چهارشنبه 2 مرداد 1398 | Wednesday, 24 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391     |     کد : 17557

مشورت

مشورت

تشويق به مشورت
مشورت- قرآن
- ((و آنان كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند و نماز گزاردند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند)).
- ((بـه سـبـب رحمت خداست كه تو با آنان نرمخو شدى اگر تندخو و سختدل مى بودى , قطعا از گرد تو پراكنده مى شدندپس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن , كه خدا توكل كنندگان را دوست دارد)).
ـ امام صادق (ع ) : هيچ انسانى از مشورت كردن نابود نمى شود.
ـ امـام عـلـى (ع ) : رسـول خدا(ص ) مرا به (امارت ) يمن فرستاد و در مقام سفارش به من فرمود : اى على ! كسى كه از خدا طلب خير كرد سرگردان نشد و كسى كه مشورت نمود پشيمان نگشت .
ـ امـام كـاظـم (ع ) : كسى كه مشورت كند اگر كارش را درست انجام دهد , مردم او را بستايند و اگر اشتباه كند , معذورش دارند.
ـ امام على (ع ) : هركه با خردمندان مشورت كند , از پرتوهاى خردها روشنايى گيرد.
ـ مشورت كردن , انديشه هاى درست ديگران را براى تو كسب مى كند.
ـ كسى كه مشورت كند , از لغزيدن درخطاها مصون مى ماند.
ـ مشورت كننده , بر لبه پيروزى است .
ـ مشورت كردن , مايه راحتى تو و زحمت ديگرى است .
ـ مـشـورت كـردن , ديـده راهـيـابى است و كسى كه به راى و نظر خويش اكتفا كند , خود را به خطرافكنده است .
ـ پيامبر خدا(ص ) : دور انديشى آن است ,كه با صاحب نظر مشورت كنى و به نظر او عمل نمايى .
ـ هيچ مردى نيست كه با كسى مشورت كند , مگر آن كه به راه درست (مشكل خود) رهنمون شود .
ـ امـام حـسـن (ع ) : هـيچ مردمى با هم مشورت نكردند مگر آن كه راه درست (مشكلات ) خود را پيداكردند.
ـ پيامبر خدا(ص ) : هيچ پشتيبانى , قابل اعتمادتر از مشورت نيست .
ـ امام على (ع ) : هيچ پشتيبانى , چون مشاوره نيست .
ـ پيش از آن كه تصميم بگيرى , مشورت كن و پيش از آن كه اقدام كنى , بينديش .
ـ هـرگـاه با فكر خود به جايى نرسيدى , از انديشه خردمندى كه مشكل تو را حل مى كند پيروى كن .
ـ در حـضـور امـام رضا(ع ) از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد , آن حضرت فرمود : هيچ خردى بـاخـرد آن حضرت برابرى نمى كرد با اين حال گاه با يكى از غلامان سياه خودمشورت مى كرد به ايـشان عرض شد : با چنين كسى مشورت مى كنى ؟
فرمود : چه بسا كه خداى تبارك وتعالى (نظر درست را) از زبان او جارى كند.
ـ امام على (ع ) : خردمند , از مشورت كردن بى نياز نيست .
ـ بـر خـردمـند است كه راى خردمندان را به راى و نظر خود بيفزايد و دانش حكيمان را به دانش خوداضافه كند.
ـ امام باقر(ع ) : در تورات چهار جمله آمده است : [از جمله :] كسى كه مشورت نكند , پشيمان شود .
حكمت مشورت
ـ امـام عـلـى (ع ) : بـه مـشـورت كـردن تـشـويق شده است , چون نظر طرف مشورت خالص (از انـگـيزه هاى شخصى ) است و نظر مشورت كننده آميخته به هوس (خواهشها و انگيزه هاى فردى ) مى باشد.
استخاره پيش از مشورت
ـ امـام صـادق (ع ) : هـرگـاه اراده كـارى كـردى , پـيـش از مـشورت با پروردگارت با هيچ كس مـشـورت مـكـن راوى مى گويد : عرض كردم : چگونه با پروردگارم مشورت كنم ؟
فرمود : صد مـرتـبـه مى گويى : ازخدا خير (و راه درست ) را مى طلبم سپس با مردم مشورت مى كنى در اين صورت خداوند خير و صلاح تو را بر زبان هركه دوست داشته باشد , جارى مى سازد.
كسانى كه شايسته مشورت نيستند
ـ پـيـامـبر خدا(ص ) : اى على ! با ترسو مشورت مكن , زيرا او راه حل مشكل را بر تو تنگ مى كند و بـابـخـيـل مـشورت مكن , زيرا او تو را از هدفت باز مى دارد و با آدم حريص مشورت مكن , زيرا او آزمندى را در نظرت نيكو جلوه مى دهد.
ـ امـام صادق (ع ) : در مشورت نخستين كسى مباش كه نظر مى دهد و از اظهار راى خام و ناپخته بـپـرهيز و از ناسنجيده گويى دورى كن و طرف مشورت آدم خودراى و سست انديش و دمدمى مزاج و لجوج قرار مگير و از خدا بترس و سعى نكن در مشورت مطابق ميل و هوس مشورت كننده نظر دهى , زيرا كه سعى در جلب رضايت اوپستى است , و بدسگالى نسبت به وى خيانت .
ـ امـام على (ع ) : از مشورت كردن با زنان بپرهيز , مگر آن كه زنى به كمال عقل آزموده شده باشد ,چرا كه راى زنان رو به ناتوانى دارد , و عزمشان رو به سستى .
ـ در فـرمان حكومت مصر به اشتر , مى نويسد : در مشورت خود بخيل را داخل مگردان , زيرا او تو رااز نـيكى و بخشش كردن باز مى دارد و از تنگدستى مى ترساند و نه ترسو را , چه او تو را در اقدام به كارهاسست مى كند و نه آزمند را , چون آزمند ستمگرى را در نظرت زيبا جلوه مى دهد.
ـ امـام صـادق (ع ) : با احمق مشورت مكن واز دروغگو كمك مگير و به دوستى آدم دل مرده تكيه مكن , زيرا دروغگو دور را نزديك و نزديك رادور در نظرت جلوه مى دهد و احمق خودش را براى تـو خـسـتـه مـى كـند اما به آنچه مى خواهى نمى رساندت و آدم دل مرده در زمانى كه كاملا به او اعتماد دارى , تنهايت مى گذارد و در اوج ارتباطت با او , از تومى برد.
ـ مـصـباح الشريعة : با كسى كه انديشه ات او را قبول ندارد مشورت مكن , هر چند به خردمندى و پارسايى شهرت داشته باشد.
ـ امـام على (ع ) : در مشورت خود بخيل را داخل مگردان كه تو را از حق و ميانه روى باز مى دارد و ازفقر مى ترساند.
ـ زنـهـار در انديشه خود ترسو را شريك مگردان , كه اراده تو را در انجام كارها به ضعف مى كشاند وآنچه را كه بزرگ نيست در نظرت بزرگ مى نماياند.
ـ بـا دروغـگو مشورت مكن , چون دروغگو , مانند سراب , دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور.
افراد شايسته مشورت (1)
ـ امام على (ع ) : در گفتار خود با كسانى مشورت كن , كه از خدا مى ترسند.
ـ امام صادق (ع ) : در كار خود با كسانى مشورت كن , كه از خداى عزوجل مى ترسند.
ـ امام على (ع ) : در كارهاى خود با افراد خداترس مشورت كن , تا راه درست را بيابى .
افراد شايسته مشورت (2)
ـ پيامبر خدا(ص ) : از خردمند راهنمايى بگيريد وبا اومخالفت نكنيدكه پشيمان مى شويد.
ـ مشورت كردن با خردمند خيرخواه ,مايه هدايت و ميمنت است و توفيقى است از جانب خداوند , پس هرگاه خيرخواه خردمند تو راراهنمايى كرد , مبادا مخالفت كنى كه موجب نابودى مى شود.
ـ امام على (ع ) : هركه با خردمندان مشورت كند , راه درست را بيابد.
ـ با خردمندان مشورت كن , تا از لغزش و پشيمانى در امان مانى .
افراد شايسته مشورت (3)
ـ امام على (ع ) : بهترين كسان براى مشورت تو , افراد با تجربه هستند.
ـ بهترين كسان براى مشورت , صاحبان خرد و دانشند و افراد با تجربه و دورانديش .
مشورت با دشمنان
ـ امـام عـلـى (ع ) : بـا دشـمـنـانـت مـشورت كن ,تا از طريق نظر آنان به اندازه عداوت و جايگاه مقاصدشان پى برى .
ـ با دشمن داناى خود مشورت كن و ازنظر دوست نادان خود بپرهيز.
ـ امـام بـاقـر(ع ) : از كـسـى كه تو را مى گرياند ,اما خيرخواه توست پيروى كن و از كسى كه تورا مى خنداند , اما با تو يكرنگ نيست ,پيروى مكن .
حدود مشورت
ـ امـام صـادق (ع ) : مـشـورت جـز با حدود چهارگانه آن تحقق نپذيرد نخستين حد آن اين است كـه كـسـى كه با او مشورت مى كنى خردمند باشد , دوم اين كه آزاده و متدين باشد , سوم اين كه دوسـت وبرادروار باشد و چهارم اين كه راز خود را به او بگويى و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد , اما آن را بپوشاند و به كسى نگويد.
آنچه شايسته مشورت است
ـ امـام عـلـى (ع ) : عـرض كـردم : اى رسـول خـدا! اگر با موضوعى مواجه شدم كه درباره آن نه دسـتورى (از جانب خداوند) آمده و نه سنتى وجوددارد , چه امر مى فرماييد؟
پيامبر فرمود : آن را در ميان مؤمنان فقيه و خداپرست , به مشورت گذاريد وطبق راى (فرد) خاصى درباره آن حكم نكن .
تشويق به راهنمايى كردن مشورت كننده
ـ امام سجاد(ع ) : راهنمايى كردن مشورت كننده , گزاردن حق نعمت است .
ـ پـيـامـبر خدا(ص ) : با دانشى كه برادر شما را راهنمايى مى كند و با نظرى كه راه درست را به او نشان مى دهد , به وى صدقه بدهيد.
ـ امـام سـجـاد(ع ) : حـق مـشـورت كـنـنـده اين است , كه اگر براى راهنمايى او نظرى دارى , راهـنـمـايـيـش كنى و اگر اطلاعى نداشته باشى او را به كسى كه (در آن زمينه ) آگاهى دارد , راهنمايى كنى .
ـ امام صادق (ع ) : بدان كه (حتى ) اگرضارب و قاتل على (ع ) به من امانتى سپارد و از من نصيحت و مشورت بخواهد و من هم خواست او رابپذيرم , امانت را به او برمى گردانم .
پرهيز از خيانت در مشورت
ـ پيامبر خدا(ص ) : هركه به مسلمانان در مشورتى خيانت كند , من از او بيزارم .
ـ امام صادق (ع ) : هركه با برادر خودمشورت كند و او خالصانه راهنماييش نكند , خداوند انديشه او را از وى بگيرد.
ـ پيامبر خدا(ص ) : هركه برادر مؤمنش باوى مشورت كند و او صادقانه راهنماييش نكند , خداوند عقلش را از او بگيرد.
ـ امـام عـلـى (ع ) : خـيـانـت كـردن بـه فـرد تسليم شده و مشورت كننده , از شنيع ترين كارها و بزرگترين بديها است و موجب عذاب آتش فروزان مى شود.
ـ ستم كردن به مشورت كننده , هم ظلم است و هم خيانت .
مشورت در امر امامت
ـ امـام عـلـى (ع ) : اى داد از آن شـورا! چـگـونـه دربـاره مـن تـرديد كردند و با آن اولى (ابوبكر) برابرم دانستند تا جايى كه امروز با اين اشخاص (شوراى پنج نفره عمر) همرديف شده ام ؟
ـ در نـامه خود به معاويه , مى نويسد : همان مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند با من نيز ,به همان شيوه بيعت با آنان , بيعت كردند بنابر اين , آن كه (در موقع بيعت با من ) حاضر بوده اسـت ,نـسـزد كـه (جـز مـرا) انـتخاب كند و آن كه حاضر نبوده , حق ندارد نپذيرد مشورت حق مهاجران و انصاراست اگر آنان درباره مردى توافق كردند و او را پيشوا ناميدند , خشنودى خدا نيز در آن است .
ـ اى مـردم ! سـزاوارتـريـن مـردم بـه ايـن امـر (خـلافـت و پـيـشـوايـى ) تـوانـاترين آنها بر آن و داناترينشان (عمل كننده ترينشان ) به فرمان خدا در زمينه آن است اگر پيشوايى جز با حضور همه مـردم تـحقق نيابد, در آن صورت هرگز اين كار صورت نخواهد گرفت (چون حضور همه مردم براى تعيين خليفه و رهبردر يك جا ناشدنى است ) , اما كسانى كه اهل آن هستند از طرف كسانى كـه حضور ندارند نظر مى دهند دراين صورت , آن كه حضور داشته نبايد از نظر خود برگردد (و بيعت شكند) و آن كه حضور نداشته است , حق انتخاب (كسى ديگر را) ندارد.
ـ دربـاره شورا مى فرمايد : هيچ كس پيش از من به اجابت دعوت حق و , پيوند با خويشان و احسان نـشـتـافته است پس , سخنم را بشنويد و گفتارم را بفهميد , چه بسا پس از امروز , امر خلافت را خـواهـيـد ديد كه شمشيرها در آن كشيده و پيمانها شكسته خواهد شد , تا جايى كه بعضى از شما پيشواى گمراهان خواهيد شد و پيرو نادانان .
ـ امام حسن (ع ) : از جمله شروطى كه (در صلحنامه اش ) براى معاويه گذاشت اين بود : معاوية بن ابى سفيان , حق ندارد پس از خود هيچ كس را به خلافت برگزيند , بلكه پس از او موضوع خلافت به شوراى مسلمانان واگذار خواهد شد.
امامت و مشورت
ـ امام على (ع ) : از گفتن سخن حق , يا راهنمايى عادلانه , خوددارى نكنيد , زيرا من خود را بالاتر ازاين كه خطا كنم نمى دانم و از اشتباهكارى ايمن نيستم , مگر اين كه خداى بزرگ مرا حفظ كند كه اختياردار هموست .
ـ به عبداللّه بن عباس كه آن حضرت را به چيزى راهنمايى كرد كه با نظر ايشان سازگارى نداشت ,فـرمـود : تـو حق دارى نظرت را به من بگويى و من هم نظر خاص خود را دارم بنابراين , اگر بر خلاف تو عمل كردم از من پيروى كن .
ـ بـعد از آن كه با اميرالمؤمنين (ع ) به خلافت بيعت شد , طلحه و زبير از آن حضرت انتقاد كردند كه باآنان مشورت نمى كند و در كارها از ايشان كمك نمى گيرد , امام (ع ) در جواب آنها فرمود : به خـداسـوگـند كه من به خلافت رغبتى نداشتم اما چون به من رسيد , به كتاب خدا و دستورها و تـكـاليف آن درزمينه حكومت نگريستم و از آن پيروى كردم و به روشى كه پيامبر وضع كرده نيز نگاه كردم و آن راسرمشق قرار دادم بنابر اين , در اين زمينه (حكومت ) نه به نظر شما دو تن نيازى داشـتـم و نـه بـه نـظر غيرشما و هيچ حكمى هم پيش نيامده كه آن را ندانم و در نتيجه با شما و برادران مسلمانم مشورت كنم اگرچنين مساله اى پيش مى آمد , نه از شما روى مى گردانم و نه از ديگران .


نوشته شده در   پنجشنبه 12 مرداد 1391    
PDF چاپ چاپ