرار: 4/595. فصول المهمه ابن صباغ : 273.نور الابصار: 332. احقاق الحق : 19/602 و ص 605. نزهة الجليس : 111.

491- كشف الغنة : 2/350. بحار الانوار: 75/82 ح 81 حلية الابرار: 4/601. فصول المهمه ابن صباغ : 275. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/433، و 19/604.

492- اعلام الدين : 309. بحار الانوار: 71/81 ح 2، و 75/365 ح 5. نزهة الناظر: اعيان الشيعة 2/36.

493- امالى مفيد: 328 ح 13، مستدرك الوسايل ، 8/324 ح 9562. امالى الطوسى : 1/94، ح 145.

494- اعلام الدين : 309. بحار الانوار: 71/198 ح 34، و 75/364 ح 4 و ح 5. انوار البهية : 265. مستدرك الوسايل : 8/351 ح 9634، و 12/312 ح 14173. اعيان الشيعة : 2/206. نزهة الناظر: 136 ح 10.

495- احقاق الحق : 19/601.

496- نزهة الناظر: 137 ح 16، بحارالانوار: 72/380، ضمن ح 42، و 75/346، ضمن ح 4. اعيان الشيعة : 2/36. انوار البهية : 265.

497- اعلام الدين ، 309. بحار الانوار: 75/365 ح 5. اعيان الشيعه : 2/36. نزهة الناظر: 136 ح 13.

498- كشف الغمة : 2/348. بحار الانوار: 75/81. ح 68. حلية الابرار: 4/599.

499- كشف الغمة : 2/346. بحار الانوار: 75/79 ح 57. حلية الابرار: 4/597. فصول المهمه ابن صباغ : 273. احقاق الحق : 12/436.

500- كشف الغمة : 2/347. بحارالانوار: 75/80 ح 66. حلية الابرار: 4/598. فصول المهمه ابن صباغ 274. نور الابصار: 331. احقاق الحق : 12/430، و 19/603.

501- كشف الغمة : 2/347. بحار الانوار: 75/80 ح 65. حلية الابرار: 4/598 فصول المهمه ابن صباغ : 273. نور الابصار: 331، احقاق الحق : 12/434، و 19/603.

502- نور الابصار: 332. فصول المهمه ابن صباغ : 273. احقاق الحق : 12/438. و 19/605.

503- كشف الغمة : 2/349. بحار الانوار: 75/81 ح 74. حلية الابرار: 4/600. فصول المهمه ابن صباغ : 274. نور الابصار: احقاق الحق : 12/438، و 19/604.

504- احقاق الحق : 49/601.

505- كشف الغمة : 2/349 س 10، بحار الانوار: 75/81 ح 75. حلية الابرار: 4/600. نور الابصار: 331. فصول المهمه ابن صباغ : 274. احقاق الحق : 12/432، و 19/604.

506- كشف الغمة : 2/349. بحار الانوار: 75/81 ح 73. حلية الابرار: 4/600. نور الابصار: 331. احقاق الحق : 12/437، و 19/604 س ‍ 4. فصول المهمه ابن صباغ : 274.

507- كافى : 3/218 ح 3، وسائل الشيعة 3/243 ح 3522، وافى : 25/546 ح 24618.

508- ارشاد القلوب : 160. عدة الداعى : 23. فصول المهمه حر عاملى : 1/679 ح 1070. وسايل الشيعه : 6/220، ح 7781، 7/56، ح 8709، و 17/327، ح 22681.

509- كشف الغمة : 2/349. بحار الانوار: 75/82 ح 77. حلية الابرار: 4/601. فصول المهمه ابن صباغ : 274. نور الابصار: 323. احقاق الحق : 2/438، و 19/604.

510- الخصال : 42 ح 32. بحار الانوار: 97/75 ح 21. ثواب الاعمال : 192 ح 1.

511- كافى : 6/531 ح 8. وسايل الشيعه : 5/317 ح 6658.

512- انفال : 8/73.

513- كافى : 5/347، ح 3. تهذيب : 7/396، ح 1584. وافى : 21/82، ح 20849. وسايل الشيعه : 20/7، ح 25074.

514- كافى : 5/347، ح 1. من لا يحضره الفقيه : 3/248 ح 1181. تهذيب : 7/396 ح 1585. وافى : 21/81 ح 20846. نور الثقلين : 2/170 ح 163. مكارم الاخلاق : 194. وسايل الشيعة : 20/77، ح 25075.

515- علل الشرايع : باب 343، ص 555، ح 6. من لا يحضره الفقيه : 1/343، ح 1518. تهذيب : 3/294، ح 891. بحار الانوار: 50/101، ح 14، و 88/150. وسايل الشيعه : 7/504، ح 9975. وافى : 9/1371، ح 8397.

516- نسأ : 32.

517- تفسير عياشى : 1/240 ح 119. بحارالانوار: 5/147، ح 7، و 101/323، ح 11. نورالثقلين : 1/475، ح 221. مستدرك الوسايل : 5/200، ح 5668، و ص 57، ح 1. فصول المهمة (حر عاملى ): 1/272، ح 293.

518- امالى مفيد: 191 ح 20. بحارانوار: 50/55، ح 30، و 71/79، ح 79. مسترك الوسايل : 15/178، ح 1.

519- رجال كشى : 567 ح 1074.

520- تفسير امام عسكرى عليه السلام : 362، ح 250. بحارالانوار: 72/405: ح 42.

521- فرقان : 25/44.

522- رجال كشى : 460، ح 872، و ح 873. بحارالانوار: 37/34، و 48/266، ضمن ح 27.

523- اعلام الدين : 309، بحارالانوار: 75/365 ح 5. انوار البهية : 264. بحارالانوار: 72/109 ح 12، و 75/364 ح 4. مستدرك الوسايل : 7/230 ح 8114. اعيان الشيعه : 2/36. نزهه التاظر: 8/329 ح 9576.

524- تحف العقول : 457. بحار الانوار: 72/65 ح 3. و 75/385 ح 1.مستدرك الوسائل : 8/329 ح 9576. اعيان الشيعه : 2/36.

525- معانى الاخبار: 290 ح 8. بحارالانوار: 6/156 ح 12. اعتقادات شيخ مفيد: 55.

526- كافى : 3/321 ح 7، ثواب الاعمال : 55 ح 1، وسايل الشيعه : 6/306 ح 8038. بحارالانوار: 82/107 ح 15.

527- كشف الغمة : 2/350. بحارالانوار: 75/83 ح 85. حلية الابرار: 4/602. فصول المهمه ى ابن صباغ : 275. نور الابصار: 332. احقاق الحق : 12/431، و 19/605.

528- تحف العقول : ص 455. بحار الانوار: 75/358 ح 1. اعيان الشيعة : 2/35.

529- نزهة الناظر: 135 ح 6، بحار الانوار: 71/181، و 75/364 ح 4. اعيان الشيعة : 2/36 س 14.

530- تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام : 344 ح 224، بحار الانوار: 2/6 ح 11، فصول المهمه ى حر عاملى : 1/603 ح 947. احتجاج : 1/14 ح 10. صراط المستقيم : 3/56.

531- رجال كشى : 611، ح 1135. تنقيح المقال : 1/32، رقم 200.

532- آل عمران : 3/25.

533- رجال كشى : 559، ح 1057. تنقيح المقال : 1/59 رقم 346. تنبيه الخواطر و نزهة النواظر: 25. بحارالانوار: 65/140، ح 83.

534- رجال كشى : 610، ح 1133 و 1134. وسايل الشيعة : 17/291، ح 22560، و ص 292. بحار الانوار: 50/107، ح 26، و ص 108، ح 28. تنقيح المقال : 1/405 ذيل رقم 3803.

535- كافى : 2/560 ح 14. عدة الداعى : 278 ح 11. دعوات راوندى : ص 51 ح 126. بحار الانوار: 92/208 ح 39.

536- كافى : 2/534. ح 36. وافى : 9/1566 ح 8761.

537- مصباح المتهجد: ص 798 ح 858. اقبال الاعمال : 118. بحار الانوار: 95/377 ح 1.

538- اقبال الاعمال : 177. مصباح المتهجد: 813، مصباح الزائر: 813.

539- البقرة : 2/275.

540- وسائل الشيعه : 18/131 ح 23310.

541- ثواب الاعمال : ص 197 ح 4، مكارم الاخلاق : 300. بحارالانوار: 89/328 ح 5، و 90/279 ح 14 وسايل الشيعة : 16/69 ح 21003. مستدرك الوسايل : 4/360. جامع الاخبار: ص 56.

542- كافى : 5/316 ح 50. بحار الانوار: 89/328 ح 7، و 92/285 ح 9. وسائل الشيعه : 17/464 ح 23004. نور الثقلين : 5/421 ح 3.

543- فلاح السائل : 199. مصباح المتهجد: 73. بحارالانوار: 83/80 ح 7.

544- بحار الانوار: 89/329.

545- وسائل الشيعة : 23/327 ح 29666.

546- كافى : 5/347 ح 1. من لايحضره الفقيه : 3/248 ح 1181. تهذيب : 7/396 ح 1585. وافى : 21/81 ح 20846. نور الثقلين : 2/170 ح 163.

12


نوشته شده در   دوشنبه 24 مهر 1391    
PDF چاپ چاپ