يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 18 تير 1391     |     کد : 18023

سوره 56. واقعه آيه 1-6

سوره 56. واقعه آيه 1-6

سوره 56. واقعهآيه
- إذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ (1) لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ (2) خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ (3) إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجّاً (4) وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسّاً (5) فَكَانَتْ هَبَآءً مُّنبَثّاً (6)
- ترجمه
- آن گاه كه آن واقعه (عظيم قيامت) روى دهد (1) كه در واقع شدن آن دروغى نيست (و سزا نيست كسى آن را دروغ شمارد) (2) (آن واقعه) پايين آورنده و بالا برنده است (نظام خلقت را زير و رو مى‏ كند و نااهلان را پايين و خوبان را بالا مى ‏برد) (3) آن گاه كه زمين به سختى لرزانده شود (4) و كوه‏ها به شدّت متلاشى شوند (5) پس به حالت غبار پراكنده در آيند (6)

نکته ها
«خفض» به معناى فرو آوردن و به زير كشيدن و «رفع» به معناى بالابردن و برافراشتن و «رجّ» به معناى لرزش شديد و تند و از جا كنده شدن است.
«بسّ» به معناى خرد شدن در اثر فشار شديد است و «هباء» به خاك نرم مانند غبار و ذرّات معلّق در هوا مى ‏گويند و «منبث» به معناى پراكنده است.
هر كجا وقوع امر و حادثه‏ اى قطعى باشد، براى بيان آن مى ‏توان از فعل ماضى استفاده كرد. لذا بسيارى از آيات درباره قيامت، با فعل گذشته بيان شده است. «اذا وقعت الواقعة» چنانكه با ديدن سيل بزرگى كه به سوى شهر حركت مى ‏كند، مى ‏توان گفت: سيل شهر را برد، با اين‏كه هنوز سيل به شهر نرسيده است.
جمله «ليس لوقعتها كاذبة» يعنى هنگامى كه مردم وقايع پيش از قيامت را ببينند، با تمام وجود آن را باور خواهند كرد. در قرآن، آيات ديگرى نظير اين آيه آمده است، از جمله:
«فلمّا رأو بأسنا قالوا آمنّا باللّه»(2) زمانى كه عذاب را ديدند، گفتند به خدا ايمان آورديم.
«لايؤمنون به حتّى يَرَوا العذاب الاليم»(3) تا لحظه ديدن عذاب دردناك، ايمان نمى ‏آورند.
«لايزال الّذين كفروا فى مِرية منه حتى تأتيهم الساعة بغتةً» (4) كفار همواره در شك و ترديد هستند تا آنكه ناگهان قيامت به سراغشان آيد.
امام سجاد عليه السلام فرمودند: به خدا سوگند ! واقعه قيامت، دشمنان خدا را به دوزخ فرو مى ‏آورد، «خافضة» و اولياى خدا را به بهشت بالا مى ‏برد. «رافعة»(5) آرى، عزّت و ذلّت، بلند مرتبگى و پستى واقعى در آن روز معلوم مى ‏شود كه بزرگان گفته ‏اند : «الفقر و الغنى بعد العرض على اللّه» (6)، فقر و غناى واقعى پس از آنكه اعمال بر خدا عرضه شود، معلوم گردد.
وضع زمين و كوه‏ها در آستانه قيامت‏
زمينى كه آرامگاه و استراحتگاه بود، «الارض مهادا» (7) و براى امرار معاش بر پشت آن راه مى ‏رفتيم و تلاش مى ‏كرديم، «فامشوا فى مناكبها»(8) در آن روز ناآرام و بى ‏قرار مى ‏شود؛ زلزله‏ اى بى ‏سابقه و بى ‏نظير رخ مى ‏دهد كه زمين به شدّت مى ‏لرزد، به گونه‏اى كه خداوندِ بزرگ، به آن عظيم مى ‏گويد. «انّ زلزلة الساعة شى‏ء عظيم»(9) كوه‏ها با آن همه سنگينى و ريشه ‏اى كه در عمق زمين دارند، از جاى كنده و روان شده، «سيّرت الجبال»(10) به شدّت به هم برخورد مى‏ كنند، «دُكّتا دَكةً واحدة»(11) تا خرد و متلاشى شده، «بُست الجبال بَسّا» و تبديل به سنگريزه و ذرّات پراكنده مى ‏شوند، «هباءً منبثّاً» وآن ذرّات در اثر فشار، مانند پشم حلاجى شده ريزريز شوند، «كالعِهن المنفوش»(12) و مانند غبارى در هوا پراكنده شوند. «فكانت هباء منبثّاً» و اين همان ماجراى آغازين آفرينش است: «و هى دخان»(13)
2) غافر، 84.
3) شعراء، 201.
4) حج، 55.
5) تفسير نورالثقلين.
6) غررالحكم.
7) نبأ، 6.
8) ملك، 15.
9) حج، 1.
10) نبأ، 20.
11) حاقّه، 14.
12) قارعه، 5.
13) فصلت، 11.
1- در وقوع قيامت و زلزله‏ هاى سخت آن ترديدى نيست. «اذا وقعت» («اذا» و فعل ماضى در مواردى بكار مى ‏رود كه قطعى الوقوع باشد.)
2- قيامت، تنها واقعه‏ اى است كه نظير و مانند ندارد. «الواقعة»
3- در تبليغ، آنگاه كه در مقام هشدار به امرى مهم هستيم، با حذف همه مقدّمات، به اصل مطلب بپردازيم. «اذا وقعت الواقعة» (نظير آياتِ «الحاقّة»(14)، «اذا الشّمس كوّرت»(15))
4- انكار قيامت، فقط در دنيا و در شرايط رفاه و غفلت است، همين كه نشانه‏ هاى قيامت آشكار شود، ديگر كسى آن را انكار نمى ‏كند. «ليس لوقعتها كاذبة»
5 - تا فرصت هست، قيامت را باور كنيم كه پس از وقوع ، نتيجه‏ اى جز شرمسارى ندارد. «ليس لوقعتها كاذبة»
6- قيامت، هنگامه‏ ى فروپاشى پندارها و تجلّى حقايق است. (شكست و سقوط عدّه‏ اى و پيروزى و صعود عدّه ‏اى ديگر) «خافضة رافعة»
7- زلزله قيامت بسيار سخت و بزرگ است. «اذا رجّت الارض رجّاً»
8 - در آستانه قيامت، وقوع زلزله‏ ها و رانش‏هاى زمين و كوهها حتمى است. «اذا وقعت... رجت الارض... بُست الجبال... »14) حاقّه، 1.
15) تكوير، 1.


توضيحات
سيماى سوره واقعه‏
اين سوره نود و شش آيه دارد و در مكه نازل شده است.
يكى از نام‏هاى قيامت، واقعه است كه در آيه اول اين سوره از وقوع حتمى آن خبر داده شده و لذا اين سوره «واقعه» نام گرفته است.
اكثر آيات اين سوره درباره‏ ى قيامت و شرايط و حوادث آن و تقسيم مردم به دوزخى و بهشتى در آن روز بحث مى ‏كند. لذا تلاوت اين سوره انسان را از غفلت بيرون مى‏ آورد.
در آستانه مرگ عبداللّه بن مسعود، عثمان به عيادتش رفت و از او پرسيد: از چه ناراحتى و چه آرزويى دارى؟ گفت: از گناهانم ناراحتم و اميد به رحمت پروردگار دارم. پرسيد: آيا چيزى مى‏ خواهى به تو عطا كنم؟ گفت: نه، آن روز كه نياز داشتم محرومم كردى، الآن كه از دنيا مى ‏روم چه نيازى دارم. عثمان گفت: پس اجازه بده چيزى به تو عطا كنم تا براى دخترانت به ارث بماند.
او گفت: آنها هم نيازى ندارند. زيرا به دخترانم چيزى آموخته ‏ام كه هرگز نيازمند نمى ‏شوند. به آنان سفارش كرده ‏ام سوره واقعه بخوانند كه از پيامبر صلى الله عليه وآله شنيدم هر كس هر شب آن سوره را تلاوت كند، فقر و بدبختى به او نمى‏ رسد.(1)
1) تفسير مجمع البيان.


نوشته شده در   يکشنبه 18 تير 1391    
PDF چاپ چاپ