يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1391     |     کد : 16541

الانسان : انسان 2

الانسان : انسان 2

الانسان : انسان بدعت
- بدعتگذارى

ـ امـام عـلـى عـلیه السلام هیچ بدعتى نهاده نشد مگر آن كه بدان سبب سنتى ترك شد از بدعتها بـپـرهیزید و راه روشن را در پیش گیرید, بهترین كارها آن است كه پیشینه داشته باشد و بدترین آنها آن است كه نو پدید و بى سابقه باشد.
ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله بدترین كارها آن است كه نوپدید و بى سابقه باشد بدانید هر بدعتى گمراهى است بدانید كه هرگمراهى فرجامش آتش است.
ـ پیروى كنید و بدعت مگذارید كه آنچه شما را كفایت كند گفته شده است.
ـ امام على علیه السلام چیزى مانند بدعتها دین را ویران و تباه نكرده است.
ـ پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله مبادا سنتى را بدعتگذارى , زیرا اگر بنده سنت بدى را به وجود آورد گناه آن و گناه كسى كه به آن عمل كند به گردن اوست.
ـ امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله درباره كسى كه (در دین) نوآورى كند یا نوآورى را پناه دهد سؤال شد, فرمود: او كسى است كه در اسلام بدعتى بگذارد یا بدون حد كسى را مثله كند یا دست به چپاول و غارتى بزند كه نگاههاى مسلمانان به سوى آن كشانده شود (براى مسلمانان تازگى داشته باشد) یا از بدعتگذار دفاع كند یا او را یارى رساند یا كمكش كند.
بدعتگذاران
ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله بدعتگذاران بدترین مردم و موجودات هستند.
ـ در تـفـسـیـر آیه «آنان كه دین خود را فرقه فرقه كردند و گروه گروه شدند» ـ: اینان همان بدعتگذاران و هوا پرستانند توبه آنان پذیرفته نیست من از آنان بیزارم و آنان از من بیزارند.
ـ بدعتگذاران سگهاى اهل دوزخ هستند.
معناى بدعت
ـ امام على علیه السلام بدعتگذاران كسانى هستند كه با فرمان خدا و كتاب او و پیامبرش مخالفت مى ورزند و بر اساس راى و هواهاى نفسانى خود عمل مى كنند, هر چندشمارشان بسیار باشد.
ـ امام صادق علیه السلام هر كه مردم را به خود فرا خواند, حال آن كه در میان آنان داناتر و عالمتر از او هست , بدعتگذارى گمراه است.
رویگرداندن از بدعتگذار
ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله هرگاه بدعتگذارى رادیدید به او رو ترش كنید.
ـ هر كه به روى بدعتگذار لبخند بزند به نابود كردن دین خود كمك كرده است.
ـ هر كس بدعتگذارى را به وحشت افكند خداوند قلب او را از آرامش و ایمان بیاكند.
ـ هر كه از روى نفرت و دشمنى از بدعتگذار روى گرداند خداوند دل او را از آرامش و ایمان لبریز سازد.
ـ هـر كـه از سـر بـغض و دشمنى با بدعتگذار از او روى گرداند خداوند دل او را آكنده از یقین و خشنودى كند.
ـ هر كس نزد بدعتگذارى برود و او را احترام كند در نابودى اسلام كوشیده است.
ـ هرگاه شكاكان وبدعتگذاران پس ازمن را دیدید از آنان بیزارى نشان دهید و تا مى توانید به ایشان بد و ناسزا بگویید و بر آنان بتازید تا در تباه كردن اسلام چشم طمع ندوزند, مردم را از آنان بر حذر داریـد و از بـدعـتهاى آنان چیزى نیاموزید, بدین سان خداوندبراى شما ثوابها مى نویسد ودرجات شما را در آخرت رفعت مى بخشد.
بدعتگذار و عبادت
ـ پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله هر كس به بدعتى عمل كند شیطان او را با عبادت تنها گذارد و خشوع و گریه بر او افكند.
ـ هـر گاه گناهان بنده به اوج خود رسد اختیار دار چشمان خود گردد و تا بخواهد از آنها اشك فرو ریزد.
ـ امـام عـلـى عـلـیـه السلام سوگند به خدا كه شنیدم پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله مى فرماید: هـرگاه شیطان مردمى را به ارتكاب زشتیها مانند زنا, میگسارى , ربا خوارى و پلیدیها و گناهانى ایـنچنین وا دارد عبادت شدید و خشوع و ركوع و خضوع و سجود رامحبوب آنان گرداند و سپس ایشان را به ولایت و پیروى از پیشوایانى كه به آتش فرا مى خوانند, وادار كند.
ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله مؤمن از دل مى گریدو منافق از سر.
بطلان عمل بدعتگذار
ـ پـیـامبر خدا صلى اللّه علیه و آله خداوند از بدعتگذار نه روزه اى مى پذیرد نه نمازى , نه صدقه و زكاتى , نه حجى , نه عمره اى , نه جهادى , نه نقدى و نه فدیه اى.
ـ عمل اندكى كه با سنت همراه باشد بهتر است از عمل بسیار كه با بدعت.
ـ هـیـچ گـفـتارى جز با كردار پذیرفته نشود و هیچ گفتار و كردارى جز با نیت و هیچ گفتار و كردار و نیتى جز با مطابقت با سنت.
توبه بدعتگذار
ـ پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله خداوند توبه بدعتگذاررا نمى پذیرد.
وظیفه علما به هنگام پدید آمدن بدعتها.
ـ پـیـامبر خدا صلى اللّه علیه و آله هرگاه بدعتها در میان امتم آشكار شوند بر عالم است كه علم و دانش خود را آشكار سازد هر كس چنین نكند نفرین خدا بر او باد.
ـ هر گاه بدعتها آشكار شوند و آخرین افراد این امت اولین افراد آن را لعن و نفرین كنند, هر كس دانـشى دارد باید آن را منتشرسازد هر كه در آن روز دانش خود را پنهان دارد همچون كسى است كه آنچه را خدا بر محمد نازل كرده كتمان كرده باشد.
ـ یـونس بن عبدالرحمن: از امامان راستگو براى ما روایت شده است كه فرموده اند: هرگاه بدعتها سـربـردارنـد عـالـم بـاید علم ودانش خود را آشكار سازد و اگر چنین نكند نور ایمان از او سلب مى شود.
بدا
ـ امام صادق علیه السلام خداوند عزوجل به هیچ چیز چون بدا تعظیم و بزرگداشت نشده است.
ـ امـام بـاقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام خداى عزوجل به چیزى مانند بدا پرستش نشده است.
معناى بدا
ـ امام صادق علیه السلام خداوند را دو علم است: علمى نهفته واندوخته كه جز خودش كسى آن را نـداند و بدا از این علم است و علمى كه به فرشتگان و فرستادگان و پیامبران خود آموخته است و ما آن را مى دانیم.
بداى محال
ـ امام صادق علیه السلام هر كه خیال كند براى خداوند در نكته اى بدا حاصل مى شود كه دیروز آن را نمى دانسته است از او بیزارى جویید.
«بـدا ـ به فتح و مد ـ در لغت به معناى آشكار شدن یك چیز پنهان و آگاه شدن به آن در صورتى كـه قـبـلا بـر ما معلوم نبوده ,مى باشد همه مسلمانان ـ بجز شمارى ناچیز ـ این گونه بدا را براى خداوند ناشدنى و محال مى دانند و كسانى كه چنین افترایى به امامیه بزنند بیگمان تهمت و دروغ بزرگى زده اند و دامن امامیه از آن پاك و مبراست.
بـدا در عرف ـ آن گونه كه از سخنان علما و پیشوایان حدیث بر مى آید ـ به چند معناست كه همه آنها درباره خداوند درست است , از جمله:.
1 ـ آشـكـار كـردن و پدید آوردن چیزى و حكم به هستى یافتن آن به سبب تقدیرى جدید و تعلق گـرفـتن اراده اى جدید به چیزى بر حسب شرایط و مصالح از این قبیل است پدید آوردن اتفاقات روزمـره سـخـن ابـن اثـیـر ـ در حـدیـث افـراد كچل و پیس و كور ـنزدیك به همین معناست او مى گوید: «براى خداوند عزوجل بدا حاصل شد كه آنان را به این وسیله آزمایش كند: یعنى به این حكم مى كند در این جا بدا به این معناست , زیرا قضا قبلا صورت مى گیرد وبدا به معناى پى بردن بـه درستى امرى و كارى است كه قبلا معلوم نبوده است بدا به این معنا نسبت به خداوند محال و نـارواسـت»پایان سخن ابن اثیر شاید مراد ابن اثیر از قضا , حكم به هستى یافتن باشد و مرادش از ایـن كـه مـى گوید قضا قبلا صورت مى گیرد, این باشد كه علم به آن قبلا صورت مى گیرد, كه ظاهر تعلیل بعدى ابن اثیر نشانگر همین مطلب است.
2 ـ تـرجـیح یكى از دو امر متقابل و حكم به هستى یافتن آن بعد از تعلق گرفتن اراده غیر حتمى نسبت به هر دو امر این ترجیح ناشى از رجحان مصلحت و شروط یكى بر مصلحت و شروط دیگرى اسـت از ایـن قـبیل است اجابت دعا و بر آورده شدن خواستهاى دعا كننده , طولانى شدن عمر به سبب صله رحم و تصمیم به باقى نگه داشتن مردمى بعد ازتصمیم گرفتن به نابودى آنها.
3 ـ از بـیـن بـردن چـیـزى كه وجود آن در زمانى معین و با در نظر گرفتن شرایطى مشخص و مـصلحتى خاص حتمى بوده است و نیزقطع استمرار وجود آن چیز بعد از سپرى شدن آن زمان و شـرایـط و مصالح , خواه به دلیل محقق شدن شرایط و مصالح , جانشینى براى آن شئ از میان رفته گذاشته شود یا نشود از این قبیل بدا است زنده كردن و میراندن و قبض و بسط در امور تكوینى و نسخ ‌احكام بدون جانشین یا با جانشین در امور تكلیفى نسخ نیز , همچنان كه صدوق در دو كتاب التوحید و الاعتقادات خود تصریح كرده است , داخل در موضوع بدا مى باشد.
ابدال
ـ پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله سه خصلت است كه هركس داشته باشد از ابدال است: خشنودى به قضاى الهى , خویشتن دارى در برابر محرمات خدا و به خشم آمدن در راه خداى عزوجل.
ـ هـمـانـا ابـدال امـت من با كردارها (ى خود) به بهشت نمى روند بلكه به سبب رحمت خداوند و سخاوت جانها و سلامت دل ومهربانى نسبت به همه مسلمانان به بهشت مى روند.
ولخرجى
قرآن

«حـق خـویـشـان و مسكینان و در راه ماندگان را بپرداز وهیچ ولخرجى مكن همانا ولخرجان با شیاطین برادرند و شیطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود».
ـ امـام على علیه السلام بخشنده باش اما ولخرجى مكن , و صرفه جو باش لیكن خسیس و سختگیر مباش.
ـ ولخرجى سرلوحه فقر و نادارى است.
ـ ولخرجى همنشینى بینواست.
ـ هر كه به ولخرجى افتخار كند با تهیدستى خرد و خوار شود.
معناى ولخرجى
ـ امـام صـادق علیه السلام ـ درباره آیه «و ولخرجى مكن» ـ: هر كس چیزى در راهى جز طاعت خدا انفاق كند ولخرج است و هر كس در راه خیر و خوبى خرج كند مقتصد وصرفه جوى است.
ـ در پـاسخ به پرسش ابو بصیر از آیه «و ولخرجى مكن» ـ: انسان مال خود را تلف مى كند و خود تهیدست مى ماند ابوبصیر گفت:پس در مال حلال نیز ولخرجى ممكن است؟
فرمود: آرى.


نوشته شده در   يکشنبه 24 ارديبهشت 1391    
PDF چاپ چاپ