جمعه 4 بهمن 1398 | Friday, 24 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391     |     کد : 18331

سوره 8. انفال آيه 41

سوره 8. انفال آيه 41

آيه
- وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى‏ وَالْيَتَمَى‏ وَالْمَسَكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ
- ترجمه
- و اگر به خداوند وآنچه بر بنده ‏ى خود، روز جدايى (حقّ از باطل ،) روز درگيرى دو گروه (با ايمان و بى‏ ايمان در جنگ بدر) نازل كرديم، ايمان داريد، بدانيد كه هر چه غنيمت گرفتيد، همانا خمس (يك پنجم) آن براى خداوند و رسول خدا و خويشاوندان (او، اهل‏بيت عليهم السلام) و يتيمان و بينوايان و در راه ‏ماندگان (از سادات) است، و خداوند بر هر چيزى تواناست.
نکته ها
نکته ها
مخاطب اين آيه در هنگام نزول، كسانى هستند كه همراه پيامبر در جنگ بدر شركت كرده و با جانفشانى و از جان گذشتگى، پيروزى را بدست آورده ‏اند. كسانى كه اهل نماز، روزه، هجرت، جهاد و شهادت بوده و چشم اميد پيامبر به آنان بود، امّا با اين حال خداوند در اين آيه مى ‏فرمايد: اى مجاهدان جبهه‏ ى بدر، اگر به خدا و پيامبر و قرآن ايمان داريد، خمسَ غنائم را بدهيد. يعنى شرط ايمان به خدا، علاوه بر نماز و روزه و جهاد، اداى واجب مالى يعنى خمس است.
واژه ‏ى «غنيمت» و «غرامت»، هر يك شش بار در قرآن آمده است. همان گونه كه غرامت شامل هرگونه ضرر مالى مى ‏شود، نه فقط ضرر جنگى، غنيمت هم نه تنها درآمد جنگى، بلكه هرگونه منفعتى را درب ر مى‏ گيرد. كتب لغت مانند لسان‏ العرب، تاج ‏العروس و قاموس و مفسّران اهل‏ سنّت از قبيل قرطبى، فخر رازى و آلوسى نيز در عموميّت لغت، شك ندارند. همچنين در مفردات راغب آمده است: به هر چيزى كه انسان بدست مى ‏آورد، غنيمت گفته شده است. در قرآن نيز غنيمت، براى غنائم غير جنگى بكار رفته است: «فعنداللّه مغانم كثيرة» [524] حضرت على عليه السلام نيز مى‏ فرمايد: «مَن اخذها لَحق و غَنم» [525] ، كسى كه به آيين خداوند عمل كند، به مقصود رسيده و بهره مى ‏برد.
طبق روايات و به عقيده ‏ى شيعه ، غنيمت در اين آيه شامل هرگونه در آمدى اعمّ از كسب و كار و تجارت مى ‏شود. و نزول آيه در جنگ بدر، دليل اين نيست كه خمس تنها در غنائم جنگى باشد و اگر هم مراد از غنيمت در آيه تنها غنائم جنگى باشد، بايد گفت: يك مورد از خمس در اين آيه آمده و موارد ديگر در روايات مطرح شده است.
خمس، در روايات نيز از اهميّت ويژه‏ اى برخودار است، از جمله اينكه هر كس خمس مالش را نپردازد، مالش حلال نمى‏ شود و نمى‏ تواند در آن تصرّف كند و نماز با لباسى كه خمس آن پرداخت نشده باشد، مشكل دارد. [526]
اين آيه با آيه‏ ى اوّل كه انفال را تنها از خدا و رسول مى‏ داند ، «قل الانفال للّه و للرسول» منافاتى ندارد، زيرا با توجّه به آيه‏ ى خمس ، آن بزرگواران (پيامبر يا امام و نماينده او) آنچه دريافت مى ‏كنند ، خمس و يك پنجم آن را براى مصارف ذكر شده در آيه نگه مى ‏دارند و بقيه‏ ى آن را (چهار پنجم)، به جنگجويان مى ‏دهند.
فقها خمس را در هفت چيز واجب مى ‏دانند:
1- سود و منفعت كسب و درآمد ساليانه، 2- گنج، 3- معادن، 4- گوهرهايى كه از غوّاصى به دست مى ‏آيد، 5 - مال حلال مخلوط به حرام، 6- زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان بخرد، 7- غنيمت جنگى. [527]
بسيار روشن است كه خداوند نياز به خمس ندارد، بنابراين سهم خدا، براى حاكميّت قانون خدا و ولايت رسول، تبليغات و رساندن نداى اسلام به گوش جهانيان، نجات مستضعفان و جلوگيرى از مفسدان است.
برپايه‏ ى روايات، سهم خدا در اختيار رسول و سهم رسول و پس از او، در اختيار امام است. [528] و اين سه سهم در زمان غيبت امام، در اختيار نوّاب خاص و يا نوّاب عام او يعنى مجتهد جامع الشرايط و مرجع تقليد قرار داده مى ‏شود. [529]
«ذى القربى»، به دليل روايات بسيار از شيعه [530] و نيز برخى روايات اهل‏ سنّت، همه‏ ى بستگان پيامبر صلى الله عليه وآله نيستند، بلكه مراد، امامان اهل‏بيت عليهم السلام مى‏ باشند كه مقام امامت ورهبرى دارند و خمس، متعلّق به رهبر و حكومت اسلامى است، نه فاميل پيامبر.
علاوه بر روايات، قرار گرفتن ذى ‏القربى، در رديف «اللّه و للرسول» به خصوص با حرف «لام»، نشانه‏ ى آن است كه ذى ‏القربى افراد خاصّى هستند كه در خط خدا و رسولند.
از مصارف ديگر خمس در روايات، مساكين و در راه ماندگان از سادات بنى ‏هاشم است، چون گرفتن زكات بر فقراى سادات حرام است، پس بايد از طريق خمس، نيازهاى آنان تأمين شود. [531]
در واقع اسلام براى برطرف كردن محروميّت‏هاى جامعه، دو چيز را واجب كرده است: يكى زكات كه مربوط به همه‏ ى فقراى جامعه مى ‏باشد و ديگرى خمس كه بخشى از آن مخصوص فقراى سادات است و خمس و زكات به اندازه‏ى نياز سال فقرا به آنان پرداخت مى‏ شود، نه بيشتر.
امام رضا عليه السلام فرمودند: تصميم‏ گيرى در مقدار سهم براى هر يك از موارد ششگانه‏ ى ذكر شده در آيه، با امام است. [532]
524) نساء، 94
525) نهج البلاغه، خطبه 120
526) براى توضيح بيشتر به كتاب خمس مؤلّف مراجعه شود
527) براى توضيح بيشتر به توضيح المسائل مراجعه كنيد
528) تفسير صافى‏
529) تفسير نمونه‏
530) تفسير نورالثقلين و كافى، ج‏1، ص‏544
531) تفسير مجمع البيان، وسائل، ج‏6، كتاب الخمس‏
532) تفسير صافى‏
1- پرداخت خمس واجب است، گرچه درآمد و غنائم كم باشد. «غنمتم من شى‏ء»
2- حال كه با نصرت الهى در «بدر» پيروز شديد، حقّ خدا و رسول و اهل‏بيت عليهم السلام و خمس غنائم را بپردازيد. «غنمتم... فانّ للّه خُمُسه»
3- اسلام، مالكيّت اشخاص حقوقى را پذيرفته است. «للرسول و لذى القربى»
4- محروميّت زدايى، از برنامه‏ هاى اسلام است و بايد از ثمره‏ى جهاد و غنائم به سود فقرا گام برداشت. «والمساكين و ابن السبيل»
5 - براى گراميداشت طبقه‏ ى محروم، نام آنان در كنار نام خدا ورسول و اهل‏بيت قرار گرفته است. «للّه خمسه و للرسول و لذى ‏القربى و اليتامى والمساكين...»
6- ايمان، عامل عمل به وظيفه و ايثار است. «للّه خمسه ... ان كنتم آمنتم»
7- گذشت از مال، آن قدر دشوار است كه گاهى رزمندگان هم در آن مى ‏مانند. «غنمتم... ان كنتم...»
8 - نشانه‏ ى ايمان كامل، خمس دادن است. بدنبال بيان ايمان، عبادت، هجرت و جهاد مى‏ فرمايد: «لِلّه خمسه... ان كنتم آمنتم...» بنابراين خمس، واجب دائمى و مستمرّ است، نه موسمى و موقّت، چون شرط ايمان است.
9- عبوديّت، رمز دريافت معارف الهى است و پيامبراكرم صلى الله عليه وآله، بنده‏ى خالص خدا بود. «و ما انزلنا على عبدنا»
10- وجود پيامبر ميان مسلمانان، عامل يارى خداوند و پيروزى آنان است. «ما انزلنا على عبدنا يوم الفرقان»
11- روز جنگ، روز جدايى مدّعيان راستين از دروغگويان است. «يوم الفرقان يوم التقى الجمعان»
12- امداد الهى در جنگ بدر، حقّانيّت اسلام را روشن كرد، «يوم الفرقان» و نمودى از قدرت خداوند بود. «واللّه على كلّ شى‏ء قدير»


نوشته شده در   پنجشنبه 12 مرداد 1391    
PDF چاپ چاپ