چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 18 آذر 1391     |     کد : 18339

سوره 62. جمعة آيه 2-3

سوره 62. جمعة آيه 2-3

آيه
- هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيِهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلاَلٍ مُّبِينٍ‏ (2) وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّايَلْحَقُواْ بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‏
- ترجمه
- اوست كه در ميان مردم درس ناخوانده، پيامبرى از خودشان مبعوث كرد تا آيات الهى را بر آنان بخواند و آنها را رشد و پرورش داده (از آلودگى شرك و تفرقه پاك سازد) و كتاب آسمانى و حكمت به آنان بياموزد و همانا پيش از اين در انحراف و گمراهى آشكار بودند (2) و (اين بعثت، مخصوص زمان پيامبر نيست، بلكه براى) ديگرانى از مردم كه هنوز به آنان ملحق نشده ‏اند (و در آينده متولّد مى‏ شوند، خواهد بود) و اوست خداى مقتدر حكيم

نکته ها

كلمه «اُمّى»، منسوبِ كلمه «اُمّ» است. اطلاق اين كلمه بر مردم مكّه، يا از آن جهت است كه مكّه، امّ القرى‏ است، يا از آن جهت كه در زبان عربى به كسانى كه خواندن و نوشتن را نمى ‏دانند، «اُمّى» مى ‏گويند، زيرا مثل روزى هستند كه از مادر متولّد شده‏ اند.
در حديثى از امام صادق ‏عليه السلام مى ‏خوانيم : چون مردم مكّه، كتاب و رهبر آسمانى نداشتند، خداوند نسبت اُمّى به آنان داده است وگرنه برخى از آنها توان نوشتن داشتند.(18)
«يزكّيهم»، از مصدر «تزكيه» و ريشه آن، «زكات» به معناى رشد و نموّ همراه با خير و بركت است. يعنى پيامبر مأمور است تا اخلاق زشت را از ميان مردم بردارد و اخلاق نيكو را در ميان آنان رواج دهد تا به رشد و كمال رسند.
مراد از «حكمت» در اينجا همان معارف و حقايقى است كه از آيات قرآن بر مى ‏آيد و با تغيير نگرش انسان به جهان و دادن بينش صحيح به او، زمينه‏ هاى سعادت او را فراهم مى‏ سازد. چنانكه منكران خدا مى ‏گفتند: «ما هى الاّ حياتنا الدنيا»(19) زندگانى ما محدود به همين دنياست. اما خداوند، حقيقت را چيز ديگرى معرفى مى ‏كند و مى ‏فرمايد: «ما هذه الحياة الدنيا الاّ لهو و لعب و ان الدار الآخرة لهى الحيوان»(20)، اين دنيا، جز بازى و سرگرمى نيست و زندگانى واقعى در آخرت است.(21)
«حكمت»، جداى از «كتاب» نيست، بلكه يكى از اوصافِ آن است، چنانكه در جاى ديگر مى‏ فرمايد: «و القرآن الحكيم»(22) و خداوند نيز، كتاب و حكمت را در كنار هم، بر پيامبر نازل كرده است: «و انزل اللّه عليك الكتاب و الحكمة»(23). بنابراين مراد از تعليم كتاب و حكمت كه وظيفه پيامبر است، «يعلّمهم الكتاب و الحكمة» تعليم قرآن سراسر حكمت است كه به مردم بينشِ درست زندگى كردن را مى ‏آموزد.(24)
در آيه 129 سوره بقره، حضرت ابراهيم ‏عليه السلام از خداوند درخواست كرد كه پيامبرى با چنين ويژگى ‏هايى كه در اين آيه مطرح شده را در ميان مردم مبعوث كند؛ در اين آيه استجابت آن دعا را مى ‏بينيم. در حديث مى‏ خوانيم كه پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله فرمود: «أنا دعوة أبى ابراهيم» يعنى من دعاى مستجاب شده پدرم ابراهيم هستم.
در آيه قبل، سخن از خداوندِ حكيم بود، در اين آيه، يكى از نشانه‏ هاى حكمت خدا، بعثت پيامبر و يكى از دلايل بعثت انبيا تعليم حكمت به مردم معرفى شده است.
در قرآن، چهل و شش مرتبه از ضلالت و گمراهى و انحراف سخن به ميان آمده و در بيشتر موارد كلمه‏ ى «ضلال» همراه با «مبين» آمده و گاهى نيز تعبير به «ضلال كبير»(25) و «ضلال بعيد»(26) شده است؛ با يك نگاه كوتاه در مى ‏يابيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مردم را:
از فرزند كشى به فرزند دوستى،
از جهل به علم،
از غارت اموال ديگران به ايثار و گذشت از اموال خود،
از رباخوارى به كسب و كار حلال،
از شرك به توحيد،
از تفرقه به وحدت،
از خرافات به حقيقت،
از ذلّت به عزّت،
و در يك كلام، از ضلالت به هدايت رهنمون ساخت.
چنانكه جعفر بن ابيطالب، در نزد نجاشى پادشاه حبشه، در وصف پيامبر اسلام گفت: ما مردمى بوديم كه بت مى ‏پرستيديم، مردار مى‏ خوريم، كارهاى زشت انجام مى ‏داديم، رشته خويشاوندى را بريده بوديم، حق همسايگان را رعايت نمى ‏كرديم، افراد قوى به افراد ضعيف رحم نمى ‏كردند و ... تا اين كه خداوند پيامبرى از ميان ما برانگيخت و او ما را به ارزش‏هاى انسانى فرمان داد. «و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين»
سؤال : آيا پيامبر اسلام‏ صلى الله عليه وآله تنها بر اُمّيين و مردم حجاز و عربها مبعوث شده است؟
پاسخ :
حضرت محمّد صلى الله عليه وآله در ميان مردم مكّه ظهور كرد و دعوت خود را از آنجا آغاز نمود، ولى نامه‏ هايى كه آن حضرت به پادشاهان ايران و روم و رؤساى قبايل مختلف فرستاد، بيانگر اين حقيقت است كه دعوت آن حضرت، محدود به جزيرةالعرب و يا قوم عرب نبوده است.
18) تفسير نورالثقلين.
19) جاثيه، 24.
20) عنكبوت، 64.
21) تفسير الميزان.
22) يس، 2.
23) نساء، 113.
24) تفسير الميزان.
25) ملك، آيه 9.
26) ابراهيم، 3.
1- بعثت پيامبران كارى الهى است. «هو الّذى بعث»
2- بعثت پيامبران، عامل رويش، جهش و رستاخيز در همه سطوح و امور جامعه است. «بعث»
3- برخاستن پيامبر از يك جامعه امّى و آنگاه پرچمدارى علم و حكمت، يك معجزه الهى است. «بعث فى الامّيين رسولاً»
4- رهبر جامعه اسلامى بايد از مردم، «رسولاً منهم» و در مردم باشد. «فى الامّيين»
5 - تلاوت قرآن، وسيله و مقدمه تزكيه و تزكيه مقدم بر تعليم و تعلّم است «يتلوا... يزكّيهم... يعلّمهم». (چنانكه در جاى ديگر مى‏ خوانيم: «اتّقوا اللّه و يعلّمكم اللّه» (27) از خداوند پروا كنيد تا خداوند، حقايقى را به شما بياموزد).
6- تزكيه و خودسازى بايد در سايه مكتب انبيا و آيات الهى باشد. (رياضت‏ها و رهبانيت‏هايى كه در سايه تعليم پيامبران نباشد، خود نوعى انحراف است.) «يتلوا عليهم آياته و يزكّيهم»
7- تزكيه و تعليم در رأس برنامه‏ هاى انبياست. «يزكّيهم و يعلّمهم»
8 - در مكتب انبيا، پرورش روحى و آموزش فكرى، در كنار بينش و بصيرت مطرح است. «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»
9- در محيط فاسد نيز مى ‏توان كار تربيتى كرد. «و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين»
10- براى درك زحمت‏ هاى پيامبران الهى ، بايد به وضعيّت فرهنگى و اخلاقى مردم زمان آن‏ها توجه كرد. «و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين»
...
27) بقره، 282.


نوشته شده در   شنبه 18 آذر 1391    
PDF چاپ چاپ