شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 26 آذر 1391     |     کد : 18392

79. سوره نازعات آيه 6-14

79. سوره نازعات آيه 6-14

آيه
- يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ (6) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ (7) قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ (8) أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ (9) يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِى الْحَافِرَةِ (10) أَءِذَا كُنَّا عِظَاماً نَّخِرَةً (11) قَالُواْ تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ (12) فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ (13) فَإِذَاهُم‏بِالسَّاهِرَةِ (14)
- ترجمه
- روزى كه زلزله وحشتناك همه چيز را به لرزه درآورد (6) و به دنبال آن لرزه ديگرى واقع شود (7) در آن روز، دلهايى ترسان و لرزان است (8) و چشم‏ها (از ترس) فرو افتاده (9) (آنان كه در دنيا) مى ‏گويند : آيا (پس از مرگ) ما به زندگى نخستين باز گردانده مى ‏شويم؟ (10) آنگاه كه استخوان‏هايى پوسيده شديم؟ (11) (با خود) گويند : در اين صورت، اين بازگشتى زيانبار است (12) جز اين نيست كه آن بازگشت، با يك صيحه عظيم است (13) كه ناگهان همگى در صحراى محشر حاضر شوند (14)

نکته ها
«راجفة» به معناى اضطراب و لرزه شديد است. «اراجيف» به كلمات فتنه‏ انگيز كه مايه اضطراب باشد گفته مى ‏شود.
«رادفة» از «رديف» به معناى در پى آمدن است و به پس لرزه‏ها گفته مى ‏شود. شايد زمين لرزه اول به خاطر صور اول باشد كه همه مى ‏ميرند و مراد از «رادفة» صور دوم باشد كه همه زنده مى ‏شوند، چنانكه در آيه 68 سوره زمر به هر دو امر تصريح شده است.
«واجفة» به حركت يا اضطراب شديد و سريع گفته مى‏ شود و «خاشعة» به كسى گويند كه سر به زير انداخته و به زمين چشم دوخته است.
«حافرة» به معناى آغاز و ابتداى هر چيزى است. بنابراين كافران از بازگشت به زندگى نخستين تعجّب مى ‏كردند. امّا ممكن است «حافرة» به معناى «محفورة» باشد، يعنى قبرى كه در زمين حفر مى ‏كنند، كه در اين صورت معنا چنين مى‏ شود : آيا بعد از مردن، از قبرهايمان برمى گرديم و زنده مى‏ شويم؟(13)
«نخرة» استخوان پوسيده ‏اى است كه با اندك فشارى از هم بپاشد.
دلهايى كه در دنيا از خوف خدا لرزان باشد «وجلت قلوبهم» (14) در آخرت در امان است. «لاخوف عليهم و لا هم يحزنون» (15) و دلهايى كه در دنيا آرامش غافلانه دارند، آنجا مضطربند. «قلوب يومئذ واجفة»
«زجر»، راندن با فرياد و صداست و «زجرة» شايد همان نفحه دوم در صور باشد كه مقدّمه زنده شدن تمام مردگان مى ‏شود و «ساهرة» زمين هموار قيامت است، زيرا در آن سرزمين، چشم‏ها به خواب نمى ‏رود و در حال سَهَر است.
13) تفسير الميزان.
14) انفال، 2.
15) يونس، 62.
1- دگرگونى نظام طبيعت از مقدّمات رستاخيز است. «ترجف الراجفة...»
2- زلزله‏ هاى قيامت در يك مرحله نيست، پى ‏در پى هستند. «الراجفة... الرادفة»
3- در قيامت همه نگران نيستند، بعضى دلها دلهره دارند. «قلوبٌ»
4- ارتباط عميقى بين روح و جسم برقرار است. «قلوب... واجفة، ابصارها خاشعة»
5 - گروهى از مردم ، با طرح سؤالات تكرارى ، وقوع قيامت را انكار مى ‏كنند. «يقولون ءانّا لمردودون؟»


نوشته شده در   يکشنبه 26 آذر 1391    
PDF چاپ چاپ