جمعه 1 آذر 1398 | Friday, 22 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 26 تير 1391     |     کد : 18448

99. سوره زلزلة آيه 1-8

پيام ها 1- زلزله بزرگ زمين در آستانه قيامت، امرى قطعى و حتمى است. «اذا زلزلت الارض زلزالها» (كلمه اذا در موردى بكار مى ‏رود كه امر قطعى باشد) 2- معاد جسمانى است. (جسم انسانها در زمين دفن شده كه در قيامت خارج مى ‏شود، نه روح آنها) «اخرجت الارض اثقالها» 3- قيامت روز تحيّر انسان است. «قال الانسان ما لها» 4- هستى شعور دارد. «يومئذ تحدث اخبارها»

آيه
- إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (1) وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا (2) وَ قَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا (3) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى‏ لَهَا (5) يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِّيُرَوْاْ أَعْمَالَهُمْ (6) فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (7) وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏ (8)
- ترجمه
- آن گاه كه زمين به لرزش شديد خود لرزانده شود (1) و زمين بارهاى سنگين خود را بيرون افكند (2) و انسان بگويد : زمين را چه شده است؟ (كه اينگونه سخت مى ‏لرزد) (3) در آن روز زمين خبرهاى خود را بازگو كند (4) چرا كه پروردگارت به آن وحى كرده است (5) در آن روز مردم به طور پراكنده (از قبرها) بيرون آيند تا كارهايشان به آنان نشان داده شود (6) پس هر كس به مقدار ذرّه‏اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند (7) و هركس هم وزن ذره ‏اى كار بد كرده باشد آن را ببيند (8)

نکته ها
مراد از «اثقالها»، مردگان هستند كه در قيامت، زمين آنها را بيرون مى ‏افكند. چنانكه در آيه ‏اى ديگر مى ‏فرمايد : «و القت ما فيها و تخلّت»(105)
حضور مردم در قيامت بطور پراكنده است. چنانكه در آيات ديگر مى‏ فرمايد: «اشتاتاً»، «كانّهم جراد منتشر»(106)، «كالفراش المبثوث»(107) حضور متفرق مردم در قيامت يا به خاطر آن است كه هر كس همراه رهبرى كه در دنيا انتخاب كرده، مى ‏باشد يا آنكه خوبان و بدان از يكديگر جدا مى‏ شوند.
با اراده خدا در قيامت، جمادات نيز به سخن مى ‏آيند، نه فقط زمين، بلكه اعضاى بدن انسان عليه او گواهى مى ‏دهند. «و قالوا لجلودهم لم شهدتم علينا قالوا انطقنا اللّه الّذى انطق كلّ شى‏ء»(108)
در روايات آمده است كه در مكان‏هاى مختلف نماز بخوانيد، زيرا آن مكان در قيامت براى شما شهادت مى‏ دهد.(109)
در روايت ديگرى آمده است كه در بيابانها نيز اذان بگوييد، زيرا به هر سنگ و كلوخى كه صداى شما برسد، گواه قيامت شماست.
حضرت على ‏عليه السلام پس از آنكه بيت المال را تقسيم مى ‏كرد، دو ركعت نماز مى ‏خواند و به زمين خطاب مى ‏كرد: «اشهدى انّى ملئتك بحقّ و فرغتك بحق»(110) اى زمين گواهى بده كه من تو را از بيت المال بر اساس حق پر كردم و سپس بر اساس حق خالى كردم.
در روايات است كه نحوه خبر دادن زمين اين گونه است كه مى ‏گويد: فلانى در فلان زمان فلان عمل را روى من انجام داد.(111)
«مثقال» از «ثقيل» به معناى ميزان سنگينى است و كلمه «ذرّة» يا به معناى كوچك‏ترين مورچه است و يا به معناى ذرات سبك پراكنده در هوا. البته امروز به اتم نيز ذرّه مى ‏گويند. ولى به هر حال مراد از آن كوچك‏ترين واحد وزن است.
در روايات مى‏ خوانيم: مرد عربى وارد مسجد پيامبر اكرم شد و گفت: «علّمنى بما علمك اللّه» از آنچه خدا به تو ياد داده مرا ياد بده! حضرت شخصى را مأمور آموزش قرآن به او كردند. معلم براى او سوره اذا زلزلت... را خواند، همين كه به آيه «فمن يعمل مثقال...» رسيد، مرد عرب گفت: «كفانى» مرا بس است و سپس رفت. پيامبر فرمود: «رجع فقيهاً»(112)
در سوره لقمان نيز، لقمان به فرزندش مى ‏فرمايد : اگر به اندازه وزن خردلى عمل نيك يا بد داشته باشى، در دل سنگ يا در اوج آسمان يا در زمين باشد، خداوند در قيامت براى حساب مى ‏آورد. «يا بنىّ انّها اِن تك مثقال حبّة من خردل فتكن فى صخرة او فى السموات او فى الارض يأت بها اللّه» (113)
گواهى و شهادت زمين در قيامت، بيانگر آن است كه در همين حال، زمين آگاهانه كارهاى ما را درك مى ‏كند و در آن روز با فرمان و وحى الهى بازگو مى ‏كند.
جناب آقاى حسان در ديوان خود، آيات سوره زلزال را اين گونه به نظم در آورده است:

اين زمين در آن زمان پر بلا
ناگهان چون زلزلت زلزالها
از درونش اخرجت اثقالها
با تعجب قال الانسان مالها
مردگان خيزند بر پا كلّهم‏
تا همه مردم يروا اعمالهم‏
هر كه آرد ذرّةً خيراً يره‏
يا كه آرد ذرّةً شرّاً يره‏
آن زمان خورشيد تابان كوّرت‏
كوههاى سخت و سنگين سُيّرت‏
آبها در كام دريا سجّرت‏
آتش دوزخ به شدت سعّرت‏
چون در آن هنگام جنّت ازلفت‏
خود بداند هركسى ما احضرت‏
اضافه شدن زلزله به زمين «زلزالها» هم رمز عظمت زلزله است و هم رمز گستردگى آن در تمام زمين. در اولين آيه سوره حج نيز عظمت اين زلزله مطرح شده است: «انّ زَلزلة الساعة شى‏ءٌ عظيم» در خطبه 157 نهج ‏البلاغه نيز مى ‏خوانيم: «عباد اللّه احذروا يوما تفحص فيه الاعمال و يكثر فيه الزلزال و تشيب فيه الاطفال» بندگان خدا ! بترسيد از روزى كه در آن، تمام اعمال بررسى شود، زلزله‏ ها زياد مى ‏شود و كودكان (به خاطر طولانى بودن يا سختى آن روز) پير مى ‏شوند.
105) انشقاق، 4.
106) قمر، 7.
107) قارعه، 4.
108) فصّلت، 21.
109) تفسير مجمع ‏البيان.
110) لئالى الاخبار، ج 5، ص‏79.
111) تفسير نورالثقلين.
112) تفاسير نمونه و نورالثقلين.
113) لقمان، 16.
1- زلزله بزرگ زمين در آستانه قيامت، امرى قطعى و حتمى است. «اذا زلزلت الارض زلزالها» (كلمه اذا در موردى بكار مى ‏رود كه امر قطعى باشد)
2- معاد جسمانى است. (جسم انسانها در زمين دفن شده كه در قيامت خارج مى ‏شود، نه روح آنها) «اخرجت الارض اثقالها»
3- قيامت روز تحيّر انسان است. «قال الانسان ما لها»
4- هستى شعور دارد. «يومئذ تحدث اخبارها»
5 - زمين از گواهان قيامت است. «يومئذ تحدّث اخبارها»
6- در قيامت راه هرگونه انكار بسته است. «يروا اعمالهم»
7- همه مردم در دادگاه عدل الهى يكسان‏اند. «فمن يعمل... فمن يعمل...»
8 - كيفر و پاداش الهى، بر اساس عمل است. «فمن يعمل... فمن يعمل...»
9- عمل هر چه هم كوچك باشد، حساب و كتاب دارد. لذا نه گناهان را كوچك شمريد و نه عبادات را. «مثقال ذرّة»
10- تجسم و ديدن عمل در آن روز خود عذاب يا لذت است. «يره»


نوشته شده در   دوشنبه 26 تير 1391    
PDF چاپ چاپ