پنجشنبه 3 بهمن 1398 | Thursday, 23 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن 1390     |     کد : 15188

فصل چهارم : بررسى مطبوعات از فروردين 1357 تا پيروزى انقلاب 3

فصل چهارم : بررسى مطبوعات از فروردين 1357 تا پيروزى انقلاب 3

فصل چهارم : بررسى مطبوعات از فروردين 1357 تا پيروزى انقلاب 3
بررسى مطبوعات از فروردين 1357 تا پيروزى انقلابج ) اعتصاب 62 روزه مطبوعات و همراهى كامل با نهضت امام خمينى ره
- با استعفاى شريف امامى كابينه نظامى ازهارى تشكيل يافت تا بار ديگر شعله هاى آتش خشم آزاديخوهان انقلابى را كه از قلب دهكده نوفل شاتو هدايت مى شد، مهار سازند و دگر باره ، با همان لحن آمرانه و اقتدار گرايانه سالهاى پيشين فرمان برانند. بنابراين ، صحنه گردانان اين كابينه نخستين گام خويش را در عرصه مطبوعات برداشتند و على رغم اعلاميه دولت قبلى مبنى بر لغو سانسور و تاكيد بر آزادى مطبوعات ، تيغ سانسور خود را همچون مبنى بر لغو سانسور و تاكيد بر آزادى مطبوعات ، تيغ سانسور خود را همچون شمشير دموكراسى بر سر مطبوعات نهادند كه در راه استقلال و سربلندى مردم ايران در حركت بودند. اين اقدام دولت درست هنگامى صورت مى گرفت كه شاه ايران از موضع ضعف و ناتوانى با لحنى عاجزانه گفته بود:
انقلاب ملت ايران نمى تواند مورد تاييد من به عنوان پادشاه ايران و به عنوان يك فرد ايرانى نباشد... من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم ... از اين پس تضمين مى كنم كه حكومت ايران در آينده بر اساس ‍ قانون اساسى ، عدالت اجتماعى و اراده ملى و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود. (145)
او بعلاوه از علما و روحانيون مذهبى كه دست كم ، در خلال دو دهه گذشته آنان را متحجر، كهنه پرست ، مخالف ترقى و اصلاحات آشوبگر قلمداد كرده بود چنين مى گويد:
تقاضا دارم تا با راهنماييهاى خود و دعوت مردم به آرامش و نظم براى تنها كشور شيعه جهان بكوشند (146)
با اين حال نت نخست وزير منتخب او تلاش مى كند تا بر خلاف شعارهاى دروغين شاه با نقض صريح قانون اساسى مانع از تحقق اراده ملى شود؛ بدين نحو كه او در اولين روز صدارت خويش يعنى سحرگاه روز 15 آبان 1357، دستور توقيف يكى از روزنامه هايى را كه به دنبال اوج گيرى نهضت اسلامى در جهت همنوايى و همراهى با آن جريان ، ضمن چاپ افشاگرانه از حمله نظاميان به مردم بى سلاح و چند خبر مربوط به تظاهرات مردم عليه رژيم را منعكس مى سازد، صادر كرده ، تمامى نسخه هاى اين روزنامه را جمع آورى مى كند و آن گاه تعدادى از روزنامه نگاران را دستگير و بازداشت مى كنند در ميان دستگير شدگان ، روزنامه نگارانى از روزنامه هاى كيهان و اطلاعات نيز ديده مى شدند كه به اتهام انتشار خبرى در مورد امام خمينى رهبر نهضت ، در بازداشت به سر مى بردند.
اين خبر هنگامى كه در صفحات روزنامه چاپ و منتشر گرديد، خشم و خشونت مردم به ويژه مطبوعاتيان متعهد و مسئول را بر انگيخت و آنان نيك دانستند كه تا واپسين لحظه حيات حاكميت حلقه سانسور و خفقان را آخر نيست ؛ لذا از آن جايى كه پيروزيهاى روزافزون نهضت كه پيشتر موفقيت هايى را در حوزه مطبوعات نظير حذف نظارت و سانسور حكومتى به دست آورده و غول استبداد را عقب نشانده بود، دست اندركاران انقلابى در تمامى سطوح مطبوعات از رده هاى كارگرى تا اعضاى تحريريه نيز مصمم شدند كه به پاى نهضت تا مرحله پيروزى پيش روند، اما اين موضوع بهانه اى شد تا حلقه سانسوز توسط فرماندارى نظامى تنگ و تنگ تر شود، تا آن جا كه به روزنامه هاى اطلاعات و كيهان اخطار شد كه قبل از چاپ هر مطلبى ، مضمون آن مى بايست به اطلاع فرماندارى نظامى برسد.
در آن شرايط پذيرش چنين حكم آمرانه اى نمى توانست مورد قبول مطبوعاتيان راستين واقع شود. پس ، بار ديگر با سكوتى سرشار از ناگفته ها، مبارزه بى دريغ خود را عليه سانسور ابراز داشتند. اين سكوت يا اعتصاب دير نپاييد كه مورد حمايت پاكبازانه اى روزنامه هاى كيهان ، اطلاعات و در راس آنها، آيندگان قرار گرفت و بدين ترتيب ، اعتصاب 62 روزه مطبوعات شكل گرفت . با شكل گيرى اين اعتصاب دستگاه امنيتى بر آن شد تا با استفاده ابزارى از مطبوعات روند رو به رشد نهضت اسلامى را متوقف سازد. براى اين منظور، طى برنامه اى سازمان يافته از طريق مطبوعاتيان ضد مردمى پروژه تحذيف و تحريف حقايق مربوط به انقلابيون را در لواى روزنامه هايى كه به نشانه اعتراض حاضر به چاپ و انتشار نبودند دنبال كردند.
از اين رو، ماموران فرماندار نظامى تهران ، كاركنان موسسه هاى مطبوعاتى كيهان و اطلاعات و آيندگان را زير فشار مستقيم گذارند و خواستار تهيه و تنظيم و چاپ و انتشار خبرها و مطالبى شدند كه خود القا مى كردند. همچنين ، گروهى از نويسندگان و خبرنگارانى را كه تركيبى آشفته از روزنامه نگاران آزادى خواه و چند تن از موافقان رژيم بود، بازداشت كردند تا دست كم چشم ترسى براى اعتصابى ها باشد، اما اعتصابى هاى آيندگان ، تقريبا همگى به شدت مقاومت كردند ونيز اعتصابى هاى روزنامه و چاپخانه ها كيهان حاضر به هيچ اقدامى موافق نظر فرماندار نظامى تهران نشدند. (147)
ليكن در اين ميان تعداد قليلى از روزنامه نگاران در تحريريه اطلاعات كه هويت آنها به روشنى محرز بود، در زير نگاههاى سنگين دستگاه امنيتى رژيم در مخالفت با روند اعتاصبات ، اقدام به چاپ و انتشار روزنامه اى هشت صفحه اى كردند كه سراسر يك سويه و جانبدارانه بود؛ ولى تداوم و استمرار اين خط مشى در پى هوشيارى مسئولانه كادر فنى روزنامه مطلع ماند و عاقبت ادامه نيافت . اگر فحواى اين شماره مورد مطالعه و بررسى قرار گيرد، به وضوح مشخص است كه طراحان اين سناريو بر آن بودند كه به گونه اى القا نمايند كه هواداران نهضتى كه به منظور انقلاب اسلامى برخاسته اند، مشتى آشوب طلب و اخلال گرند و بالعكس ، نيروهاى مسلح براى دفع شورش و ايجاد امنيت تلاش مى نمايند.
به هر حال اين خط تبليغاتى رسوا عقيم ماند و اعتصاب روزنامه هاى بزرگ كشور، قطعيت يافت و از آن پس تحت پوشش رهبرى هاى داهيانه بزرگ قرار گرفت كه قدم به قدم كشتى انقلاب را به ساحل پيروزى نزديك مى كرد شايد اگر جريان مردمى و رهبرى ايشان ، دولت نظامى ازهارى را وادار به استعفا نمى ساخت ، معلوم نبود چه فرجام ناخوشى در انتظار مطبوعات باشد، ليكن مادامى كه اين دولت در مطابق تصميمات سنديكاى نويسندگان و روزنامه نگاران ونيز تلگراف هاى امام ره از پاريس مبنى بر پايان بخشيدن اعتصاب و فعاليت مجدد مطبوعات اعلام شد. متن اين تلگراف اعلام شد. متن تلگراف به اين شرح است :
از متصديان محترم كه زيربار سانسور و ديكتاتورى نرفتند، تشكر مى كنم و اكنون كه دولت غيرقانونى جديد مدعى برداشتن سانسور است ، آقايان به كار ادامه دهند و از اعتصاب بيرون آيند، تا تكليف ملت با دولت غير قانونى معلوم شود... (148).
بدين ترتيب ، روزنامه هاى بزرگ پس از 62 روز اعتصاب ، وارد فرايندى شديد كه تماما در جهت نهضت امام خمينى ره طى طريق كرده ، در اين وادى تجلى گاه آرا و انديشه هاى مردمى به شمار آمدند. البته ، در اين ميان جرايدى وجود داشتند كه خارج از محدوده اعتصاب ، روند فعاليت خود را به پيش مى بردند. هرچند روزنامه هايى از اين دست به لحاظ شمارگان و همين طور اهميت آنها در رتبه روزنامه هايى همچون اطلاعات ، كيهان و آيندگان قرار نمى گفتند، اما به عنوان عضوى از خانه مطبوعات مى توانستند منشا اثر واقع شوند. مهمتر اينكه برخى از اين نشريات تحت تاثير فعاليتهاى انقلابيون ، تاحدودى نسبت به امام ره و نهضت او مواضع منصفانه و حق طلبانه را در پيش گرفتند كه از آن ميان مى توان به روزنامه آتش اشاره كرد. اين روزنامه در تاريخ 22 آبان ماه همان سال ، مختصرى از زندگى نامه امام ره را منتشر مى كند. در اين مقاله راجع به جايگاه امام ره نوشته شده بود:
آيت الله خمينى بين طلاب و محصلين حوزه علميه شخصيت محترمى بود و از لحاظ تقوى و اخلاق از حسن شهرت كامل برخوردار بود و در روزهاى جمعه كه در مدرسه فيضيه درس اخلاق مى داد، گروه كثيرى از محصلين علوم دينى در محضرش حاضر شده و استفاضه مى كردند. در زمان حيات و زعامت آيه الله بروجردى هم حاج آقا روح الله خمينى در حوزه علميه قم از موقعيتى ممتاز برخوردار بود (149)
همچنين در پايان اين مطلب آمده بود:
اين مختصرى از زندگى نامه مردى است كه امروز براى خبرگزارى هاى عالم ، به عنوان مردى روحانى و زعيمى با استقامت و مبارز از خبر سازترين ها است (150)
بعلاوه ، در اين شماره ، مقاله اى با تيتر بزرگ تحت عنوان حكومت هاى سياه علم ، منصور، هويدا، آموزگار و شريف امامى به رشته تحرير درآمده بود. درمقاله مذكور نويسنده با رويكردى افشاگرايانه ، ماهيت وجودى نخست وزيران رژيم را بر ملا كرد ساخته و آنان را عاملى استبداد و خفقان دهه هاى پيشين معرفى نمايد. همچنين در اين مقاله نوشته بود:
اسدالله علم ... پس از روى كار آمدن به عنوان نخست وزير، تمام جهات فكرى شيطانى اش در طريق خدمت به اربابان و دشمنى با ملت عزيز ايران متمركز كرده بود و چون يكى از اصول مسلم سياست استعمارى در ايران دشمنى با مذهب و روحانيت شيعه بوده و مى باشد، با استقرار به مقام صدارت عظمى اين فئودال زاده به بهانه بر هم زدن اساس فئوداليته در كشور، مبارزه بى رحمانه و خائنانه خود را عليه مذهب و روحانيت شيعه به كمك دارو دسته خود... شروع نمود و براى اين كه صداى اعتراض از مردم بر نيايد با كشتار عظيم در خرداد 1342 و تبعيد آيت الله خمينى و جمعى ديگر از علما به خارج به وسيله نصيرى رئيس شهربانى وقت و تعطيل دسته جمعى مطبوعات ... مملكت را به تحمل يك اختناق سياه و وحشتناك محكوم كرد. (151)
در اين مقاله افزون بر مطالب قبل سانسور و نظارت دولتهاى مذكور را مورد انتقاد قرار داده به شدت آن را محكوم مى سازد به هر روى روزنامه هايى از اين دست كه بعضا به صورت هفته نامه انتشار مى يافت تا پايان اعتصاب 62 روزه اى مطبوعات عمدتا همصدا با حركت نهضت اسلامى هر چند به طور ميانه و به سختى حركت كردند مهم ترين دغدغه اى بالقوه آنان پرداختن به حركت هاى مردمى بوده است از جانبى در پاره اى از اوقات به دليل تيغ سانسور قادر به ايفاى نقش خود نبوده اند.
پی نوشت
145- متن بيانات شاهنشاه روزنامه آتش ، 22 آبان 1357
146- همان جا
147- مهدى بهشتى پور، پيشين ، 85-84
148- صحيفه نور، جلد 4 ص 146
149- زندگى نامه آيت الله خمينى ، روزنامه آتش ، 22 آبان ماه 1357
150- همان
151- سيد شمس الدين قنات آبادى حكومتهاى سياه علم منصور... آتش 22 آبان ماه 1357


نوشته شده در   پنجشنبه 13 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ