يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390     |     کد : 15343

بازی چپ‌های مدرن علیه هاشمی

بازی چپ‌های مدرن علیه هاشمی

19/ زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی
زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی- بازی چپ‌های مدرن علیه هاشمی
- با وجود اینکه کارگزاران به‌طور رسمی از خاتمی حمایت کرده بود و هاشمی نیز انتخاب شدن خاتمی را «روند تکاملی» دولت خود می دانست، جریان چپ در یک تاکتیک تبلیغاتی، انتقاد از عملکرد هاشمی رفسنجانی را به‌عنوان رئیس جمهور جریان راست، محور مبارزات انتخاباتی خود قرار داد. کافی بود ناطق نوری نیز کاندیدایی محافظه‌کار و ادامه‌دهنده راه هاشمی معرفی شود تا این پازل، رو به تکامل رود و جریان «نه به ناطق= نه به هاشمی» شکل گیرد.
جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه عملیه قم، پیش از آنکه جناح مقابل درباره کاندیدای نهایی خود اعلام نظر کند، کاندیدای خود را برگزیده بود. پانزدهم آبانماه 1375 بود که جامعتین «علی اکبر ناطق نوری» را به‌طور رسمی نامزد مورد حمایت خود معرفی کرد. (1)
هر چند ماه‌ها تا آغاز موعد رسمی تبلیغات انتخاباتی فاصله بود، اما با مشخص شدن نامزدهای دو جناح سیاسی اصلی در کشور، رقابت های انتخاباتی به صورت غیررسمی کلید خورد. در این میان، «سید محمد خاتمی» و یارانش از یک سو به دنبال پیروزی بر رقیب بودند و از سوی دیگر و حتی مهم تر از آن، می خواستند عقبه تئوریک خویش را که حاصل یک فعالیت هشت ساله در حلقه‌های کیان، آئین و سلام  بود، به جامعه بکشانند. این بود که پروژه تبلیغاتی جریان چپ در دو بعد متفاوت دنبال شد.
پیشتر اشاره کردیم که هاشمی به دو دلیل عمده، رئیس جمهور جریان راست تلقی می شد: نخست اینکه او رسما در شورای مرکزی «جامعه روحانیت مبارز» حضور داشت و دوم، طیف موسوم به راست علی رغم انتقادات شدیدی که به سیاست های هاشمی داشت، طی ۸ سال ریاست جمهوری وی همواره در مقام حمایت از او برآمده بود. در نتیجه این فضای کاذب سیاسی، جامعه این آمادگی را پیدا کرده بود که نارضایتی‌های خود از هاشمی را به سطح جامعه روحانیت و جریان راست ارتقا دهد.
با وجود اینکه کارگزاران سازندگی به‌طور رسمی و آشکار از کاندیداتوری خاتمی حمایت کرده بود و شخص هاشمی نیز به ریاست جمهوری رسیدن خاتمی را «روند تکاملی» دولت خود می‌دانست، جریان چپ در یک تاکتیک تبلیغاتی هوشمندانه، انتقاد از عملکرد هاشمی رفسنجانی را به عنوان رئیس جمهور جریان راست محور مبارزات انتخاباتی خود قرار داد. در این میان، کافی بود ناطق نوری نیز کاندیدایی محافظه‌کار و ادامه دهنده راه هاشمی معرفی شود تا این پازل رو به تکامل رود و جریان «نه به ناطق= نه به هاشمی» شکل گیرد: مواضع صریح ناطق مبنی بر ادامه راه دولت هاشمی، کار را تمام کرد! در این سو اما خاتمی، درست برعکس ناطق نوری،  به سرعت توانست خود را به عنوان منتقد وضع موجود به افکار عمومی معرفی نماید. ستاد انتخاباتی خاتمی همه همّ خود را مصروف انتقاد از وضع دوران سازندگی کرده بود و این، برای مردمی که علاقه‌مند به شنیدن صدایی دیگر و متفاوت از وضع موجود بودند، شیرین بود. ظاهرا در آن دوره، مردان سازندگی نه تنها گلایه‌ای از این امر نداشتند، که «در نحوه انتقاد از عملکرد خویش» نیز ستاد خاتمی را یاری می‌کردند!
در برنامه‌های اعلامی خاتمی که در پنجم فروردین 1376 منتشر شد، ضمن اشاره به روح عدالت علوی، زدودن فقر و تامین زندگی شرافتمندانه، راهکارها و اهداف کلانی مطرح شده بود که مستقیماً رویکرد و عملکرد دولت هاشمی رفسنجانی را مورد حمله قرار داده بود:
- پرهیز از خودکامگی و ممانعت از شکستن حرمت‌ها و تجاوز به حقوق و آزادی‌های قانونی، رسالت دولت است.
-دولت اسلامی خدمتگزار مردم است نه ارباب آنها.
-استقرار امنیت مستلزم مبارزه با قانون شکنی است.
-تلاش برای زدودن رذیلت‌های اخلاقی از جمله ریا، تملق، نفاق، فساد و بی‌بند و باری از وظایف دولت به‌شمار می‌رود.
-تلاش برای حاکمیت قانون و ضابطه شرط پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
-تاکید بر حضور فعال همه قشرها و پذیرش رقابت‌ها به‌عنوان یکی از مجاری اساسی مشارکت از سوی دولت، ضرورتی انکارناپذیر است.(2)
در چنین شرایطی بود که وقتی  ناطق نوری بر ادامه راه هاشمی تاکید می‌کرد، برای هر ناظر آگاه سیاسی تصور سرنوشت انتخاباتی او دشوار نبود؛ اما این هاشمی دوستی، تنها اشتباه تاکتیکی کاندیدای جامعتین نبود. «ناطق  نورى» در همان ابتدای کار مصاحبه ای با  بی.بی.سی انجام داد و جدى ترین رقیب خود را سید محمد خاتمى دانست. او گفت: «من عضو شوراى مرکزى جامعه روحانیت مبارز هستم اما اگر این سمت را گرفتم قطعاً فقط رئیس جمهور طرفداران جامعه روحانیت مبارز نیستم. رئیس جمهور ایران اسلامى خواهم  بود.» (3) فحوای این سخنان ایرادی نداشت اما با توجه به نفرت عمومی مردم از رادیو بی. بی. سی به عنوان رسانه دولت انگلیس، مصاحبه ناطق بهانه دست رقبایش داد که موج جدیدی از فعالیت های تخریبی را علیه او آغاز کنند. او هر چقدر تلاش کرد بگوید نه با رادیو بی.بی.سی که با شبکه بین المللی بی.بی.سی مصاحبه کرده و گردانندگان این شبکه در پخش آن شیطنت کرده‌اند، اما رسانه‌هایی چون روزنامه «سلام» ماجرا را رها نکردند: «سؤال این است که  فارغ از انگیزه  و قصد این رادیو و امثال آن، پذیرش مصاحبه از سوى مسئولین با چه هدفى صورت مى‌گیرد؟ آنان با این مصاحبه ها قصد دارند از طریق رادیو بى.بى.سى حرف‌هاى  خود را با چه  مخاطبینى در میان بگذارند؟ آنان آیا در داخل کشور، رسانه‌ها را براى رساندن پیامشان به حزب‌اللهى‌ها و مردم کافى نمى بینند که مصاحبه  بخش  فارسى رادیو بى.بى.سى را نیز رد نمى کنند؟»(4)
ناگفته نماند در انتخابات هفتم ریاست جمهوری، اگرچه دو کاندیدای دیگر یعنی حجت الاسلام «محمد محمدی نیک ری شهری» و «سید رضا زواره‌ای» نیز در مبارزات حضور داشتند، با توجه به وزن و عقبه سیاسی کاندیداها، رقابت اصلی عملا میان ناطق نوری و محمد خاتمی در جریان بود.
از هر بعدی که بنگریم، محتوا و تاکتیک‌های تبلیغاتی خاتمی قوی‌تر از شیوه‌های تبلیغاتی رقیبش بود و زمان به سرعت به ضرر ناطق پیش می‌رفت. در حالی که رقیبان خاتمی، روی تاکتیک «افشاگری» برای شناساندن ماهیت منحرف و سکولار او و یارانش متمرکز شده بودند، ستاد خاتمی علاوه بر عَلَم کردن این افشاگری‌ها و حملات به عنوان نماد مظلومیت وی، با چاپ پوسترهایی که عکس خاتمی همراه امام(ره) و مقام معظم رهبری در آنها دیده می شد، از شعار «سلام بر سه سید فاطمی، خمینی، خامنه ای، خاتمی» برای نشان دادن سیادت و نیز رابطه تنگاتنگ او با امام(ره) و آیت الله خامنه‌ای بهره می برد تا همه آن افشاگری‌ها درباره انحراف عقیدتی وی را یک‌جا خنثی کند. مهلت تبلیغات رسمی که فرا رسید، چپ ها شجره نامه «سیدمحمد خاتمی» را نیز با شمارگان بالا منتشر و حتی در دوردست ترین روستاهای کشور توزیع کردند. گویا آنان به خوبی دریافته بودند که نمی توان جز با اظهار ارادت به ائمه اطهار(ع) و امام(ره) و رهبری، رأیی از این ملت کسب کرد.
در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری هفتم یک واقعه ناگوار نیز رخ داد و آن انتشار فیلم هایی بود که در آن افرادی با ظواهر غیر اسلامی در روز عاشورا به خیابان ها ریخته و در حمایت از خاتمی با در دست داشتن عکس وی شعارهایی علیه نظام سر می دادند؛ اتفاقی که بعدها به «کارناوال عصر عاشورا» موسوم شد. حامیان خاتمی به سرعت این قضیه را ساخته و پرداخته رقیبان خود عنوان کرده و به عنوان یک ابزار تمام عیار مظلوم نمایی از آن بهره بردند. کسانی نیز  این فیلم را بهانه ای برای انتقادات شدید از خاتمی قرار دادند. مقام معظم رهبری اما با هوشیاری خاص خود، وقتی دریافتند که خاتمی با مسببان واقعه عاشورا به صورت صریح و روشن مرزبندی، و حساب خود را از آنان جدا کرده، درباره این رویداد دست به روشنگری زده و  جلوی گسترش تبعات منفی آن را گرفتند:
بعضی از کارها را دشمن و غیرخودی‌ها انجام می‌دهند. کاروان شادی در عصر عاشورا، مربوط به مردم انقلابی و مسلمان نیست و به دست گرفتن عکس یک نامزد انتخاباتی نیز حیله آنها بوده است، بنابراین نباید هیچ‌یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را در این زمینه متهم کرد، زیرا ربطی به آنها ندارد و شاید همان فریب‌خوردگانی که در خیابان‌ها آن مناظر زشت را به راه انداختند، ندانند که دست پنهانی، برای خراب کردن فضای انتخابات، ناراحت کردن متدینین و خراب کردن چهره‌ها، آنها را حرکت می‌دهد. ضرورت دارد مسئولان مربوطه به شناسایی دست‌های پنهان دخیل در انجام اینگونه کارهای زشت و برخورد با آنها توجه کنند. خودی‌ها باید مراقب باشند و از سر غفلت افراد را متهم نکنند و آنها را مورد اهانت قرار ندهند، تبلیغات منطقی، معقول و با استدلال اشکالی ندارد، لکن فضای انتخابات نباید خراب و کدر شود.(5)
نویسنده:‌ سید یاسر جبرائیلی / خبرگزاری فارس
کتاب «سودای سکولاریسم» به زودی توسط انتشارات موسسه فرهنگی خبرگزاری فارس راهی بازار نشر خواهد شد و علاقه‌مندان، نهادها و مراکز می‌توانند از طریق شماره تلفن 88913277-021 سفارشات خرید خود را ارائه دهند.
----------------------
1. روزنامه ایران، 18/7/1375.
2. محمد علی حسین زاده، گفتمان‌های حاکم بر دولت های بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی ایران (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386).
3. روزنامه همشهری، 22/1/1376.
4. روزنامه سلام، 30/2/1376.
5. دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران با رهبر انقلاب، 1376/02/31، در:
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=782


نوشته شده در   پنجشنبه 27 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ