شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 21 تير 1391     |     کد : 18338

سوره 62. جمعة آيه 1

سوره 62. جمعة آيه 1

سوره 62. جمعةآيه
- يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى السَّمَوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ‏
- ترجمه
- آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، براى خداوند تسبيح گويند، فرمانرواىِ با قداستِ عزيز حكيم.
- نکته ها
- سوره قبل با «سبّح» و اين سوره با «يسبّح» آغاز شد، شايد نشان آن باشد كه تسبيح براى خداوند، بوده و هست و خواهد بود.
شايد چهار صفتِ «الملك، القدوس، العزيز، الحكيم» در اين آيه، مقدمه آيه بعد باشد كه مى ‏فرمايد: «هو الّذى بعث فى الامّيّين ...» اگر خداوند براى شما پيامبرى مى‏ فرستد، به خاطر نياز خداوند به پرستش نيست، بلكه او حاكمى منزّه و مقتدر است و بعثت انبيا بر اساس حكمت اوست كه انسان را از طريق تزكيه و خود سازى و تعليم و آموزش دين و حكمت، از ظلمات به نور برساند.
تسبيح خداوند، ريشه و اساس تمام عقايد و تفكرات صحيح اسلامى است:
توحيد، بر اساس تسبيح و منزّه دانستن خداوند از شرك است. «سبحان اللّه عمّا يشركون»(1)
عدل، بر اساس منزّه دانستن خداوند از ظلم است. «سبحان ربّنا انّا كنّا ظالمين»(2)
نبوّت و امامت ، بر اساس تسبيح خداوند است، يعنى خداوند منزّه است از اين كه بشر را بدون راهنما و به حال خود واگذارد، بنابراين كسانى ‏كه مى ‏گويند: خداوند وحى و راهنمايى نفرستاده است، در حقيقت او را به درستى نشناخته‏اند. «و ما قدروا اللّه حقّ قدره اذ قالوا ما انزل اللّه»(3)
معاد، بر اساس تسبيح خداوند و منزّه دانستن او از كار عبث و بيهوده و باطل است. «ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك»(4)، «افحسبتم انّما خلقناكم عبثاً و انّكم الينا لا ترجعون»(5)
آرى، اگر انسان خداوند را از هر عيب و نقص مبرّا دانست، عاشق و بنده ‏ى او مى ‏شود، از او پروا كرده و بر او توكل مى‏ كند و روابط اجتماعى و حركات و افعال خود را مطابق رضاى او تنظيم مى ‏كند.
اهميت و جايگاه تسبيح‏
در قرآن، هشت بار فرمان توكل، هشت بار فرمان استغفار، پنج بار فرمان عبادت، پنج بار فرمان ذكر و ياد خدا، دو بار فرمان تكبير و چند بار فرمان سجده آمده است، ولى فرمان تسبيح، شانزده مرتبه آمده است.
امام صادق‏ عليه السلام از رسول گرامى اسلام‏ صلى الله عليه وآله روايت مى‏ كند كه آن حضرت فرمود : هرگاه بنده‏ اى «سبحان اللّه» بگويد، هر آنچه در زير عرش قرار دارد همراه با او تسبيح گويند و به گوينده‏ ى اين سخن، ده برابر پاداش داده مى ‏شود و هرگاه «الحمدللّه» بگويد، خداوند نعمت‏هاى دنيا را بر او ارزانى دارد تا زمانى كه با خداوند ملاقات كند و آنگاه نعمت‏هاى آخرت بر او ارزانى شود.(6)
تسبيح خداوند، نوعى تشكر از اوست. قرآن مى‏ فرمايد: هرگاه فتح و پيروزى به سراغ شما آمد خدا را تسبيح گوييد. «اذا جاء نصراللّه والفتح... فسبّح بحمد ربّك»(7)
تسبيح خداوند، كفّاره كلماتى است كه در مجالس گفته يا شنيده مى ‏شود. در حديث مى‏ خوانيم : رسول خداصلى الله عليه وآله هنگامى كه از مجالس برمى ‏خاستند، ذكر «سبحانك الّلهم و بحمدك» را گفته و مى‏ فرمودند: اين كلمه، كفّاره مجلس است. «انّه كفّارة المجلس»
تسبيح، وسيله نجات است. قرآن درباره حضرت يونس ‏عليه السلام مى ‏فرمايد: «فلولا انّه كان من المسبّحين للبث فى بطنه الى يوم يبعثون»(8) اگر او تسبيح‏ گو نبود، براى هميشه در شكم ماهى ماندگار بود.
در حديث ديگرى مى‏ خوانيم : هنگامى كه انسان «سبحان اللّه» مى ‏گويد، تمام فرشتگان بر او درود مى‏ فرستند. «صلّى عليه كل ملك»(9)
در سحرهاى ماه مبارك رمضان، سفارش به قرائت دعايى شده است كه تمام جملات آن با «سبحان اللّه» آغاز مى ‏شود : «سبحان من يعلم جوارح القلوب...، سبحان ربّ الودود...»
در حديث مى ‏خوانيم : شخصى وارد خانه امام صادق‏ عليه السلام شد و حضرت را در حال نماز ديد كه شصت مرتبه ذكر «سبحان اللّه» را تكرار فرمود يا مى‏ خوانيم : امام صادق ‏عليه السلام در حال سجده پانصد مرتبه ذكر «سبحان اللّه» را تكرار فرمودند.(10)
تسبيح موجودات‏
در جهان بينى الهى، پرستش و عبادت خداوند مخصوص انسان نيست، بلكه همه موجودات در حال پرستش‏ اند.
شخصى از پيامبرصلى الله عليه وآله معجزه ‏اى درخواست كرد. حضرت مقدارى ريگ از زمين برداشت و در دست گرفت و به درخواست پيامبر و اذن الهى، صداى تسبيح سنگريزه‏ها را شنيدند.(11)
رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله فرمودند: چه بسيار مركب‏ها كه از راكب خود بهترند، زيرا بيشتر ذكر خدا مى ‏گويند.(12)
درباره تسبيح موجودات هستى، به چند نكته بايستى توجه شود:
الف) قرآن، تسبيح موجودات را آگاهانه و از روى علم و شعور مى‏ داند: «كلٌّ قد علم صلاته و تسبيحه»(13)
ب) هركسى نمى ‏تواند تسبيح ساير موجودات را درك كند: «ولكن لا تفقهون تسبيحهم»(14)
ج) تسبيح موجودات، گوناگون است. امام سجادعليه السلام از اميرالمؤمنين ‏عليه السلام نقل فرمود كه: مرغان در هر صبحگاه خداوند را تسبيح نموده و قوت روز خود را مسئلت مى ‏نمايند.(15)
نظامى، در اين زمينه چنين سروده است:
خبر دارى كه سياحان افلاك‏
چرا گردند گِرد مركز خاك‏
چه مى ‏خواهند، از اين منزل بريدن‏
كه مى ‏جويند، از اين محمل كشيدن‏
در اين محراب، معبودشان كيست‏
از اين آمد شدن، مقصودشان چيست‏
همه هستند سرگردان چو پرگار
پديد آينده خود را طلب‏كار
حافظ شيرازى نيز مى‏ فرمايد:
روشن از پرتو رويت، نظرى نيست كه نيست‏
منّت خاك درت، بر بشرى نيست كه نيست‏
ناظر روى تو صاحب نظرانند آرى‏
سرّ گيسوى تو در هيچ سرى نيست كه نيست‏
حاجى سبزوارى صاحب كتاب منظومه، نيز مى‏ گويد:
موسيى نيست كه دعوى «انا الحق» شنود
ور نه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست‏
مولوى نيز مى ‏گويد:
جمله ذرّات عالم در نهان‏
با تو مى ‏گويند روزان و شبان‏
ما سميعيم و بصير و باهشيم‏
با شما نامحرمان ما خامشيم
‏1) طور، 43.
2) قلم، 29.
3) انعام، 91.
4) آل عمران، 191.
5) مؤمنون، 115.
6) تفسيرالميزان، ج‏10، ص‏30.
7) فتح، 1 - 3.
8) صافّات، 143.
9) بحار، ج 93، ص 177.
10) وافى، ج 2، ص 157.
11) تفسير الميزان، ج‏13، ص‏96.
12) تفسير الميزان.
13) نور، 41.
14) اسراء، 44.
15) تفسير الميزان.
1- در جهان بينى الهى، هستى در حال تسبيح خداست. «يسبّح للّه ما فى السموات و ما فى الارض»
2- در تسبيح تكوينى، تفاوتى ميان موجودات آسمان و زمين، ميان جمادات و نباتات و حيوانات و انسان نيست. «يسبّح للّه ما فى السموات و ما فى الارض»
3- ستايش، بايد ملاك و ميزان و دليل داشته باشد. تسبيح، تنها سزاوار كسى است كه حكومت و قداست و عزّت و حكمت را با هم داراست. «يسبّح للّه... الملك القدّوس العزيز الحكيم»
4- پادشاهى و فرمانروايى خداوند، همراه با قداست و قدرت و حكمت است. «الملك القدّوس»
5 - حكومت خداوند، همراه با حكمت است. «الملك... الحكيم»
6- خداوند، عزيز است. «العزيز الحكيم» (همان گونه كه پيامبرش، ايمان آوردندگان به پيامبرش و قرآنش عزيز هستند. «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين»(16)، «و انّه لكتاب عزيز»(17))
7- قدرتى ارزش دارد كه همراه با حكمت باشد، «العزيز الحكيم» خداوند هم قدرتمند است و هم حكيم، امّا قدرتمندى ديگران معمولاً با روحيه استكبار و استعمار همراه است.
16) منافقون، 8.
17) فصّلت، 41.

توضيحات
سيماى سوره جمعه‏
سوره جمعه يازده آيه دارد و در مدينه نازل شده است.
يكى از اهداف اساسى اين سوره، ترغيب و تشويق و تحريص مسلمانان به حضور يكپارچه در اجتماع هفتگى نمازجمعه است.
اين سوره با تسبيح خداوند و بيان بعثت پيامبر اسلام آغاز گشته و در ادامه از مسلمانان مى ‏خواهد كه همچون يهود نباشند كه تورات به آنان داده شد اما آنان تحمل نكرده و به آن عمل نكردند و از مسلمانان مى‏ خواهد هرگاه نداى نماز جمعه برخاست، دست از هر كارى بكشند و به سوى ذكر خدا بشتابند و در غير اين صورت سزاوار توبيخ و سرزنش ‏اند.
قرائت سوره جمعه، در شب جمعه و ركعت اول نماز جمعه سفارش شده است.


نوشته شده در   چهارشنبه 21 تير 1391    
PDF چاپ چاپ