دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 16 شهريور 1391     |     کد : 19415

7/ زمينه ها و بسترهاي مبارزه

7/ زمينه ها و بسترهاي مبارزه

7/ آشنایی با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام
 آشنایی با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام - زمينه ها و بسترهاي مبارزه
- فاصله بين سال هاي 1815 تا 1914 بستر پيدايش بسياري از تحولات و تغييرات در جهان معاصر شد. رويدادها و حوادث متعددي در اين مقطع تاريخي جريان پيدا كرد، استعمار و كشورهاي استعمارگر در اين فضا، اوضاع را براي غارت و چپاول فراهم تر از گذشته ديدند و اشاره كرديم كه با برقراري كنگره وين در سال 1815 كشورهاي فرانسه، انگليس، آلمان، ايتاليا، روسيه، اتريش و مجارستان همين كه از فزون طلبي هاي ناپلئون رهايي يافتند، سرزمين هاي اسلامي را مورد هدف قرار دادند ودر اين شرايط، وضعيت امپراتوري عثماني كه چتر او بسياري از سرزمين هاي اسلامي را تحت پوشش داشت در اين مقطع، روند رو به اضمحلال را در پيش داشت.
پيدايش و شكل گيري امپراتوري عثماني بسيار پرماجرا است. عثمان فرزند طغرل از قبيله قايي بود كه در آنكاراي امروزي تركيه سكونت داشت، وي در سال 699 هجري قمري دولتي تأسيس كرد كه به نام خودش عثماني خوانده شد و در ميان سلاطين عثماني سلطان محمد فاتح توانست به حيات سياسي امپراتوري هزار ساله بيزانس (روم شرقي) خاتمه دهد. قسطنطنيه پايتخت امپراتور روم شرقي بود كه در سال 1453 ميلادي فتح شد و از آن پس آن را به نام اسلامبول يعني شهر اسلام نام گذاري كردند و سلطان محمد نيز لقب فاتح گرفت. اين فتح منشأ تحولات متعددي در تاريخ جهان شد. از مهم ترين آنها آنكه، مبدأ قرون جديد در تاريخ اروپا شناخته شد و در زمان سلطان سليمان امپراتور مقتدر عثماني، قلمرو امپراتور عثماني به نهايت توسعه خود رسيد. چنانكه نوشته اند، سپاهيان عثماني شهر وين پايتخت اتريش كنوني را نيز به محاصره خود درآوردند. نيروي دريايي عثماني در اين زمان در مهم ترين راه هاي آبي در درياي مديترانه و اقيانوس هند حضور داشت. ترك ها به سليمان به واسطه تشكيلات منظم و قوانين مدوني كه برقرار ساخته بود لقب «سليمان قانوني» داده بودند. اروپاييان هم او را به واسطه قدرت و عظمت امپراتوري اش «سليمان باشكوه» ناميدند. مورخان و نويسندگان و تحليلگران تاريخ عمومي جهان معاصر قرن 17 برابر با قرن يازده هجري قمري را سرآغاز انحطاط دولت عثماني دانسته و آن را مقارن با پيشرفت اروپا در دوران تحول غرب ارزيابي كرده اند ايشان در بررسي علل و عوامل داخلي و خارجي اين انحطاط و تصريح كرده اند و ايشان در بررسي در قرن 18 ضعف دولت عثماني آشكار شده و دو دولت روسيه و اتريش به تدريج عثماني ها را از منطقه بالكان و شمال درياي سياه عقب راندند و درگيري هاي آن با دولت هاي شرقي از عظمت و شكوه عثماني جز نام چيز ديگري باقي نگذاشت.
در اين دوره، يعني از سال 1815 تا 1914، چند نكته مهم و موثر در تاريخ وجود دارد كه زمينه ساز شكل گيري جنبش ها و قيام هايي در جهان اسلام شد و چهره ها و شخصيت ها در جهان اسلام پيشگام مبارزه با استعمارگران شدند در اين مختصر به چند نكات مهم و موثر اشاره مي شود.
1- يكي از مهم ترين بخش هاي قلمرو امپراتوري عثماني، جزيره بالكان بود كه از دو جهت براي جهان اسلام اهميت داشت يكي وجود مرزها با دولت هاي استعمارگر مانند روسيه و اتريش كه هر دو با آن در ستيز بودند و ديگري، وجود اقليت هاي قومي- مذهبي متعدد در اين سرزمين كه به بهانه هاي مختلف همواره مورد تعرض دولت هاي اروپايي قرار مي گرفتيم. كشورهاي استعمارگر همواره چشم طمع به سرزمين هاي زرخيز اسلامي داشتند و مرتب امتياز گرفتن ها را دنبال مي كردند و در بين دول اروپايي موضوعي تحت عنوان «مسئله شرق» مطرح بود كه با حمايت هاي دولت هاي اروپايي ملت ها و قوميت ها را در منطقه بالكان عليه عثماني تحريك مي كردند با فشار و شورش ها در سال 1815 منطقه بالكان به خصوص صرب ها به خودمختاري رسيدند و در سال 1829 هم يونان به استقلال رسيد و مناطق ديگري مانند آلباني و بلغارستان و رماني دولت هاي جديد شدند.
2- ضعف تشكيلات سياسي و اداري و عقب ماندگي بر دور ماندن عثماني از تحولات علمي و فرهنگي اروپا دامن زد. وجود همين ضعف داخلي امپراتوري عثماني بود كه زمينه مداخلات نظامي و سياسي كشورهاي استعمارگر اروپايي را فراهم كرد تا جايي كه بخش هايي از قلمرو عثماني از دست رفت. بسياري از شخصيت ها و چهره هاي موثر در عثماني تلاش كردند كه عظمت از دست رفته را بازگردانند ولي موفق نشدند. مردان عثماني براي حل مشكلات داخلي و احياي قدرت و شكوه گذشته اصلاحاتي را پيشنهاد دادند: دادن حقوق بيشتر به اقليت هاي قومي و مذهبي، توسعه عدالت اجتماعي، گسترش آزادي هاي فردي و جمعي از جمله اين پيشنهادات بود كه از سال 1815 به بعد به جريان افتاد و حتي سلطان عبدالمجيد فرماني صادر كرد كه به نام «خط شريف گلخانه» معروف شد كه بر اساس آن عثماني حفظ امنيت و جان و مال و ناموس مردم را تعهد كرده بود و اصلاحاتي را در ساختارهاي سياسي- اقتصادي، فرهنگي خواسته شده بود، اما در عمل اينگونه طرح ها و اصلاحات عثماني را با موانع و مشكلات جديدتري روبه رو ساخت. از آغاز اين دوره تا پايان قرن نوزده كه امپراتوري عثماني در سال 1914 سقوط مي كند را دوره «تنظيمات عثماني» نام گذاري مي كنند.
3- فرارسيدن دوره تنظيمات امپراتوري عثماني، روشنفكران و انديشمندان اسلامي را به دو گرايش متضاد تبديل كرد: يكي طرفداران «اتحاد دنياي اسلام» با محوريت رهبري واحد و يكپارچگي پيروان مذاهب اسلامي و پرهيز از اختلافات محلي، قومي، مذهبي كه صاحب اين فكر، متفكر برجسته اي مانند سيدجمال الدين اسدآبادي بود. وي مجد عظمت گذشته مسلمانان را خواستار بود و بهبود زندگي اجتماعي مسلمانان، بازگشت به اسلام نخستين، اتحاد دنياي اسلام و مبارزه با بيگانگان را شعار اصلي خود قرار داده بود. در مقابل گرايش ديگري به «پان تركيسم» شكل گرفت كه خواستار تجديد حيات عثماني با اتكا به عنصر نژادتركي بود. در اين بين گروهي از نظاميان و روشنفكران ترك زبان، نهضتي را به نام «تركان جوان» به وجود آوردند كه در نهايت با پشتيباني استعمارگران كشور تركيه فعلي را در اختيار گرفتند.
4- در اين دوره صدساله جهان اسلام گرفتار مسائل متعددي بود: و انحطاط و عقب ماندگي، هجوم گسترده و همه جانبه استعمار، آثار و عوارض فكري، فرهنگي، سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي را به جاي گذاشته بود كه اين مسئله دردمندان جوامع اسلامي اعم از سياستمداران، روشنفكران، علما و متفكران را به واكنش واداشت چون وضعيت به گونه تحت تأثير تحولات قرار گرفته بود كه مسلمانان از يك طرف گرفتار فقر و فلاكت، جهل و جمود، ظلم و استبداد فساد و تباهي و خواب و غفلت شد. در نهايت عجز و درماندگي و عقب ماندگي دست و پا مي زدند و از طرف ديگر در معرض هجوم غرب و ورود تمدن جديد غربي قرار گرفته بود با دو چهره يكي به شكل دانش، صنعت، تكنولوژي و تفكر جديد و شكل ديگر يا چهره سياسي استعماري و غارتگرانه متوجه جهان اسلام شده بود. اين دو مسئله اساسي يعني انحطاط و عقب ماندگي داخلي و مسئله غرب در پيوند تنگاتنگ با يكديگر مصائب و مشكلات عديده اي را براي جوامع مسلمانان به همراه داشت.
5- در چنين اوضاع و احوالي نهضت ها و قيام هايي در جهان اسلام عليه استعمار و استبداد رايج مي شود كه بعضي از آنها علاوه بر آنكه از رويكرد سياسي- نظامي و اجتماعي برخوردار بودند از مايه هاي فكري و اعتقادي نيز بهره مي جستند و ريشه در تفكر ديني داشتند. اين نوع جريان تأثير زيادي بر حيات فرهنگي- سياسي، اجتماعي جهان اسلام از بر جاي گذاشتند و جريان احياگري، تجددطلبي، مبارزه با خرافات و بدعت، اصلاح ديني، بازگشت به قرآن، تكيه بر سنت، وحدت و همبستگي مسلمانان، بنيادگرايي، پان اسلاميسم و ... را در جهان اسلام به وجود آورد.
بر اساس تحقيق انجام شده اصطلاح »پان اسلاميسم» را نخستين بار مخالفان يگانگي مسلمانان به ويژه اروپائيان جعل كردند تا بدين وسيله آن را يك جريان خشن، افراطي تعصب آلود و نفي كننده اديان و ملل ديگر معرفي كنند و يا اصطلاح «بنيادگرايي» را به مفهوم حفظ عقايد كهنه و گذشته گرايي معنا كرده اند كه با عقل، منطق، فلسفه و هر گونه نوآوري مخالف است.
سيدمهدى حسينى


نوشته شده در   پنجشنبه 16 شهريور 1391    
PDF چاپ چاپ