چهارشنبه 2 مرداد 1398 | Wednesday, 24 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 7 دي 1391     |     کد : 18455

93. سوره ضحي آيه 6-11

پيام ها 1- خداوند پيامبرش را از هرگونه قهر و غضب در دنيا و آخرت بيمه كرده است. «وللاخرة خير لك...» 2- نعمت‏هاى آخرت، زوال و رنج و نقص نعمت‏هاى دنيوى را ندارد. «وللاخرة خير لك من الاولى» 3- در برابر قطع موقت وحى، خداوند وعده چشمگير به پيامبرش مى ‏دهد. «ولسوف يعطيك ربُّك» 4- مالكيّت تمام دنيا هم مردان خدا را راضى نمى‏كند، پس تحقيق وعده خداوند، در جهان ديگرى است. «لسوف يعطيك ربّك فترضى»

آيه
- أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فََاوَى‏ (6) وَوَجَدَكَ ضَآلّاً فَهَدَى‏ (7) وَ وَجَدَكَ عَآئِلاً فَأَغْنَى‏ (8) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ (9) وَأَمَّا السَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ (10) وَأَمَّا بِنَعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ‏ (11)
- ترجمه
- آيا تو را يتيم نيافت ، پس پناه داد و سامانت بخشيد (6) و تو را سرگشته يافت ، پس هدايت كرد (7) و تو را تهى ‏دست يافت و بى ‏نياز كرد (8) (حال كه چنين است) پس بر يتيم قهر و تندى مكن (9) و سائل را از خود مران (10) و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو كن (11)

نکته ها
مراد از «آخرت» در آيه «و للاخرة خير لك من الاولى» يا روز قيامت است و يا عاقبت كار پيامبر در همين دنيا.
قبل از تولد پيامبرصلى الله عليه وآله، پدرش عبداللّه از دنيا رفت. در كودكى مادرش را از دست داد و هشت ساله بود كه جدش عبدالمطلب از دنيا رفت و از اين رو از درد يتيمان خبر داشت.
قرآن مى ‏فرمايد: «ما ضلّ صاحبكم و ما غوى‏» (84) يعنى پيامبر شما حتّى براى يك لحظه گمراه نبوده است. پس مراد از «وجدك ضالاً فهدى» آن است كه اگر هدايت الهى نبود، راه به جايى نمى ‏بردى.
چنانكه در سوره شورى آيه 52 مى‏ فرمايد: «ما كنت تَدرى ما الكتاب و لا الايمان ولكن جعلناه نورا نهدى به» اگر لطف ما نبود تو خبرى از كتاب و ايمان نداشتى.
و در سوره يوسف آيه 3 نيز مى ‏فرمايد: «اوحينا اليك هذا القرآن و ان كنت من قبله لمن الغافلين» تو قبل از نزول قرآن از بى ‏خبران بودى.
كلمه «ضالّ» هم به معناى گمراه است و هم به معناى گمشده، نظير «الحكمة ضالة المؤمن»(85) حكمت گمشده مؤمن است.
آرى پيامبر قبل از نزول وحى متحيّر بود و با نور وحى با دستورات و وظيفه الهى خود آشنا مى ‏شد.
«عائل» به فقير گفته مى‏ شود و «قهر»، غلبه توأم با تحقير است. «نهر» راندن همراه با خشونت است. عنوان نهر آب نيز به خاطر حركت تند آب است.
اگر نيازهاى يتيم تأمين نشود مفاسد اخلاقى و اجتماعى فراوانى جامعه را تهديد مى ‏كند و كمبود محبت ممكن است يتيم را به صورت فردى سنگدل و عقده ‏اى درآورد.
در حديث مى‏ خوانيم:
اميدواركننده ‏ترين آيات قرآن، آيه «و لسوف يعطيك ربّك فترضى‏» مى‏ باشد كه مراد شفاعت است.(86)
رضاى پيامبر در دنيا و آخرت، مورد نظر خداست. چنانكه در دنيا قبله را براى رضاى او تغيير داد تا يهوديان بر او منت ننهند كه رو به بيت المقدّس كه قبله ماست نماز مى ‏گزارى. «فلنولينك قبلةً ترضاها» و در آخرت، مقام شفاعت به او مى ‏دهد تا راضى شود. «و لسوف يعطيك ربّك فترضى»(87)
امام باقر عليه السلام دوبار سوگند ياد فرمودند كه مراد از آن عطاى مخصوص كه خداوند به پيامبرش عطا خواهد كرد، شفاعت است. «واللّه الشفاعة واللّه الشفاعة» (88) و امام صادق‏ عليه السلام فرمود: رضايت جدم به اين است كه موحدى در آتش باقى نماند.(89)
امام صادق عليه السلام در ذيل آيه «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» فرمودند: «حدّث بما اعطاك اللّه و فضّلك و رزقك و احسن اليك و هداك» (90) آنچه از عطاها، برترى‏ ها، رزق‏ها، احسان‏ها و هدايت‏هاى اوست بازگو كن.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «التحدّث بنعمة اللّه شكر و تركه كفر» (91) كسى كه آثار نعمت‏هاى الهى در زندگى او ديده نشود، دشمن خدا و مخالف نعمتهاى اوست.
84) نجم، 2.
85) نهج ‏البلاغه، حكمت 80.
86) شواهد التنزيل، ج‏2، ص‏446.
87)  
88) بحار، ج‏8، ص‏57.
89) تفسير صافى.
90) تفاسير مجمع البيان و نمونه.
91) وسائل، ج‏8، ص‏40.
1- خداوند پيامبرش را از هرگونه قهر و غضب در دنيا و آخرت بيمه كرده است. «وللاخرة خير لك...»
2- نعمت‏هاى آخرت، زوال و رنج و نقص نعمت‏هاى دنيوى را ندارد. «وللاخرة خير لك من الاولى»
3- در برابر قطع موقت وحى، خداوند وعده چشمگير به پيامبرش مى ‏دهد. «ولسوف يعطيك ربُّك»
4- مالكيّت تمام دنيا هم مردان خدا را راضى نمى‏كند، پس تحقيق  وعده خداوند، در جهان ديگرى است. «لسوف يعطيك ربّك فترضى»
5 - جلب رضاى پيامبر، مورد توجه خداست. «فترضى‏»
6- رهبر بايد درد آشنا باشد تا درد ديگران را لمس كند. «الم يجدك يتيماً، عائلاً»
7- يتيمى، مانع رسيدن به كمال نيست. «الم يجدك»
8 - منت گذارى انسان بر انسان زشت است، ولى منت خدا بر انسان يك ارزش است. «الم يجدك يتيماً فاوى...»
9- ياد نعمتهاى الهى، روحيه تشكر از خدا و خدمت به ديگران را در انسان زنده مى‏ كند. «الم يجدك يتيماً فاوى... فاما اليتيم فلا تقهر»
10- در هنگام قدرت، از زمان ضعف خود ياد كنيد. «الم يجدك يتيماً »
11- الطاف الهى با واسطه است. «آوى‏» (مَأوى دادن و غنى كردن خداوند از طريق حضرت ابوطالب و حضرت خديجه بود).
12- پناه دادن به يتيم و غنى كردن فقير، كارى الهى است. «فاوى - فاغنى‏»
13- اگر گذشته تلخ خود را ياد كنيد، محرومان را منع و طرد نمى‏ كنيد. «فاما اليتيم فلا تقهر»
14- رسيدگى به يتيم، به دليل شرايط سنى و روحى او در اولويّت است. «فلا تقهر - فلا تنهر»
15- نعمتها را از خدا بدانيد و به آن مغرور نشويد. «نعمة ربّك»
16- بازگو كردن نعمت يك نوع شكرگزارى است. «فحدّث»
17- لطف گذشته خداوند، عامل اميد به آينده است. (خدايى كه در گذشته، يتيمى و فقيرى و تحير تو را برطرف كرد، آينده و آخرت تو را بهتر قرار مى ‏دهد.) «وللاخرة خير لك... الم يجدك...»
18- خدا زياد مى ‏بخشد ولى كم مى‏ خواهد، فقير را غنى مى ‏كند ولى از ما نمى‏ خواهد فقير را غنى كنيم، فقط مى ‏فرمايد: فقير را طرد نكنيد. «و امّا السائل فلا تنهر» يتيم را مأوى مى ‏دهد ولى از ما در اين حد مى‏ خواهد كه بر يتيم سلطه نيفكنيم. «و امّا اليتيم فلا تقهر»
19- خداوند، سؤال نكرده عطا مى‏ كند، پس ما لااقل بعد از سؤال و درخواست، به ديگران كمك كنيم. «ووجدك عائلا فاغنى... و امّا السائل فلا تنهر»
20- نعمت‏ها را محصولِ علم و تخصص و زرنگى خود ندانيد، بلكه لطف او بدانيد «بنعمة ربّك...»
21- ياد نعمت‏ها انسان را از يأس و خودباختگى نجات داده و مقاومت او را در برابر حوادث زياد مى ‏كند. «بنعمة ربّك فحدّث»
22- مهمتر از غذا و لباس براى يتيمان، محبت است. «امّا اليتيم فلا تقهر»
23- اگر بيمارى و فقر و سختى براى انسان رخ دهد، ياد ساير نعمت‏ها براى او مرهمى است. «و امّا بنعمة ربّك فحدّث»
24- نعمت‏هاى الهى بايد در مسير رشد و تربيت انسان باشد نه غفلت او. «نعمة ربّك»


نوشته شده در   پنجشنبه 7 دي 1391    
PDF چاپ چاپ