شنبه 10 اسفند 1398 | Saturday, 29 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 7 شهريور 1391     |     کد : 19409

1/ آشنايي با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام

1/ آشنايي با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام

1/ آشنايي با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام
 آشنايي با پيشگامان مبارزه در جهان اسلام- رقابت بين كشورهاي استعمارگر در تاريخ معاصر جهان مانند انگليس، اسپانيا، پرتغال، آلمان، فرانسه، روسيه، ايتاليا، چين، ژاپن، آمريكا و غيره حامل دستاوردهايي براي بشريت بوده است كه اثرات آن را هنوز در جهان شاهد هستيم. غارت گري ها، جنگ ها، جنايات، فجايع انساني، گرسنگي، آوارگي، خفت و ذلت ملل در اثر تفرقه و غيره، جملگي حاصل سياست هاي كشورهاي استعمارگر بوده و هست.
به درستي مي توان ادعا كرد كه وقوع جنگ جهاني اول و جناياتي كه در اين جنگ انجام گرفته، حاصل رقابت كشورهاي استعمارگر بوده و هست كه در واقع سرآغاز دوران استعمارگري جديدي را در تاريخ به ثبت رسانده است. در بين جنگ ها و رقابت ها، ملل مظلوم و ضعيف و محروم بيشترين خسارت و رنج و مصيبت را متحمل شدند كه شاخص ترين آنها را مي توان كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان اسلام ذكر كرد، به خصوص در جنگ اول، كشورهاي استعمارگر و رقيب، منافع شان را در سقوط و تجزيه امپراتوري عثماني مي ديدند و به اتفاق تصميم به سقوط و تجزيه آن گرفتند و بخش وسيعي از مسلمانان كه در زير حاكميت گسترده امپراتوري عثماني زندگي مي كردند را متفرق كردند. امام خميني(ره) در اين رابطه مي فرمايند: «وقتي در جنگ اول جهاني غلبه كردند، حكومت عثماني را تكه تكه كردند و هر كس را به جايي گماردند و كوشيدند اين حكومت ها با هم دشمن شوند، زيرا مي دانستند كه مسلمين با اين خزائن و اين جمعيت اگر متحد شوند براي آمريكا و غرب حظي نيست و شايد مسلمين آنها را تهديد مي كردند. از اين جهت حكومت ها را با هم بد كردند.» شواهد و قرائن نشان مي دهد كه انگليسي ها طرح از پيش تعيين شده اي براي تجزيه امپراتوري عثماني در دستور كار داشته اند تا سرنوشت مسلمانان را دستخوش تحول قرار دهند و با تسلط بر اوضاع جهاني، سياست هاي استعمارگرانه جديد را به نتيجه برسانند كه در عالم واقع، حوادث و اتفاقاتي افتاد و سياست هايي اعمال شد كه مسلمانان متوجه توطئه آنها شدند و برخي از شخصيت ها و چهره هاي آگاه و هوشيار در آن زمان واكنش نشان دادند و در واقع جريان جديدي در مبارزه با استعمارگران را پايه گذاري كردند كه سرآغاز جديدي را براي آينده مسلمانان رقم زد. با روي كار آمدن «كمال آتاتورك» و اعلام جمهوري تركيه اعلام از سوي وي، پرده از توطئه تجزيه امپراتوري اسلامي عثماني برداشته شد و نتيجه اي كه به دست آمد اين بود كه ممالك عثماني مانند مجارستان، يوگسلاوي، شبه جزيره كريمه، بلغارستان، آلباني، مصر، يونان، الجزاير، تونس، ليبي، عراق، اردن، سوريه، عربستان(حجاز) و لبنان طي قراردادهاي مخفيانه اي از يكديگر جدا شدند و علاوه بر اين جدايي، استعمارگران به كمك عوامل خود سياست هايي را نهادينه كردند كه ملل مسلمان با يكديگر متحد نشوند و همواره نيز در حال ضعف و فرسايش باشند كه مهم ترين محورهاي آن بدين شرح است:
1- دولت هاي استعمارگر براي ايجاد سستي و رخوت در ملت ها و عقب نگه داشتن آنها، مواد مخدر را به سرزمين هاي آنها به خصوص مسلمانان سرازير كردند. كشت ترياك در مناطق صعب العبور در جنوب شرقي آسيا سرعت گرفت به خصوص در افغانستان چشمگيرتر شد. اين ماجرا به خصوص در دو دهه اخير به رغم هشدارهاي فراوان سازمان بهداشت جهاني و نهادهاي مشابه آن به دليل نفوذ دست هاي پنهان و باندهاي وابسته به استعمارگران تاكنون راه به جايي نبرده و نمي برد و همواره باندهاي توليد و توزيع مواد مخدر، روند رو به رشدي در دنيا داشته است، به ويژه جوانان كشورها به گونه وحشت آوري در اين دام گرفتار شده اند. اين جريان امروز با كمك استعمارگران جديد به خصوص آمريكا و انگليس عمل كرده و به ويژه در پي رواج آن در جهان اسلام هستند.
2- پايه گذاري عوامل تفرقه در بين كشورها، به خصوص سرزمين هاي اسلامي كه از امپراتوري عثماني تجزيه شده اند. سران اين كشورها عموماً با پشتيباني و طرح دولت هاي استعمارگر در رأس قدرت قرار گرفته اند، كشورهايي مانند؛ عراق، مصر، الجزاير، ليبي، تونس و كشورهاي عربي حوزه خليج فارس كه مرتب نيز به نوعي با يكديگر سر مسائل ساده و گاه سرزميني درگير مي باشند و همواره به دليل اختلافات قومي و قبيله اي، حد و حدود مرزها... بين اين كشورها كشمكش وجود داشته و دارد و بدين جهت فرصت خوبي براي اعمال سياست هاي استعمارگران در منطقه ايجاد مي شود.
3- ترويج انديشه هاي ساختگي از مليت ها و زبان ها و قوميت ها كه معروف به ناسيوناليسم عربي مي باشد كه بر اساس تحقيقات انجام شده از طريق انگليس به مصر وارد شد و از آنجا به ساير كشورهاي عربي ديگر سرايت داده شده و البته مشابه آن را در كشورهاي غير عربي هم رايج كرده اند.
4- در چنين فضايي استعمارگران جريان يهوديان سرگردان در اروپا را ساماندهي كرده و آنها را در كشور اسلامي فلسطين مستقر ساختند. بحث اين مسئله ابتدا در دولت انگليس طرح مي شود و سال 1917 «بالفور» وزير امور خارجه انگليس طي نامه اي وعده سرزمين موعود را به آنها مي دهد كه پس از جنگ جهاني دوم جريان مهاجرت يهوديان از اروپا به خاورميانه و خريدن زمين هاي فلسطينيان به جريان مي افتد و در يك زد و بند سياسي، فلسطين در قلب جهان اسلام و محل اتصال سه قاره اروپا، آسيا، آفريقا، در قالب طرحي اشغال مي شود و دولت صهيونيستي در كشورهاي اسلامي گنجانده مي شود و از همان زمان رژيم صهيونيستي مركز اختلاف، جنگ و خونريزي و ناامني در جهان اسلام و تأمين كننده منافع استعمارگران جديد مي شود.
5- نكته مهم ديگري كه پس از جنگ جهاني اول رخ داد، تأسيس جامعه ملل بود كه توسط كشورهاي درگير جنگ ايجاد شد كه در رأس آن آمريكا قرار داشت و با سياست ها و برنامه هاي انگليس به پيش رفت. اين سازمان با صدور بيانيه چهارده ماده اي كه «ويلسون» رئيس جمهور وقت آمريكا در كنفرانس «ورساي» مطرح كرد، شكل گرفت كه در ظاهر هم با هدف تأمين استقلال كشورهاي جهان و حفظ صلح و امنيت بين المللي بود و در همين سازمان بود كه رژيم صهيونيستي رسماً موجوديت و موقعيت پيدا كرد كه اين ماجرا خود البته داستان غم انگيزي را براي جهان اسلام رقم زد.
6- نفوذ دادن جريان هاي فكري، فرهنگي در چارچوب مذهب از طريق عناصر وابسته به استعمار در حكومت هاي مستقر در كشورهاي اسلامي كه شاخص ترين آنها فرقه ضاله «وهابيت» بود كه امروز در جهان اسلام به يك معضل آفرين بزرگ تبديل شده است و مروج تز استعماري، جدايي دين از سياست و جدايي حكومت از ديانت مي باشند و هر چند گاه نيز عنصر يا چهره اي با نام اين فرقه ساختگي در جهان اسلام نمايان شده و فتنه اي را در جهان اسلام بر پا مي كنند و هر چندگاه در كشورهاي اسلامي شاهد ماجراهايي از اين قبيل مي باشيم كه با هدف تخريب و از بين بردن يا تضعيف متون غني اسلامي مي باشند و از طرفي، در ايجاد تفرقه و ايجاد شبهه نقش بسياري داشته و دارند.
7- ايجاد شبكه هاي مخفي و بسيار پيچيده در عرصه هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و امنيتي كه در هر فرصت و شرايطي وارد عمل شده و به نفع استعمار وارد عمل مي شوند. متصل به سيستم هاي استعمارگران مي باشند به خصوص در كشورهايي نظير انگليس، آمريكا و ساير كشورهاي اروپايي كه البته برخي از آنها در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي افشا شدند. انجام كودتاها و سرنگوني برخي از رژيم ها در اين شبكه ها، هدايت و رهبري مي شوند كه مشهورترين آنها مجموعه مخوفي به نام «فراماسونري» مي باشد. بسياري از جريان هاي تروريستي و نفوذي ها از اين شبكه ها وارد مي شوند و جريان هاي روشنگر و بيداركننده در جهان اسلام را سركوب كرده و يا زير تبليغات زهرآگين شبكه هاي خبري خود تخريب مي كنند.
8- كشورهاي استعمارگر به ويژه در 200 سال گذشته، نبض اقتصادي كشورهاي جهان اسلام را در اختيار گرفته اند. بستر و كار و درآمد را به گونه اي شكل دادند كه سال ها اقتصاد و تجارت و صنعت كشورهاي جهان اسلام تحت نفوذ نظام سرمايه داري استعمارگران قرار داشته باشند و از آنها تأثير بپذيرند. آنها اقتصاد سنتي كشورها را رو به مرگ و منابع و ثروت مسلمانان را به يغما بردند كه بارزترين نمونه آن، سلطه بر منابع غني نفت كشورهاي اسلامي و چپاول آن مي باشد. اكنون هم روزهاي اين كشورها به عنوان كشورهاي تك محصولي شناخته شده كه فقط نفت خام مي فروشند و سلاح براي سركوب مردم شان مي خرند.
9- آثار و اثرات استعمارگران و سلطه گران اروپايي در كشورهاي اسلامي به خوبي آشكار است. فاصله زندگي بين غني و فقير و شكاف طبقاتي اجتماعي، درآمدسرانه، درصد بي سوادي، وجود بحران ها و كشمكش ها، ترور شخصيت هاي سياسي و علماي ديني و فرهنگي، كمبود شديد مواد غذايي، بدهكاري اكثر كشورهاي جهان اسلام، فروش مواد خام، مصرف زدگي و خريد كالاهاي كشورهاي اروپايي، از دست دادن هويت و شخصيت انساني، ترويج و تبليغ مظاهر فرهنگ غربي در كشورهاي جهان اسلام، وجود سيستم اداري و مالي و غيره جملگي، از نمونه هاي وجود آثار استعمار در كشورهاي اسلامي است.
در برابر چنين اوضاع مصيبت بار جهان اسلام، اين فكر احيا شد كه با سلطه استعمارگران بايد مبارزه كرد و دنياي اسلام را به آگاهي رساند و با عوامل داخلي استعمارگران مبارزه كرد چرا كه اين تفكر استبداد داخلي كشورهاي اسلامي را ناشي از سياست هاي استعمارگران خارجي مي داند.
بنابراين جماعتي در سطح جهان اسلام پرچمدار مبارزه با استعمار جديد شدند كه تنها راه چاره برون رفت از وضعيت فعلي جهان اسلام را احياي تفكر با معرفت ديني مي دانند.
به نظر مي آيد كه شرايط كنوني جهان اسلام بيشتر نيازمند به اين معرفت و شناخت پيشگامان مبارزه و آگاه كننده جهان اسلام است. تصميم بر اين شده كه در هر شماره نشريه در حد وسع و توان خود، به برخي از عناصر شاخص و پيشگامان مبارزه با استعمارگران خارجي در جهان اسلام اهتمام شود و در اين رابطه، همكاري و مساعدت همگان را طلب مي كنيم با ما همراه شويد تا بخشي از تاريخ بيداري اسلامي و بيدارگران جهان اسلام را معرفي كنيم.
سيدمهدى حسينى


نوشته شده در   سه شنبه 7 شهريور 1391    
PDF چاپ چاپ