دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 15 مهر 1391     |     کد : 19823

درس 83 : شب زفاف

درس 83 : شب زفاف

درس هشتاد و سوم: شب زفاف
درس هشتاد و سوم: شب زفاف- ديانت مقدس اسلام نه آن اندازه خشكى و زمختى دارد كه مانع تشكيل مجلس جشن و سرور و شادى براى ازدواج گردد و نه آن مقدار نزديك بين و كوته انديش است كه اجازه دهد عروس و داماد به حكم غريزه جنسى در مجلس زفاف در زيبايى و جلوه خويش و زرق و برق مجلس غرق شوند و آفريدگار خود و خداوندگار اصلى مجلس و زينت و جمال را فراموش كنند تا مولانا جلال الدين مولوى براى آنها بخواند:
اى دوست شكر خوشتر يا آن كه شكر سازد ... خوبى قمر بهتر يا آن كه قمر سازد
بگذار شكرها را، بگذرد قمرها را     ... كاو چيز دگر داند، او چيز دگر سازد
براى عروس و دامادى كه اهل دنيا باشند، بسى نامناسب و ناسازگار است كه تنها شبى را كه در دوران عمر خود مى خواهند به عيش و سور و نشاط و سرور بپردازند، در كنار خوانچه عروسى و دامادى، سجاده و مصلى پهن كنند و نماز و دعا بخوانند؛ ولى براى مردان خدا بهترين چاشنى آن عيش و سرور، و نشستن بر سفره نشاط و سور، اين است كه با صاحب سفره عيش و سازنده و آفريننده آن همه زيبايى رابطه پيدا كنند و با او سخن بگويند و به راز و نياز بپردازند و تشكرى كنند و سپاسى بگزارند و سرانجامى تواءم با عافيت و نيكبختى بخواهند.
دوران نامزدی و عقد
مجلس عقد و عروسی
شب اول عروسی (شب زفاف)
دامادى كه ظاهر بين و اهل دنيا باشد، هنگامى كه عروسى را مى بيند كه فردوسى او را چنين وصف مى كند:
پس پرده اندر يكى ماهروى ... چو خورشيد تابان پر از رنگ و بوى
دو ابرو كمان و دو گيو كمند ... به بالا به كردار سرو بلند
دو رخ چون عقيق يمانى به رنگ     ... دهان چون دل عاشقان گشته تنگ
او هم مست و بيقرار و شيدا مى شود و مى گويد:
چشم اگر اين است و ابرو اين ناز و غمزه اين ... الوداع اى زهد و تقوا الفراق اى عقل و دين
ولى داماد خداشناس و بصير و دور انديش، در همان حال ابياتى از ديگر شاعران به ياد مى آورد، مانند:
كسى كه بيند صنع خداى و نشناسد ... بدان كه هست بر او نام مردمى بهتان
به نزد آن كه جانش در تجلى است ... همه عالم كتاب حقتعالى است
((شبسترى))
كسى كش خداى است آموزگار     ... بود ديده اش برتر از روزگار
((اديب))
ز بخشيدن چه عجز آمد نگارنده دو گيتى را ... كه نقش از گوهران دانى و بخش از اختران بينى
ز يزدان دان نه از اركان كه كوته ديدگى باشد ... كه خطى كاز خرد خيزد تو آن را از بنان بينى
((سنايى))
كسى را كه ايزد بيارايدا     ... چه سازى كه حسنش بيفزايدا
((فردوسى))
داده خود سپهر بستاند ... نقش الله جاودان ماند
((سنايى))
كار خودگر به خدا باز گذارى حافظ ... اى بسا عيش كه با بخت خدا داده كنى
((حافظ))
نه آن بود كه تو خواهى همى و دارى دوست ... كه آن بود كه قضا كرد ايزد دادار
((استكافى))
آرى، نمازگزاردن در حجله، نشانه مقدم داشتن بندگى خدا بر بندگى هواى نفس است؛ نشانه آن است كه اين عروس و داماد، زرق و برق حجله و تشريفات و تزيينات آراسته را علت تامه خوشبختى و سعادت نمى دانند؛ نشانه آن است كه اين عروس و داماد، مى خواهند شيطان را از دخالت در امور زناشويى خود ماءيوس سازند. چنين عروس و دامادى به يكديگر اعتماد پيدا مى كنند، زيرا هر دو به يك سو متوجه شده اند.
نماز داماد موجب مى شود كه عروس خاننم از اضطراب و تشويشى كه دارد تسكين پيدا كند و شخصى را كه در برخورد اول گمان مى كرده مهاجم و مسلح است او را چون فرشته اى متين و مؤ ذب مشاهده مى كند، و در واقع، همان رحمت و شفقت پدرش را نزد پدر دوم خويش يعنى شوهرش ‍ مى بيند، و در نتيجه، نسل چنين عروس و دامادى، به دور از تندروى و عصبانيت و ستيزه جويى و بندگى و شهوت تكوين مى يابد. و كلام آخر نويسنده در اين مورد اين است كه: اگر كسى نسبت به عروس و دامادى كه در حجله عروسى خويش نماز مى خوانند و دعا مى كنند، گمان برد كه در زندگى آنها ناكامى و تلخى و شقاوتى پيدا خواهد شد، به پروردگار مهربان خويش سوء ظن برده است.
داماد خداشناس به عروس مى گويد كه قبل از رفتن به آرايشگاه وضو بگيرد تا در حجله براى نماز آماده باشد. سپس آرام و مطمئن به حجله وارد مى شود و سلام مى گويد. جواب آرامى از عروس مؤ ذب ايستاده مى شنود. سپس اجازه نشستن در كنارش را مى گيرد.
عروس با سكوت و تبسمى شيرين تر از شكر به اجابت اشاره مى كند.
داماد در كنار سفره رنگينى قرار مى گيرد كه نظيرش را تا كنون نديده است:
در آن سفره، ران مرغ و انار نرم و پسته خندان و عناب درخشان و زولبياى چشمك زن، كنار هم قرار گرفته و هر يك در محل مناسب خود چيده شده است؛ سفره اى نه افقى و بى جان، بلكه عمودى و روحبخش. اما داماد عاقل با حمله حريص گونه خود يكباره به سوى آن همه نعمت و رحمت دست دراز نمى كند، بلكه حمد و ثناى الهى مى گويند و دستى به سوى ران مى برد. تشكرى از صاحب سفره مى كند تا پسته لب بسته، خندان شود و داماد جراءت بوسيدن را پيدا كند. از خاطرات شيرين خواستگارى و قبل از خواستگارى اش مى گويد و انار نرم را مى فشارد. اين تاءنى و تاءمل در معاشقه و مغازله، تنها ابتكار و ابداعى از نويسنده نيست، بلكه فرمان و دستور پيغمبر گرامى اسلام است كه با دو كلمه ((ليمكث و ليلبث)) بيان فرموده و ما در درس شصت و دوم اول بيان كرديم.
و بالاخره عروس مظلوم از جهت اينكه نمى داند مورد پسند واقع خواهد شد يا نه در اضطراب است. از جهت اينكه مى داند اين مهمان پررو، دير يا زود، سينه كبك او را با چاقوى نرمش مى شكافد و هندوانه سر بسته اش را قاچ مى كند و سفره حجله را گلنار و رنگين مى نمايد، در اضطراب است و شايد است و شايد داماد عجول در عمان مراحل اوليه چنان كند كه فردوسى گويد:
ز شبنم شد آن غنچه تازه پر ... و يا حقه لعل شد پر ز در
به كام صدف قطره اندر چكيد ... ميانش يكى گوهر آمد پديد
در هر حال، مناسب است داماد سر چاقويش را با قطرانى از آب دهان تر كند تا هم عروس مظلوم درد زيادى نكشد و هم خودش به مقصود برسد.
دستور ديگر در حجله آن است كه داماد در حالى كه رو به قبله باشد، دست بر موهاى بالاى پيشانى عروس گذارد (به شرط آنكه آرايشگران اين زمان اجازه دهند!) و دعايى كند كه ضمن دليل بيان مى شود.
دستور ديگر اسلامى اين است كه داماد كفش و جوراب را از پاى عروس ‍ بيرون آورد و پاى او را بشويد و آبش را از در خانه تا انتهاى خانه بريزد. و اين عمل رمز و اشاره اى است از طرف داماد كه قدم عروس را مبارك و ميمون مى شمارد و تمام خانه را در اختيار او مى گذارد.
در پايان اين درس به دو مطلب ديگر بايد اشاره كرد:
1. بكارت عروس يكى از شرط شرعى و اسلامى است و اگر ضمن عقد شرط شود، حقى براى داماد ثابت مى كند؛ پس اگر عروس باكره نباشد، نظير تدليس محسوب مى گردد. ولى بايد دانست كه تنها خون نيامدن در زمان آميزش، باكره نبودن را ثابت نمى كند، زيرا چنانكه پزشكان متخصص ‍ مى گويند پرده بكارت در دختران انواع مختلفى دارد كه يك نوع آن غضروفى است كه با آميزش پاره نمى شود و نياز به جراحى دارد و نوع ديگر آن اين است كه خود سوراخ فراخى دارد كه آلت باريك مرد نمى تواند آن را پاره كند و گاهى آلت مرد از حد متعارف كوچكتر و باريكتر است كه حتى پرده بكارت معمولى هم نمى تواند پاره كند. بنابراين به محض نيامدن خون نبايد دختر معصوم را به ناپاكى متهم كرد، بلكه در چنان صورتى بايد به قابله متخصص رجوع نمود و از همه بهتر آنكه داماد چنين در خواستى را بكلى مطرح نكند؛ زيرا اگر حق با دختر باشد، داماد رسوا مى شود و اگر حق با پسر باشد، اولاد حق مهمى نيست كه ارزش مراعفه را داشته باشد و ثانيا چنانكه مشهور است دختران دريده پررو، به خوبى آموخته اند كه چگونه خود را براى شوهر رسمى خويش، باكره نشان دهند و خونى تقلبى ارائه نمايند و نوعا دختران پاك و معصوم متهم مى گردند.
2. مستحب است زفاف در شب انجام گيرد و اطعام جمعى از مؤ منان به عنوان ((وليمه)) در روز واقع شود، و در حديث است كه و ليمه دادن يك روز و دو روز مستحب و مطلوب است و بيش از آن ريا و تظاهر به حساب مى آيد و مذموم است.
دليل
327 ...اذا دخلت العروس بيتك فاخلع خفيفها حين تجلس و اغسل رجليها و صب الماء من باب دارك الى اقصى دارك فانك اذا فعلت ذلك، اخرج الله من دارك سبعين اءلف لون من الفقر و ادخل فيها سبعين لونا من البركه...(67)
پيغمبر(صلى الله عليه و آله و سلم)خطاب به داماد فرمود: هنگامى كه عروس به خانه تو وارد شد و نشست، كفشهاى او را از پايش در آور و پاهايش را بشوى و آب را از در خانه ات تا آخر خانه بريز؛ پس اگر اين كار را انجام دهى، خداوند هفتاد هزار كونه فقر را از خانه تو خارج مى كند و هفتاد گونه بركت به خانه تو داخل مى سازد.
328 قال ابو جعفر (عليه السلام): اذا دخلت فمرها قبل اءن تصل اليك ان تكون متوضيه ثم انت لاتصل اليها حتى توضا وصل ركعتين ثم مجدالله وصل على محمد و آل محمد ثم ادع الله و مرمن معها ان يؤ منوا على دعائك و قل: اللهم ارزقنى...
امام باقر (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه عروس بر تو وارد شد، قبل از اينكه با هم تماس بگيريد، به او بگو وضو بسازد و تو هم وضو بگير و دو ركعت نماز بخوان؛ سپس خدا را تمجيد كن و بر پيامبر و اهل بيت او درود بفرست، آنگاه دعا كن و به همراهيان عروس بگو آمين بگويند...
329 اذا دخلت باهلك فخذ بنا صيتها و استقبال القبله و قل: اللهم بكلماتك استحللتها فان قضيت لى منها ولدا فاجعله مباركا تقيا من شيعه آل محمد و لا تجعل للشيطان فيه شركا و لا نصيبا.(68)
امام صادق (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه بر همسرت وارد مى شوى، موهاى بالاى پيشانى او را بگير و رو به قبله كن و بگو: خدايا! به عنوان امانت تو، او را گرفتم و با كلماتت (كه در صيغه عقد خواندم) او را بر خود حلال نمودم؛ پس اگر از او برايم فرزندى مقدر كرده اى، او را مبارك و با تقوا و شيعه آل محمد قرار ده و شركت و بهره اى براى شيطان نسبت به او قرار مده.
330 عن ابى عبدالله (عليه السلام) قال: زفوا عرائكم ليلا و اطعموا ضحى. (69)
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: زفاف را شب برگزار كنيد (عروس را شب به خانه شوهرش ببريد) و وليمه اش را روز بدهيد.
331 عن ابى جعفر (عليه السلام) قال: الو ليمه يوم و يومان مكرمه و ثلائه ايام رياء و سمعه.(70)
حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: اطعام عروسى يك روز و دو روز پسنديده و سه روز ريا و تظاهر است.
پی نوشت
67- بحار، ج 103 / ص 208.
68- وسائل، ج 14 / ص 81.
69- فروع كافى، ج 5 / ص 366.
70- فروع كافى، ج 5 / ص 368.


نوشته شده در   شنبه 15 مهر 1391    
PDF چاپ چاپ