يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390     |     کد : 15181

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره در آغاز حركت 2

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره در آغاز حركت 2

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره  در آغاز حركت 2
لايحه كاپيتولاسيون و تبعيد حضرت امام رهج : مواضع مطبوعات در برابر لايحه كاپيتولاسيون و تبعيد حضرت امام ره
- در پى اجراى طرح انقلاب از بالا انقلاب سفيد و تكوين هسته آن ، آمريكا دگر باره تلاش نمود تا طرح مزاياى قضاوت كنسولى ، معروف به كاپيتولاسيون را كه بيشتر در اسفند 1340 مطرح كرده بود، احيا كند. منظور از كاپيتولاسيون آن بود كه با اعطاى اين حق به يك كشور بيگانه ، اتباع آن كشور در كشور ثالث ، مورد تعقيب جزايى و قانونى قرار قانونشكنى شوند، دستگاه قضايى حتى هيچ گونه بازخواست و بازجويى از افراد خاطى را ندارد و سفارت آن كشور، مسئول پيگيرى و صدور حكم در مورد اتباعش ‍ مى باشد. (60)
البته اين اميتاز، اول بار در قرن 19 ميلادى ، پس از شكست قواى ايران از روس و انعقاد معاهده تركمنچاى به دولت روس و از آن پس به صورت يك سنت به ديگر قدرتهاى بزرگ اعطا شده بود كه در نتيجه ، در سال 1306 هجرى شمسى با كوشش از سوى مجلس شوراى ملى لغو گرديد. اما از آنجايى كه پيشرفت پروژه اى انقلاب سفيد مستلزم حضور كارشناسان و مستشاران آمريكايى در ايران بود، اقداماتى از سوى دولتين آمريكا و ايران براى انجام اين مقوله صورت گرفت . ماجراى كاپيتولاسيون كه درزمان نخست وزيرى منصور واقع شد، ابتدا توسط مطبوعات به صورت يك جريان آغاز شد و سپس ، در 21 مهرماه 1343 از طريق مجلسى فرمايشى به تصويب رسيد. با تصويب اين ناحيه ، موج جديدى از سانسور و اختناق بر روزنامه حاكم شد، بدان حد كه وقتى لايحه كاپيتولاسيون با 74 راى موافق و 63 راى مخالف به تصويب رسيد،يكى از نمايندگان مخالف لايحه كه صاحب روزنامه هم بود، نتوانست سخنانى را كه در مجلس ايراد كرده بود، در روزنامه خودش بنويسد. در حالى كه اصل 13 قانون اساسى آن زمانى تصريح داشت كه مذاكرات بايد منتشر گردد... تا هيچ امرى از امور در پرده و بر هيچ كس مستور نماند... اين درجه آزادى بيان و مطبوعات را مى توان درك نمود. همان نمايندگان در جلسه رسمى تقاضا كرد، به صورت آگهى با پرداخت هزينه متن چاپ گردد. (61)
البته امتياز، اول بار در قرن 19 ميلادى ، پس از شكست قواى ايران از روس ‍ و انعقاد معاهده تركمن چاى به دولت روس و از آن پس به صورت يك سنت به ديگر قدرتهاى بزرگ اعطا شده بود كه در نتيجه ، در سال 1306 هجرى شمسى با كوشش از سوى مجلس شوراى ملى لغو گرديد.
اما از آن جايى كه پيشرفت پروژه انقلاب سفيد مستلزم حضور كارشناسان و مستشاران آمريكايى در ايران بود، اقداماتى از سوى دولتين آمريكا و ايران براى انجام اين مقوله صورت گرفت . ماجراى از سوى دولتين آمريكا و ايران براى انجام اين مقوله صورت گرفت ماجراى كاپيتولاسيون كه در زمان نخست وزيرى منصور واقع شد ابتدا مطبوعات به صورت يك جريان آغاز شد و سپس ، در 21 مهر ماه 1343 از طريق سانسور و اختناق بر روزنامه هاى حاكم شد، بدان حد كه وقتى لايحه كاپيتولاسيون با 74 راى موافق و 63 راى مخالف به تصويب رسيد،يكى از نمايندگان مخالف لايحه كه صاحب روزنامه هم بود، نتوانست سخنانى را كه در مجلس ايراد كرده بود، در روزنامه خودش بنويسد. در حالى كه اصل 13 قانون اساسى آن زمان تصريح داشت كه مذاكرات بايد منتشر گردد... تا هيچ امرى از امور در پرده و بر هيچ كس مستور نماند... اين درجه آزادى بيان و مطبوعات را مى توان درك نمود. همان نماينده در جلسه رسمى تقاضا كرد، به صورت آگهى با پرداخت هزينه متن نطقش چاپ گردد.)) (62)
همه اين اقدامات بدان سبب بود كه رژيم شاه از ترس عكس العمل هاى مردم و روحانيون به سانسور مطالب مربوطه مبادرت مى نمود. از اين رو در گامى ديگر با به راه انداختن جشنهايى به بهانه روز 4 آبان بر آن شدند تا موضوع را از خاطره هاى در كنند و تصويب اين لايحه راتمام شده تلقى كنند. ليكن امام ره بار ديگر با مطالعه و بررسى متن كامل قانون و گفت و گوهاى مربوط به آن ، به عنوان يك منتقد تيزبين و نكته سنج نظر خود را بيان داشتند و در تاريخ 4 آبان همين سال ، مصادف با تولد حضرت فاطمه عليه السلام نطق انقلابى خود را ايراد فرمودند.
سخنانى آقاى خمينى با انا لله و انا اليه راجعون آغاز شد، هر دم اوج گرفت و تندتر شد براى نخستين بار پرده از لايحه مصونيت قضايى نظاميان و غير نظاميان مستشارى آمريكايى برداشته شد. صدا از جايى بر نمى خاست ، رهبرى كه پس از 15 خرداد چشم همه مخالفان و مردم مسلمان به او بود، به ارتشيان ، به مردم مسلمان ، به روحانيون اعلام خطر كرد و گفت : امروز تمام گرفتاريهايمان از آمريكا است تمام گرفتاريها از اسراييل است . اسراييل هم از امريكاست . اين وكلا هم از آمريكا هستند. (63)
امام همچنين در اعلاميه اى كه به همين منظور صادر كردند، اذعان داشتند:مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگى ملت ايران را امضا كرد، و اقرار به مستعمره بودن ايران نمود. (64)
البته پيشتر در سخنرانى خود، نگرانى خويش را چنين بازگو كرده بودند:از روزى كه مسايل اخير ايران را شنيدم ، خوابم كم شده ، ناراحتم ، عزت ما پايكوب شده ، عظمت ايران از بين رفت ... قانونى به مجلس بردند كه در آن تمامى مستشاران نظامى آمريكا با خانواده هايشان با كارمندانشان ....و باهر كسى كه به آنها بستگى دارد. از هر جنايتى كه در آمريكايى يا يك آشپز آمريكايى ، مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند، زيرپاى خودمنكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلوى او را بگيرد، دادگاه هاى ايران حق محاكمه ندارند، بايد به آمريكا، برود و در آن جا اربابها تكليف را معين كنند، دولت با كمال وقاحت از آن دفاع مى كند. ملت ايران را از سگ هاى آمريكايى پست تر كردند. چنانچه كسى يك سگ آمريكايى را با اتومبيل زير بگيرد، مورد بازخواست قرار مى گيرد؛ و چنانچه يك آشپز آمريكايى بزرگترين مقام را زير بگيرد، هيچ كس حق تعرض ندارد. چرا؟ ... (65)
افشاگرى هاى امام ره در آن فضاى خفقان ، به طور جدى مورد توجه همه مردم مسلمان و مخالفين كه به تعبير بهنود، همگى پس از قيام 15 خرداد 1342 به رهبرى هاى داهيانه او چشم دوخته بودند، قرار گرفت . بنابراين سيل تلگراف نامه ها و طومارهاى اعتراض آميز مردم ، به همراه تلاش و كوشش علما. به علما و روحانيون سراسر كشور، مجلس و دولت را زير فشار شديدى قرار داد به علاوه از سلك مطبوعات نيز تنها نشريه اى به نام بعثت در آن جو اختناق و سانسور، به صورت مخفيانه در شماره دوم خود، جرات يافت بنويسد:
آقاى منصور واقعا شرم آور است كه در مملكت به ظاهر اسلامى ايران ، مراجع روحانى كه قانونا مصونيت دارند، عملا نتوانند از آن استفاده كنند و مورد حمله و هجوم و افترار و تبعيد پيدا كنند، و تازه سلب آن موكول به موافقت دولت بشر دوست آمريكا بشوند. راستى شما از اين وضع خجالت نمى كشيد؟ ملت مسلمان ايران ، گول تبليغات عوام فريبانه هيئت حاكمه رياكار را نخوريد مبارزات خود را به رهبرى روحانيت مبارز شيعه ، عليه تجديد كاپيتولاسيون و اعطاى مصونيت سياسى به وكيل باشيهاى نظامى آمريكا، تا لغو كامل رسمى و علنى اين قانون ضد ملى و ضد اسلامى دستگاه جبار، ادامه دهيد. (66)
به استثناى نشريه مذكور، تقريبا خط حاكم بر مطبوعات به توجيه اين تصويب نامه پرداخت و در اين خلال نه تنها سخنان دست اندركاران رژيم را چاپ و منتشر مى ساخت ، كه در قبال امام ره و نهضت او حركت تخريب را در پيش گرفته بود. از اين رو تمامى نطق ها و اعلاميه هاى حضرت امام ره بدون اين كه حتى يك مورد از آنها در مطبوعات منتشر شود، به صورت پنهانى در ميان مردم پخش مى شد، زيرا دستگاه امنيتى شاه با بسيج تمام نيرو و امكانات از چاپ و پخش اعلاميه ها و نطق هاى ايشان جلوگيرى مى كردند.
در اين شرايط مطبوعات نزد مخاطبان خود نيز بى اعتنا گشت و عدم توجه آنان را به همراه داشت ، اين رسانه مهم در برابر رسانه هاى كوچك صوتى نوشتارى نظير نوارهاى كاست و رسانه هاى ديگرى از اين دسته موضع انفعالى قرار گرفت تا جايى كه الگار در مورد نقش نوار كاست در انقلاب اسلامى مى گويد: در واقع همان طورى كه انقلاب مشروطيت انقلاب تلگرام بود، سمبل تكنولوژى انقلاب اسلامى نوار كاست بود. (67) اين امر در كنار اوج گيرى فعاليت هاى نهضت باعث شد تا رژيم از منظر ديگرى كنترل و مهار نهضت را مورد مداقه قرار دهد.
در اين راستا، در سپيده دم 13 آبان 1343طى برنامه اى سازمان يافته ، امام ره را به تركيه تبعيد كرد و متعاقا ساواك اطلاعيه اى را تنظيم كرد كه از سوى روزنامه هاى عصر همان روز انتشار يافت . در قسمتى از اين اطلاعيه آمده بود:
طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل كافى چون رويه آقاى خمينى و تحريكات مشاراليه بر عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضى كشور، تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1342 از ايران تبعيد شدند. (68)
از آن جايى كه امام ره ممكن بود از طريق برخى از مطبوعات خارج از كشور پيام خويش را ابلاغ نمايند، همزمان تدابيرى اتخاذ گرديد كه مطبوعات و ساير رسانه هاى سمعى و بصرى خارج از كشور نيز در جهت سياست تبليغاتى رژيم حركت كنند.با اين حال تبعيد حضرت امام ره على رغم كنترل هاى شديد دستگاه ، برخلاف مطبوعات داخلى ، بازتاب گسترده اى در عرصه هاى بين المللى به همراه داشت . خبرگزاريها، رسانه هاى گروهى ، احزاب ، افراد و شخصيت هاى بين المللى و.... هر يك طبق نظر و برنامه خود از آن برداشت و تفسيرهاى متفاوتى داشتند. مطبوعات وابسته به جهانخواران غرب و كارتل ها و تراست هاى جهانى تا آن جا كه توانستند عليه امام ره تاختند و سمپاشى كردند. در برابر مطبوعات وابسته به بلوك شرق و كمونيست ها، از آن جا كه امام حركت پرخاشجويانه و قهرآميزى عليه امپرياليسم آمريكا درباره احياى كاپيتولاسيون آغاز كرده بود تا حدى جانب حق را رعايت كردند. (69)
شايد بتوان گفت ، تضاد و چالش ميان برخى از كشورها با دولت ايران به خاطر عضويت ايران در پيمان سنتو كه ماهيتا در راستاى حمايت از اسرائيل و وابستگى به آمريكا تشكيل يافته بود، باعث شد تا در عرصه مطبوعات برون مرزى ، دو خط موافق و مخالف امام و نهضت ايشان پديد آيد. در خط موافق ، دسته اى از نشريات بنابر ماهيت خويش كم و بيش ، در خصوص تبعيد امام مطالبى را به رشته تحرير در مى آوردند و و استراتژى غير قانونى شاه را بيان مى كردند. از جمله كتاب هايى كه در اين زمينه اطلاعات شايسته اى به ما ارايه مى كند كتاب نهضت امام خمينى تاليف سيد حميد روحانى است . به استناد جلد دوم اين اثر، پاره اى از نشريات نظير نشريه ((message))، از يك سو، ماهيت نظام توتاليتر را بيان نموده است و از سوى ديگر، سيماى روشن و شفافى از نظرات روشنفكران امام ره را به تصوير كشيده است . اين مجله دليل اصلى تبعيد امام ره مخالفت او با برنامه ها و طرح هاى قانون گريزانه دولت مى داند كه با اعطاى امتيازهاى گوناگون همچون كاپيتولاسيون به دول بيگانه در دايره استثمار آنها طى طريق مى نمايد. به علاوه ، در جاى ديگر با توجه به شيعى بودن جامعه ايران ، سعى بر ارسال پيامدهاى تاثير انگيز اين تبعيد براى ديگر مسلمانان غير شيعه در جهان دارد. مهم تر آن كه نشريه مذكور تبعيد امام ره را محكوم نموده و آن را يك رفتار غير قابل تحمل و مغاير با حقوق بشر دانسته است .
افزون بر موارد پيش گفته ، روزنامه هاى ديگر كه در اين طيف قرار مى گيرند، روزنامه الشعب چاپ اول الجزاير، صواالاسلام و المنار چاپ بغداد هستند. براى مثال روزنامه الشعب در خبرى تحت عنوان پيام علماى ايران ضمن حمايت صريح از امام ، رهبران دولتهاى اسلامى را براى نجات ايران را از دست حكومت شاه فرا مى خواند. (70) اما در برابر خط موافق مخالفينى قرار مى گيرند كه از حيث كميت بيشتر بوده اند و اين خط موافق ، مخالفينى قرار مى گيرند كه از حيث كميت بيشتر بوده اند و اين خط اساسا مطبوعاتى را در بر مى گرفت كه ماهيتى وابسته داشته اند؛ چنان كه با پيروى از غول هاى خبرى جهان در دستگاه پهلوى ، رويكردى تخريبى به تبعيد امام ره داشتند. عموما شيوه اين دسته از رسانه ها همسو با پيام هاى داخلى اى بود كه از سوى حاكميت اعمال مى شد. روزنامه ها و رسانه هايى از اين دست با تطميع و تحريك ساواك در پى ترسيم سيماى منفى از نهضت اسلامى و رهبرى آن بودند، زيرا در مطالب آنها به روشنى مشخص است كه همان اصطلاحات و تعابير ارتجاعى ، آشوب طلب ، ضد قانون و به طور كلى تخريب كننده اى را كه توسط تبليغات ايران مطرح مى شد، به كار مى گرفتند كه از آن جمله مى توان به روزنامه ينى گازت چاپ آنكارا و جنگ چاپ كراچى اشاره كرد. اين دو نشريه طورى وانمود مى كردند، كه امام ليدر مرتجعين است و از آن جايى كه مخلم نظم و امنيت كشور تلقى مى شده ، بعيد گرديده است . (71)
البته ، با توجه به اين حركت هاى شبهه افكنانه ، خط مخالف نيازمند به كارگيرى همه جانبه از تمامى رسانه ها بود، لذا به موازات چنين اقداماتى خبرگزاريهاى رويتر، آسيوشيتدپرس و يونايتد پرس كه بخش عمده اخبار و اطلاعات رسانه هاى داخلى و خارجى را تامين مى كردند نيز به مدد گرفته شدند. اين رسانه ها ضمن ارايه اين خبر كه آيت الله خمينى به يكى از رهبران شيعه ، از سى حكومت ايران به تركيه تبعيد شده ، وى را ايجاد كننده شورش هاى ضد دولتى سال 1342 كه منجر به قتل عام صد تن گرديد، دانستند. همچنين راديو بى بى سى با توسل به حيله هاى خبرى با رويكرد ايجابى در صدد مخدوش ساختن چهره رهبرى نهضت برآمده و علت تبعيد امام ره اختلافات ناشى از اصلاحات ارضى ذكر كرده است . (72)
بايد اذعان نمود در پيش گرفتن چنين مواضعى از سوى اين راديو، به انگيزه ضربه زدن به حركت اسلامى مى بوده ، چرا كه استعمال يك سرى واژه ها در اخبار اين رسانه ها از جمله واژه پيشواى بزرگ از سوى راديو بى بى سى بهانه اى به دست رژيم داد تا براى ضربه زدن به امام از آنها بهره بردارى نمايد. ليكن از آن جايى كه فرايند اطلاع رسانى اين رسانه ها در جهت خواست مخاطبان سير نمى كرد، نه تنها نمى توانست منشا اثر واقع شود، بلكه به رغم ميل آنها، امام و نهضتش را كانون توجهات افكار ايران و جهان قرار داد، به طورى كه اين امر به موازات انباشت تقاضاهاى مكرر مردم براى لغو تبعيد امام باعث كه كميسيون حقوق بشر در مقام اقدام قانونى از دبير كل سازمان ملل متحد درخواست ختم تبعيد را بنمايد. اين هر چند از سوى آن سازمان پيگيرى چندانى نشد، مع الوصف طرح آن به همراه فشارهاى ديگر مقامات داخلى و خارجى باعث شد تا رژيم وادار به تغيير مل تبعيد امام از تركيه به عراق شود از اين رو مهرماه 1344 امام ره عراق تبعيد كردند، اما از آنجايى كه مطلوب دلخواه رژيم يعنى خنثى ساختن در حوزه مطبوعاتى پيك ايران در 16 ارديبهشت 1345، متن سه نامه امام به روحانيون ايران را خواند. اين اقدام مشكوك بهانه اى شد تا ساواك مقاله اى را تنظيم و براى انتشار به روزنامه فرمان تسليم كند. در اين گزارش آمده است : محترما به عرض مى رساند:
راديو پيك ايران اخيرا مطلبى در موردامام خمينى عنوان كرده بود كه به پيشنهاد مديرت كل اداره سوم و تصويب تيمسار رياست مقرر گرديد مورد استفاده تبليغات در جرايد قرار گيرد. (73)
از آن چه گفته آمد به روشنى دريافت مى شود كه خط تبليغاتى داخل و خارج با هماهنگى ستادى واحد اولا، خط سانسور و ثانيا، در مواقع ضرورى خط تخريب امام را به عنوان دستورالعملى در بطن برنامه هاى خود داشته اند.
پی نوشت
60- احياء كاپتولاسيون شاهد، بهمن 1362، صفحه 24
61- احيا كاپتيولاسيون شاهد، بهمن 1362، ص 24
62- جلال الدين مدنى ، پيشين جلد 2، ص 76
63- مسعود بهنود، پيشين ص 50
64- صحيفه نور جلد يك ص 149
65- همان ص 140-139
66- جلال الدين مدنى ، پيشين ، صفحه 102
67- مهد محسنيان راد، پيشين ، ص 195
68- سيد حميد روحانى ، پيشين ، جلد يك ، ص 744
69- همان جلد دو، ص 133
70- همان ، ص 66-65
71- همان
72- همان ص 64
73- همان ص 188



نوشته شده در   سه شنبه 11 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ