چهارشنبه 9 بهمن 1398 | Wednesday, 29 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 23 تير 1391     |     کد : 18378

سوره 75. قيامة آيه 1-6

سوره 75. قيامة آيه 1-6

آيه
- لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ (1) وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (2) أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ (3) بَلَى‏ قَادِرِينَ عَلَى‏ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُ (4) بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ (5) يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ (6)
- ترجمه
- به روز قيامت قسم مى‏ خورم (1) و به نفس ملامت‏گر قسم مى ‏خورم (كه شما پس از مرگ زنده خواهيد شد.) (2) آيا انسان مى ‏پندارد كه استخوان‏هاى او را (بعد از مرگ) جمع نمى ‏كنيم؟ (3) بلكه ما قادريم (خطوط سر) انگشتان او را (بار ديگر) درست كنيم (4) ولى انسان مى‏ خواهد راه فسق و فجور را پيش روى خود باز كند (5) (لذا از روى ترديد) مى ‏پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ (6)

نکته ها
اين سوره و سوره بلد با جمله «لا اُقسم» آغاز شده است. به گفته بسيارى از مفسّران، حرف «لا» براى تأكيد است ولى بعضى آن را براى نفى مى ‏دانند، يعنى مطلب به قدرى روشن است كه سوگند نمى ‏خورم.
شايد شباهت قيامت با نفس لوّامه كه هر دو مورد قسم واقع شده ‏اند ، در اين باشد كه در دنياى كوچك وجود انسان دادگاهى به نام نفس لوّامه وجود دارد، در عالم هستى نيز دادگاهى به نام قيامت قرار دارد.(156)
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به ابن مسعود فرمود : اعمال خوب را زياد انجام بده كه نيكوكار و بدكار، هر دو در قيامت پشيمان خواهند بود. نيكوكاران از اين كه چرا كارهاى نيك بيشترى انجام نداده ‏اند و بدكاران از كوتاهى ‏ها و تقصير خود. سپس فرمود: آيه «و لا اقسم بالنفس اللوّامة» شاهد و گواه اين مطلب است.(157)
نفس در قرآن‏
در قرآن و روايات و دعاها، چند گونه نفس براى انسان تصوير شده است:
الف) نفس امارّة : كه همواره انسان را به بدى ‏ها فرمان مى ‏دهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى‏ كشاند. در قرآن مى‏ خوانيم: «انّ النّفس لامّارة بالسوء الاّ ما رحم ربّى»(158) به درستى كه نفس (انسان را) به كارهاى زشت و ناروا فرمان مى ‏دهد مگر آن كه پروردگارم رحم كند.
اين نفس، آنقدر خواهش و خواسته خود را تكرار مى ‏كند تا انسان را گرفتار سازد. حضرت على ‏عليه السلام مى‏ فرمايد: نفس امّارة همچون فرد منافق تملّق انسان را مى ‏گويد و در قالب دوست جلوه مى ‏كند تا بر انسان مسلّط شود و او را به مراحل بعد وارد كند.(159)
قرآن كريم در سوره يوسف مى‏ فرمايد : پس از آن كه برادران يوسف، بنيامين را در سرزمين مصر به جاى گذاشته و به نزد پدر برگشتند و ماجراى دستگير شدن او به اتهام سرقت بيان كردند، حضرت يعقوب به آنان فرمود:«بل سوّلت لكم انفسكم» (160) بلكه نفس، اين كار زشت را براى شما زينت داد و شما را به سوى آن كشاند.
در حديث ديگرى مى‏ خوانيم : بعد از نماز، از خداوند چنين بخواهيد : «الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابداً» حتّى به اندازه چشم بر هم زدنى مرا به نفس خودم وامگذار.(161)
امام زين العابدين عليه السلام در مناجات شاكّين به خداوند متعال عرض مى ‏كند : من از نفسى به تو شكايت مى ‏كنم كه به بدى‏ ها فرمان مى‏ دهد، به سوى خطاها مى‏ رود، نسبت به انجام گناه شتابان است، هنگامى كه شرّى به او مى ‏رسد فرياد مى ‏زند و هنگامى كه قرار است خيرى از ناحيه او به كسى برسد بخل مى‏ ورزد، به لهو و لعب تمايل شديد دارد، از غفلت و سهو و اشتباه پر شده است، به سوى گناه سرعتم مى ‏بخشد و براى توبه، مرا به طفره وا مى‏ دارد.
ب) نفس لوّامة : كه در اين سوره (قيامت) آمده است و شايد مراد از آن، همان وجدان اخلاقى باشد. آرى، انسان داراى حالتى است كه در برابر انجام بدى ‏ها يا كم شدن خوبى ‏ها، هم در دنيا خود را ملامت مى‏ كند و هم در آخرت. اين ملامت‏ها، همان ندامت و پشيمانى است كه مى ‏تواند مقدّمه توبه باشد و يا بسترى براى يأس و خود باختگى فراهم آورد.
ج) نفس مطمئنّة : كه در اثر نماز و ياد خدا حاصل مى ‏شود و انسان به آرامش و اطمينان دست پيدا مى‏ كند. قرآن كريم در يك مى‏ فرمايد : «اقم الصّلاة لذكرى» (162) نماز را به پادار تا به ياد من برسى و در جاى ديگر مى ‏فرمايد : «الا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب»(163) آگاه باشيد كه با ياد خداوند دلها اطمينان و آرامش پيدا مى ‏كنند.
انسان مطمئن، از مرگ نمى ‏هراسد، مشتاق شهادت است، به زرق و برق‏ها و جلوه‏هاى دنيا بى ‏اعتنا است و به مقدّرات الهى همواره راضى است.
منكران معاد گاهى سؤالاتى را براى انكار قيامت مطرح مى ‏كردند. از جمله اين كه مى ‏گفتند : «من يحيى العظام و هى رميم» (164) چه كسى اين استخوان‏ها را زنده مى ‏كند در حالى كه پوسيده و پراكنده شده‏ اند؟ و گاهى به طور علنى قيامت را انكار مى‏ كردند و مى‏ گفتند : «ان هى الاّ حياتنا الدنيا نموت و نحيى و ما نحن بمبعوثين» (165) جز اين زندگانى دنيا، زندگانى ديگرى نيست كه ما در آن به دنيا مى ‏آييم و مى‏ ميريم و ما مبعوث نمى‏ شويم.
در مقابل ترديد و تشكيك مخالفان در معاد كه بازگشت آن به قدرت خداوند است، قرآن بر قدرت الهى در باز آفريدن انسان‏ها تأكيد مى ‏كند كه به نمونه‏ هايى از آن اشاره مى ‏كنيم:
«قادر على ان يخلق مثلهم»(166) او قادر است كه همانند آنها را دوباره خلق كند.
«بقادر على ان يحيى الموتى»(167) خداوند بر اينكه مردگان را زنده كند توانا است.
«على رجعه لقادر» خداوند بر بازگرداندن او توانا است.
و در اين آيه مى‏ فرمايد : نه تنها بازگرداندن اصل انسان، بلكه آفرينش خطوط نوك انگشتان او در نزد خداوند كار مهمّى نيست. «بلى قادرين على ان نسوّى بنانه»
در انگشتان هر انسانى خطوط خاصّى است كه مخصوص به اوست و هيچ دو نفرى پيدا نمى ‏شوند كه خطوط انگشتان آنها يكسان باشد و به همين جهت براى شناسايى مجرمان، از انگشت نگارى استفاده مى‏ كنند. آرى علم خداوند و قدرت او بر ظريف‏ترين ذرّات وجود هر فردى جارى است. «نسوّى بنانه»
156) تفسيرنمونه.
157) بحار، ج 74، ص‏104.
158) يوسف، 53.
159) غررالحكم.
160) يوسف، 83 .
161) كافى، ج 3. ص‏346.
162) طه، 14.
163) رعد، 28.
164) يس، 78.
165) مؤمنون، 37.
166) اسراء، 99.
167) احقاف، 33.
1- در نزد خداوند، وقوع قيامت قطعى است و لذا به آن سوگند مى ‏خورد. «لا اقسم بيوم القيامة»
2- يكى از ويژگى‏ هاى انسان، داشتن وجدان اخلاقى و شناخت فطرى خوبى ‏ها و بدى ‏ها و سرزنش و ملامت خود يا ديگران به هنگام انجام بدى ‏ها است. «النفس اللوّامة»
3- در ميان سه نفس امّاره، مطمئنّة و لوّامة، آن كه به سرزنش‏ها و حسرت‏هاى روز قيامت شباهت دارد، نفس لوّامة است. «لااقسم بيوم القيامة... بالنفس اللوّامة»
4- ايمان به معاد مانع از انجام فسق و فجور است. لذا آنان كه بناى بر انجام گناه و فجور دارند، معاد را زير سؤال مى ‏برند. «بل يريد الانسان ليفجر امامه يسئل ايّان يوم القيامة»
5 - منكران معاد، بر اساس پندار و خيال به انكار قيامت مى‏پردازند نه استدلال و دليل و برهان. «أ يحسب الانسان ان لن نجمع عظامه»
6- اعضا و جوارح و استخوان‏هاى پوسيده و پراكنده، در قيامت قابل جمع ‏آورى است. «نجمع عظامه»
7- معاد جسمانى است و در قيامت وجود انسان از استخوانهاى خودش است. «نجمع عظامه»
8 - نقل پندارهاى باطل و ردّ آنها جايز است. «أيحسب... بلى قادرين»
9- آفريده خداوند، داراى نظم و نظام است، چه در دنيا: «الّذى خلق فسوّى»(168) و چه در آخرت: «نسوّى بنانه»
10- انسان قيامت، همان انسان دنيايى است. «بلى قادرين على ان نسوّى بنانه»
11- خداوند به انسان قدرت انتخاب و اختيار و اراده عطا كرده است و او مى ‏تواند بر خلاف عقل و فطرت و آگاهى خود تصميم بگيرد. «بل يريد الانسان ليفجر امامه»
12- بسيارى از كسانى كه قيامت را انكار مى ‏كنند مشكل علمى ندارند، بلكه از نظر روانى انكار آنان براى آن است كه به خيال خود راه را براى خواسته‏ هاى خود باز كنند. «يريد الانسان ليفجر امامه»
168) اعلى، 2.

توضيحات
سيماى سوره قيامت‏
اين سوره چهل آيه دارد و در مكّه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آيه اول است و به معناى رستاخيز مى ‏باشد.
محور مطالب اين سوره چنانكه از نامش پيداست، موضوع معاد و روز قيامت مى ‏باشد. ابتدا حوادث سخت و سهمگين پايان اين جهان مطرح شده و سپس چهره‏هاى شادمان و غمگين نيكوكاران و بدكاران آمده است.
ادامه سوره، حالات انسان در هنگام جان دادن و مرگ را بيان كرده و با اشاره‏اى به آفرينش انسان از قطره ‏اى آب پست، كه نشانه قدرت خداوند بر آفرينش دوباره انسان است، پايان مى ‏يابد.
البتّه چهار آيه ميانى سوره، در مورد قرآن و نحوه نزول و قرائت آن است.
در روايات براى كسى كه به قرائت اين سوره مداومت داشته و نسبت به آن عامل باشد، عبور بر صراط و حضور در قيامت با چهره ‏اى بشّاش و خندان تضمين شده است.


نوشته شده در   جمعه 23 تير 1391    
PDF چاپ چاپ