چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392     |     کد : 19302

6. سوره سوره انعام آيه 77

نکته ها كلمه‏ ى «بازغ» از «بزغ»، به معناى شكافتن و جارى ساختن خون است. امّا در اينجا گويا طلوع خورشيد و ماه ، پرده‏ ى تاريكى شب را مى‏ شكافد و سرخى كم رنگى در اطراف خود پديد مى‏ آورد. [401] ابراهيم عليه السلام هم با ستاره پرستان برخورد كرد، هم با ماه و خورشيد پرستان. [402] به گفته ‏ى بسيارى از مفسّران، گفتگوى حضرت ابراهيم با مشركين منطقه‏ ى بابل بود. انسان در هر فرضيه ‏اى كه به بن بست رسيد، بايد بدون لجاجت، مسير را عوض كند. بر خلاف مشهور كه مى‏ گويند: مرد آن است كه روى حرف خود بايستد و پافشارى كند، اين آيه به ما مى‏ گويد: مرد آن است كه حرفش «حقّ» باشد، گرچه با تغيير موضع باشد.

آيه
فَلَمَّا رَءَا الْقَمَرَ بَازِغاً قَالَ هَذَا رَبِّى فَلَّمَا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَمْ يَهْدِنِى رَبِىّ لَأَكُوَنَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّآلِّينَ‏
ترجمه
پس (بار ديگر) چون ماه را در حال طلوع و درخشش ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود، قطعاً از گروه گمراهان مى ‏بودم.
نکته ها
كلمه‏ ى «بازغ» از «بزغ»، به معناى شكافتن و جارى ساختن خون است. امّا در اينجا گويا طلوع خورشيد و ماه ، پرده‏ ى تاريكى شب را مى‏ شكافد و سرخى كم رنگى در اطراف خود پديد مى‏ آورد. [401]
ابراهيم عليه السلام هم با ستاره پرستان برخورد كرد، هم با ماه و خورشيد پرستان. [402] به گفته ‏ى بسيارى از مفسّران، گفتگوى حضرت ابراهيم با مشركين منطقه‏ ى بابل بود.
انسان در هر فرضيه ‏اى كه به بن بست رسيد، بايد بدون لجاجت، مسير را عوض كند. بر خلاف مشهور كه مى‏ گويند: مرد آن است كه روى حرف خود بايستد و پافشارى كند، اين آيه به ما مى‏ گويد: مرد آن است كه حرفش «حقّ» باشد، گرچه با تغيير موضع باشد.
401) تفسير نمونه.
402) تفسير نورالثقلين.
پيام ها
پيام‏هاى 1 و 2 و 3 آيه ‏ى قبل، در اينجا نيز موضوعيّت دارد.
4- در انتقاد، بايد از روش گام به گام بهره گرفت. در آيه‏ ى قبل فرمو��: من «آفلين» را دوست ندارم. ولى اينجا مى‏ فرمايد: پرستش ماه، انحراف و ضلالت است.
5 - در راه شناخت، بايد به فيض و هدايت الهى تكيه كرد و بدون آن، نمى‏ توان به سرچشمه‏ ى زلال معارف رسيد. [403] «لئن لم يهدنى ربّى»
6- در درون انسان، گمشده‏ اى است كه گاهى در پيدا كردن آن، سراغ مصداق‏ هاى گوناگون (و گاهى انحرافى) مى‏رود. «هذا ربّى» در دو آيه پى‏ در پى آمده است.
7- انبيا هم به هدايت الهى نيازمندند. «لئن لم يهدنى ربّى»
8 - هدايتگرى از شئون ربوبيّت است. «يهدنى ربّى»
403) تفسير الميزان.


نوشته شده در   چهارشنبه 29 خرداد 1392    
PDF چاپ چاپ