پنجشنبه 23 آبان 1398 | Thursday, 14 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 28 تير 1391     |     کد : 18521

سوره 103. عصر آيه 1-3

سوره 103. عصر آيه 1-3

آيه
- وَالْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِى خُسْرٍ (2) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ (3)

- ترجمه        
- به روزگار سوگند (1) همانا انسان در خسارت است (2) مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده و يكديگر را به حق و استقامت سفارش مى‏ كنند (3)

نکته ها
در صدر اسلام، مسلمانان هنگام خدا حافظى و جدا شدن از يكديگر اين سوره را تلاوت مى ‏كردند.(144)
خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانى سوگند ياد كرده است. فجر : «والفجر» (145)، صبح : «و الصبح» (146)، روز : «و النّهار» (147)، شب : «و الّيل» (148)، چاشت : «و الضُحى‏» (149)، سحر : «والّيل اذ ادبر» (150) عصر : «و العصر» گر چه به سحر چند بار سوگند ياد كرده است.
در حديثى از امام صادق ‏عليه السلام نقل شده است كه منظور، عصر قیام حضرت مهدى ‏عليه السلام است.(151)
بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفته ‏اند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن يعنى فشار گرفته ‏اند، زيرا كه فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتكار انسان‏هاست. بعضى مراد از عصر را عصاره هستى يعنى انسان كامل گرفته‏ اند و بعضى آن را هنگام نماز عصر دانسته ‏اند.(152)
خسارت در مال قابل جبران است، امّا خسارت در انسانيّت، بالاترين خسارتهاست. «ان الخاسرين الّذين خسروا انفسهم»(153)
سفارش ديگران به حق، ممكن است عوارض تلخى داشته باشد كه بايد با صبر و استقامت به استقبال آن رفت. «تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر»
فخر رازى مى‏ گويد: انسان در دنيا مانند يخ فروشى است كه هر لحظه سرمايه‏ اش آب مى ‏شود و بايد هرچه زودتر آن را بفروشد و گرنه خسارت كرده است.(154)
با اينكه سفارش به حق و صبر جزء اعمال صالح است ولى به خاطر اهميّت جداگانه بيان شده ‏اند. همانگونه كه صبر و استقامت نيز حق است و «تواصوا بالحقّ» شامل آن مى‏ شود ولى به خاطر اهميّت صبر جداگانه آمده است. «تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر»
قرآن در آيه ‏اى ديگر فضل و رحمت الهى را عامل دورى از خسارت شمرده و مى ‏فرمايد: «فلو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخاسرين»(155) بنابراين ايمان و عمل صالح و تواصى به حق، در سايه فضل و رحمت الهى حاصل مى ‏شود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدايت مى ‏شود كه به ايمان برسد و نه اهل عمل صالح مى ‏گردد.
بازار دنيا
نگاه اجمالى به آيات قرآن ما را به اين نكته اساسى مى‏ رساند كه دنيا بازار است و تمام مردم عمر و توان و استعداد خودشان را در آن عرضه مى ‏كنند و فروش جنس در اين بازار اجبارى است. حضرت على ‏عليه السلام مى ‏فرمايد: «نفس المرء خطاه الى اجله» (156) يعنى نفس كشيدن انسان گامى به سوى مرگ است. پس انسان الزاماً سرمايه عمر را هر لحظه از دست مى‏ دهد و ما نمى‏ توانيم از رفتن عمر و توان خود جلوگيرى كنيم. بخواهيم يا نخواهيم توان و زمان ما از دست ما مى ‏رود. لذا در اين بازار آنچه مهم است انتخاب مشترى است. افرادى با خدا معامله مى ‏كنند و هر چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و در راه او و براى رضاى او گام بر مى‏ دارند اين افراد، عمر فانى را باقى كرده و دنيا را با بهشت و رضوان الهى معامله مى‏ كنند. اين دسته برندگان واقعى هستند، زيرا اولاً خريدار آنها خداوندى است كه تمام هستى از اوست.
ثانياً اجناس ناچيز را هم مى ‏خرد. «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره»(157)
ثالثاً گران مى‏ خرد و بهاى او بهشت ابدى است. «خالدين فيها»(158)
رابعاً اگر به دنبال انجام كار خوب وبديم امّا موفق به عمل نشديم باز هم پاداش مى‏ دهد. «ليس للانسان الا ما سعى» (159) يعنى اگر كسى سعى كرد گرچه عملى صورت نگرفت كامياب مى ‏شود.
خامساً پاداش را چند برابر مى‏ دهد. «اضعافاً مضاعفة» (160) به قول قرآن تا هفتصد برابر پاداش مى‏ دهد و پاداش انفاق‏هاى نيك مثل دانه ‏اى است كه هفت خوشه از آن برويد و در هر خوشه صد دانه باشد.
امّا كسانى كه در اين بازار، عمر خود را به هوسهاى خود يا ديگران بفروشند و به فكر رضاى خداوند نباشند، خسارتى سنگين كرده ‏اند كه قرآن چنين تعبيراتى در مورد آنها دارد:
تجارت بد انجام داده ‏اند. «بئسما اشتروا به انفسهم»(161)
تجارتشان سود ندارد. «فما ربحت تجارتهم»(162)
زيان كردند. «خسروا انفسهم»(163)
زيان آشكار كردند. «خسراناً مبيناً»(164)
در زيان غرق شدند. «لفى خسر»(165)
در ديد اين گروه، زرنگ و زيرك كسى است كه بتواند با هر كار و كلام و شيوه ‏اى، خواه حق و خواه باطل، زندگى مرفه ى براى خود درست كند و در جامعه شهرت و محبوبيّتى يا مقام و مدالى كسب كند و در غير اين صورت به او لقب باخته، عقب افتاده و بدبخت مى ‏دهند.
امّا در فرهنگ اسلامى، زيرك كسى است كه از نفس خود حساب بكشد و آن را رها نكند، براى زندگى ابدى كار كند و هر روزش بهتر از ديروزش باشد. از مرگ غافل نباشد و به جاى هرزگى و حرص و ستم به سراغ تقوا و قناعت و عدالت برود.
امام هادى ‏عليه السلام فرمودند: «الدّنيا سوق ربح قوم و خسر آخرون» دنيا بازارى است كه گروهى سود بردند و گروهى زيانكار شدند.(166)
144) تفاسير نمونه و درّ المنثور.
145) فجر، 1.
146) تكوير، 18.
147) ليل، 2.
148) ليل، 1.
149) ضحى، 1.
150) مدّثر، 33.
151) تفسير نور الثقلين.
152) تفسير نمونه.
153) زمر، 15.
154) تفسير كبير.
155) بقره، 64.
156) نهج البلاغه، حكمت 74.
157) زلزال، 7.
158) آل عمران، 15.
159) نجم، 39.
160) آل عمران، 130.
161) بقره، 90.
162) بقره، 16.
163) اعراف، 53.
164) نساء، 119.
165) عصر، 2.
166) تحف العقول، كلمات امام هادى.
1- دوران تاريخ بشر، ارزش دارد و خداوند به آن سوگند ياد كرده است. پس از عبرت‏هاى آن پند بگيريم. «والعصر»
2- انسان از هر سو در خسارت است. «لفى خسر»
3- انسانِ مطلق كه در مدار تربيت انبيا نباشد، در حال خسارت است. «انّ الانسان لفى خسر»
4- تنها راه جلوگيرى از خسارت، ايمان و عمل است. «آمنوا و عملوا الصالحات»
5 - به فكر خود بودن كافى نيست. مؤمن در فكر رشد و تعالى ديگران است. «تواصوا بالحقّ»
6- سفارش به صبر به همان اندازه لازم است كه سفارش به حق. «بالحقّ - بالصبر»
7- ايمان بر عمل مقدم است، چنانكه خودسازى بر جامعه سازى مقدم است. «آمنوا و عملوا... و تواصوا»
8 - بدون ايمان و عمل و صالح و سفارش ديگران به حق و صبر، خسارت انسان بسيار بزرگ است. «لفى خسر» (نكره بودن «خُسر» و تنوين آن نشانه عظمت خسارت است.)
9- اقامه‏ ى حق به استقامت نياز دارد. «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»
10- جامعه زمانى اصلاح مى ‏شود كه همه مردم در امر به معروف و نهى از منكر مشاركت داشته باشند. هم پند دهند و هم پند بپذيرند. «تواصوا بالحقّ» (كلمه «تواصوا» براى كار طرفينى است)
11- نجات از خسارت زمانى است كه انسان در صدد انجام تمام كارهاى نيك باشد گرچه موفق به انجام آنها نشود. «عملوا الصالحات» (كلمه «الصالحات» به صورت جمع محلّى به الف و لام آمده است)
12- ايمان بايد جامع باشد نه جزئى. ايمان به همه اجزا دين، نه فقط برخى از آن. «الاّ الّذين آمنوا» (ايمان، مطلق آمده است تا شامل تمام مقدسات شود.)


نوشته شده در   چهارشنبه 28 تير 1391    
PDF چاپ چاپ