شنبه 10 اسفند 1398 | Saturday, 29 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 18 شهريور 1391     |     کد : 19416

8/ جنبش سنوسي

8/ جنبش سنوسي

8/ آشنایی با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام
آشنایی با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام - جنبش سنوسي
- با زوال روز به روز امپراتوري عثماني طمع استعمارگران غربي براي هجوم به سرزمين هاي عثماني و كشورهاي اسلامي بيش از پيش افزايش يافت.
در اين دوره نقاط شمال قاره آفريقا در معرض هجوم و اشغال گسترده دول اروپايي به ويژه فرانسه و انگليس قرار گرفته بود، در حالي كه اين بلاد رسماً جزو قلمرو عثماني قرار داشت، اما به دليل ضعف و ناتواني عثماني و درگيري آنان در ساير نقاط با دول اروپايي، مسائل و مشكلات داخلي مسلمانان و شرايط و زمينه ايجاد و رشد انجمن ها و جمعيت ها و جنبش هاي خودجوش مردمي براي مقابله و مبارزه با اشغالگران اروپايي سامان گرفت كه يكي از بزرگ ترين پيشگامان آن جنبش سنوسيه بود كه در واكنش به هجوم استعمارگران غرب شكل گرفت. اين جنبش علاوه بر مبارزه با استعمارگران خارجي به اوضاع نابسامان و زوال اخلاقي، مذهبي و اجتماعي شمال آفريقا نيز توجه جدي داشت.
موسس اين جنبش محمدبن علي بن سنوس بود كه خود را از خاندان پيامبر(ص) و از اولاد علي(ع) مي دانست و نياكان وي سال ها در مغرب فرمان مي راندند و پس از سال ها مجاهدت و تحصيل در علوم اسلامي به تصوف كه ريشه عميق و طولاني در آفريقا دارد رو آوردند. مرحوم استاد عميد زنجاني در اين رابطه مي نويسد: «از آنجا كه دو سلسله سنتي تصوف در آفريقا (قادريه و شاذليه) را متناسب با شرايط اجتماعي و سياسي زمان خود نمي يافت نياز به تشكيلات سري در برابر اشغالگران خارجي او را بر آن داشت كه در قالب تصوف شالوده يك نوع سازمان سياسي را با همان تشكيلات سنتي تصوف به وجود آورد. اين اقدام متهورانه او به تدريج به شكل گيري طريقه جديد تصوف به نام طريقه «سنوسيه» انجاميد كه سرآغاز تحول سياسي جديد و فصل نويني در مبارزات مردم مسلمان اين سرزمين عليه اشغالگران خارجي شد.»
وي در ادامه ذكر كرده است: «محمدبن علي بن سنوس كه خود از علماي بزرگ و مولف كتاب هايي چون «الكواب الدريه في ادائل الكتب الاثر و التحفه في اوائل الكتب الشريعه» است در پوشش طريقه جديد، رهبري سياسي مردم مسلمان را در صحراي ليبي برعهده گرفت و به جز توده هاي ستمديده و محروم اين سرزمين، گروه هاي بسياري از مردم الجزيره و تونس و مغرب را به سمت خويش جذب كرد.
تاكتيك سنوسي ها در مبارزه با اشغالگران به شكلي كاملاً نو و جالب بود. آنها كه پس از يك سلسله مقاومت ها و مبارزات پيگير در برابر اشغالگران فرانسوي در الجزاير خود را قادر به آزادسازي الجزاير نديدند و عملاً اين سرزمين اسلامي را از دست رفته تشخيص دادند، با اعلام دارالحرب بودن الجزاير احساسات عموم مسلمانان را برانگيختند و خاطره هجرت پيامبر(ص) از مكه به مدينه و سپس آزادسازي مكه را در خاطره ها زنده كردند.»
دكتر «حميد عنايت» در كتاب «انديشه هاي عرب» در اين رابطه نوشته است: «با آزادي كامل توانستند در صحراي كم جمعيت ولي آزاد ليبي، طبق خواسته خود و تعاليم ديني خويش سازمان جديدي را به وجود آورند و نهضت جديدي را از بيرون دارالحرب براي راندن بيگانگان اشغالگر آغاز كنند. محمدبن علي سنوس براي تحقق بخشيدن به آرمان وحدت امت و يكپارچه كردن توده هاي از هم گسيخته مسلمانان با استفاده از قداست و جاذبيت اعتقاد به مهدي موعود كه در آفريقا ريشه عميق داشت، ادعاي مهدويت كرد.»
از سال 1835 به دنبال سياست تمركزگرايانه سلطان عثماني، سلطان محمود دوم، نيروهاي ترك سلسله نسبتاً مستقل و خودمختار «قرمنلي» يا «كرماتليان» در ليبي از قدرت بر كنار شدند و پاشانشين مزبور به ايالت و سپس ولايت تحت نظر و اداره فرمانداران انتصابي دولت مركزي تركيه عثماني تبديل شد، ولي با اين حال حاكميت به ندرت از چند شهر ساحلي و مناطقي چون تريپولي فراتر مي رفت.
سنوسي ها با تحمل رنج ها و مشقت هاي فراوان محيط صحرا، جمعيت و ملت جديد و متشكلي را بر پايه سازمان و تعاليم ديني خود ايجاد كردند كه براي صحرانشينان شمال آفريقا و سودان جذابيت بسياري داشت، به نحوي كه برخي از اعراب بلاد تونس، طرابلس، مصر و غيره نيز به آنها ملحق شدند.
اين جنبش جديد ديني و اصلاحي و سياسي باعث اسكان اين طوايف و قبيله هاي غيرشهرنشين و جمع كثيري از بردگان آزاد شده و در نتيجه عمران و آبادي آن مناطق شد. سنوسي ها كه انحراف مسلمانان از اصول اسلام را ريشه پراكندگي و عامل اصلي ضعف و عقب ماندگي آنان مي دانستند، مردم نواحي شمالي و مركزي آفريقا را به اسلام موردنظر خود و اصلاح ديني با روش سنوس دعوت مي كردند. طبيعي بود كه استعمار غربي و دول استعمارگران اروپايي نظير فرانسه و ايتاليا كه به قصد انهدام بنيان ديني جوامع مسلمان و آفريقايي و غارت و سلطه يافتن بر آنها وارد شده بودند مخالفت كنند و با دعوت مسلمانان آن بلاد به اصلاح ديني و تجديد حيات اسلام مقابله كنند. از اين رو اسلام و جنبش هاي اصلاحي و اسلامي برخاسته از آن نظير سنوسيه كه قدرت بسيج فراوان توده ها را داشتند، براي دولت هاي استعمارگر اروپايي مانعي بزرگ قلمداد مي شد و آنها نيز به منظور سركوب اين فعاليت هاي جريان سنوس كه به شدت رو به گسترش بود، تلاش هاي فراواني كردند. جنبش سنوسي با رهبري هاي موسس آن و سپس فرزند و جانشين او «محمدالمهدي» كه گويا با توجه به انتظار مردم آفريقا از آمدن مهدي موعود و نجات آنها سخن مي گفت، دنبال شد. اين نهضت با پرهيز از خشونت و با اتخاذ روش هاي مسالمت آميز و صلح جويانه در راه نشر دين و دعوت اصلاحي خود از طريق مجموعه هاي منظم تربيتي، اخلاقي، اجتماعي و اقتصادي و تأسيس دولت ديني و فداكاري فراوان پيروان و به خصوص عده كثيري از بندگان آزاد شده، توانست بركثرت مريدان و وسعت مناطق تحت نفوذ خود بيفزايد. به عنوان مثال تعداد «زاويه هاي» (چيزي شبيه حجره مدارس) آنها از 22 عدد در هنگام مرگ سيدمحمد در سال 1859 م به 100 زاويه در سال 1884 م رسيد و همچنان رو به ازدياد نهاد تا اينكه سراسر شمال آفريقا، از مصر تا مراكش و شرق صحراي آفريقا، سودان و حتي مناطق داخلي آن را در برگرفت. آنها همه ساله صدها مبلغ به تمام نقاط شمال آفريقا اعزام مي كردند.
جنبش سنوسي به تأسيس دولت و حكومتي مستقل در «سيرنائيك» منجر شد كه بعداً در سراسر ليبي رو به گسترش نهاد. دليل اين امر مخصوصاً توانايي تعاليم اسلامي و ديني سنوس در ايجاد وحدت و يكپارچگي ميان قبايل پراكنده و متخاصم و ارائه طريق و تجويز دستوراتي درباره شيوه زندگي و راه و رسم زيستن بود.
«سيد احمدالشريف السنوسي» جانشين محمد المهدي مي شود و رهبري مبارزات ضداستعماري سنوسي ها و مردم مسلمان ليبي را برعهده مي گيرد. سنوسي ها تحت رهبري او نقش بسيار مهمي را در مبارزه سرسختانه عليه اشغالگران ايتاليايي ايفا كردند. او در واكنشي نسبت به اين اشغالگري و نيز در همگامي با دعوت پان اسلامي حكومت «تركان جوان» (عثماني) در 14 ژانويه 1912 (محرم 1320 ه.ق) اعلاميه جهاد معروف خود را با استناد به آيات و روايات در تحريك و تشويق مسلمانان به جهاد و قتال با دشمن صادر كرد.
سيداحمدالشريف در اين اعلاميه گفته بود كه جهاد واجب كفايي است، اما در هنگام حمله دشمن تبديل به واجب عيني مي شود. بنابراين ترك جهاد به معناي ترك دين است و هر كس از شركت در جهاد خودداري كند، كافر است، به طوري كه نويسندگان آورده اند: «آن پرچم ابريشمي كه اعلاميه جهاد سيداحمد بر آن نقش بسته بود به وسيله جهادكنندگان از قبيله اي به قبيله ديگر به ويژه ميان قبايل جنوبي دست به دست مي گشت.»
اين اعلاميه شمار فراواني از جنگاوران را به هيجان آورد و آنان را به سوي اردوهاي عثماني و غرب روانه ساخت تا داوطلبانه در جهاد شركت جويند.
نويسنده كتاب اسلام و استعمار در اين رابطه نوشته است: «گر چه اعلام جهاد سنوسي ها در سراسر كشورهاي اسلامي انعكاس وسيعي يافت و در همان ايام در بسياري از روزنامه ها و مجلات عربي از جمله در مجله المنار درج شد و نيز پس از چند ماه در ايران و هندوستان به فارسي منتشر شد.»
اين بسيج عمومي شكست هاي سختي بر قواي ايتاليا وارد كرد و خسارات سنگيني براي آنها به بار آورد و ماجرا با آغاز جنگ جهاني اول مبارزات سنوسي ها ادامه مي يابد و جريان سنوسي به اختلاف كشيده مي شود كه عمر مختار جريان جنبش سنوسي را پي مي گيرد.
سيدمهدى حسينى


نوشته شده در   شنبه 18 شهريور 1391    
PDF چاپ چاپ