جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 14 فروردين 1391     |     کد : 16116

حقیقت عبودیت و بندگی

حقیقت عبودیت و بندگی

حقیقت عبودیت و بندگی
حقیقت عبودیت و بندگی- خداوند متعال می فرماید: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[1] جن و انس را نیافریدم جز برای اینكه عبادتم كنند.
«وَ قَضی رَبٌّكَ اَنْ لا تَعْبُدُوا إِلاّ إیّاهُ».[2] حكم پروردگارت بر این قرار یافت كه فقط او را عبادت كنید.
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ».[3] در هر امّتی رسولی برانگیختم كه خدا را عبادت كنید و از طاغوت دوری جویید.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در تفسیر آیه‎ اوّل فرمود: آنان را خلق كرد تا امرشان كند كه عبادتش كنند.[4]
و همین طور در تفسیر آیه‎ مزبور فرمود: «خَلَقَهُم‌ْ لِلْعِبَادَهِ». [5] برای عبادت خلقشان كرد.
و امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در خطبه‎ ذی قار می فرماید: « ... فَإِنَّ اللهَ تَعالی بَعَثَ محمَّداً ـ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَهِ عِبَادِهِ إلی عِبادَتِهِ، وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إلی عُهُودِهِ، وَ مِنْ طاعَهِ عِبَادِهِ إلی طاعَتِهِ، وَ مِنْ وِلایَهِ عِبادِهِ إلی ولایَتِهِ.»[6] همانا خدای تعالی محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به حق مبعوث كرد تا بندگانش را از پرستش بندگان به پرستش خود، و از بیعت بندگانش به بیعت خود، و از فرمانبری بندگانش به فرمانبری خود، و از ولایت و دوستی بندگانش به ولایت خود در آورد.
آری عبد بودن یعنی بنده و كوچك بودن، و مولا بودن یعنی آقا و بزرگ بودن. كسی كه مالك باشد آقاست و كسی كه مملوك باشد بنده است. او كه مالكیّت مطلق دارد، تسلّط بر همه‎ی امور، ولایت و حكومت بر همگان، امر و نهی و بزرگی و عظمت برای همه دارد. و بندگان و مملوكها را در مقابل او فروتنی و افتادگی، كوچكی و فرمانبری لازم است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
لَیْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنّمَا هُوَ نُورٌ یَقَعَ فِی قَلْبٍ مَنْ یُرِیدُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعالی أن یَهْدِیَهُ. فَإنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطلُبْ أَوَّلاً فِی نَفْسِكَ حَقِیقَهَ الْعُبُودِیَّهُ. وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ. وَ اسْتَفْهِمِ اللهَ یُفْهِمْكَ.
علم آن نیست كه به درس گرفتن و تعلّم حاصل آید. بلكه علم نوری است كه در قلب آن كس كه خدای تعالی هدایت او را اراده كرده است، قرار می یابد. پس اگر چنین علمی را خواستی، در مرحله‎ی اوّل باید در نفس خود حقیقت عبودیّت و بندگی را بجویی. و به دنبال آن، علم را به وسیله‎ی به كار گرفتن آن طلب كن و از خدای متعال بخواه كه فهم و هوش عطایت كند.
راوی می گوید: پرسیدم: حقیقت عبودیّت چیست؟ حضرت فرمود:
سه چیز است:
ـ عبد آنچه را خدا برایش داده ملك خود نپندارد. زیرا كه بتدگان و بردگان را ملكی نباشد. همه‎ی اموال را مال خدا دانسته و آنجایش نهد كه خدایش فرمان داده است.
ـ بنده برای خود تدبیری از پیش خود نیندیشد.
ـ تمام مشغولیّت خود را در اوامر و نواهی خدای متعال قرار دهد.
پس اگر بنده خود را مالك عطایا و بخششهای خدای تعالی نداند، مصرف آنها در مواردی كه خدایش دستور داده، برایش آسان آید. و اگر بنده ای تدبیر امورش را به خدای مدبّر واگذارد، مصیبتها و حوادث ناگوار دنیا برایش سهل شود. و اگر اوقات خود را مشغول به اوامر و نواهی خدای متعال كند، دیگر او را وقتی برای جدال با مردم و فخر فروشی به آنها باقی نخواهد ماند.
و اگر خدای تعالی این سه را به بنده ای كرامت كند، دنیا و شیطان و تمامی خلایق در مقابل دیدگانش چیزی به حساب نیایند و دنیا را برای فخر فروشی و زیاده طلبی نخواهد، و مال مردم را برای توانمندی و برتری جویی خود طلب نكند، و دنیای چند روزه‎ی خود را به تنبلی از دست ندهد.
همه‎ی اینها درجه‎ی اوّل از درجات تقوا است. خدای متعال می فرماید:«تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ العاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»[7]: آن سرای بازپسین را برای آنان قرار دادیم كه اراده‎ی برتری و فساد در زمین نكنند. و سرانجام خوب از آنِ متّقین است.
پس عبد و آنچه در اختیارش است همه مال مولایش است. و از آن جهت كه حقیقت هر چیزی به مشیّت خداوند متعال تحقّق پیدا كرده و می كند و هیچ چیزی خارج از مشیّت او وجود نتواند گرفت، پس تمام ما سوی الله مخلوق و ممالك او خواهند بود. زیرا همه، وجودشان و بقایشان به مشیت خالق متعال وابسته است. و اطاعت و فرمانبری و دوستی و ولایت كسی غیر از او گناهی بزرگ و كفر به خداوند متعال است و عبادت غیر خدا خواهد بود. و اگر كسی دیگر در عرض خدا قرار داده شود شرك است.
خدای تعالی فرماید:
«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَهً لِیَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ـ كَلاَّ سَیَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَكُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا».[8]
مشركان غیر از خدای تعالی خدایانی برای خود گرفتند تا موجب عزّتشان باشند. چنین نیست! بزودی آن خدایان، پرستش آنان را انكار كرده و دشمن آنان خواهند شد.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در تفسیر این آیه فرمود:
آنان كه غیر از خدای تعالی برای خودشان خدایانی قرار داده اند، در روز رستاخیز خدایانشان با آنان به مخالفت برخاسته، از آنان و عبادتشان بیزاری خواهند جست.
سپس امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: پرستش و عبادت، سجده و ركوع نیست؛ بلكه پرستش همان اطاعت است. هر كس مخلوقی را در نافرمانی و معصیت خدای تعالی اطاعت كند، او را پرستش كرده است.[9]
و امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرماید:
شما (شیعیان) آن گروهی هستید كه از عبادت طاغوت سرپیچی كردید. و هر كس ستمگری را اطاعت كند، همانا او را پرستش كرده است.[10]
با توجه به اینكه بندگان و آنچه در اختیار آنها قرار داده شده ملك طلق خداوند متعال است، پس این اعضا و جوارح و تمام ساختمان بدن انسان هم ملك اوست و استفاده از آنها منوط به اذن و رضای اوست و هر تصرّفی در آنها، اگر مطابق حكم و اذن و رضای خدا نباشد، حرام خواهد بود. پس خداوند متعال همگان را مالكیّت و سلطنت بر نفوس و اموالشان داده است، و حدود و ثغور آن را به وسیله‎ی شرایع آسمانی بیان كرده است. پس هیچكس را بر دیگری سلطنت و حكومت و فرماندهی نیست جز اینكه خدای تعالی داده باشد. خدای تعالی می فرماید:
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».[11]
بگو: خداوندا! ای دارنده‎ی ملك! می دهی ملك را به كسی كه می خواهی، و می گیری از كسی كه می خواهی. و عزّت می بخشی كسی را كه بخواهی. و ذلیل می كنی كسی را كه خود می خواهی. همه‎ی خیرات در دست تو است. همانا تو به هر چیزی توانا هستی.
و باید متوجّه بود همه‎ی حكومتها و سلطنتها در مسیر حكومت و سلطنت الهی نیست، و حكومت و سلطنتی در طول حكومت و سلطنت خداوند متعال قرار دارد كه در جهت اطاعت و فرمانبری و خضوع و خشوع در مقابل خداوند باشد. و آن، عبارت است از حكومت و سلطنت پیامبران الهی و اوصیای آنها و آنان كه از ناحیه اینها مأذون به سرپرستی امور مردم باشند و از حدود و ثغور آن تجاوز نكنند. و از این میان حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ ولایت و مالكیتش شامل همه‎ی درجات و مراتب ولایتها و مالكیّتها است، و مالكیّت تمام والیان امر، امیران لشكر، حاكمان بلاد، قضات و علما، و همچنین ولایت موالی بر عبید، همه تحت ولایت و مالكیّت پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار گرفته اند. امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ می فرمایند:
إنَّ اللهَ فَوَّضَ إِلی نَبِیِّهِ ـ صلّی الله علیه و آلِهِ ـ أَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ كَیْفَ طَاعَتُهُمْ. ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَهَ:«ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا [12]».[13]
خدای تعالی امور خلق را به پیامبرش تفویض كرد تا ببیند چگونه از او فرمان می برند. سپس حضرت این آیه را تلاوت كرد: هر چه رسول برایتان آورد اخذ كنید. و از هر چه نهی كرد تركش كنید.
و امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرماید:
فَمَا حرَّمَ رَسُولُ اللهِ ـ صلّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ فَهُوَ بِمَنْزِلَهِ مَا حَرَّمَ اللهُ.[14]
هر چه را رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ حرام كند، به منزله‎ی آن است كه خداوند متعال حرام كرده است.
و همین امر درباره‎ی امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ كه اوصیای گرامی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ذرّیّه‎ی آن حضرت هستند، جاری است جز اینكه آنان را حقّ تحلیل و تحریم نیست. امام باقر ـ علیه السّلام ـ در تفسیر آیه‎ی«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[15] می فرماید:
هِیَ فِی عَلِیٍّ وَ فِی الأَئمَّهِ. جَعَلَهُمُ اللهُ مَواضِعَ الأَنْبٍیاءِ، غَیْرَ أَنَّهُمْ لایُحٍلّونَ شَیْئاً وَ لایُحَرِّمُونَه.[16]
این آیه درباره‎ی علی ـ علیه السّلام ـ و امامان معصوم است كه خداوند متعال آنان را در جای پیامبران قرار داده است؛ جز اینكه آنان چیزی را حلال و حرام نمی كنند.[1] . الذاریات/56
[2] . الاسراء/23
[3] . النحل/36
[4] . علل الشرایع/13
[5] . علل الشرایع/14
[6] . الكافی 8/386
[7] . القصص/ 83
[8] . مریم/81 و82
[9] . تفسیر القمّی2/55
[10] . بحارالانوار23/361
[11] . آل عمران/26
[12] . حشر/ 7.
[13] . الكافی 1/266
[14] . بحارالأنوار 17/10
[15] . النساء/59
[16] . تفسیر العیّاشی 1/252
محمد بياباني اسكويي ـ نماز وسيله‎ قرب و تقرب خدا، ص 65


ادامه حقیقت عبودیت و بندگی
پس روشن شد اطاعت از كسی عبادت اوست. و باز معلوم شد تمام مالكیّتها و ولایتها و حكومتها به خداوند متعال بازگشت می كند، و همه در طول مالكیّت و ولایت خداوند قرار دارند. پس اگر كسی ولایت و حكومتی را با امر و اذن الهی تصاحب كند، حكومت و ولایت و سرپرستی او اطاعت خدا محسوب شده و عبادت خدای تعالی خواهد بود، و كسانی كه از او فرمان برده و اطاعت كنند، خدای تعالی را اطاعت كرده و فرمان برده اند، و در نتیجه خدا را عبادت كرده اند. ولی اگر كسی ولایت و حكومتی را بدون امر و اذن الهی تصاحب كند، آن را غصب كرده و خود را ضدّ و ندّ قرار داده است و در عرض خدا برای خود مقام معبودیّت قائل شده است. چون از دیگران می خواهد از او اطاعت كنند و فرمان برند و اطاعت دیگران از او هم اطاعت و عبادت او خواهد بود نه اطاعت و عبادت خدای تعالی.
و همین طور است ولایت و حكومت و سرپرستی انسان به نفس و اموال خود. اگر به آنها از جهت اینكه خداوند متعال در اختیارش گذاشته نظر كند و تصرّفش در آنها را با اوامر الهی مطابق كند، خودِ همین، اطاعت خدا و عبادت او خواهد بود. ولی اگر بدون توجّه به اذن و رضای الهی باشد، عبادت خدا نخواهد بود، بلكه تمام تصرّفاتش تصرّف در ملك غیر و حرام خواهد بود.
پس روشن شد حقیقت عبودیّت بندگی كردن است. و حقیقت عبادت خضوع و خشوع و افتادگی است. و اطاعت از كسی و مطیع فرمان او بودن، افتادگی و خضوع و خشوع در مقابل اوست، پس عبادت او خواهد بود. بنابراین هر بنده ای فعلی را به قصد اطاعت از امر مولا و صاحب و مالكش انجام دهد، او را عبادت كرده است. و اگر كسی فعلی را به جهت خشنودی و رضای نفس خویش انجام دهد، نفس خود را عبادت كرده است. پس در این صورت افعال و اعمالی كه برای رسیدن به بهشت یا ترس از جهنّم انجام داده می شود، نمی توان آنها را عبادت خدا به حساب آورد، گر چه خدای تعالی به آنها امر كرده باشد. چون این اعمال در حقیقت به خاطر حبّ و دوستی و علاقه به نفس انجام گرفته است. ولی خداوند متعال، به لطف و كرم خود، بر بندگانش توسعه داده و به آنان اذن داده كه اگر خواستند می توانند اعمالشان را به این دو جهت هم انجام دهند و برای آنان در مقابل این اعمال هم ثواب داده می شود. ولی باید توجّه داشت كه حقِّ عبادت خدا آن است كه به خاطر حبّ و دوستی خدای تعالی انجام شود. امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
همانا مردم خدای را به سه صورت عبادت می كنند: گروهی او را برای رسیدن به ثوابش می پرستند. این نوع عبادت، عبادت آزمندان است. و گروهی دیگر او را برای ترس از آتش می پرستند. این هم عبادت بردگان است. ولی من او را برای حبّ و دوستیش عبادت می كنم. و این عبادت رادمردان است.[1]
پس بكوشیم اطاعت از پروردگارمان را به خاطر حبّ و دوستی او بكنیم نه به خاطر دوستی نفس خود كه در آتش نسوزد و در بهشت متنعّم گردد، گر چه به این دو جهت هم اطاعت خداوند حساب شود.
[1] . علل الشرایع/12
محمد بياباني اسكويي ـ نماز وسيله‎ قرب و تقرب خدا، ص 65


نوشته شده در   دوشنبه 14 فروردين 1391    
PDF چاپ چاپ