جمعه 27 دي 1398 | Friday, 17 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390     |     کد : 15182

فصل سوم : نگاهى به وضعيت مطبوعات در دهه پنجاه و رويكرد آنها به نهضت امام خمينى ره 1

فصل سوم : نگاهى به وضعيت مطبوعات در دهه پنجاه و رويكرد آنها به نهضت امام خمينى ره 1

فصل سوم : نگاهى به وضعيت مطبوعات در دهه پنجاه و رويكرد آنها به نهضت امام خمينى ره 1
وضعيت مطبوعات در دهه پنجاهالف : ويژگى هاى مطبوعاتى اين دوره
- نيمه اول دهه يكى از ساكت ترين ادوار تاريخ مطبوعات ايران بوده است . سانسور و تحديد مطبوعات در اين برهه ، همچون گذشته باعث شد تا مطالب سياسى شامل رپرتاژها و اخبار سياسى جمعا 7/6 درصد از كل نشريات از مجموع 207 در سال 1343 به 185 جريده در آغاز اين دهه تنزل يافت . اين كاهش متوجه هفته نامه ها و مجلات هفتگى بود. (74) از سويى نيز مطبوعات كشور قدم به قدم رو به سطحى شدن و روزمرگى گذاشتند، به طورى كه تصاوير برهنه و مبتذل به طرز چشمگيرى رواج يافتند و در عمل نشريات بى محتوا و منحرف و سرگرم كننده يكه تاز ميدان شدند.
فحواى مطبوعات كشور فاقد انتشار نيز كه از عناصر اصلى يك خبر به شمار مى آيد، مورد مداقه دست اندركار مطبوعات قرار نمى گرفت . بدين سان فرايند اطلاع رسانى مطبوعات اين زمان تنها اخبار سازمان يافته و يك سويه مراكز حكومتى - كه پيش از اين در رسانه ديدارى - شنيدارى دولت تكرار مى شد - بود تا جايى كه رسانه هاى مكتوب مطبوعات نيمه اول اين دهه از كم ترين سطح اقبال عمومى برخوردار بوده است .
مدير روزنامه مهر ايران در اين خصوص طى سرمقاله هايى مى نويسد:
متاسفانه بايد اذعان كنم كه مدتى است كه اين روزنامه هاروزنامه هاى صبح تهران .... به جاى روزنامه بولتين نامه منتشر مى كنند و طور مجانى كمتر كسى است كه آنها را بخواند... اين آيا يك فاجعه براى مطبوعات سياسى صبح پايتخت محسوب نمى شود؟
اخبار روزنامه هاى صبح منحصر شده است به مطالبى كه در بولتين وزارت اطلاعات و جهانگردى چاپ مى شود و همان اخبارى است كه از راديو تلويزيون پخش مى شود، بنابراين تازگى خود را از دست داده اند. بخصوص ‍ كه اكثر اين اخبار حاوى مقدارى زيادى تعريف نادرست از سازمانهاى دولتى و وابسته به دولت است كه مردم علاقه اى به شنيدن آنها ندارند چه رسد به آن كه آنان يكى دو روز بعد در روزنامه ها باعكس و تفصيلات بخوانند. (75)
اين رويه غير اخلاقى رسانه اى مطبوعاتى در سايه كنترل هاى گوناگون وزارت اطلاعات و جهانگردى - همانگونه كه آمده - مطبوعات اين دوره را تا حد يك بولتين رسمى داخلى پايين آورد ، چرا كه در مقطع نه فقط مطالب روزنامه ها و مجلات دقيقا از طرف وزارت اطلاعات كنترل مى شد، كه در بعضى نشريات ، سردبيران ماموران دولت شده بودند، كه از آن جمله مى توان به امير طاهرى ، سردبير كيهان ، على شعبانى و پرويز لوشانى آخرين سردبيران مجله خواندنى ها اشاره كرد. (76) اضافه بر اعمال چنين روشى ، شيوه ديگرى كه كارگزاران امنيتى رژيم براى اعمال سانسور مطبوعات به كار مى گرفتند، تصميم اصحاب مطبوعات بود. در اين راستا امتيازهاى مالى و مادى از جانب دستگاه سانسور به مديران جرايد اعطا مى شد. اين اقدام به صورت هاى مختلف بود: از افزايش ميزان آگهى هاى دولتى گرفته تا پرداخت نمى شدند ، يا اعزام مديران و وابستگان آنها به سفره هاى خارج از كشور، چه همراه شاه و همسرش ، يا همراه دولتيان ، و چه به صورت جمع مطبوعاتى . (77) به هر حال عملكرد رژيم در حفظ و تشديد روند فضاى تك صدايى مطبوعات در خلال سالهاى 1352 تا تابستان 1356 به اشكال زير صورت مى گرفت :
1- تاييد و حمايت همه جانبه از سردبيران سر به فرمان روزنامه ها و مجله ها و ايجاد مشكلات متعدد و مداوم براى سردبيرانى كه گاه به سبب غرض خصوصى يا گروهى بنا به مثل معروف پا در كفش دولت يا يكى از دولتيان مى كردند و به محض بر آورده شدن غرضشان ، از موضع معارضه به چالوسى مى غلتيدند. گفتنى است كه سردبيران روزنامه ها و مجله ها... خاصه سردبيران روزنامه هاى پر تيراژ داراى تماس هاى مستقيم - پنهانى يا آشكار - با كارگزاران طراز اول وزارت اطلاعات و جهانگردى يا روساى بخش مطبوعات در ساواك بودند... كه نه در حرف كه در عمل ، كارگزار سانسور بودند و خيلى رندانه و دقيق تر از ماموران غير متخصص سانسور در وزارت اطلاعات يا ساواك خبرها را مسخ و مثله و بى ضرر مى كردند.
2- گرد هم آوردن مديران و سردبيران - جداجدا يا باهم - و تلقين و القاى مورد سانسور به آنان ، اين گونه جلسه ها كه غالبا دروزارت اطلاعات و جهانگردى تشكيل مى شد، جنبه هاى تهديد و تطميع را با هم داشت ولى در هر حال مقصود كارگزاران سانسور را بر آورده مى كرد و به تدريج مطبوعاات را يك دست و هم نواخت در جاده حمايت چاپلوسانه از رژيم و دربار و دولتمردان پيش مى راند كه البته افكار عمومى ديگر كمترين مراوده اى با آن داشت .
3- تماس تلفنى روزانه و مرتب با سردبيران و بامديران روزنامه ها و مجله ها براى اطلاع يافتن از مندرجات و ابلاغ مواردى كه بايد يا نبايد نوشته شوند...
4- حضور متخصصان سانسور وزارتت اطلاعات در چاپخانه ها و بررسى كليه صفحات در دست چاپ و صحافى شده كه صورت برخورد با ايراد بايد حتى روى جلدهاى چند رنگ ، اصلاح يا تجديد چاپ در اختيار آنان به طورى كه آنان را از استخدام خبر نگار عكاس و گزارشگر و حتى مقاله نويس بى نياز مى كرد. علاوه بر آن ، هر مطلب يا عكس يا گزارشى كه دلخواه ساواك ياوزارت اطلاعات بود، در هر نشريه كه لازم مى شد، به چاپ مى رسيد.
6- كار عرضه خدمات و كمك هاى مطبوعاتى به مديران و سردبيران به جايى رسيده بود كه وزارت اطلاعات به طور رسمى از تاسيسات جنبى مطبوعاتى مى خواست كه عكس يا كليشه و گراور براى اين يا آن نشريه تهيه كنند و در اختيار روزنامه ها و يا مجله هاى مورد نظر قرار دهند...
7- وزارت اطلاعات و جهانگردى و نويسندگان ارشد و گاه همكاران مطبوعاتى مورد نظر در روزنامه ها و مجله ها تهيه مى كرد و به نخست وزير و تصويب خود، وى به كسانى كه نامشان در فهرست بود، به تناسب رضايت خاطرى كه از نوشته هاى آنان حاصل شده بود، عيدى قابل توجهى داده مى شد...
8- احاله تخلق خبرى يا تحريرى خبرنگران ، نويسندگان و مترجمان مطبوعاتى به ماموران خاصه ساواك ...
9- عادى ترين نوع سانسور توسط وزارت اطلاعات و جهانگردى ، دستورهاى تلفنى هر روز يا نامه هاى تحكيم آميز بودند. دستورهاى تلفنى شامل آنچه بايد يا نبايد نوشته شود، مى شدند. اين امر توسط منشى سردبير به كليه سردبيران و مسئولان تنظيم اخبار و مقالات خبرنگران و نوسيندگان نشريه ابلاغ مى شد... نكته جالب در اين دستور نامه هاى محرمانه آن است كه دامنه سانسور برمطبوعات حتى غلطهاى چاپى و انشايى يا زيرنويس اشتباهى يك عكس را در بر گرفته و از آن به عنوان آبروريزى ياد شده است ... (78)
افزون بر آنه گفته شد، دامنه سانسور ساواك نيز به آن سوى مرزهاى كشور نيز گسترش يافته بود اين امر بامساعدت مسئولان سفارتخانه ها يا كنسولگرى ايران به طرق مختلف اعمال مى شد؛ در نتيجه ، در اكثر مطبوعات خارج از كشورها نظير نيويورك تايمز، واشنگتن پست ، تايمز، دى ولت ، در اجراى وظيفه اساسى تشريح و تحليل وقايع ايران در ماندند، در حالى كه ايران در اين دهه به دلايل عديده اى از جمله شرايط ژئوپولوتيك و بلند پروازى هاى شاه ، موضوع خبرى مهمى بود همچنين در برخى از اين مطبوعات همان خط مشى رسمى حاكميت دنبال مى شد. به عنوان مثال ، روزنامه دى ولت - يكى از مطبوعات آلمان - در خصوص ‍ اقدامات شاه مى كوشد تا تصويرى اصلاح گرانه از او ترسيم كند و مخالفانش را فئودال و كمونست قلمداد نمايد. اين روزنامه در مقاله اى به قلم هرمان شافر در رابطه با جشن هاى 2500 ساله مى نويسد:خرابه تخت جمشيد تنها يك خاطره تاريخى نيست ، بلكه يك يادآورى سياسى و اخطارى عليه گسترش انقلاب كمونيستى است ... (79) اين روزنامه همچنين مى نويسد:طرحى براى براندازى كه مدتها روى آن كار شده ، بااسلحه عوامل خارجى ، با پشتيبانى كمونيستها و طپانچه هاى خود كار شوروى از سويى و كمكهاى اقتصادى وسيع شوروى به عراق از سوى ديگر قرار بود در ماه دسامبر به مرحله قطعى برسد، اما يك مقام امنيتى عراق كه به ايران پناهنده شده بود هشدار داد كه ايرانيها اقدامات امنيتى را تشديد كنند. (80)17 وات 1971 در اين ميان هر چند در غرب دانش پژوهانى دانش ‍ پژوهان همچون حامد الگار ويراند آبراهاميان درباره نيروهاى مذهبى و نيروهاى معاند و مخالف رژيم مطلب مى نوشتند، ليكن مطبوعات بزرگ از آنه استفاده نمى كردند و همچنين در مسير مورد نظر رژيم اقتدارگر فعاليت داشته اند. اين مطبوعات كوشيده اند تا به كار بردن عنوان ها، صفت ها و مفهوم هايى كه باز معنايى منفى را حمل مى كنند، توجه ى افكار عمومى را منحرف سازند. توصيف رهبران جهان سوم از جمله ايران به عنوان بنيادگرا، افراطى ... نمونه هايى از عملكردهاى روزنامه هاى خارجى محسوب مى شدند. افزون بر آن ، به تعبير نوآم چامسكى در وسايل ارتباط جمعى بيشتر به جنبه هاى ظاهرا مثبت رژيم هاى وابسته تاكيد شده و جنبه هاى منفى را سانسور مى كنند تا بدين ترتيب با ايجاد سازگارى سياسى در مورد رژيمهاى فاشيستى و ادامه سلطه پدر خوانده ، آمريكا وضع موجود حفظ شود. (81)
بنابراين ، همان خط تبليغاتى كه در داخل ايران نسبت به مخالفان رژيم رواج داشت ، تقريبا در مطبوعات مهم جهان نيز وجود داشت ، لذا در اين مورد بخشى از فعاليت هاى دستگاه امنيتى ساواك نيز به مطبوعات خارج از كشور اختصاص داشت .
پی نوشت
74- مطبوعات ايران ، مركز آمار ايران ، تهران 1352، ص 63-81
75- روزنامه مهر ايران ، 25-24 تيرماه 1351
76- محمود طلوعى ، بازيگران عصر پهلوى ، جلد دوم ، نشر علوى ، تهران 1374، ص 796
77- مهتى بهشتى پور،مطبوعات ايران در دوره پهلوى رسانه ، سال چهارم ، زمستان 1372، شماهرء 4، ص 74
78- همان ص 77-74پ
79- مارتين واگر پيشين ص 400
80- همان ص 401
81- كاظم معتمد نژاد، پيشين ، ص 29.


نوشته شده در   سه شنبه 11 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ