شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن 1390     |     کد : 15190

نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه

نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه

نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه- در دهه هاى چهل و پنجاه پوسته رويين جامعه اى ايران را لعابى از مدرنيسم فرا گرفته بود اما آن چه در عمق مى گذشت تماما شاخصه هاى جامعه دامدارى كشاورزى بود در اين شرايط ساز و كارهاى سياسى اجتماعى و فرهنگى ايران بر مدار ارتباطات شفاهى استوار بود و اساس مردم بيش از آن كه به مطالعه و تقويت فرهنگ مكتوب بپردازند به سمت و سوى ارتباطات شنيدارى ديدارى گرايش داشتند اين گرايشش در كنار عوامل ديگر مانعى بر سر راه مطبوعات به سوى تبلور بود. نگاهى گذرا به مطبوعات اين دوره نشان مى دهد كه محتواى نشريات در مطلوب ترين شكل خود در قالب هاى كليشه اى و تقليدى گرفتار شده بود و نيز روزنامه نگاران براى مخاطبان شفاهى به پيام رسانى مكتوب مى پرداختند.
به واقع مطبوعات ايران در اين مقطع با دو مشكل اساسى مواجه بود: نخست عوامل محيطى همچون قوانين و مقررات ، سانسور حكومتى و موانع اجتماعى فرهنگى و دوم عوامل درون سازمانى نظير تاثير مستقيم سليقه اى مديريت ها بر محتواى مطبوعات غيبت تخصصهاى لازم و نبود كادر مناسب كه نه تنها از آموزشهاى لازم برخوردار بشوند بلكه از انقطاع تاريخى نيز رنج مى بردند طبيعتا مطبوعات در چنين شرايطى نمى توانست به شكل گيرى و جهت دهى افكار عمومى آن گونه كه خواست زمامداران وقت بود دست پازد به همين دليل مطبوعات در مقايسه با رسانه هايى همچون نوار پوستر و شبنامه از توجه كم ترى در بين مردم برخوردار بود با وجود اين از آن جا كه دست اندركاران رژيم تنها به الگوى تك خطى حكومتى كه نسخه اى اصلى آن در غرب پيچيده شده بود چشم دوخته بودند بر اساس اصول و قواعد ديكته شده از پاره اى تكنيك هاى خبرى در پوشش اخبار و اطلاعات جهت دار مدد مى جستند تا اخبار را آن گونه كه مى خواهند بسازند نه آن طور كه واقعيت داشت .
از اين رهگذر تكنيك هايى همچون شيوه اى پنهان كارى منبع نقاب دار استفاده از مجارى دوگانه استفاده از عقايد و گرايش هاى فكرى و يا سمبل هاى مخاطبان خشونت مطبوعاتى و نيز تغيير مواضع همراه با سكوت را مى توان نام برد كه به صورت مجزا و يا توامان براى تخريب مخالفان كه در راس آنها امام قرار داشت مورد بهره بردارى واقع مى شد.
به طور كلى در اين خصوص مى توان گفت كه از نقطه اى آغازين انقلاب اسلامى در آغاز دهه 1340 بهمن سال 1357 مطبوعات كشور رويكردهاى متفاوتى به نهضت امام خمينى ره داشته است كه مى توان آنها را در دسته بندى هاى زير تبيين نمود.
الف : دوره مخالفت مطبوعات
اين دوره كه از آغاز دهه اى 40 شهريور ماه 1357 به طول انجاميد ساكت ترين دوره اى تاريخ مطبوعات پهلوى دوم محسوب مى شود در اوايل اين مقطع اندكى پس از مخالفت امام ره با لايحه انجمن هاى ايالتى و ولايتى بار ديگر رژيم بر سياست سكوت و سانسور مخالفين پاى فشرد زيرا جديت امام ره در مخالفت با رژيم و همچنين نفوذ و معنوى او در ميان توده هاى مردم را به خوبى دريافته بود پس به منظور تحريف و جلوگيرى از فعاليت نهضت اسلامى 75 روزنامه و مجله مستقل توقيف شد تا ضمن از بين بردن نشريات مستقل پديده اى مطبوعات فرمايشى و دستور بگير را جانشين جرايد متعهد و مسئول نمايند. به دنبال اين اقدام ، مطبوعات كشور دولتى شد و فضاى تك صدايى بر كل جامعه سايه افكند و نوعى يكدستى و همسويى ميان گردانندگان مطبوعات در تمامى سطوح آن به وجود آمد؛ به طورى كه اخبار شاخص ترين جريان مخالف ، يعنى نهضت امام خمينى (ره ) كه به طور جدى در 15 خرداد 1342 از پرده برون افتاد بود، در محاق رفت . بنابراين ، تنها تعداد انگشت شمارى مقاله ، گزارش و خبر مربوط به اين رخداد مهم در لابه لاى مطبوعات به چاپ رسيد؛ زيرا در چنين شرايطى ، سياست مطبوعاتى كشور طورى بود كه تا سر حد ممكن ، اسمى ازنهضت امام (ره ) برده نشود و اگر برخلاف اين خط مشى ، ناگزير چند مقاله و خبر غير واقعى منتشر مى شد، صرفا در حدى بود كه شاه به اين موضوع نظر داشت . البته ، در چنين وضعى ، خط تبليغاتى جعل و تحريف اخبار مربوط به امام (ره ) در پيش گرفته مى شد. در اين رويكرد، مطبوعات رسمى به جاى آن كه دست كم سطح حداقلى از حقايق را انعكاس دهند، با واژگون سازى اخبار و حقايق مربوطه در پى ذهنيت سازى افكار مردم در مسير انديشه مورد نظر در حركت بودند.
خط تبليغاتى مطبوعات رژيم در روزنامه هاى رسمى خود نظير روزنامه هاى اطلاعات ، صداى مردم و اصفهان از رويكردهاى مختلفى در پيش گرفته شد. نخست ، با توجه به نقش و كار كرد مهم دين و روحانيت در عرصه هاى مختلف زندگى مردم كوشيدند تا براى تخريب امام ، روحانى نماهاى وابسته را به مدد گيرند و نوعى وجهه اى دينى براى اعمال خود ترتيب دهند و از اين طريق ، مانع نفوذ حركت نهضت به ساير لايه هاى اجتماعى كشور شوند.
ديگر اينكه از منظر سلب و تخريب سيماى امام (ره ) و نهضتش در اين جرايد نگريسته شد. آن گاه از اين رهگذر اتهاماتى همچون واپس گرايى ، ارتجاع سياه ، مخالف حقوق و آزادى هاى زنان انداخته شد. و مهم تر اين كه نهضت اسلامى از يك سو، به همدستى با كمونيست ها و از سوى ديگر، به تشريك مساعى با فئودال ها و مالكين بزرگ متهم شد و در گامى ديگر، شائبه اى وابستگى امام (ره ) به جريان هاى برون مرزى را القاء نمودند. حتى مدتى پس از اين وقايع ، جهت ايجاد بسترى مناسب براى نيات شاهانه (طرح انقلاب از بالا)، در روزنامه ها طورى القا شد كه امام (ره ) از حركت خويش نادم است و از اين پس در مسير اصلاحات انقلاب سفيد طى طريق مى نمايد!!
در نتيجه ، پيداست كه در حوزه اى مطبوعات كشور مطلبى جز اخبار يكسويه و جهت دارانه منتشر نمى شد و يا اجازه انتشار نداشت ؛ و اگر با همت جمعى از پيروان امام (ره ) نشريه اى به نام فرياد تولد مى يافت ، ديرى نمى پاييد كه ملك الموت رژيم جان آن نشريه را مى ستاند تا اندك صداى مخالفى برنيايد. در طول اين دوره ، محتواى نشريات تفاوتى با بولتن نامه وزارت اطلاعات نداشت ، به طورى كه كمتر كسى رغبتى به خواندن آنان نشان مى داد.
در اين شرايط، مردم براى كسب اطلاعات موثق به سمت رسانه هاى كوچك همچون اعلاميه ها، شبنامه ها و نوارها هدايت شدند. اين رسانه ها به صورت زير زمينى پيام ها و رهنمودهاى بى بديل رهبر نهضت را به جويندگان آن مى رساند و از اين طريق ، امام (ره ) پيروان خويش را مطلع و متعهد و قدم به قدم نهضت اسلامى را بسط و توسعه مى داد.
در اين شرايط، مردم براى كسب اطلاعات موثق به سمت رسانه هاى كوچك همچون اعلاميه ها، شبنامه ها و نوارهاى بى دليل رهبر نهضت را به جويندگان آن مى رساند و از اين طريق ، امام ره پيرامون خويش را مطلع و متعهد و قدم به قدم نهضت اسلامى را بسط و توسعه مى داد.
در اين هنگام كه روز به روز بدنه اجماعى و مردمى نهضت فربه تر مى شد، فضاى مطبوعات كشور نيز اندكى متاثر شد و نوعى همدلى ميان بخشى از مطبوعاتيان راستين با امام و نهضت پديد مى آمد، اما فضاى حاكم بر مطبوعات هنوز به گونه اى نبود كه به طور علنى در صفحات روزنامه ها رخ عيان كند. به طور كلى ، مى توان گفت تا سال 1357 همان رويه پيشين كه از ابتداى با امام و نهضت توسط دولت به كار گرفته شده بود، همچنان ادامه يافت . چنان كه مصداق اين نظر در روزنامه ها رستاخيز مورخه 7 اسفند ماه 1356 به روشنى نمايان بود، و در آن زمان نيز هنوز خط تبليغاتى رژيم در مطبوعات كشور در صدد بود تا تظاهراتى كه مردم تبريز به مناسبات چهلمين روز درگذشت شهيدان قيام عوامل برون مرزى نسبت دهد .
ب : دوره شكاف در ميان مطبوعات در برخورد با نهضت امام خمينى ره
در اين مقطع ، خيزشى درونى ميان نويسندگان و روزنامه نگاران كشور به وجود آمد كه اين خيزش ، نامه اعتراض آميزى كه به صورت سرگشاده نگاشته شده بود، براى اولين بار عليه سانسور تنظيم گرديد.
هر چند اين اقدام اولين چالش ميان مطبوعات راستين و دستگاه سانسور بود، اما - همان گونه كه آمد - به جهت كنترل و نظارت دولت - اگر چه نه به شدت دوره پيشين - هنوز قادر به انعكاس در صفحات نشريات نبود.
به واقع از اين پس ، حاكميت فضاى تك نوايى در مطبوعات ترك برداشته و اندك اندك رگه هاى همنوايى با نهضت امام خمينى ره تكوين يافت . به موازات اين حركت ، برخى از مطبوعات خارج نشين نيز جلوتر از مطبوعات داخلى به حمايت از نهضت پرداختند، اما از آن جايى كه حوزه فعاليت آنها دور از دسترس مردم بود، نمى توانست منشاء اثر باشد؛ ولى اندك تغيير در مطبوعات داخلى كافى بو تا توجهات زيادى را به خود معطوف سازد به همين دليل نيز دستگاه سانسور نه تنها در مقابل اعتراض برخى از روزنامه نگاران عقب ننشست ، به طور فزاينده اى بر رويه قبلى سانسور اصرار داشت .
البته با گسترده شدن امواج انقلابى گرى ، ناچار شدند به تعدادى از روزنامه نگاران اجازه دهند تا متن نامه اعتراض آميز خود را چاپ كنند. آن گاه براى خنثى كردن حركت هايى از اين دست طى سناريويى سازمان يافته ، پرده هايى را به نمايش در آوردند كه از سوى روزنامه هاى كاملا رسمى از جمله كيهان ، اطلاعات و رستاخيز مورد حد اكثر بهره بردارى تبليغاتى قرار گرفت .
در كل ، هر چند در اين دوره سرفصلى نوين در حوزه مطبوعات كشور در حال شكل گيرى بود، ليكن از بررسى هاى انجام شده چنين بر مى آيد كه فعاليت اى رسانه تا آن زمان انحصارى و در كنترل قدرت حاكم بوده است .
ج : دوره همراهى
پس از گسترش امواج خروشان انقلاب از اواسط سال 1357، مطبوعات تحت تاثير حركت نهضت و رهبرى آن ، با رويكردى نوين هويت خويش را بازدريافت و همراه و همسو با حركت امام خمينى ره و مردم اختناق و سانسور حكومتى را مورد اعتراض قرار دادند و رفته رفته در مسير انقلاب گام برداشتند. اين گام نوين حتى در روزنامه هاى رسمى و كاملا وابسته اى كشور همچون آيندگان ، كيهان و اطلاعات شكل گرفت و آن گاه بهتر آن ديدند كه براى حمايت از نهضت و مخالفت با رژيم اعتصاب هايى را پديد آورند كه از آن جمله مى توان به اعتصاب 62 روزه مطبوعات اشاره كرد.
آن هنگامى مجددا پا به عرصه فعاليت گذاشتند كه كاملا سر به فرمان رهبرى نهضت داشتند. از اين پس ، بار ديگر مطبوعات كشور با استقبال شگفت انگيز مردم مواجه شد. بنابراين ، مطبوعات اين دوره با فرمان امام ره ترفندهاى شبه دمكراتيك و به ظاهر قانونمند دولت را - كه آن هنگام تحت سرپرستى بختيار اداره مى شد - برملا ساخته ، فرصت مانورهاى متقلبانه را از دولت سلب نمودند. به علاوه ، با ايفاى نقش اطلاعت رسانى خود، حركت انقلاب را به جلو انداخت و در اين جريان روزنامه هاى كيهان و اطلاعات با تيترهاى خيلى درشت اخبار خروج شاه و ورود امام ره را به مردم مى رساندند. بدين نحو، مطبوعات كشور سايه به سايه نهضت اسلامى تا مرحله به بار نشستن آن در 22 بهمن 1357 تلاش كردند.
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه
نتيجه گيرى نهضت امام خمينى و مطبوعات رژيم شاه


نوشته شده در   پنجشنبه 13 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ