چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 18 دي 1392     |     کد : 19835

درس 95 : نق نق زدن

برخى از شوهران ، در كارهايى از منزل كه مخصوص خانمهاست دخالت مى كنند و به جاى راهنمايى و خيرخواهى نق مى زنند و انتقاد بيجا مى كنند، زن بيچاره را عصبانى نموده حواسش را پرت و اعصابش را ناتوان و خسته و له مى كنند . مردانى كه در شستن ظرف و لباس و پختن غذا و نظافت منزل وارد نيستند و سليقه خوبى هم ندارند ، چگونه به خود اجازه مى دهند كه در اين امور دخالت نموده ، راءى و نظر بدهند تا چه رسد به اينكه انتقاد كنند و نق بزنند و كار شكنى نمايند . ...

درس نود و پنجم : نق نق زدن (153)
درس نود و پنجم : نق نق زدن- برخى از شوهران، در كارهايى از منزل كه مخصوص خانمهاست دخالت مى كنند و به جاى راهنمايى و خيرخواهى نق مى زنند و انتقاد بيجا مى كنند، زن بيچاره را عصبانى نموده حواسش را پرت و اعصابش را ناتوان و خسته و له مى كنند. مردانى كه در شستن ظرف و لباس و پختن غذا و نظافت منزل وارد نيستند و سليقه خوبى هم ندارند، چگونه به خود اجازه مى دهند كه در اين امور دخالت نموده، راءى و نظر بدهند تا چه رسد به اينكه انتقاد كنند و نق بزنند و كار شكنى نمايند.
به عنوان مثال، اگر خانمى كه روزى دوبار غذا مى پزد ماهى يك بار هم غذا را بسوزاند و هفته اى يك بار هم آن را شور كند، اگر شوهرش عاقل و عادل باشد، به همسرش مى گويد: براى پنجاه و نه بارى كه غذاى بدون نقص ‍ برايم پخته اى از تو تشكر مى كنم و از آن يك بار كه آن را سوزاندى از شما گلايه دارم و از سيزده وعده غذايى كه با نمك مناسب برايم فراهم كرده اى از تو ممنونم و اى كاش آن يك بار هم مثل آن سيزده بار مى شد. ولى اگر شوهرى عاقل تر و عادل تر باشد، با خود فكر م يكند كه يك بار در مقايسه با سيزده بار و پنجاه و نه بار ناچيز است و نبايد به حساب بيايد، پس من نبايد آن را به زبان بياورم و بايد به نحوى با همسرم سخن بگويم كه عواطف و احساسات او تحريك نشود تا بعد از اين سعى كند در پختن غذا غفلت و مسامحه نكند. و شوهر عاقل تر از ايندو آن است كه اگر در اين گونه موارد خانم از ايشان عذر خواهى كرد كه ((ببخشيد، فراموش كردم گاز را خاموش ‍ كنم و غذا سوخت.)) فورى پاسخ دهد كه: ((شما ببخشيد. اصلا چنين وظيفه اى بر دوش شما نيست. من اگر به جاى شما بودم خيلى بيشتر غذا را مى سوزاندم.)) اينها دستور اسلام و فرمان عقل و وجدان است و بالاخره شيوه مردانى است كه مى خواهد با همسر خود با خوشى و صفا زندگى كنند و خشونت و كدورت در محيط زندگى آنها راه نداشته باشد.
بدتر از نق نق زده شوهران، غرغر كردن برخى از زنان است؛ زنانى كه همسرانشان آنان را آزاد گذاشته اند تا كمتر به كارهاى خانه بپردازند و بيشتر به كوچه و بازار و ديد و بازديد بروند. اين گونه زنان به محض اينكه شوهرشان يك شب ديرتر از حد معمول به خانه مى آيد، مانند قاى و داديارى باريك بين و سختگير شروع به استنطاق و بازجويى مى كنند كه: چرا امشب ديگر آمدى؟ شوهر مظلوم با اينكه حقيقت را مى گويد يا به او مى فهماند كه تو حق ندارى چنين سوالى از من بكنى، اسلام در دير يا زود به خانه آمدن به من حق داده است بلكه بيرون رفتن تو از خانه بايد با اجازه من باشد، زيرا عقل چنين قضاوت مى كند و سند ازدواجى را كه هر دو نفر امضاء كرده ايم بر چنين مبنايى بوده است چون شوهر نفقه پرداز زن است و زن نفقه خوار شوهر؛ بنابراين، شوهر بايد برود دنبال كسب و كار و اگر كارى پيدا كرد كه سود آور نبود و نتوانست نفقه عيالش را با آن كار تامين كند بايد كارش را رها كرده. دنبال كار ديگرى برود و قهرا چنين مساله اى پيش ‍ مى آيد، ولى مگر آن زن احمق و فضول اين حقايق را درك مى كند و تابع حساب و عقل و منطق مى شود؟ فقط به سوال خود فكر مى كند و شاهد و دليل براى ادعايش مى تراشد و اصرار مى ورزد تا شوهرش را محكوم كند و سخن پوچ و نامربوط خود را به كرسى بنشاند. تا بالاخره زن نادان و لجوج، شوهر حليم و بردبار خود را به اوج عصبانيت مى رساند، او را از تفكر درباره كسب و كارش باز مى دارد و در نتيجه، شب را كمتر مى خوابد و فردا با ناراحتى فكرى و روحى به سر كار مى رود و پريشان و گرفته و مضطرب بسر مى برد.
چند روز ديگر هم اتفاقى ديگر مى افتد و شوهر ديرتر به خانه مى رود، زن ابله و لجوج، استنطاق و غرغر كردن و نعره كشيدن را از سر مى گيرد و مى گويد و مى گويد تا شوهرش از كوره در رفته، فردا مى رود و به فكر زنى دير مى افتد و بالاخره بعد از چند ماه زن اول مى نشيند و خاك بر سر مى ريزد و راه چاره اى هم پيدا نمى كند.
نق نق زدن زن و شوهر به مثالهايى كه يادآور شديم منحصر نمى شود. نق زننده دنبال بهانه مى گردد. او فكرش پريشان و مغشوش است، روحش ‍ پرخاشگر و نا آرام است. اين گونه افرا اگر به سنى برسند كه داماد و عروسى پيدا كنند- كه اميدوارم هرگز به آن سن نرسند- عروس و داماد آرام و ساكت خود را هم ناراحت مى كنند و با دخالت و نق زدن در كار آنان زندگى را بر آنها هم جهنم مى كنند تا بالاخره يا محل سكونت را تغيير داده و رفت و آمد را قطع مى كنند يا خداى نخواسته زن و شوهر مهربان را از هم جدا مى نمايند و ود ناگزير به نگهدارى نوه مى پراك ندامت برسر مى ريزند.
از نظر منطق اسلام، انسان در جايى كه بر كسى انتقادى دارد و مى خواهد او را از كار زشتش باز دارد، نبايد سخنش اعتراض آميز و تند و پرخاشگرانه باشد بلكه بايد سخن خود را بگويد، ولى نرم و لطيف و جاذب، تا در طرف مقابل موثر افتد و او را از رفتار زشت خويش- هر چند به تدريج- پشيمان كند، نه آنكه طورى سخن بگويد كه او را بر سر لج اندازد و عمل زشتش را تكرار كند. تمام دانشمندان اسلام در بحث امر به معروف و نهى از منكر همين شيوه را پيشنهاد مى كنند. خداوند به پيامبرش جناب موسى (عليه السلام) همين توصيه را مى كند كه حتى در برابر فرعون و طاغوت زمان با نرمى و ملايمت سخن بگويد. همچنين بر پيامبر آخرالزمان و آورنده قرآنش ‍ دستور مى دهد كه با ابوجهل ها و ابو لهب ها با ملايمت سخن بگويد.
دليل
376. قال الصادق (عليه السلام): و احفظوا اءلسنتكم و كفوها عن الفضول و قبح العقول.(154)
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: زبانهايتان را نگهداريد و آن را از پر گويى و زشت گفتارى باز داريد.
377. فقولا له قولا لينا لعله يتذكر او يخشى.(155)
و با او (فرعون) با كمال آرامى و نرمى سخن گوييد، باشد كه از اين خواب غفلت و غرور بيدار شود و خدا را به ياد آورد يا از او بترسد.
پی نوشت
154- سفينه، ج 1 / ص 730.
155- طه / 44. همچنين رجوع كنيد به ذيل شماره 366 همين كتاب.


نوشته شده در   چهارشنبه 18 دي 1392    
PDF چاپ چاپ