جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 14 فروردين 1391     |     کد : 16117

شرایط صحّت و قبولی عبادات

شرایط صحّت و قبولی عبادات

شرایط صحّت و قبولی عبادات
شرایط صحّت و قبولی عبادات - ارزش عبادت به صحّت و درستی آن است و صحّت آن، به دو عامل مهم بستگی دارد:
1. صحیح بودن هدف.
2. صحیح بودن شكل آن.
امّا «هدف»: كسب رضای الهی و انجام وظیفه، باید هدف انسان در عبادت باشد. از این رو، عبادتی كه از روی ریا، یا كسب وجهه و خوشایند مردم باشد یا انسان انتظار ستایش از غیر خدا داشته باشد، شرك است. البته اگر هدف، خدا باشد و مردم متوجّه كار خالصانه انسان شوند، اشكال ندارد.[1]
ریا در عبادت، علاوه بر آنكه حرام است، موجب بطلان آن نیز می باشد. باید كوشید تا نیّت خالص عبادت،‌ به انگیزه های غیر خدایی آمیخته نشود.
درباره اخلاص در عمل امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده است:
«وَ الْعَمَلُ الْخالِصُ الَّذی لاتُریدُ اَنْ یَحمَدك عَلَیهِ اَحدُ اِلَّا الله»[2]
عمل خالص، آن است كه از احدی، به جز خداوند، انتظار مدح و ستایش نداشته باشی.
در آثار اخلاص، از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ روایت است كه:‌
«ما اخلص عبدلله عزَّوجلَّ اربعین صباحاً الّا جرت ینابیع الحكمه من قلبه الی لسانه»[3] بنده ای نیست كه چهل روز تمام، كارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، مگر آنكه چشمه های حكمت و خرد، از روح و جانش بر زبانش جاری می شود.
اخلاص، دانشگاهی است كه در مدّت چهل روز، فارغ التحصیلانی حكیم و فرزانه، تحویل می دهد.
امّا «شكل كار»:
عبادتی صحیح است كه به همان شكل و شیوه و صورت معین از سوی خدا و مكتب انجام گیرد، نه روی سلیقه های شخصی یا روش های منحرف از دستور دین.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «لا قول و لا عمل و لا نیّه الا باصابه السُّنَّه»[4] ارزشی برای گفته ها و عمل ها و نیّت ها نیست،‌ مگر آن كه طبق دستور و سنت انجام گیرد.
پس شكل عبادت را هم باید از اولیاء‌دین آموخت.
حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند درخواست می كند كه نحوه ‌صحیح عبادت را به ما نشان بده «و أرِنا مَنا سِكنا».[5]
در اینكه نماز را كجا باید شكسته یا تمام، آهسته یا بلند خواند، تعداد ركعت ها و امثال آن،‌ باید متعبّد بود. در غیر این صورت، ارزشی نخواهد داشت. مثل آنكه اگر بگویند: در صد قدمی شما گنجی نهفته است، می توانید آن را تصاحب كنید. اگر شما 98 قدمی یا 102 قدمی را حفر كنید، به گنجی نمی رسید و رنج بیهوده برده اید.
یا اگر بخواهید با كسی یا شهرستانی تماس تلفن بگیرید، با یك شماره كم یا زیاد، شخص دیگر جواب می دهد یا شهر دیگری را می گیرید. پس در عبادات هم دقیقاً باید به همان صورتی انجام داد كه دستور داده اند. مانند دندانه های یك كلید كه اگر اندكی ریز یا درشت شود،‌ دیگر قفل را باز نمی كند.
امام باقر ـ علیه السّلام ـ در تفسیر آیه 189 بقره «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» از در خانه ها وارد شوید، نه از بیراهه، فرمود:‌
مقصود آن است كه هر كاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل كنید.[6]
انگیزه های تغییر شكل عبادت
قرآن، نمونه های متعدد یاد می كند كه چگونه اقوام پیشین، با تغییر شكل عبادت، دچار قهر و غضب الهی شدند. انگیزه این تغییر شكل ها متفاوت بوده، كه از هر كدام، یك نمونه‌ قرآنی ذكر می كنیم:
1. لجاجت
خداوند به بنی اسرائیل دستور داد هنگام ورود به سرزمین مقدس، كلمه «حطّه» را بر زبان جاری كند (یعنی خدایا ما را ببخش و گناهانمان را بریز).
آنان را روی استهزاء‌ و لجاجت، تغییر داده و گفتند: «حنطه» (یعنی گندم). خدا بر آنان غضب كرد و هلاكشان نمود.[7]
2. روشنفكر زدگی
در اسلام، چهار ماه حرام است كه جنگیدن در آن ممنوع است. این آتش بس اجباری، در سه ماه پیاپی (ذیقعده، ذیحجه، محرّم) و یك ماه جدا (رجب) است كه قرآن همه را به عنوان «اربعه حرم»[8] یاد كرده و جنگیدن را ممنوع ساخته است، مگر آنجا كه حالت دفاعی باشد. برخی به نظر روشنفكرانه خود و روی سلیقه،‌ ماه های حرام را جابجا می كردند، عقب جلو می كردند و می گفتند: چه فرق می كند، هدف آن است كه سالی چهار ماه نجنگیم. قرآن، این تغییر در ماه های حرام را نكوهش كرد و‌آن را فرو رفتن در كفر دانست.[9]
3. مقدّس مآبی
منظور، كار كسانی است كه با سرپوش مذهب و حیله های شرعی، به خواسته های دل خود می رسند و بدینوسیله می خواهند بر سر وجدان و قانون خدا كلاه بگذارند.
نمونه اش در داستان بنی اسرائیل است كه چون خداوند، صید ماهی را روز شنبه برای آنان تحریم كرده بود، با احداث حوضچه هایی كنار آب، ماهی ها را بدرون آن می كشیدند ولی روز بعد، ماهی ها را می گرفتند و می گفتند: ما كه روز شنبه ماهی نگرفته ایم ...! ماجرای فوق،‌ در آیاتی از قرآن بیان شده و مورد مذمّت قرار گرفته است.[10]
شرایط قبولی عبادات
عبادات، غیر از شرایط صحّت، شرایط «قبول» و «كمال» هم دارد. یعنی آنچه كه مراعاتش، انسان را به قرب خدا و رشد معنوی می رساند و در فرد و جمع، تأثیر می گذارد.
گاهی عبادت، صحیح است، ولی رشد ‌آور نیست، مثل دارویی كه شفابخش نیست. گاهی عبادت، از كیفر می رهاند ولی ما را محبوب خدا نمی سازد.
در آیات و روایات، شرایطی برای قبولی اعمال و عبادات بیان شده كه نمونه هایی از آنها از این قرار است.[11]
1. شرط اعتقادی.
2. شرط سیاسی.
3. شرط اخلاقی.
4. شرط اقتصادی.
5. شرط اجتماعی.
6. شرط بهداشتی و ...
قبل از توضیح این موارد، تأكید می شود كه انسان باید به مسئله قبولی عبادت عنایت خاصّی داشته باشد تا از تلاش معنوی اش بهره بیشتر ببرد.
علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «كُونُوا عَلی قَبُول الْعَمَلِ اَشَدَّ عِنایهً مِنكُم عَلَی الْعَمَل»[12] به قبولی عمل، بیش از اصل عمل توجّه داشته باشید.
انسان ممكن است برای پذیرش در جایی، هم كارت ورود بگیرد، هم طبق مقررات ظاهری عمل كند، ولی در مصاحبه به دلائلی مانند فساد اخلاق یا سوء سابقه یا ... رد شود. عبادات هم ممكن است از نظر مقررات الهی، درست انجام گیرد، ولی به دلایلی مورد قبول خدا نشود. مگر نه این است كه گاهی كارهای صحیحی از طرف افراد غیر مسئول انجام می گیرد ولی به جای تشكّر، از آنان انتقاد هم می شود؟!
پس شرطِ قبولی كار، چیزی دیگر است. اینك به بیان آن شرایط می پردازیم:
1. شرط اعتقادی: ایمان به خدا
نداشتن ایمان، مایه تباهی اعمال است: « وَ مَنْ یَكْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»[13]
كسانی مساجد خدا را آباد می كنند كه ایمان به خدا و معاد داشته باشند:
«إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ»[14]
و عمل صالح از زن و مرد «مؤمن» است كه موجب زندگی پاك می شود:
«من عمل صلحاً من ذكر أو أنثی و هو مؤمن فَلنُحیِیُنَّه حیوه طیبهً»[15]
كسی كه خدا را قبول ندارد، برای او كاری نمی كند تا انتظار پاداش داشته باشد. قرآن كریم، اعمال كافران را همچون خاكستری می داند كه در یك روز طوفانی در برابر باد قرار گیرد. كه چیزی از آن باقی نمی ماند.
2. شرط سیاسی: ولایت
ولایت و رهبری صحیح و آسمانی، همه‌ بندگان خدا و بندگی ها و نماز و حجّ و جهاد و ... را در مسیر الهی قرار می دهد و به آنها جهت شایسته می بخشد. مثل ایران امروز كه با برخورداری از ولایت فقیه، راه رو به رشدی را می پیماید. در مقابل، كشورهای اسلامی دیگر، با آنكه نماز و روزه و ... دارند ولی به خاطر انحراف در خط سیاسی و رهبری، در ذلّت اند.
رهبری جامعه، همانند راننده در یك ماشین است. اگر همه سرنشینان، شیك و مرتب و مؤدّب باشند ولی راننده مست باشد یا جاده منحرف باشد، سقوط در پیش است. ولی اگر راننده، سالم و باتجربه باشد، هر چند مسافران، كهنه پوش و نامترب باشند، این سفر به مقصد می رسد.
در حدیث از امام باقر ـ علیه السّلام ـ است: «من دان الله بعباده یجهد فیها نفسه و لا امام له من الله فسعیه غیر مقبول»[16]
كسی كه به خدا ایمان دارد و عبادت های طاقت فرسا هم انجام می دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد، تلاشش بی فایده است.
اگر رهبر آسمانی بود، پرستش خدا به طاغوت پرستی كشیده نمی شد و قوانین آسمانی تبدیل به خرافات نمی گردید و نمازهای جمعه، با همه شكوهش، به نفع طاغوت ها نمی انجامید و حج، این مظهر قدرت و عزّت اسلام و مسلمین، چنین بی اثر یا به سود حكام دور از اسلام تبدیل نمی شد.
در حدیث می خوانیم: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً»[17] هر كس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی كند.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: ما «باب الله» هستیم و راه خدا از طریق ما معرّفی و شناخته می شود.[18]
پس شرط قبولی عبادات، ولایت است. ولی همراهش باید تقوا هم باشد. امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «و ما تنال و لایتنا الّا بالعمل و الورع»[19]
در خط رهبری ما نیست، مگر آنانكه اهل عمل و تقوا باشد.
3. شرط اخلاقی:
الف) تقوا

داستان فرزندان آدم در قرآن آمده است. هر دو قربانی كردند. قربانی یكی پذیرفته شد و دیگری نه. خدا می فرماید:
«إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین»[20] خدا تنها از اهل تقوا می پذیرد.
نقل كرده اند شخصی هنگام عبور از بازار، دو قرص نان سرقت كرد و دو انار از مغازه ای دیگر.
[1] . تفسیر صافی، ج 2، ص 35.
[2] . بحارالانوار، ج 70، ص 230.
[3] . بحارالانوار، ج 70، ص 242.
[4] . قصار الجمل، ج 2، ص 73.
[5] . سوره بقره، آیه 128.
[6] . المیزان، ج 2، ص 59.
[7] . «فانزلنا علی الذین ظلموا رجزاً من السماء ...» بقره، آیه 59.
[8] . سوره توبه، آیه 36.
[9] . «انّما النسیء زیاده فی الكفر» توبه، آیه 37.
[10] . از جمله در سوره اعراف، آیه 163.
[11] . با تشكر از برادر عزیز حجه‌اسلام آقای وحیدی كه این دسته بندی، با الهام از اوست.
[12] . بحارالانوار، ج 71، ص 173.
[13] . سوره مائده، آیه 5.
[14] . سوره توبه، آیه 18.
[15] . سوره نحل، آیه 97.
[16] . وسائل الشیعه، ج 1، ص 90.
[17] . كافی، ج 1، ص 430.
[18] . كافی، ج 1، ص 193 و 145.
[19] . كافی، ج 2، ص 75، بحارالانوار، ج 71، ص 187.
[20] . سوره مائده، آیه 27.
محسن قرائتي ـ پرتوي ازاسرارنماز، ص50


ادامه شرایط صحّت و قبولی عبادات
سپس آن انار و نان را به فقیر داد. به او گفتند: این چه كاری است؟ گفت: خداوند هر گناه را یك كیفر ولی ثواب را ده برابر پاداش می دهد.
من با آن دو نان و دو انار، چهار گناه كردم ولی به فقیر كه دادم، چهل ثواب بردم. چهار گناه از چهل ثواب كه كم شود، سی و شش ثواب باقی می ماند. به او گفتند: پاداش ده برابر، برای كسی است كه كارش بر اساس تقوا باشد. انفاق از مال غصبی پاداش ندارد. مگر نخوانده ای كه: «انما یتقبل الله من المتقین ...»!
ب) حضور قلب
توجه و حضور قلب از دیگر شرایط صحت عبادت است:
برخی از راه های كسب توجه و حضور قلب در عبادات عبارتند از:
1. توجه به عظمت خدا و تفكر در عبادت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «الا لاخیر فی عباده لیس فیها تفكر؛ آگاه باشید كه در عبادتی كه تفكر نباشد سودی نیست»[1]
2. توجه به لطف بی نهایت خدا نسبت به بندگانش.
3. پناه بردن به خدا از شر شیطان های جنّی و انسی.
4. توسل جستن به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
5. داشتن حالت خشوع و خضوع.
و ....
4. شرط اقتصادی: ادای حق مردم
رسیدگی به نیازمندان و ادای حقوق محرومان به درجه ای از اهمیت است كه گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زكات، یا داشتن درآمد مشروع، از این نمونه هاست.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «من صلّی و لم یزك لم تقبل صلوته»[2] هر كس نماز بخواند ولی زكات (و مالیات اسلامی) نپردازد، نمازش قبول نمی شود.
در حدیث دیگری علی ـ علیه السّلام ـ به كمیل می فرماید:
هر گاه غذای تو از راه حلال و درآمد صحیح نباشد، خداوند، تسبیح گفتن و شكر كردن تو را قبول نمی كند.[3]
5. شرط اجتماعی: خیرخواهی نسبت به دیگران
حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوّت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیكو میان پیروان اسلام، اهمیّت بسیاری دارد. از این رو، هر سخن و عملی كه به گسستن پیوندها و بهم زدن روابط خوب منجر شود نارواست، «غیبت»، «سوء ظن»، «بدخواهی»، «قطع رابطه»،‌ «بدخلقی» و ... از اوصاف و اعمالی هستند كه موجب قبول نشدن عبادت می شوند.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «من اغتاب مسلماً او مسلمهً لم یقبل الله صلاته و لاصیامه اربعین یوماً و لیلهً الّا ان یغفر له صاحبه»[4]
كسی كه غیبت زن و مرد مسلمانی را بكند، تا چهل روز نماز و روزه اش را خدا نمی پذیرد، مگر آنكه آن شخص، او را ببخشد.
و نیز، آن حضرت فرمود: «یا اباذر! ایاك و هجران اخیك، فانّ العمل لایتقبّل مع الهجران»[5] ای ابوذر! از دوری و قطع رابطه با برادر دینی بپرهیز، چرا كه عمل اینگونه اشخاص پذیرفته نیست.
و امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «لا یقبل الله من مؤمن عملاً و هو مضمر علی اخیه سوءً»[6] هر مؤمنی كه نسبت به برادر دینی اش، نیّت بدی داشته باشد، خداوند عمل او را قبول نمی كند.
و امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «انّ سوء الخلق یفسد العمل كما یفسد الخّل العسل»[7] بداخلاقی با مردم، چنان عمل را فاسد می كند، كه سركه، عسل را.
نتیجه آنكه بدگویی از دیگران، نیّت سوء درباره مردم، ترك دوستی، غیبت و امثال آن كه باعث سست شدن پیوندهای اجتماعی مسلمانان می شود، از موانع قبول شدن عبادات به حساب آمده است. و نمازگزار و اهل عبادت، باید روابط دینی مستحكمی با بندگان خدا داشته باشد، تا پرستش هایش شایستگی قبولی را دارا باشند.
6. شرط خانوادگی: خوشرفتاری
آئین مقدس و متعالی اسلام، میان عبادت و سیاست و اخلاق و اجتماع، پیوندی منسجم ایجاد كرده است. در امور خانوادگی هم رعایت احترام و حقوق متقابل زن و شوهر را چنان مهم دانسته كه بی توجهی به آن گاهی باعث قبول نشدن عبادات می گردد. و قطع پیوندهای زمینی، به قطع پیوند آسمانی می انجامد.
در این زمینه پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده است: «من كان له امرئه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لاحسنهً من عملها ... و علی الرّجل مثل ذلك»[8] هر كس زن بد رفتار و اذیت كننده ای داشته باشد، خداوند نماز و كارهای نیك آن زن را نمی پذیرد. (مرد نیز همچنین است)
نه تنها بد رفتاری زن با شوهر یا برعكس، این اثر را دارد، حتی نگاه خشم آگین به پدر و مادر هم مانع قبول عبادت است.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «من نظر الی أبویه نظر ماقتٍ و هما ظالمان له لم یقبل الله له صلاهً»[9]
نماز فرزندانی كه با خشم به پدر و مادر خود نگاه می كنند قبول نمی شود. گر چه والدین، نسبت به آنان كوتاهی و ظلمی كرده باشند.
آری ... وقتی ما از نردبان نماز، به معراج می رویم كه پایه های آن، روی زمین محكمی باشد. ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود، بالا رفتن را مشكل یا غیر ممكن می سازد. كمال معنوی در سایه‌ عبادات، آن هم با حسن رفتار و روابط شایسته اجتماعی حاصل می شود. مسائل دیگری هم در روایات بیان شده كه مانع قبولی اعمال است، مانند شراب خوردن و غیر آن. البته نباید تصوّر شود كه حال كه خدا قبول نمی كند، پس نماز نخواند و روزه نگیرد و ... بلكه اینگونه روایات، نشان دهنده ضعف عمل و كم ارزشی آن به خاطر رفتار و خصلت های ناشایست عبادت كننده است.
نشان قبولی
قرآن، ثمره نماز را، باز داشتن از فحشاء و منكر می داند «إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[10]
و این خاصیّت، مغز و محتوای اصلی نماز و نشان قبولی اعمال و عبادات است. هسته بی مغز، رشد نمی كند و ثمر نمی دهد. نماز بدون بازداشتن از بدی ها، همان عبادت بی محتواست.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در بیان این نشانه، می فرماید: «مَنْ اَحَبّ اَنْ یَعْلَمَ اَقُبِلَتْ صَلاتُه اَمْ لَمْ تُقْبَل، فَلْینظُر هَلْ مَنَعتْهُ صَلاتُه عَنِ الْفَحشاءِ وَ المنكر؟ فَبقَدرِ ما ضَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنه»[11]
هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند كه آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هر قدر كه نمازش او را از گناه باز داشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.
[1] . اصول كافی، ج 1، ص 36.
[2] . بحارالانوار، ج 96، ص 12.
[3] . سفینه البحار، ج 1، واژه «حلّ».
[4] . جامع السعادات، ج 2، ص 234.
[5] . مكارم الاخلاق، ص 554 (به نقل از الحیاه، ج 1، ص 236).
[6] . اصول كافی، ج 2، ص 361.
[7] . اصول كافی، ج 2، ص 321.
[8] . وسائل الشیعه، ج 14، ص 116.
[9] . اصول كافی، ج 2، ص 349.
[10]. سوره عنكبوت، آیه 45.
[11] . بحارالانوار، ج 82، ص 198.
محسن قرائتي ـ پرتوي ازاسرارنماز، ص50


نوشته شده در   دوشنبه 14 فروردين 1391    
PDF چاپ چاپ