پنجشنبه 3 بهمن 1398 | Thursday, 23 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390     |     کد : 15180

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره در آغاز حركت 1

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره در آغاز حركت 1

فصل دوم : رويكرد مطبوعات به امام خمينى ره  در آغاز حركت 1
دهه چهل ، آغاز نهضت امام خمينى ره  الف : دهه چهل ، آغاز نهضت امام خمينى ره
- وقوع پاره اى از رويدادهاى همچون پيروزى انقلاب الجزاير، و در پى آن اجراى اصلاحات ارضى در آن كشور و نيز به بار نشستن نهضت ملى شدن نهضت نفت در فاصله سالهاى 1329-1332 و پس از آن تحديد منافع استعمار و رخدادهاى مشابه ، به سطح حداقلى از آگاهى هاى سياسى مردم برخى از كشورهاى جهان سوم ازجمله ايران منجر گشت . در همين حال ، بحران اقتصادى ، اجتماعى و سياسى ناشى از حوادث سالهاى پس از كودتا در جامعه و ساخت و دولت تاثير به سزايى نهاد. بنابراين ، به منظور جلوگيرى از نفوذ كمونيسم اى يك سو و حركات استقلال طلبانه مردمى از سوى ديگر، استراتژى انجام انجام اصلاحات در كشورهاى جهان سوم - از جمله ايران - در راس برنامه هاى زمامداران آمريكا قرار گرفت .
دولت آمريكا به خوبى دريافته بود كه كشورهاى كمتر توسعه يافته با طى طريق در مسير توسعه ، به واسطه اى طرح شعارهاى اصلاح طلبانه از جمله اصلاحات ارضى ، از پتانسيل رو به رشد جنبش هاى مردمى به دور خواهند ماند.
اين استراتژى در پيامى كه كندى در 4 خرداد 1340 به كنگره آمريكا فرستاد به روشنى مشخص است . در اين پيام آمده است :
پيامهاى نظامى نمى تواند به كشورهايى كه به عدالتى اجتماعى و هرج و مرج اقتصادى ، راه خرابكارى را در آنها باز كرده كمك نمايد. آمريكا نمى تواند به مشكلات كشورهاى كم رشد فقط از نظر نظامى توجه كند.... به همين جهت است كه بايد پاسخ ما به خطراتى كه متوجه اين كشورهاست ، جنبه خلاق و سازنده داشته باشد. ما مى خواهيم در اين كشورهاى اميدوارى پديد آيد. اگر ما به مشكلات ملتها فقط از نظر نظامى توجه كنيم ، مرتكب اشتباه عظيمى خواهيم شد؛ زيرا هيچ مقدار اسلحه و قشونى نمى توانند اصلاحات اجتماعى كنند و اقتصاد خود را توسعه دهند، ثبات و استوارى ببخشند. (31)
بنابراين ، از منظر آمريكاييان ، ايران نيز يكى از مناطقى بود كه به لحاظ قابليتهاى سياسى و اجتماعى ، خصوصا موقعيت ژئوپلتيكى و همسايگى با شوروى خطر رشد كمونيسم در آن شديدا احساس مى شد.
بنابراين ، استراتژيستهاى غربى اصلاحات ارضى را راه حل اصلى اين امر تلقى مى نمودند. (32) در اين راستا طرحى موسوم به طرح كندى - روستو از سوى آمريكاييها پيشنهاد شد. در آغاز براى اين منظور على امينى نخست وزير وقت به عنوان مجرى اين طرح انتخاب شد. امينى كه خواهان نخست وزيرى وقت به عنوان مجرى اين طرح انتخاب شد. امينى كه خواهان بسط و گسترش هر چه بيشتر قدرتش بود، با مسافرت به آمريكا آمادگى خود را اعلام كرد. در پى اين ماجرا، دستگاه هاى تبليغاتى داخلى و خارجى من جمله ، دست اندركار پيشبرد پروژه اى ديكتاتور اذهان شدند تا به اين طريق با اميدوار ساختن مردم به امورى موهوم پتانسيل نارضايتى آنان در بسترى آرام خنثى شود.
در اين مورد روزنامه اى اطلاعات به نقل ازفيليپ تالبوت معاونت وزارت خارجه آمريكا نوشت :
... ايران با تشويق ها و كمكهاى آمريكا، شروع به اجراى برنامه شجاعانه كه عبارت است از: تثبيت اوضاع سياسى ، دورنماى اميد بخشى براى تضعيف و رفع مشكلات داخلى سومين برنامه توسعه و عمران در اين كشور نويد مى دهد. اين برنامه كه در سال 1963 ميلادى مطابق با 6 بهمن 1341 آغاز مى شود، كاملا جديد و پر ارزش خواهد بود. (33)
به دنبال تصويب اين قانون در 20 دى ماه 1340 تمام مطبوعات آمريكايى و غرب ، از جمله نيوزديلى و خبرگزارى يونايتد پرس ، در 11 آمريكايى و غرب ، از جمله نيوزديلى و خبرگزارى يونايتد پرس ، در 11 ژانويه به تحسين و تمجيد آن پرداختند، و همين كندى نيز از شاه و امينى تشكر كرد. (34)
البته ، بايد ياد آور شد كه در اين بين ، شاه كه از قدرت رو به رشد امينى وحشت كرده بود، براى حذف آن تصميم مى گيرد كه به استقبال دستورات آمريكا رود. بنابراين ، ضمن تجديد سازمان دولت و مسافرت به آمريكا در فروردين ماه 1341 با توسل به انقلاب سفيد يا انقلاب از بالا و با حمايت و پشتيبانى كمك هاى همه جانبه ايالات متحده ، به بهانه توسعه و عمران به اجراى سياستهاى آمريكا اقدام كرد و نظام بى رحمى را براى سركوبى سياسى برقرار نمود. (35)
او در بخش ديگرى از برنامه هاى خود مى كوشد تا در قالب حمايت از حقوق زنان پروژه مورد نظر را به پيش ببرد؛ بنابراين ، در روز 16 مهر ماه به عنوان پيش در آمدى بر طرح آمريكايى ، روزنامه ها با تيترى تحت عنوان حق راى براى زنان انتشار يافت . در اين اعلاميه براى انتخاب شوندگان ، قيد مسلمان بودن برداشته شده بود. همچنين ، منتخبين مى توانستند در مراسم تحليف ، به كتاب آسمانى خودساير اديان سوگند ياد كنند. (36) در پى اين اقدام ، روحانيون ، دانشجويان و برخى از اقشار مردم به رهبرى امام مبارزه موفقيت آميزى را براى الغاء قوانين جديد حاكم بر انتخابات انجمن هاى ايالتى ولايتى كه بستر سازى مبانى نظرى و طرح دين زدايى محسوب مى شد، آغاز نمودند. اين حركت باعث شد تا دولت نسبت به عواقب كار آگاه شود، لذا با لغو تصويب مذكور از مواضع خود عقب نشست .
در اين زمان شاه كه راهى جز اجراى فرمان آمريكا نداشت و از سويى به گفته داريوش همايون مصمم بود تا به نظام خود جان تازه بدمد، حاضر به عقب نشينى نبود. پس به خيال اين افكار عمومى به اصل موضوع منحرف گشته ، اصول انقلاب سفيد را به رفراندم گذاشت . اين به خصوص در قم با تقلب و تهديد گسترده همراه بود. از اين رو امام خمينى تصويب اقدامات پيشنهاد شده را تمهيدى براى تقويت ديكتاتورى شاه واعمال سيطره آمريكايى ها در ايران به شمار آوردند و ضمن تقبيح شديد رژيم پيوندهاى غير رسمى اما مهمى را كه شاه با اسرائيل برقرار مى كرد را نيز به باد انتقاد گرفتند.
افزون بر اين مطالب ، نظر فضاى تك صدايى جامعه ، امام با تاويل و تفسير مسائل مختلف در كلاس هاى درس در حوزه ها، مردم را از عواقب اصلاحات رژيم آگاه ساخت و جملگى مردم را به قيام فراخواند. هر روز دامنه اى مخالفت وسيع مى شد. امام طى اعلاميه اى ، نوروز 1342 را عزاى ملى اعلام كردند و متعاقبا روابط ايران و اسراييل را در اين اعلاميه مورد حمله قرار دادند و چندى بعد كماندوهاى رژيم مدرسه فيضيه را به خاك و خون كشيدند. با حمله گارد به مدرسه فيضيه ، حوزه هاى علميه سراسر كشور به اعتراض برخاستند و بازارهاى تعطيل شد. امام طى اعلاميه اى خواستار دستگيرى و محاكمه عاملان حادثه فيضيه شدند. (37)
پيامهاى امام گروه هاى مختلف كشور را سخت به حركت در آورد و در عاشوراى همان سال يعنى 1342، على رغم اتخاذ تدابير امنيتى از سوى رژيم طى سخنانى ، شاه و آمريكا را رسوا كرد. صبح عاشورا يكى از ماءموران شاه به منزل امام خمينى ره وارد شد و پس از معرفى خود، به امام گفت : من از طرف اعلى حضرت ماءمورم به شما ابلاغ كنم كه اگر امروز بخواهيد در مدرسه فيضيه سخنرانى نماييد، كماندوها را به مدرسه مى ريزيم و آن را به آتش و خود مى كشيم . امام در پاسخ فرمودند: ما هم به كماندوهاى خود دستور مى دهيم كه فرستادگان اعلى حضرت را تاءديب نمايند. (38)
پيرو اين قضيه ، امام و عده اى ديگرى از آيات عظام دستگير و زندانى مى شوند. به دنبال جسارت رژيم ، روز 15 خرداد 1342، اقشار مختلف تهران ، قم ، تبريز و... به خيابانها ريخته ، دست به اعتراض و راهپيمايى مى زنند. در اين موقع ، شاه براى حفظ تاج و تخت خود با مشورت علم ، پاكروان و نصيرى تصميم به قتل عام مردم مى گيرد. بدين ترتيب ، جنايى را مرتكب مى شود كه از حافظه مردم هرگز خارج نمى شود. از اين رو، 15 خرداد 1342 نقطه اى عطفى است كه در 22 بهمن 1357 به بار نشست .
با توجه به اين بسترها و سوابق ، اكنون زمان آن فرا رسيده است كه بنگريم مطبوعات كه اساسا به منظور انعكاس حقايق و واقيعت هاى موجود در جامعه ، با هدف رساندن اطلاعات ، تجزيه و تحليل رويدادها، و در نهايت پرورش افكار عمومى تشكل يافته است ، نسبت به نهضت امام خمينى ره كه قيام 15 خرداد نقطه عطف آن تلقى مى شد، چه رويكردى داشته است .


ب : رويكرد مطبوعات به قيام 15 خرداد
با شكل گيرى هسته اوليه نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى ره ، عمليات تخريب و تحريف آن از سوى صحنه گردانان رژيم خودكامه به طور جدى آغاز شد و از اين رهگذر به طرق مختلف ، سه مقوله زر و زور و تزوير را به مدد گرفتند تا شرايطى ايجاد شود و امام در محاق قرار گيرد، اما اين طرح با فرياد اعتراض آميز و رسوا كننده رهبرى نهضت عليه پروژه آمريكايى انجمنهاى ايالتى و ولايتى و نيز ساير اقدامات خلاف شرع و قانون رژيم خنثى حالتى كه رژيم نتوانسته بود در سياست تخريب موفقيتى حاصل نمايد؛ براى جهت دهى به افكار عمومى تمامى وسايل ارتباطى نوين از قبيل راديو، تلويزيون و خصوصا مطبوعات را در حوزه داخلى و خارجى به استمداد طلبيد.
بنابراين رسانه مطبوعات به عنوان ابزارى توجيه گر اهداف ونيات حاكميتى كه در قالب يك سرى اصلاحات رخ نمودبود، عمل نمود؛ تا جايى كه همصدا با حكومت با مواضعى غير اخلاقى ، محصولات تخريب كننده آنان را تبليغ و ترويج مى كرد. البته از آن جايى كه تاكتيك سانسور مقدم بر ديگر تكنيكهاى خبرى بود، به نحوى كه هر خبر مخالفى را در هر پايه و سطحى تا سرحد ممكن سانسور مى كردند. در غير اين صورت رويه حاكم بر مطبوعات ، همان تحريف و واژگون نمايى حقايق بود. به طورى كه مى توان گفت همين رويه نيز در خصوص واقعه 15 خرداد در پيش گرفته شد؛ زيرا رخداد مذكور به گونه اى نبود كه سايه سنگين سكوت دستگاه مطبوعاتى كشور قادر به پوشاندن آن باشند؛ لذا از همان ابتداى كار، عزم خود را بر طرح سناريوى انحراف افكار جزم كردند. اين گفته در روزنامه صداى مردم آشكارا به چشم مى خورد.
به هر حال ، به رغم تمام ترفندها، بازتاب قيام 15 خرداد و نيز عكس العمل اقتدار گرايانه حاكميت ، بخشى از اذهان را به شدت متاثر ساخت و باعث شد تا دامنه فعاليت هاى نهضت امام ره در همان حركت آغازين به حوزه هاى گسترده ترى كشانده شود. در چنين موقعيتى ، رژيم با تحكيم فضاى تك صدايى به ويژه در عرصه مطبوعات ، رويكردهاى متفاوتى را در جهت پيشبرد طرح ذهنيت سازى و اغتشاش در اذهان مردم براى سركوب مخالفين در پيش گرفت .
1- رويكرد ابزارى به روحانيون وابسته
در اين رويكرد، حكومت به درستى مى دانست كه بنياد تمامى باورها، نگرشى ها، رفتارها و عقايد عامه مردم ايران بر اساس مذهب شكل گرفته است همين طور دريافته بود كه مردم اين ديار، هميشه چشم انتظار روحانى اى هستند تا اصول و احكام دين را تبليغ كند و ترويج نموده آنها را همواره در مسير اسلام هدايت كند. از اين رو، شان روحانيت نزد رژيم و كارگزارانش ‍ اهميتى فزاينده داشت ، به گونه اى كه در روز 16 خرداد 1342، يعنى روز پس از قيام خونين خونين 15 خرداد، پاكروان معاون نخست وزير و رئيس ‍ سازمان اطلاعات و امنيت كشور، طى كنفرانس مطبوعاتى كه در پى اين جريان ترتيب يافته بود، گفت :
مذهب رسمى ايران ، مذهب اثنى عشرى است ، مذهب ما مانند مليت و سلطنت از تجليات موجوديت ماست ... و اين كه در قانون اساسى مامذهب شيعه را مذهب رسمى كشور تعيين كرده اند ما مذهب شيعه را مذهب رسمى كشور تعيين كرده اند، انعكاسى است از اين حقيقت رسمى كشور تعيين كرده اند، انعكاسى است كه از اين حقيقت مسلم كه تمام ايرانيان غير از اقليتهاى كوچكى ، مسلمان هستند و يكسان به دين خود علاقه مندند. (39)
چنين سخنانى اگر اساسا در مقام عمل دچار تضادى بود كه ضعف و فسادش برهمگان مشخص بود، و دست كم ، بخشى از دينداران و خردورزان جامعه آن روز واقف بودند كه قيام 15 خرداد واكنشى است به تجاوز حريم دين ؛ مع الوصف ، اين گونه از دين سخن راندن ، آن هم از سوى چنين فردى ، حكايت از عمق و نفوذ دين اسلام در ميان تمامى لايه هاى اجتماعى جامعه داشت و در اين ميان ، روحانيون به عنوان نگهبانان اصلى دين در پايگاه رفيعى جاى داشتند. به طورى كه او در ادامه كلامش ‍ مى گويد:
بين ايرانيان طبقه اى هست به اسم روحانى و اينها وظيفه دارند اصول دين را به ساير هموطنان خود بياموزند و آنها را در راه خدا صحيح مذهب فقط جنبه معنوى دارند؛ جامعه بر آنها احترام خاصى قائل است . (40)
اين مهم يعنى نفوذ فزاينده روحانيت در جامعه خود عاملى بود تا سردمداران نظام شاهنشاهى براى نجات خود برابر موج اسلام خواهى مردم به رهبرى امام ، به نقطه اى آسيب پذيرى روحانيت يعنى روحانى نماها، نفوذ كنند و از اين طيف در دستيابى به مقاصد خودبهره گيرند.
براى نمونه مى توان از روحانى على نخعى معروف به افصح المتكلمين نام برد كه با صدور اعلاميه و گزارش هم به صورت علنى از طريق مطبوعات و هم در چارچوب گزارش هاى محرمانه به مراكز امنيتى ، در تلاش بود تا مردم را به نفع دستگاه دولتى به آرامش و پرهيز از هر نوع عملى كه منجر به شورش و انقلاب مى شد، فراخواند و در نهايت به تضعيف جايگاه امام در فرايند مبارزه عليه حكومت بپردازد. آنان حتى در اين راه با سوء استفاده از كلام برخى از روحانيون معتبر سعى در انحراف افكار به نفع خود داشتند. نقل مطلبى از روزنامه صداى مردم و نيز اشاره به يك تحليل خاص ، به روشنى صحت و سقم اين مدعا را نشان مى دهد.
روزنامه صداى مردم يكى از شماره هاى خود از زبان آيت اله سيد طباطبايى قمى چنين مى نويسد:هيچ كس حق ندارد عملى كه بر خلاف نظم و آرامش انجام دهد و هر فردى كه مرتكب چنين اعمالى بشود، از ما نيست ... و تنها بر مبلغين و گويندگان و متدينين لازم است كه اعلام به آرامش ‍ بفرمايند و در آينده هر مطلب ضرورى پيش آيد، جامعه روحانيت به اطلاع عموم خواهد رسانيد، وظيفه عموم را تبيين خواهد نمود. (41)
اين در حالى بود كه امام با خطاب قرار دادن دانشجويان ، روحانيون و ساير رهبران فكرى جامعه ، دمادم به آنان جانى فعال و پرشور مى بخشد. او نيك مى دانست كه در اين شرايط هر نوع آرامش و انفعال ، تنها به تحكيم پايه هاى حكومت استبدادى شاه منتهى مى شود اما همان - گونه كه آمد - ساواك به تبعيت از شاه براى مقابله با جريان مخالف ، استراتژى از وابستگان خود معروف به افصح المتكلمين ، خدمت آقايان حاج شيخ عبدالنبى عراقى ، سيد كاظم شريعتمدارى و حضرت امام خمينى اين سياست را دنبال نمود. (42)
بدين ترتيب ، در برابر حركت نهضت ، دسته اى از روحانى نماها قرار داشتند كه مورد استفاده ابزارى رژيم قرار مى گرفتند و پيامهاى آنان با شكل و لعاب دينى همراه با سفسطه هاى مختلف از طريق مطبوعات ابلاغ و انتشار مى يافت . اين شيوه همواره تا مرحله به بار نشستن نهضت اسلامى ندارم يافت و در خلال دو دهه چهل و پنجاه ، نهضت و رهبرى آن را پيوسته در مظان اتهامات شبه دينى قرار دادند؛ به گونه اى كه براى مقابله با هر مخالفى به نام دين و به مدد آنان فتوا و اعلاميه صادر مى شد.
دكتر ناصر كاتوزيان ، در مطلبى درباره انقلاب اسلامى مى نويسد:
صفت ارز و عامل محرك همه نيروهاى اجتماعى مقوله نفرت از حاكمى بوده است ؛ نفرت از حكومت و همه مظاهر آن ، زيرا حاكميت نه تنها شعائر مذهبى را به باد استهزاء گرفتند و بى عفتى و فسق و فجور را سهولت و رونق بخشيدند، بلكه به پرورش آخوندهاى دربارى دولتى دست يازيدند(43) تا به تعبير دكتر شريعتى از مذهب ، عليه مذهب ، عليه مذهب استفاده كنند كوتاه سخن آن كه ، اگر چه روحانى از اين دست وجود داشتند كه هم در حوزه هاى عملى و هم در حوزه هاى نظرى و تئوريك به طرز انداختن طرح هاى سازمان يافته از تمامى مجراهاى اطلاعت رسانى ،انداختن طرح هاى سازمان يافته از تمامى مجراهاى اطلاعت رسانى ،جدى درگير شكل دهى افكار عمومى به نفع رژيم استبدادى بودند و در انداختن طرح هاى سازمان يافته از تمامى مجراهاى اطلاعت رسانى ، خصوصا از رسانه مطبوعات تمسك مى جستند، ليكن اقدامات هوشمندانه امام ره از طريق سخنرانى در كلاسها درس و در بين روحانيون متعهد و نيز صدوراعلاميه ، همه طرح هاى ذهنيت ساز دستگاه را از حيز انتفاع ساقط مى نمود.
2- رويكرد تخريبى
سلب و تخريب ، از ديگر رويكردهايى است كه از بدو تكوين نهضت اسلامى تا طليعه پيروزى انقلاب همچنان در راس استراتژى رژيم قرار داشت . اين امر اساسا از سوى مطبوعات وابسته كه از حيث كمى و كيفى بخشى از برنامه هاى تبليغاتى را پوشش مى داد، انجام مى گرفت . خط تبليغاتى رژيم از اين رهگذر تعابير و اصطلاحاتى را كه بار معنايى منفى را حمل مى كردند، در مواجهه با مخالفين خود به كار مى گرفتند. در اين ميان ، مفاهيمى نظير ارتجاع سياه ، ائتلاف ارتجاع سيا و سرخ ، آشوب طلب ، مخالف پيشرفت و ترقى مملكت ، مخالف حقوق و آزادى هاى زنان ، همدستى با فئودالها، آلت دست بيگانه و... با تيترى بزرگ صفحات اين روزنامه ها را مى پوشاند؛ تا بلكه افكار عمومى را در مسير دلخواه هدايت كنند. شاهد اين مدعا مطلبى است كه پس از زبان محمد رضا، حادثه مذكور را به مرتجعين سياه نسبت داد و آن گاه با استدلالات موهوم ، پديد آورندگان قيام را مخالفين علم و دانش قلمداد نمود. صداى مردم كه بزرگترين تيتر خود را به اين مطلب اختصاص داده بود، نوشت :تجلى روح مرتجعين سياه را در روز 15 خرداد، در تهران ديديم . سپس ، در ادامه همين مطلب ، به عنوان زير تيتر مى نويسد: ارتجاع سياه كتابخانه پارك شهر را آشوب زد، يعنى علم و دانش به درد او نمى خرد. ارتجاع سياه به كارخانه برق حمله كرد و براى اين كه كارخانجات ايران متوقف بماند و كارگران از زندگى و كار كردن محروم بشوند. (44)
و در مطلب ديگرى به استناد از سخنان شاه كه در جمع كشاورزان همدان ايران كرده بود، چنين القا مى كند كه :
ارتجاع سياه ورزشگاه را آتش زد، وسيله عبور و مرور، باجه هاى بليط فروشى اتوبوس ، آتش زده شد، براى اين كه او لابد فكر مى كند در اين قرن كه دنيا به سمت تسخير فضا مى رود، او بايد سوار الاغ يا قاطر بشود.... ارتجاع سياه به زنهاى بى دفاع در خيابانهاى تهران حمله كرد. اگر بخواهم بشمارم كه چه كردند و چه اعمال وحشيانه اى بروز دادند، از صحبت امروز خارج مى شويم . (45)
بدين ترتيب نه تنها تلاش شد تا امام ره و نهضتش را آشوب طلب ، خشونت گرا، تشنج آفرين معرفى كنند بلكه سعى شد تا مخالف با حقوق و آزاديهاى زنان بنمايانند؛ با اين لحن كه ارتجاع سياه فكرش اين است كه دختران دانش آموز ديگر به مدرسه نروند، و مثل يك عضو بدبخت و بيمار و جذامى جامعه به يك گوشه اى بخزند. در صورتى كه اساس حركت امام ره بر چند اصل استوار بود، كه يكى از آن اصول عبارت بود از مبارزه با توطئه عليه زنان ؛ زير ايشان در نطق تاريخى بود در دوم ذى الحجه 1383 تصريح كرده بودند كه :... ما با ترقى زنها مخالف نيستيم ، ما با اين فحشا، با اين كارهاى غلط مخالفيم . مگر مردها آزادند كه زنها مى خواهند آزاد باشند؟ مگر آزاد مردان و زنان آزاد با لفظ درست مى شود. (46)
اما شاه و دست اندركاران او طورى وانمود مى كردند كه روحانيون مخالف با حق مالكيت كارگران و كشاورزان و همچنين قانون اساسى هستند شاه با چهره اى حق به جانب ، با توسل به مفروضات شبه صادق در ميان كارگران و كشاورزان ظاهر مى شد و با طرح سخنان شبه افكنانه ، بر آن بود تا با تحريص ‍ و تشويق اذهان آنان را منحرف ساخته و با رويكردى شبه دينى اصل موضوع را واژگون سازد. اين فرايند عمدتا از طريق رسانه هاى ديدارى - نوشتارى كه تماما در كنترل حاكميت بود - شكل مى گرفت . به عنوان مثال در اين خصوص روزنامه اطلاعات به عنوان رسانه نوشتارى چنين نوشته است :
شما قضاوت بكنيد كه اين اقدامات وحشيانه و عهد بربريت ، كدامش ‍ هزارها فرسخ از دين مقدس ما دور نيست . تمامش از لحاظ دين ما محكوم و هر كسى كه به اين اقدام دست بزند، در واقع نه دين دارد نه دنيا دارد و نه آخرت . دين مترقى اسلام ما توانسته است در احكام خود... به ما تمام اين راههايى كه مى پيماييم ، از روز اول نشان بدهد. او به ما گفته است كه مساوات چيست ؟ عدالت چيست ؟ و.... (47)
حال آن كه يكى از خواسته هاى نهضت و تلاش براى اجراى آن ، رعايت اسلام و اجراى قانون اساسى بود كه مبارزه براى الغاى تصويب نامه انجمن هاى ايالتى و ولايتى نيز از همين منظر صورت گرفت ؛ وانگهى امام ره در اوايل حركت خود به كرات تذكرات خود را به شاه و اسدالله علم در رابطه با رعايت شرع و شريعت اسلامى ، بيان فرمودند و هنگامى كه ملاحظه شد آنان نسبت به تذكرات بى اعتنا هستند، دگر بار به حكم وظيفه اسلامى از پاى ننشستند و طى تلگرافى به شاه چنين اظهار نمودند:
... با آن كه به آقاى اسدالله علم در اين بدعتى كه مى خواهد در اسلام بگذارد تنبه دادم و مفاسدش را گوشزد كردم ، ايشان نه به امر خداوند قاهر گردن نهادند، و نه به قانون اساسى و نه به قانون مجلس اعتنا نمودند و نه به نصيحت علماى اسلام ... (48)
امام ره همچنين به علم نوشتند:عطف به تلگراف سابق اشعار مى دارد، معلوم مى شود شما بنا نداريد به نصيحت علماى اسلام كه ناصح ملت و مشفق امتند توجه كنيد و گمان كرديد ممكن است در مقابل قرآن كريم و قانون اساسى و احساست عمومى قيام كرد؟و.... (49)
افزون بر شگرد تبليغاتى رژيم مبنى بر ترسيم چهره غير دينى از مخالفين در تبليغات مطبوعاتى از شيوه هاى ديگرى نيز براى تحريف حركت نهضت استفاده نمود. در اين شيوه سعى شد، ادعاى وابستگى مخالفين به جريانهاى برون مرزى اثبات شود. به اين منظور، مطبوعات وابسته شائبه كشف اسناد و مدارك را كه دال بر حمايتهاى بيگانگان از مبارزه بود ، القا نمودند تا بيش از پيش طرح ذهنيت سازى پيش برده شود. البته همان گونه كه گفته شد، با توجه به فضاى تك صدايى آن روز، اغلب جرايد، بهتر آن ديدند كه كل ماجرا را سانسور نمايند. صرفا عده اى محدود مطابق دستورالعمل هاى ديكته شده مقامات امنيتى ، واقعه 15 خرداد را تحت پوشش قرار دادند كه اين دو در يك مسير طى طريق مى كردند. آن دسته از مطبوعات كاملا رسمى به جاى سانسور موضوع ، ماموريت تحريف حقايق را يافته بودند، مشغول خلق اتهاماتى نو به نو شدند.
اين دسته از مطبوعات با ترتيب دادن به كنفرانس مطبوعاتى براى تيمسار پاكروان ، و طرح سوالات جهت دارانه نظير اين كه آيا جمال عبدالناصر رئيس جمهورى مصر در اين جريان دخالتى داشته اند، ماموريت خويش را پى گرفتند. اين ماموريت كه عمدتا توسط روزنامه هاى اطلاعات ، صداى مردم و اصفهان انجام گرفت ، طورى سازمان يافته بود كه نوشتند، قرائن بسيارى به دست آمده و براى ما يقين حاصل شده كه مقدار زيادى پول ، از خارج از كشور در اختيارامام خمينى گذاشته شده و جمال عبدالناصر در جريانات اخير نظر داشته است . (50)
روزنامه اطلاعات نيز به عنوان حلقه اى از اين زنجير، در تاييد اين سناروى از زبان محمد رضا چنين مى نويسد:
اسناد و مداركى كه به دست ما افتاده است ، دال بر اين است كه وجوه هنگفتى از خارج به اين مملكت براى ايجاد اين بلواها رسيده است ... بايد به شما بگوييم كه متاسفانه كسانى كه بساط 15 خرداد را به راه انداختند.... خيلى از آنها گفتند كه ما چه كار مى كنيم ، به ما بيست و پنج ريال داده بودند و مى گفتند دركوچه ها بدويد و بگوييد زنده باد فلانى ، ما حالا مى دانيم اين وجوه از كجا رسيده است . (51)
به علاوه اين خط مشى از جانب گروهى ديگر از روزنامه هاى آن روز دنبال مى شد. گويى هر يك وظيفه داشتند قطعاتى از يك شكل را چنان در كنار يكديگر بچينند تا معماى آنها حل شود! بنابراين ، چندان تعجب برانگيز نبود كه روزنامه ى اصفهان هم طى سر مقاله اى تحت عنوان به نام دين چرا بنويسد:
براى ما باور نكردنى است كه پيشوايان مذهبى ما آلت سياست بيگانگان گرديده و با صدور اعلاميه هاى تند و خشن و سراسر ناسزا، هموطنان خود را به قيام بر ضد دولت و مقامات عاليه مملكت برانگيزند. (52) و قس على هذا.
در چنين شرايطى مى توان گفت ، تناقضات اخبار و مطالب اين روزنامه ها نه تنها بر اهل نظر بلكه حتى بر كسانى كه اندك مطالعه اى در صفحات روزنامه ها داشتند نيز پوشيده نبود؛ زيرا اساس منطق و استدلال آنها، بر پاره اى از مفروضات موهوم استوار بود كه در خلال مطالب و نوشته هايشان منظور و محسوس بود. آنها از يك طرف ، طورى وانمود مى كردند كه اسناد و مدارك وابستگى قيام 15 خرداد در اختيارشان است ، و از طرف ديگر، اين حركت را به تبانى و همدستى با فئودال ها و مالكين زميندار متهم مى ساختند. براى مثال در سر مقاله اى كه تحت عنوان توطئه مخالفين در روزنامه صداى مردم درج شده بود، نوشته اند:
اگر كسى حوادث چند روز اخير را مخالفين شاه با كمك مالكين بزرگ ايجاد كرده اند... آنان موفق گرديدند عده اى از علما و روحانيون را وارد كشمكشهاى سياسى بنمايند و شكاف تاسف آورى به وجود آوردند. حوادث چند روز اخير به نظر ما ساخته و پرداخته مخالفين است كه با مهارت از احساسات مذهبى مردم و نارضايتى دستجات وامانده سياسى استفاده كرده اند. اين مخالفين براى وصول به اهداف و مطامع و اغراض ‍ خود از هر گونه اقدامى خود دارى ندارند. (53)
يكى از اتهاماتى را كه به طور فزاينده در مطبوعات به امام و پيروانش نسبت دادند، استفاده ابزارى از دين توسط امام بود! اين طرح به اين نحو ترسيم شد كه ابتدا از سوى شاه و كارگزارانش ، از جمله سرلشكر پاكروان ، سرپرست سازمان امنيت و اطلاعات كشور در انداخته شد، آن گاه به صورت اخبار، گزارش و مقاله در نشريات كشور بسط و اشاعه يافت . به طورى كه روزنامه صداى مردم در مقاله اى نوشت :
درد اين جاست كه به نام دين مى خواهند از مالكين بزرگ كه جز غارت دسترنج هزاران دهقان ستمديده در اين كشور، وظيفه ديگرى براى خود تشخيص نمى دهند، حمايت كنند. به نام دين مى خواهند تفنگ را دردست افراد ايلات ، آن هم افرادى از ايلات كه جز دزدى و غارتگرى پيشه ديگرى ندارند... باقى بگذارند تا هرگز اين مملكت روى امن و آسايش نبيند. (54)
بنابراين ، بخشى از مطبوعات اين دوره ، به جاى اين كه آيينه تمام نماى ملت باشد، با واژگون ساختن اخبار و حقايق و همچنين جو سازى و دستكارى مطالب مطابق خواسته هاى خود، به شكل دهى جانبدارنه و يك سو نگرانه افكار پرداختند. اين امر نيز موجب شد، تا رفته رفته روزنامه ها و نشريات كمتر با اقبال عمومى مواجه شوند و در مقابل ، مردم ضمن رويگردانى از مطبوعات به سمت سخنرانى ها، اعلاميه ها، نوارها، شبنامه ها، و به طور كلى اطلاعات زيرزمينى هدايت شدند؛ چرا كه به خوبى روشن بود كه سياست حاكم بر مطبوعات چيزى جز تحريف وقايع و سانسور حقايق نيست . به طورى كه على رغم عمق و وسعت حادثه 15 خرداد - كه به اقرار سر مقاله نويس روزنامه صداى مردم در خلال سال هاى سى تا چهل ، در نوع خود بن نظير بود - به جز چند روزنامه رسمى همچون اطلاعت ، صداى مردم و اصفهان كه آن هم در تقابل جدى با نهضت اسلامى قرار داشت ، تقريبا تمامى مطبوعات براى كم اهميت دادن موضوع ، سكوت اختيار كرده ، چيزى منتشر نساختند.
در چنين فضايى ، روحانيون به فكر چاره افتادند و براى مقابله با حاكميت تك صدايى كشور، با روى كردى مطبوعاتى دست به كار شدند، به طورى كه هنوز هفته اى از كشتار فجيع و قتل عام 15 خرداد نگذشته بود كه روزنامه اى به نام فرياد از سوى آنها شروع به كار كرد. اين روزنامه از طرف عده اى از جوانان غيور روحانى و با حمايت جمعى از بازاريان مسلمان انتشار يافت . روزنامه مذكور لبه تيز حمله را متوجه شخص شاه ساخته و او را مسئول جنايات 15 خرداد و ديگر جناياتى كه در ايران انجام گرفته بود، معرفى كرد.فرياد با تيترهاى درشت شاه و علم ديوانه شده اند و عربده هاى مستانه شاه بى پروا و شجاعانه به دريدن ماسكهاى دروغين آنها پرداخته بود و در حقيقت اين نشريه انقلابى در آن شرايط خفقان بار، اولين فريادى بود كه عليه رژيم شاه پس از قتل عام 15 خرداد سرداده مى شد. (55) اما ديرى نپاييد كه زير تيغ سانسور دستگاه امنيتى صداى او خفه شد و ديگر مطلبى ننوشت ، لذا اخبار مربوط به امام ره و نهضت اسلامى آزادى وى در مطبوعات رسمى و غى رسمى كشور در محاق بود تا اين كه اسدالله علم در تاكتيكى جديد اظهار داشت :
ملت و دولت ايران يك ملت و دولت مسلمان دينى اسلام يكى از مترقى ترين و برجسته ترين و اديان جهان مى باشد. مقام روحانيت براى ما با ارزش است . اينجانب ماموريت دارم كه مراحم و عطوفت خاص شاهنشاه را به مقامات روحانى ابلاغ نمايم . (56)
بى ترديد اين شكست فاحشى بود كه شاه پس از آن همه مبارزه با روحانيت پذيرا شد. او دريافت كه امام در قلوب ملت جا دارد و مبارزه با وى امكان ندارد. بدين خاطر سه شنبه شب 18 فروردين ماه 1342 در تاريكى شب وى را آزاد كرد و به رقم فرستاد مرد از خبر آزادى امام مسرور شدند و آن روز را جشن گرفتند. (57)
همزمان با اين اقدام ، بار ديگر خط تبليغاتى رژيم در مطبوعات آغازين گرفت و سرمقاله روزنامه اطلاعات به گونه اى تنظيم گرديد كه يعنى امام حركت خود نادم و اصول انقلاب سفيد را پذيرفته است !
اين سرمايه چنين مى نويسد:و چقدر جاى خوشبختى است كه جامعه روحانيت نيز اكنون با همه مردم همگان در اجراى برنامه هاى انقلاب شاه و مردم شده است . (58)
ولى امام ره در نطق 21 فروردين 1343، سرمقاله اطلاعات را تكذيب كرد و در آن روز افشاگرى بسيار نمود، و از مسئول روزنامه خواست كه صريحا دليل انتشار آن مقاله و منبع آن را بنويسد.
همچنين ، امام دستگاه تبليغاتى رژيم را نيز مورد انتقاد شديد قرار دادند و خواستار حذف سانسور و آزادى مطبوعات شدند. ايشان در اين نطق تاريخى صريحا راديو و تلويزيون و خصوصا مطبوعات را وابسته و مجراهاى القائات دين ستيزانه حاكميت نامشروع دانستند. معظم له در نطق مذكور خطاب به دانشجويان دانشگاه تهران ايراد فرمودند، چنين اظهار داشتند: آقايانى كه در دانشگاه هستند برسانند به همه كه روحانيت با اين انقلاب سفيد موافق نيست . ما كه وسيله انتشار نداريم ، همه چيز را از ما گرفته اند، تلويزيون و راديو را از ما گرفته اند. تلويزيون كه در دست آن نانجيب است ، راديو هم كه در دست خودشان است ، مطبوعات ما كثيف است . (59)
اين موضع قاطع و شفاف امام ره در برابر خط تبليغاتى حاكميت ، باعث شد تا رژيم نماينده اى را به رقم فرستاده و تعهد كند كه ديگر چنين اتهاماتى را متوجه مقام روحانيت ننمايند.
به هر تقدير، همان گونه كه امام ره فرمودند، مطبوعات همگام با رژيم نهضت اسلامى و مخالفت هاى علنى و پنهانى را از تيغ سانسور گذرانده تنها به منويات ساخت قدرت نظر داشتند و تا تصويب كاپتولاسيون و تبعيد رهبرى نهضت اقتدار گريان ترجيح دادند كه نشريات كشور خط سكوت را پى گيرند.


پی نوشت
31- عمادالدين باقى ،بررسى انقلاب ايران ، جلد يك نشر تفكر، قم 1370 ص 160-161
32- حسين عظيمى فرهنگ و توسعه نشريه ايران فردا، سال اول ، شماره دوم مرداد و شهريور 1370 ص 48
33- روزنامه اطلاعات ، 6 تير ماه 1340
34- همان 19 فروردين ماه 1341
35- مارتين واكر، ترجمه م قائد، قدرتهاى جهان مطبوعات ، پايا، كرج 1372، ص 378
36- مسعود بهنود، از سيد ضياء بختيار، جاويدان ، تهران 1369، ص 480
37- همان ص 478-488
38- روحانى ، حميد، پيشين ، جلد يك ، ص 451
39- آقايان خمينى و قمى ، بازداشت شدند، صداى مردم 16 خرداد 1342
40- همان جا
41- اعلامه آيت طباطبايى قمى . صداى مردم 6 خرداد 1342
42- تحليل يك روحانى نماى وابسته از امام خمينى . 15 خرداد شماره 25، بهار 1376
43- مهدى محسنيان راد، انقلاب مطبوعات و ارزشها، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى ، تهران 1357، ص 190.
44- تجلى روح مرتجعين سياه را روز پانزده خرداد در تهران ديديم . صداى مردم 19 خرداد 1342
45- همان
46- على دوانى ، نهضت روحانيون ايران ، چاپ دوم ، جلد 4-3، مركز اسناد انقلاب اسلامى ، تهران 1377
47- ارتجاع سياه ، ماهيت خود را نشان داد، 19 خرداد 1342
48- امام خمينى ره صحيفه نور، جلد يك ، سازمان مدراك فرهنگى انقلاب اسلامى ، تهران 1370، صفحه 35
49- همان صفحه 43
50- تيمسار پاكروان ، صداى مردم ، 16 خرداد 1342.
51- ارتجاع سياه ، ماهيت خود را نشان داد، اطلاعات ، 19 خرداد 1342.
52- امير قلى امينى به نام دين چرا اصفهان ، 22 خرداد 1342.
53- توطئه مخالفين ، صداى مردم ، 19 خرداد 1342
54- همان ، 19 خرداد 1342
55- حميد روحانى بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى جلد يك راه امام چاپ يازدهم ، ص 612
56- كاپتيولاسيون از طرح تصويب تا لغو، جوانان امروز، 4 آبان 1360، ص 58
57- همان
58- جلاالدين مدنى ، تاريخ سياسى معاصر ايران ، جلد دو، انتشارات اسلامى 1361، ص 70
59- صحيفه نور، جلد يك ، صفحه 99


نوشته شده در   سه شنبه 11 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ