دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391     |     کد : 18383

76. سوره انسان آيه 4،3

76. سوره انسان آيه 4،3

آيه
- إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً (3) إِنَّآ أَعْتَدْنَا  لِلْكَافِرِينَ سَلاَسِلَاْ وَأَغْلاَلًا وَسَعِيراً (4)
- ترجمه
- به راستى ما راه (حق) را به او نمايانديم ، خواه شاكر (و پذيرا) باشد يا ناسپاس (3) همانا ما براى كفر پيشه‏ گان زنجيرها و غل‏ها و آتشى برافروخته آماده ساخته‏ ايم (4)
- نکته ها
- هدايت ، چند گونه است :
- گاهى هدايت فطرى است . چنانچه قرآن مى ‏فرمايد : «فالهمها فجورها و تقواها» (196) خداوند به نفس بشر، خير و شرّ را الهام كرد.
نوع ديگر، هدايتى است كه از طريق تحصيل، تعقّل، مشورت، تجربه و مطالعه به دست مى ‏آيد.
و نوع سوم هدايتى است كه از راه تبليغ و ارشاد انبيا و اوليا صورت مى ‏گيرد.
تشكّر گاهى قلبى است، يعنى همه نعمت‏ها را از خدا بدانيم ؛ گاهى عملى است، بدين معنا كه انسان نعمت‏هاى خداوند را فقط در راه حق مصرف كند و گاهى زبانى است، يعنى انسان «الحمد للّه ربّ العالمين» را بر زبان جارى كند.
«سَلاسل» جمع «سِلسلة» به معناى زنجير و «اَغلال» جمع «غُلّ» به معناى طوقى است كه به گردن مى ‏نهند و «سَعير» به معناى آتش افروخته است.
امام صادق‏ عليه السلام ذيل آيه «امّا شاكراً و امّا كفوراً» فرمودند: «عرفناه اِمّا آخذ و اِمّا تارك» (197) ما راه را به او معرفى كرديم، يا آن را مى ‏گيرد و يا رها مى‏ كند.
«سلاسلا و اغلالاً» يعنى زنجير در پا و غل بر گردن.
انسان در مسير بندگى و تشكّر از خداوند، مرحله ضعيف يا متوسّطى را طى مى‏ كند ولى در طريق سركشى و تمرّد ، مرحله بالايى را مى ‏پيمايد. در شكر، شاكر است (نه شكور)، ولى در كفر، كفور است. «امّا شاكراً و امّا كفوراً» يعنى شكر او معمولى ولى كفر او قوى است. به چند نمونه ديگر توجه كنيد. قرآن مى ‏فرمايد:
«انّه ليؤوس»(198) انسان بسيار مأيوس است.
«انّ الانسان لظلوم»(199) به راستى كه انسان بسيار ظالم است.
«كان الانسان عجولاً» (200) انسان موجودى عجول است.
«كان الانسان قتوراً» (201) انسان، تنگ نظر است.
«انّ الانسان خلق هلوعاً» (202) انسان بسيار حريص و كم طاقت است.
«اذا مسّه الشر جزوعاً» (203) هنگامى كه شرّى به او رسد، بسيار جزع و فزع مى ‏كند.
«انّ الانسان لربّه لكنود» (204) انسان نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است.
195) مريم، 67.
196) شمس، 8.
197) تفسير كنزالدقائق.
198) هود، 9.
199) ابراهيم، 34.
200) اسراء، 11.
201) اسراء، 100.
202) معارج، 19.
203) معارج، 20.
204) عاديات، 6.
1- آزمايش انسان، براساس آگاهى و آزادى است:
آگاهى به واسطه چشم و گوش و عقل و فطرت درونى و هدايت بيرونى ؛ و آزادى برمبناى اختيار كه به تمام انسان‏ها داده شده است: «نبتليه ... سميعاً بصيراً هديناه... امّا شاكراً و امّا كفوراً»
2- خداوند ، حجت را بر انسان تمام كرده است. «انّا هديناه السبيل»
3- راه درست ، يكى بيش نيست. «انّا هديناه السبيل» (كلمه «سَبيل» مفرد است.)
4- هدايت، نعمتى در خور سپاس است. «انّا هديناه السبيل امّا شاكراً» (پيمودن راه دين، شكر الهى و انحراف از آن، كفران و ناسپاسى است.)
5 - كسانى كه هدايت انبيا را نپذيرند، بالاترين مرحله از كفر را مرتكب شده ‏اند. (به جاى آنكه بگويد «امّا كافراً»، فرمود: «امّا شاكراً و امّا كفوراً». زيرا «كفور»، اوج كفر است.)
6- هركس شاكر نباشد ، كفور است، راه سوّمى وجود ندارد. «امّا شاكراً و امّا كفوراً»
7- در تربيت انسان، نقش هشدار ، بيش از بشارت است. (لذا قرآن ابتدا هشدار مى‏ دهد و سپس بشارت.) «انّا اعتدنا للكافرين...»
8 - كيفرهاى الهى داراى ملاك و معيارند. «اعتدنا للكافرين سلاسل و اغلالاً و سعيراً»
9- هر انتخابى، سرانجام خود را به دنبال دارد. كفر، دوزخ را و شكر، بهشت را. «اِمّا شاكراً و اِمّا كفوراً... انّا اعتدنا للكافرين... انّ الأبرار...»


نوشته شده در   شنبه 25 آذر 1391    
PDF چاپ چاپ